سفرنوشت

نیوزلند، مزرعه ای در جنوب اوکلند

نیوزلند

مزرعه ای که دیشب توش خوابیدیم دویست تا گاو شیرده داره. ساعت شروع دوشیدن گاوها چهار صبح شروع میشه و من بدلیل خستگی زیاد دیدنش رو از دست دادم. مزرعه دو تا ساختمان داشت. ساختمانی که ما توش بودیم پنج تا اتاق خواب داشت و یک پذیرایی بسیار بزرگ. همه جا کاملا تمیز بود و با چیزهای قدیمی و آنتیک تزیین شده بود. ساعت ده صبح مَندی صبحانه ما شامل نون و کره و عسل و تخم مرغ و شیر تازه رو برامون آماده کرد و بعد از صبحانه قسمت های مختلف مزرعه رو به همراه برّه بانمکش لیلی نشونمون داد. موقع خداحافظی هم دو تا استیک که از گاوهای خودشون بود بهمون داد.

مزرعه ای که دیشب توش خوابیدیم

مزرعه ای که دیشب توش خوابیدیم

توی مسیرمون به سمت شمال باید از اوکلند رد میشدیم و تمام سعیمون رو کردیم قبل ساعت سه و شروع ترافیکش اینکار رو انجام بدیم.

ساعت هفت عصر رسیدیم به آبشار پیروآ که خیلی کوچک بود ولی چون تقریبا توی مسیر بود ارزش دیدن داشت. ساعت هشت شب رسیدیم به دهانه غار وایپو. نوشته شده بود وارد بشی و از طرف دیگه خارج بشی نود دقیقه طول میکشه. رابین که تجربه خوبی از غار قبلی نداشت حاضر نشد بیاد توی غار و تنهایی وارد شدم. یک رودخانه وارد غار میشد که در طول غار هم ادامه داشت. غار بسیار گل آلود و لیز بود و بهترین مسیر همون توی رودخانه رفتن بود. بعد دو دقیقه اشکال زیبای داخل غار شروع شد و دو دقیقه بعد کرم های شب تاب سقف غار رو تزیین کردند. کمی جلوتر غار چند شاخه میشد و هیچ علامت راهنمایی که کدوم مسیر اصلیه وجود نداشت. تاریکی، تنهایی، ترس و آب سرد رودخانه باعث شد از ادامه منصرف بشم و قبل از اینکه راه ورودم رو گم کنم برگردم.

کنار غار میشد خوابید ولی اینقدر پشه بود که ترجیح دادیم یک ساعت به سمت شمال رانندگی کنیم و توی پارکینگ یک زمین راگبی بخوابیم.

تاریخ سفر: پاییز ۱۳۹۵

احمد خانی

احمد خانی عاشق سفر و دیدن سرزمین های متفاوت

بدون دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
ادامه...