سفرنوشت

دریاچه تی تی کاکا مرتفع ترین دریاچه قابل کشتیرانی دنیا و جزیره خورشید

بولیوی

دریاچه تی تی کاکا (Titicaca) با قرار گرفتن در ارتفاع ۳۸۰۰ متری کوه های آند لقب مرتفع ترین دریاچه قابل کشتیرانی دنیا رو مال خودش کرده. دو کشور بولیوی و پرو این دریاچه آب شیرین و منابعش رو بین خودشون تقسیم کردند. بدلیل غنی بودن خاک منطقه اطراف دریاچه تمدن های کوچک و بزرگی از هزاران سال قبل اطراف دریاچه شکل گرفتند. مساحت دریاچه تی تی کاکا ۸۴۰۰ کیلومتر مربع هست که از دریاچه ارومیه قبل از خشکسالی هم بزرگتره. اسم با نمک تی تی کاکا به معنی صخره یوزپلنگ، از یکی از صخره های جزیره خورشید (Isla del Sol) که شبیه یوزپلنگ هست گرفته شده. شکل کلی دریاچه هم از بالا شبیه یوزپلنگ در حال شکار خرگوش هست. ۴۱ جزیره هم سرتاسر این دریاچه عمیق پراکنده شدند که بزرگترینش به اسم جزیره خورشید در قسمت بولیوی دریاچه قرار گرفته.

اتوبوس لاپاز به کوپاکابانا علاوه بر پیرمردی که کنارم نشسته بود و سعی میکرد اسپانیایی بهم یاد بده نکته جالب دیگه ای هم داشت. کمک راننده یک چولیتا بود که علاوه بر چایی دادن دست شوفر و شیر دادن به کودکش، مسوولیت کنترل مسافرهای چموش رو هم به عهده داشت. بعد از ۱ ساعت و نیم جاده رسید به کنار دریاچه تی تی کاکا و مناظر اطراف بسیار زیبا و چشم نواز شد. اتوبوس توی یک شهر کوچک توقف کرد و با قایق از یک تنگه ۸۰۰ متری رد شدیم. اتوبوس رو هم سوار یک بارج خیلی کوچک کردند و از تنگه عبور دادند.

 ادامه مسیر از روی دریاچه تی تی کاکا و با قایق بود

ادامه مسیر از روی دریاچه تی تی کاکا و با قایق بود

 اتوبوس هم با این بارج کوچک از روی دریاچه تی تی کاکا عبور کرد.

اتوبوس هم با این بارج کوچک از روی دریاچه تی تی کاکا عبور کرد.

ادامه مسیر با خراب شدن چندباره اتوبوس خسته کننده شده بود. تنها سرگرمی من و بقیه مسافرها تماشای چولیتایی بود که آستین ها رو بالا زده بود و تو دل موتور اتوبوس داشت به راننده کمک می کرد. مسیری که باید ۳ ساعت و نیم می رفتیم ۵ ساعت طول کشید و موقع غروب آفتاب به کوپاکابانا رسیدیم.

کوپاکابانا بزرگترین شهر بولیوی در ساحل دریاچه تی تی کاکا، حدود ۶۰۰۰ نفر بیشتر جمعیت نداره. یک زوج هلندی توی لاپاز یک مسافرخانه با قیمت مناسب رو بهم توصیه کرده بودن. جالب اینکه هیچ کس اسم و آدرس این مسافرخانه رو بلد نبود و ۲۰ دقیقه طول کشید تا توی شهر به این کوچکی بتونم پیداش کنم. پذیرش مسافرخانه یک دختربچه ۱۰ ساله بود. با مترجم موبایل بهش گفتم ارزونترین اتاق رو می خوام. با ۸ دلار یک اتاق روی پشت بام (بالای طبقه سوم) گرفتم. اتاق تمیزی بود و ۲ تا اتاق دیگه رو پشت بام هم خالی بودند. با منظره ای که از دریاچه داشتم و مالکیت کلیه اتاق های پشت بام میتونستم تصور کنم یک پنت هاوس اجاره کردم ☺

شهر کوپاکابانا بر خلاف کوچکیش زنده بود و غذافروشی ها و کافه ها تا نیمه شب باز بودند. توی یک رستوران شلوغ همراه با اجرای موسیقی زنده ۳ تا بکپکر آرژانتینی مشغول شام خوردن شدم. دو تا پسر چینی اجازه گرفتند سر میز من بشینند. عبدو و دوستش پس از مدتی کار کردن در چین پولی پس انداز کرده بودند و اون موقع ۲ سال از شروع سفرشون می گذشت. با این دو تا دوست چینی درد مشترکی داشتیم. برای همه مون گرفتن ویزای کشورهای مختلف بزرگترین چالش بود. من تا اون روز نمی دونستم چینی ها برای گرفتن ویزا حتی از ایرانی ها هم بیشتر مشکل دارند! عبدو چند تا تکنیک خوب برای گرفتن ویزا یادم داد. شام خیلی آموزنده ای بود ?

 آشپزخانه رستورانی که من در اون غذا خوردم توی پیاده رو بود!

آشپزخانه رستورانی که من در اون غذا خوردم توی پیاده رو بود!

آخرین روز اقامتم در بولیوی یک روز خیلی شلوغ بود. ساعت ۷ صبح توی پنت هاوسم بیدار شدم. صبحانه مفصل مسافرخانه شامل نون، کره، مربا و آب جوش رو خوردم! اتاق رو تحویل دادم و از صاحب مسافرخانه درخواست کردم کوله پشتیم تا عصر اونجا بمونه. از اولین آژانس مسافرتی که باز کرد بلیط اتوبوس کوپاکابانا به کوسکو (Cusco) توی پرو رو خریدم. قیمت بلیط بستگی به اینکه اتوبوس مال بولیوی باشه یا پرو متفاوت بود. اتوبوس های پرویی توی این مسیر کیفیت خیلی خوبی دارند و قیمتشون هم ۳۰-۴۰ درصد گرونتره. انتخاب من یک اتوبوس پرویی به قیمت ۱۲۰ بولیویانو (۱۸ دلار)  برای ساعت ۱۸:۳۰ بود. خرید بعدی تور یکروزه جزیره خورشید به قیمت ۳۰ بولیویانو بود.  تور ساعت ۹ صبح از اسکله کوپاکابانا با یک قایق بیست نفری شروع شد. قایق سواری توی هوای خنک و آفتابی و هم صحبتی با زوج برزیلی کنارم نوید یک روز خوب رو می داد. رنگ آب دریاچه از همه رنگ های آبی که قبلا دیده بودم آبی تر بود. کوه های سفید پوش ۶۰۰۰ متری که در افق دریاچه پیدا بود آبی دریاچه رو جذاب تر می کرد. از کنار جزیره ماه (Isla de la Luna) رد شدیم و بعد از حدود ۹۰ دقیقه به شمال جزیره خورشید رسیدیم.

 در راه جزیره خورشید

در راه جزیره خورشید

 جزیره ماه و کوه های سفید پوش با ارتفاعی بیشتر از دماوند در دوردست

جزیره ماه و کوه های سفید پوش با ارتفاعی بیشتر از دماوند در دوردست

جزیره خورشید فاقد جاده و وسیله نقلیه موتوری هست. توی کل جزیره ۸۰۰ تا خانواده زندگی می کنند و درآمد اصلیشون از کشاورزی و ماهیگیری تامین میشه. دو تا گزینه برای ادامه تور داشتم، گزینه اول پیاده روی ۳ ساعته به سمت جنوب جزیره و از همونجا سوار قایق شدن و برگشت به کوپاکابانا. گزینه دوم پیاده روی کوتاه به سمت شمال جزیره و دیدن تعدادی از ۸۰ سایت تاریخی و باستانی جزیره. از اونجایی که پیاده روی در ارتفاع ۴۰۰۰ متری چندان راحت نیست اکثر شرکت کنندگان از جمله من گزینه دوم رو انتخاب کردیم. یک راهنمای بومی جزیره هم همراه ما بود و در مورد تاریخچه جزیره و مکان های مختلف به زبان اسپانیایی توضیح می داد. به کمک دوست های برزیلی هر ۱۰ دقیقه که پیرمرد راهنما توضیح می داد من ۱ دقیقه به صورت فشرده اطلاعات رو می گرفتم.

 اسکله شمالی جزیره خورشید، توریست ها و پیرمرد راهنما

اسکله شمالی جزیره خورشید، توریست ها و پیرمرد راهنما

جزیره خورشید بین بومی ها تقدس خاصی داره و اعتقاد به وجود انرژی های آسمانی در جزیره دارند. توی مسیر از کنار چند تا مسافرخانه ساده و دوست داشتنی گذر کردیم. شاید اگه ارتفاع بولیوی و مشکل نفس کشیدن اذیتم نمی کرد یک روز دیگه بولیوی می موندم و لذت اقامت در جزیره خورشید و دیدن آسمانی که پرستاره بودنش قابل حدس بود رو تجربه می کردم.

 تابلوی راهنمای یک مسافرخانه در کنار آب

تابلوی راهنمای یک مسافرخانه در کنار آب

 مزرعه های پلکانی جزیره خورشید

مزرعه های پلکانی جزیره خورشید

 بر فراز یکی از صخره های جزیره خورشید

بر فراز یکی از صخره های جزیره خورشید

بعد از حدود ۴۵ دقیقه رسیدیم به خرابه های یک روستای قدیمی و جایی که بهش می گفتند میز تشریفات. دور این میز سنگی بزرگان قوم جلسات مهم رو برگزار می کردند، برای خدایان قربانی انجام می دادند و صد البته جشن می گرفتند. پیرمرد پس از اتمام حرف هاش و نشان دادن مسیر برگشت از همه نفرات درخواست کرد در ازای توضیحاتی که داده ۲۰ بولیویانو بهش پرداخت کنند. نمی دونم چجوری روش شد از منی که یک کلمه حرفاش رو هم نفهمیدم درخواست پول بکنه. جواب من یک لبخند و دستی روی شونش به معنی خداقوت بود.

 پیرمرد راهنما در حال ارائه آخرین توضیحاتش در کنار میز تشریفات

پیرمرد راهنما در حال ارائه آخرین توضیحاتش در کنار میز تشریفات

 باقیمانده های یک روستا در جزیره خورشید

باقیمانده های یک روستا در جزیره خورشید

بعد از بازگشت به اسکله شمالی سوار قایق شدیم و نیم ساعت بعد توی اسکله جنوبی جزیره خورشید برای ناهار توقف کردیم. یک تکه ماهی که خیلی ساده سرخ شده بود همراه با منظره دریاچه تی تی کاکا و کوههای برفی سر به فلک کشیده آخرین ناهار من در بولیوی بود. بعد از ناهار سوار قایق شدیم و به سمت کوپاکابانا حرکت کردیم. نزدیک پنج عصر به ساحل کوپاکابانا رسیدیم. توی مسیر مسافرخانه و گرفتن کوله پشتی یک بار دیگه عبدو و دوستش رو دیدم. راجع به ویزای کلمبیا از عبدو سوال کردم. خیلی صریح بهم گفت که بیخیال ویزای کلمبیا بشم. توصیه ای که ۱ ماه بعد بهش بی توجهی کردم و زمان و پولم رو به هدر دادم.

اتوبوس دقیقا ساعت ۱۸:۳۰ از میدان مرکزی کوپاکابانا به مقصد پرو و شهر کوسکو حرکت کرد. تمیزی و کیفیت اتوبوس با اتوبوس های وی آی پی ایران برابری می کرد. مهماندار هم لباسش به تمیزی و زیبایی مهماندارهای هواپیما بود و از اون چولیتای بامزه اتوبوس قبلی خبری نبود! تعداد مسافرها چیزی حدود ۱۰ نفر بود و اکثر صندلی های اتوبوس دوطبقه خالی بود.  بعد از ۳۰ دقیقه به مرز بولیوی و پرو رسیدیم. مامور مرزی بولیوی بعد از ۱۰ دقیقه کلنجار رفتن با پاسپورت من و صحبت با مافوقش مهر خروج از بولیوی رو زد توی پاسپورتم و سفر من به بولیوی رسما به پایان رسید.

تاریخ سفر: مهرماه ۱۳۹۳

احمد خانی

احمد خانی عاشق سفر و دیدن سرزمین های متفاوت

۱۲دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
ح
حسین
۲ سال پیش

سلام
توصیه های اون چینی ها درمورد دریافت ویزا بدردتون خورد ؟
ممنون میشم اگر توصیه هاشون رو به ما هم بگید

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ سال پیش

سلام حسین جان
من هرچه از ویزای یک کشور بدونم در پست اول سفرنامش مینویسم

پاسخ
پاسخ
ص
صابر مظهری
۳ سال پیش

سلام آیدی تلگرامم و براتون ارسال کردم رسید دستتون ؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ سال پیش

بله رسید. هنوز پاسخی از دوستم دریافت نکردم

پاسخ
پاسخ
ص
صابر مظهری
۳ سال پیش

سلام مجدد . ممنون میشم اگه منو بهش معرفی کنید

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ سال پیش

آیدی تلگرامتون رو در قسمت تماس با من بفرستید تا مشخصات دوستم رو براتون ارسال کنم

پاسخ
پاسخ
ص
صابر مظهری
۳ سال پیش

سلام . تقریبا کل مطالب سایت شما رو خوندم . مطالب سایت شما به قدر زیبا و مفید بود که من نتونستم لحظه ای از مطالعه دست بکشم . به امید خدا من تصمیم دارم این سفر رو برم و در حال تحقیق بودم که به سایت شما برخوردم . ازتون کمک های زیادی میخوام . فقط کاش در مورد موسیقی اون کشور بیشتر مینوشتید من علاقه شدیدی به موسیقی آمریکای جنوبی دارم و خودم هم رشته تحصیلیم موسیقی هست . امیدوارم بهم کمک کنید تا این سفر و انجام بدم . به امید سفر های بیشتر برای شما - خودم و همه دوستانی که آرزوی سفر دارند . موفق باشید .

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ سال پیش

سلام دوست عزیز
خوشحالم مطالب علاوه بر جالب بودن، مفید هم بوده براتون.
در فرصت محدود من نمیشد همه جنبه های یک کشور رو بررسی کرد. خصوصا موسیقی که متاسفانه هیچ سر رشته ای ندارم.
دوستی دارم که دانشجوی موسیقی هست در لاپاز و احتمالا بتونه به سوالات شما در مورد موسیقی بولیوی و شاید موسیقی آمریکای لاتین بطور کلی پاسخ بده. اگر تمایل داشتید میتونم شما رو بهش معرفی کنم.

پاسخ
پاسخ
g
goli275a
۳ سال پیش

عکس ها عاااالی بودن .از سایتتون لذت بردم.بازم ممنونم از شما بخاطر به اشتراک گذاشتن این تصاویر زیبا و توضیحات کاملتون.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ سال پیش

سپاسگزارم دوست عزیز. نظر لطف شماست. به زودی آلبوم عکس بولیوی رو کامل می کنم.

پاسخ
پاسخ
l
lnaz nazi mohiti
۳ سال پیش

عکس ها خیلی زیبا بود کارت پستالیه کارت پستالی و همینطور توضیحات شما جذاب ??

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ سال پیش

ممنونم دوست عزیز
در حقیقت دریاچه و محیط اطرافش واقعا کارت پستالی بود ☺??
چندتا مکان کارت پستالی دیگه از آمریکای جنوبی باقی مونده ?

پاسخ
پاسخ
ادامه...