سفرنوشت

کوزکو، پایتخت امپراتوری اینکاها

پرو

از ایستگاه مرزی بولیوی تا ایستگاه مرزی پرو ۵۰ متر راه بود. خانم پلیس پرویی بعد از ۱۵ دقیقه زیر و رو کردن پاسپورت من و چند بار مراجعه به کتاب قوانینش و همینطور مافوقش، نهایتا بدون اینکه سوالی از من بپرسه مهر ورود به پرو رو در پاسپورتم زد. فرض رو بر این گذاشتم انگلیسی بلد نبود که سوال نپرسید.

اولین چیزی که توی پرو توجهم رو جلب کرد تاکسی های سه چرخه ای بود که ما به اسم توک توک و کشور هند میشناسیمشون.

 سه چرخه هایی که بعنوان تاکسی استفاده میشه

سه چرخه هایی که بعنوان تاکسی استفاده میشه

ساعت حدود ۷ شب شده بود که سوار اتوبوس شدیم. بعد از یک ساعت به ترمینال شهر پونو (Puno) رسیدیم. مهماندار توضیح داد که ۳۰ دقیقه توقف داریم و علاوه بر تعویض بلیط ها در ترمینال باید ۲ سول عوارض خروج پرداخت کنیم. چهره افراد و ظاهرشون تفاوت چندانی با مردم بولیوی نداشت فقط داخل ترمینال قدری منظم تر بود. یک اسکناس ۲۰ دلاری رو در صرافی ترمینال تبدیل به ۵۸ سول پرو کردم. به دنبال غذای گرم بودم که، با دو تا مسافر دیگه به اسم آلیسیا و لورنزو آشنا شدم. یک زوج هنرمند فرانسوی که فهمیدم با یک اتوبوس راهی کوزکو (Cuzco) هستیم. توی یکی از کوچه های پشت ترمینال یک دست­فروش با سیب زمینی های داغ خوشمزه پیدا کردیم و سریع برگشتیم تا از اتوبوس جا نمونیم.

ساعت ۶ صبح رسیدیم ترمینال کوزکو یا کوسکو. تعداد زیادی دلال هتل به سمتمون هجوم آوردند که به زحمت از دستشون خلاص شدیم. اون موقع صبح صرافی توی ترمینال باز نبود و فرانسوی ها که توی پونو پول چنج نکرده بودند به فکر رفتن با پای پیاده به سمت مرکز شهر بودند. بهشون گفتم نیازی نیست نگران باشند، پول تاکسی رو من پرداخت میکنم. کلی تشکر کردند و به سمت هاستل انتخابی من یعنی اکوپکرز (Ecopackers) رفتیم.

هاستل اکوپکرز یک خانه مستعمراتی ۲ طبقه با دو تا حیاط و اتاق هایی دور تا دورش بود. تخت و سرویس بهداشتی تمیز، هموک هایی که جاهای مختلف هاستل بود، صبحانه رایگان خوشمزه، اینترنت پرسرعت و نزدیکیش به مرکز شهر باعث شد قیمت ۳۳ سول برای یک تخت توی اتاق ۱۴ تخته خیلی گرون به نظر نیاد. البته نیمی از تخت ها خالی بود و هاستل اونقدرها شلوغ نبود.

 حیاط هاستل بک پکرز در کوزکو

حیاط هاستل بک پکرز در کوزکو

قبل از هرکاری شروع کردم به جستجو برای پیدا کردن بلیط ورودی ماچوپیچو. فرانسوی ها گفته بودند بلیطشون رو دو هفته قبل خریدند و احتمالش کمه بلیط گیرم بیاد! طبق سایت رسمی ماچوپیچو حداکثر ۲۵۰۰ بلیط برای هر روز فروخته میشه. بلیط عادی ۱۲۰ سول برای روز بعد تمام شده بود و فقط بلیط ورودی ماچوپیچو به همراه کوه کنارش، به قیمت ۱۴۰ سول موجود بود. هرکاری کردم با لپ تاپم نتونستم رزرو کنم. به دفتر آژانس توریستی که یک گوشه هاستل بود مراجعه کردم و ازشون راهنمایی خواستم. خود آژانس بلیط رو به قیمت ۲۲۰ سول میفروخت ولی دخترک لطف کرد و با کامپیوتر خودش بلیط فردا رو برام رزرو کرد. یک شماره به من داد و گفت سایت دو ساعت بهم وقت داده برم بانک ناسیونال و ۱۴۰ سول رو پرداخت کنم.

بعد از پرداخت پول در بانک ناسیونال به دنبال راهی برای رسوندن خودم به ماچوپیچو بودم. از بین تمام گزینه ها که در سفرنوشت ماچوپیچو توضیح خواهم داد، ارزونترین گزینه که ترکیبی از سفر با ون و پیاده روی بود رو انتخاب کردم. رفت و برگشت به ماچوپیچو سه روز طول می کشید و قصد داشتم یک روز دیگه هم در کوزکو بمونم. قیمت اتوبوس از کوزکو به لیما ۱۹۰ سول بود و زمانش هم ۲۰ الی ۲۴ ساعت بود. قیمت پرواز یک ساعته تا لیما هم ۳۲۳ سول بود. از اونجایی که قصد توقف در مسیر و دیدن خطوط نازکا (Nazca Lines) رو نداشتم پرواز رو انتخاب کردم.

بعد از پرس و جو در مورد اپراتورهای موبایل پرو و جستجوی پکیج های مختلف اینترنت یک سیم کارت با ۵۰۰ مگابایت اینترنت به قیمت ۴۰ سول خرید کردم.

ساعت ۲ بعد از ظهر شده بود و معده ام داشت سوراخ می شد. راه افتادم به سمت بازار مرکزی کوزکو به اسم بازار سان پدرو. یک قسمت بزرگ بازار به حدود ۵۰ غرفه غذافروشی اختصاص پیدا کرده بود. از بین اون همه غذاهای رنگارنگ یک سوپ سبز رنگ که بیشتر شبیه آش بود سفارش دادم. چند قاشق که خوردم حس کردم مزه نا آشنایی توش هست. موبایلم را درآوردم و با نشان دادن باقالی به دختری که روی نیمکت کنارم نشسته بود با اشاره ازش خواستم از فروشنده بپرسه باقالی توی این آش هست یا نه. متاسفانه جواب مثبت بود. از دست خودم عصبانی بودم که چرا بی احتیاطی کردم و قبلش نپرسیدم، خوردن باقالی به راحتی من رو به کشتن میده. خودم رو جریمه کردم و فقط چند عدد سیب زمینی پخته شده برای ناهار سفارش دادم.

قسمت بسیار بزرگی از بازار به میوه و سبزی اختصاص داشت. ذرت های رنگارنگ بیشتر از هرچیزی توجه من رو به خودش جلب کرد. شاید اگر میوه های استوایی رو توی جنوب شرق آسیا و آفریقا ندیده بودم اونها هم برام جذاب می بودند. برگ کوکا هم به وفور پیدا می شد.

 ذرت های رنگارنگ در بازار سان پدرو شهر کوزکو

ذرت های رنگارنگ در بازار سان پدرو شهر کوزکو

 میوه های جنگلی عجیب کوهستان های آند

میوه های جنگلی عجیب کوهستان های آند

عصر و شب روز اول رو به استراحت در هاستل اکوپکرز، لذت بردن از فضای دوستانش و صحبت و تبادل اطلاعات با بقیه بک پکر ها و آماده شدن برای سفر ماچوپیچو مشغول بودم.

بعد از بازگشت از ماچوپیچو یک روز کامل در کوزکو وقت داشتم که بتونم درست و حسابی شهر رو ببینم. هاستل اکوپکرز یک تور پیاده روی مجانی داشت. تور خیلی جالب نبود و بیشتر به توضیحات تاریخی از هجوم اسپانیایی ها، مقاومت بومی ها و قیام هایی که سرخپوست ها علیه اسپانیایی ها داشتند البته به همراه دیدن بافت شهر کوزکو گذشت.

معماری کوزکو که پایتخت تمدن و امپراتوری اینکاها بوده، ترکیبی از خانه های ساخته شده به دست اینکاها و خانه هایی به سبک اسپانیایی هست. قلب تپنده شهر میدان جنگ (Plaza de Armas) هست با فواره ای زیبا در وسط و ساختمان های دو طبقه ای که دورتا دور میدان رو احاطه کردند. کلا توی آمریکای جنوبی هر موقع خواستید به مرکز شهر برید، سراغ پلازا دِ آرماس رو بگیرید چون این میدون در اکثر شهرهای آمریکای لاتین وجود داره. دو طرف میدان جنگ دو تا کلیسای زیبا هست که در شب با نورپردازی زیباتر هم میشه. گشت و گذار در محله های اطراف میدان جنگ و گم شدن توی اون کوچه های سنگ فرش شده شیب دار، دیدن خانه هایی که با سنگ های بسیار بزرگ و بدون ملات ساخته شده و لذت بردن از مرکز شهری که توی لیست میراث جهانی ثبت شده، اکثر وقتم رو به خودشون اختصاص دادند. کوزکو با ارتفاع ۳۴۰۰ متری درسته که از لاپاز بولیوی قدری پایین تر بود ولی هنوز نفس کشیدن و پیاده روی سخت بود و برای رسیدن به لیما و تنفس هوای سطح دریا لحظه شماری می کردم.

 سنگ های بزرگ که بدون ملات در ساختمان سازی اینکاها استفاده شده است

سنگ های بزرگ که بدون ملات در ساختمان سازی اینکاها استفاده شده است

 میدان رگوسیخو کوزکو محل تجمع دانش آموزان، دانشجویان و هنرمندان

میدان رگوسیخو کوزکو محل تجمع دانش آموزان، دانشجویان و هنرمندان

 شهر کوزکو

شهر کوزکو

 شهر کوزکو در ارتفاعات کوهستان آند

شهر کوزکو در ارتفاعات کوهستان آند

 مجسمه معروفترین پادشاه اینکاها در میدان جنگ کوزکو

مجسمه معروفترین پادشاه اینکاها در میدان جنگ کوزکو

 شب بارانی از پنجره اتاق من در هاستل بک پکرز

شب بارانی از پنجره اتاق من در هاستل بک پکرز

کوزکو بیش از ده تا موزه داره ولی موزه واقعی خود شهر هست و نیازی به هزینه برای موزه های گرون قیمت کوزکو نیست. توی خیابان های مرکز شهر، در چندین نقطه باستان شناسان در حال کاوش و رسیدن به آثار دوران اینکاها و ماقبل اینکاها بودند.

 موزه ای که در ابتدا معبد متعلق به اینکاها بوده و سپس به کلیسا و نهایتا موزه تبدیل شد

موزه ای که در ابتدا معبد متعلق به اینکاها بوده و سپس به کلیسا و نهایتا موزه تبدیل شد

 در مرکز شهر باستان شناسان در حال کاوش آثار متعلق به دوران اینکاها

در مرکز شهر باستان شناسان در حال کاوش آثار متعلق به دوران اینکاها

توصیه می کنم کوزکو رو جزو آخرین شهرهای سفرتون به آمریکای جنوبی بذارید. لباس های بافت بسیار زیبا با قیمت ارزان توی شهر فراوان بود. هنوز زمان زیادی از سفر من باقی مانده بود و فقط با حسرت به این همه لباس های خوشگل نگاه می کردم. این را من میگم که از خرید گریزونم.

اگر زمان توقفتون در کوزکو طولانی هست یک سفر یک روزه به دره مقدس (Sacred Valley)، شهر اولان تایتامبو (Ollantaytambo ) و بازدیدی از آثار تاریخی اینکاها در پیساک (Pisac) داشته باشید. همینطور مزرعه های تولید نمک هم میتونه جالب باشه.

مسیر پیاده روی پنج روزه تا ماچوپیچو که به اینکا تریل (Inca Trail) هم معروفه، میتونه هیجان انگیز باشه. که من در این سفر برای هیچ کدامشون فرصت نداشتم، شاید سفری دیگر …

اما حالا که صحبت از اینکاها شد لازمه توضیح مختصری در مورد این قوم بدهم.

اینکا نام تمدنی در آمریکای جنوبی است که بنیانگذاران اون سرخپوست های بومی منطقه بودند. درباره اینکه این قوم دقیقا از کجا و چطور به این منطقه اومدند و ریشه اونها از کجاست، اطلاعات زیادی وجود نداره چون اینکاها خط و سیستم نگارشی نداشتند.

در قرن پانزدهم میلادی (۱۴۳۸) قبیله اینکا تبدیل به یک امپراتوری میشه. این امپراتوری از چهار ایالت یا ساتراپی تشکیل می شده. اینکاها خورشید، ماه، بعضی عناصر طبیعت و حیوانات را می پرستیدند اما خدای خورشید، جایگاه بالاتری داشته. اینکاها در گذشته بهترین دخترانشون را قربانی می کردند، اما الان، یک لاما (نوعی شتر) قربانی می کنند.

این امپراتوری در زمان اوج خودش، کشورهای امروزی پرو، اکوادور، بولیوی، و بخش‌هایی از آرژانتین، شیلی و کلمبیا را شامل می شده و شهر کوزکو پایتخت اداری، سیاسی و نظامی اون بوده. و در آخر با ورود اسپانیایی‌ها به پرو، در قرن شانزدهم میلادی، این امپراتوری با سلاح های سردی که داشته در برابر سلاح های گرم اسپانیایی ها شکست میخوره.

 کلیسای جامع کوزکو در میدان جنگ

کلیسای جامع کوزکو در میدان جنگ

 میدان پلازا د آرمور کوزکو

میدان پلازا د آرمور کوزکو

 میدان جنگ یا پلازا د آرمور در روز

میدان جنگ یا پلازا د آرمور در روز

 ذرت های رنگارنگ در بازار سان پدرو شهر کوزکو

ذرت های رنگارنگ در بازار سان پدرو شهر کوزکو

 پلازا د آرمور در شب

پلازا د آرمور در شب

 غذای ساده شامل برنج، موز، چیپس و سالاد شیرازی به قیمت 6 سول در بازار سان پدرو کوزکو

غذای ساده شامل برنج، موز، چیپس و سالاد شیرازی به قیمت 6 سول در بازار سان پدرو کوزکو

 تراموای قدیمی کوزکو یادگار استعمار اسپانیا

تراموای قدیمی کوزکو یادگار استعمار اسپانیا

 کلیسای جامع کوزکو در پلازا د آرمور

کلیسای جامع کوزکو در پلازا د آرمور

 خانم پیر در بازار سان پدرو در حال فروش قورباغه هایی که احتمالا مصرف دارویی داشتند

خانم پیر در بازار سان پدرو در حال فروش قورباغه هایی که احتمالا مصرف دارویی داشتند

تاریخ سفر: مهرماه ۱۳۹۳

۸ دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
ش
شهریار
۱ سال پیش

سلام دوباره با فایرفاکس
امروز دوباره چک کردم، تصاویر بود و مشکلی نداشت

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ سال پیش

سپاسگزارم شهریار عزیز🙏✔

پاسخ
پاسخ
Z
Zoha
۱ سال پیش

ما جماعت کارمندها پامون شکسته و قفل شدیم به اداره😀 شما فعلا به جای ما دوباره و سه باره سفر کن خوش بگذرون بعد بیا واسه ما تعریف کن😜 به امید روزی که استعفا بدم و منم سفرهامو شروع کنم😅

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ سال پیش

من هم کارمند هستم ولی مرخصی بیشتر از کارمند عادی دارم. البته بازهم محدوده. روزی باید دل کند و برای همیشه رفت ...

پاسخ
پاسخ
ش
شهریار
۱ سال پیش

عالی بود مثل همیشه
فقط یک مورد ، برخی از تصاویر نمایش داده نمی شد

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ سال پیش

درود بر شهریار عزیز
ممنون میشم بگیدبه چه مرورگری این مشکل رو داشتید و آیا هنوز مشکل هست؟

پاسخ
پاسخ
Z
Zoha
۱ سال پیش

بسیار روان و بدون حاشیه مینویسید و عکس ها هم بسیار عالی و گویا هستند. نکته جالب برام این بود که چه در این سفر نوشت و چه در سفر نوشت چین اشاره کردید به اینکه در سفر بعدیتان به آنجا... آیا واقعا قصد دارید دوباره به این کشورها سفر کنید؟ در هر حال خیلی خوش بگذره بهتون👋

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ سال پیش

سپاس از لطفتون دوست عزیز
بله، چین و پرو رو به احتمال زیاد باز هم خواهم رفت 😊 کی برم نمیدونم، یک روز ...

پاسخ
پاسخ