سفرنوشت

سفرنامه نروژ؛ روز دوم: پیش به سوی سنگ شراگ بولتن

نروژ

روز دوم حدود ۷ صبح از خواب بیدار شدیم. پیام خیلی خوب توی چادر خوابیده بود ولی من روی صندلی عقب ماشین اصلا راحت نبودم. صبحانه خوردیم و حرکت کردیم. طبیعت کوهستانی و سرسبز با نهرها و دریاچه های زیبا و تک خونه های وسط دشت توی مسیر دیده میشد. یک جا توقف کردیم و توی کوهستان کمی پیاده روی کردیم ولی باد به بقدری شدید بود که زود برگشتیم توی ماشین.

این منطقه سقف شیروانی همه خونه ها پر از گیاه بود و از دیدنش سیر نمیشدیم. کنار یکیشون که پشتش آبشار بود توقف کردیم و عکس گرفتیم.

جاده ای که از میان دشت و‌ دریاچه ها عبور می کرد

جاده ای که از میان دشت و‌ دریاچه ها عبور می کرد

مادرشون شیر‌ نداد، دست به دامان ماشین شدند! 😄

مادرشون شیر‌ نداد، دست به دامان ماشین شدند! 😄

آبشار همه جای نروژ دیده میشه

آبشار همه جای نروژ دیده میشه

مقصد امروزمون سنگ معروف شراگ بولتن Kjeragbolten بود. ۱۰ صبح به آخرین جایی که میشد با ماشین رفت رسیدیم.

پارکینگ اصلی ورودی ۲۰۰ کرونی داشت که ما نرفتیم. حدود ۲ کیلومتر قبل از پارکینگ اصلی کنار جاده ایستادیم. اینجا نه تنها رایگان بود بلکه یک مسیر میانبر هم برای پیاده روی بود.

پارکینگ اصلی رو با جستجوی Kjerag parking توی گوگل میتونید پیدا کنید. پارکینگ شراگ تا شهر لیسه بوتن Lysebotn کمتر از ۱۰ کیلومتر فاصله داره. از پارکینگ تا سنگ شراگ بولتن ۴.۵ کیلومتر کوهپیمایی نسبتا سخت با ۳ تا مسیر شیب تند هست.

من خیلی برای این برنامه آماده نبودم و انتظار نداشتم اینقدر سخت باشه. پیام توی اینترنت خونده بود رفتش بین ۲.۵ تا ۴ ساعت طول میکشه. ما از مسیر میانبر شروع کردیم و سنگ های لغزنده و پرتگاه همون اولش من رو ترسوند. بعد از کمتر از نیم ساعت به یک دریاچه رسیدیم و با بقیه هم مسیر شدیم. بعدا فهمیدم با این مسیر شیب اول رو حذف کرده بودیم.

باد شدیدی میومد و لباس های من اصلا مناسب نبود. تغذیه هم بجز بادام چیزی نداشتیم. آب خوردن مشکلی نبود چون نهر همه جای مسیر بود. پیام که ورزشکاره و خیلی از سرعت پایین من راضی نبود سعی داشت من رو از ادامه منصرف کنه ولی کوتاه نیومدم. بهش گفتم من نیام کی قراره ازت اون بالا عکس بگیره!

توی مسیرهای شیب دار زنجیر بود که دست رو بهش بگیری و بری بالا. البته اگر همه مسیر هم دست به زنجیر میشدم شب میرسیدیم به مقصد!

قسمت هایی که شیب زیاد بود زنجیر کمکی‌ نصب شده بود

قسمت هایی که شیب زیاد بود زنجیر کمکی‌ نصب شده بود

بعضی قسمت ها‌ی مسیر هم باید دست به سنگ میشدیم

بعضی قسمت ها‌ی مسیر هم باید دست به سنگ میشدیم

توی مسیر چند بار توقف کردیم و از منظره های اطراف لذت بردیم. شیب سوم خیلی سخت شده بود ولی در عوض منظره آبدره یا فیورد لیسه Lyse fjord دیده میشد که به من حسابی انرژی میداد.

انتهای آبدره لیسه فیورد و شهر لیسه بوتن

انتهای آبدره لیسه فیورد و شهر لیسه بوتن

وقتی تابلوی ۳۰۰ متر تا شراگ بولتن رو دیدم از خوشحالی داشتم پرواز می کردم. با اینکه از نظر پیام مسیر رو آهسته اومده بودیم ولی دو ساعت بیشتر طول نکشید. ۱۰ متر آخر مسیر رو باید از روی برف رد میشدیم.

وقتی دیدم ۳۰۰ متر دیگه مونده اینجوری ذوق کردم

وقتی دیدم ۳۰۰ متر دیگه مونده اینجوری ذوق کردم

شراگ بولتن تکه سنگ نسبتا گردی هست که بین دوتا دیواره بزرگ گیر افتاده و زیرش ۱۰۰۰ متر خالی هست! دور و برش حسابی شلوغ بود. من ترس از ارتفاع دارم و قصد نداشتم روی شراگ بولتن برم.

پیام رفت توی صف ایستاد و من هم در موقعیت عکس گرفتن رفتم. صفش ده نفر بیشتر نبود و کمتر از ۱۰ دقیقه نوبت پیام شد. تا تونستم ازش عکس گرفتم. پیام روی یک پاش ایستاد که باعث شد چند نفری که کنارم بودند از ترس جیغ بزنند.

سنگ معروف شراگ بولتن در نروژ

سنگ معروف شراگ بولتن در نروژ

وقتی پیام اینکار رو‌کرد چند نفر از ترس جیغ کشیدند

وقتی پیام اینکار رو‌کرد چند نفر از ترس جیغ کشیدند

کمی اون اطراف قدم زدم و تصمیم گرفتم حالا که تا اینجا اومدم برم روی سنگ! موبایلم رو دادم به پیام و رفتم توی صف. ده دقیقه ای که توی صف بودم خیلی سخت گذشت، انتظار همچین مواقعی خیلی بده. همش سعی داشتم فکرم رو مشغول کنم تا یادم بره زیر این سنگ ۱۰۰۰ متر خالیه!

روی سنگ رفتن خودش دردسری بود چون سنگ گرد و کمی لیز بود و یک پرش کوچولو هم باید انجام میدادم. وقتی روش ایستادم اصلا به پایین نگاه نکردم. هم ترس داشت هم خیلی خوشحال بودم که انجامش دادم.

وقتی توی صف‌ بودم. این خنده برای گول زدن خودم بود، توی دلم اوضاع برعکس بود ☠️

وقتی توی صف‌ بودم. این خنده برای گول زدن خودم بود، توی دلم اوضاع برعکس بود ☠️

وقتی روی‌ یک تکه سنگ گرد بودم و زیر پام ۱۰۰۰ متر خالی بود. ترکیبی ‌از ترس و‌خوشحالی بود، البته که ترسش بیشتر بود.

وقتی روی‌ یک تکه سنگ گرد بودم و زیر پام ۱۰۰۰ متر خالی بود. ترکیبی ‌از ترس و‌خوشحالی بود، البته که ترسش بیشتر بود.

اون اطراف چند تا صخره زیبای دیگه هم بود که خوشبختانه موفق شدم پیام رو راضی کنم سراغ اون هاییش که چند ساعت پیاده روی داشت نره!

بعد از کمی عکس گرفتن مسیر برگشت رو در پیش گرفتیم. به نظر من برگشت کمی ساده تر بود. البته من مسیر میانبر رو بدلیل سنگ های لغزنده و خطر سقوطش نیومدم و راهم از پیام جدا شد. مسیر اصلی خیلی دورتر بود و شاید بهتر بود همون مسیر میانبر رو می رفتم 🙂 پیام که خیلی زودتر رسیده بود با ماشین اومد پارگینگ اصلی و با کوهستان شراگ و یکی از زیباترین و به یادماندنی ترین کوهپیمایی هایی که تا الان داشتم خداحافظی کردم.

قسمت آخر دسترسی به شراگ بولتن

قسمت آخر دسترسی به شراگ بولتن

من و پیام و‌آبدره لیسه فیورد در مسیر برگشت از شراگ بولتن

من و پیام و‌آبدره لیسه فیورد در مسیر برگشت از شراگ بولتن

زائران صخره شراگ بولتن نروژ

زائران صخره شراگ بولتن نروژ

انتهای آبدره لیسه فیورد و شهر لیسه بوتن

انتهای آبدره لیسه فیورد و شهر لیسه بوتن

کوهستان های اطراف آبدره لیسه فیورد

کوهستان های اطراف آبدره لیسه فیورد

توی منابع فارسی خیلی دیدم نوشته شده که این صخره سالانه چقدر کشته میده که صحیح نیست. تا الان کسی از روی شراگ بولتن به پایین پرت نشده ولی روی صخره های اطرافش افرادی که قصد ماجراجویی داشتند کشته شدند. توصیه من اینه در فصل تابستان به دیدن شراگ بولتن برید. با اینکه تیرماه رفتم ولی هوا سرد بود و باد خیلی اذیت کرد. هرچه صبح زودتر برید مسیر خلوت تره و بهتر میشه لذت برد، موردی که ما رعایت نکردیم.

ساعت هنوز ۴ نشده بود و داشتیم تصمیم می گرفتیم چطوری بریم به مقصد بعدیمون یعنی صخره پالپیت راک Pulpit rock. این صخره در شمال آبدره لیسه فیورد واقع شده.

ساده ترین و سریعترین راه این بود که به شهر لیسه بوتن بریم و از اونجا با ۱۰۰۰ کرون سوار اتوبوس دریایی بشیم و بعد از طی مسافتی روی فیورد به نزدیکی پالپیت راک میرسیدیم. این مسیر ۲ الی ۳ ساعت طول می کشید.

مسیر دوم که باید کوهستان رو دور می زدیم دوبرابر زمان می برد ولی در عوض سوار یک اتوبوس دریایی ۱۰۰ کرونی میشدیم. بعد از بررسی همه جوانب و همینطور مکان هایی که روزهای آینده قرار بود ببینیم نهایتا به این نتیجه رسیدیم که با حذف پالپیت راک از برنامه چیز زیادی از دست ندادیم. به این ترتیب شهر استاوانگر Stavanger هم از برنامه نروژ حذف شد.

به سمت شرق حرکت کردیم. در روستای سولسکارد Suleskard و کمپ Suleskard Fjellsenter دوش ۵ دقیقه ای آب گرم به قیمت ۱۰ کرون نروژ گرفتیم. هزینه کابین های این کمپ از شبی ۷۰۰ کرون شروع میشد که دو الی چهار نفر میتونستند در اون بخوابند.

با اینکه تیرماه بود ولی آب و‌ هوای نروژ شبیه اوایل بهار بود

با اینکه تیرماه بود ولی آب و‌ هوای نروژ شبیه اوایل بهار بود

روستای سولسکارد نروژ فوق العاده زیبا بود، تو‌ نگاه اول عاشقش شدم، شما بودید نمیشدید؟

روستای سولسکارد نروژ فوق العاده زیبا بود، تو‌ نگاه اول عاشقش شدم، شما بودید نمیشدید؟

مسیر صبح رو ادامه دادیم تا رسیدیم به پارکینگ اسکی که شب قبل خوابیده بودیم. آتش روشن کردیم و نهار سوسیس کباب شده خوردیم.

ناهار آتیشی و‌ دودی من و‌ پیام

ناهار آتیشی و‌ دودی من و‌ پیام

رودخانه های زیبا همه جای مسیر بود

رودخانه های زیبا همه جای مسیر بود

دریاچه هم همه جا بود

دریاچه هم همه جا بود

از اینجا به بعد به سمت شمال و شهر اودا Odda بود. البته خود شهر اودا جاذبه خاصی نداره ولی صخره معروف ترول تونگا در همون منطقه هست.

دشت و کوه و‌ دریاچه و برف و‌ ابر و خورشید. جاده های نروژ در مسیر شهر اودا

دشت و کوه و‌ دریاچه و برف و‌ ابر و خورشید. جاده های نروژ در مسیر شهر اودا

تمام اینترنت رو زیر و رو کردم تا بفهمم مسیر کوهپیمایی ترول تونگا چقدر سخته و چقدر خطرناکه. با یکی از دوستان کوهنوردم که شناخت خوبی از من داره هم مشورت کردم تا ببینم با توجه به فشار بیش از حدی که به خودم آوردم میتونم فردا یک مسیر سخت تر رو برم یا نه.

جاوید گفت بله میتونی ولی یک اصطلاحی رو بکار برد که از نوشتنش معذورم 😁 نهایتا به پیام گفتم فردا صبح که بیدار شدم بهت میگم میتونم بیام یا نه.

ساعت ۱۰ شب شده بود که به سه تا آبشار بسیار زیبا به اسم لاته فوسن Latefossen Waterfall رسیدیم. نیم ساعتی مشغول لذت بردن از آبشارها شدیم و چون خیلی با شهر اودا فاصله نداشتیم همون نزدیکی خوابیدیم.

قبل از خواب پیام گفت توی این دو روز‌ اینقدر زیبایی دیدم و‌ کیف کردم که اگه همین فردا صبح هم برگردیم من کاملا از سفرمون راضی هستم.

جاده های نروژ باریک ولی با آسفالت خیلی خوب بودند

جاده های نروژ باریک ولی با آسفالت خیلی خوب بودند

آبشارها که قابل شمارش نیستن توی نروژ

آبشارها که قابل شمارش نیستن توی نروژ

اقامت شب دوم‌ نروژ

اقامت شب دوم‌ نروژ

عکس آبشارها رو در سفرنامه روز سوم نروژ میذارم.

تاریخ سفر: ۲۱ تیر ۱۳۹۶

۹ دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
ف
فاطمه
۱ ماه پیش

سلام میشه لطف کنید اپلیکیشن های مورد نیاز و ضروری توی سفر رو به اشتراک بذارید

پاسخ
پاسخ
م
مهدی
۱ ماه پیش

خیلی جالبه! دیشب مادرم این عکس رو به من نشون داد ولی نمی دونستیم کجاست. همین امروز صبح که داشتم توی سایتتون می گشتم یه دفه به این سفرنامه برخوردم و فهمیدم که داستان این سنگ چیه.

پاسخ
پاسخ
س
سعیده
۲ ماه پیش

سلام
مثل همیشه عالی
بی صبرانه منتظر سفرنامه آفریقا هستم !!

پاسخ
پاسخ
ف
فاطمه
۲ ماه پیش

سلام
بسیار زیبا بود خوش بحالتون بخاطر سفرهای اینچنینی
ممنون که ما رو باخودتون همسفر می کنید.
من هر روز سایت رو چک می کنم تا ببینم مطلب جدیدی اضافه شده. نوشته هاتون واقعا ارزشمندن چون با خوندنشون حس بودن در اونجا برا ما تداعی میشه
شاد باشید و پیروز

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

مرسی از همراهیتون دوست عزیز 🌺

پاسخ
پاسخ
ح
حسین
۲ ماه پیش

بسیار زیبا، عالی و وسوسه کننده برای رفتن بود
امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید دوست عزیز

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

سپاسگزارم حسین جان

پاسخ
پاسخ
ن
نگار
۲ ماه پیش

خيلي خيلي شجاع هستين. من با وجود اينكه ترس از ارتفاع ندارم اصلا نميتونم فكرشو كنم كه برم روي اون صخره

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

تا اونجا برید روی‌سنگ هم میرید 🌞

پاسخ
پاسخ