سفرنوشت

در جستجوی خدایان، سفرنامه هند و راهنمای سفر به چهارده شهر آن

سید میثم شفیعی مطهر

نوشته شده توسط نویسنده مهمان سید میثم شفیعی مطهر

از قدیم درباره مذاهب هندوستان داستان های زیادی مثل پرستش گاو یا اندام مردانه و… شنیده بودم و برای پی بردن به پرسش های زیادی که در ذهن داشتم، بسیار مشتاق سفر به این سرزمین اسرارآمیز بودم.

این سفر را از خانه خدای سیک ها در شهر آمریتسار در نزدیک مرز هند و پاکستان شروع کردیم و از تاج محل و کاخ ها و قلعه های باشکوه پادشاهان گورکانی هند و مهاراجه ها عبور کردیم و معابد ادیان مختلف را (از مساجد باشکوه دهلی گرفته تا معبد شهوت و خدایان برهنه در خاجوراهو) دیدیم. آیین های آتش سپاری مردگان در کنار رود گنگ و مقدس ترین زیارتگاه های بوداییان در بنارس و بودگایا را تجربه کردیم و گشت وگذاری در محل زندگی ببرهای آدمخوار بنگال داشتیم و به کلکته شهری در همسایگی بنگلادش رسیدیم که مشهور به لندن شرق است و در مسیر برگشت از شهر پونه و غارهای عجیب اورنگ آباد بازدید کردیم و سفرمان در شهر بمبئی در غرب هند به پایان رسید.

سفرنامه هند قصه سفریست که بیست و دو روز طول کشید وچهارده شهر بزرگ و کوچک هند را زیر پا گذاشتیم.

در مقایسه با چهارده کشوری که تا بحال سفر کرده ام، این سفر به یادماندنی ترین سفر من شد.

مختصری در مورد هند و سفرم

هند سرزمین عجایب و زادگاه چهار آیین بودایی، هندوییسم، جین و سیک می باشد و علاوه بر آن، حدود دویست میلیون مسلمان (یعنی حدود سه برابر مسلمانان ایران) از فرق مختلف در هند زندگی می کنند. همچنین معابد بسیاری از فرقه های مختلف مسیحی، زرتشتی، یهودی و بهایی در هند وجود دارد.

بعید می دانم که کسی علاقه مند به سفر وتاریخ و فرهنگ باشد ولی در آرزوی سفر به شبه قاره هند نباشد و همیشه یکی از آرزوهای من هم همین بود.

می دانستم که سفری چند روزه با تور و در شرایط کنترل شده و هتل های لاکچری نمی تواند یک تجربه واقعی از این سرزمین باشد. سرانجام در آستانه نوروز ۱۳۹۷، مقدمات سفر به این سرزمین باورنکردنی فراهم شد.

در این سفرنامه، ضمن آشنایی با اماکن دیدنی و ذکر خاطرات، باهم مروری گذرا بر تاریخ و مذاهب مردم هند خواهیم کرد و به کندکاوی در مورد درستی یا نادرستی برخی تصورات رایج در مورد فرهنگ مردم هند خواهیم پرداخت.

برخی از مطالبی که در این سفرنامه در مورد مذاهب عجیب هند خواهید خواند، در منابع فارسی زبان کمتر دیده می شود.

مسیر سفر بیست و دو روزه من

مسیر سفر بیست و دو روزه من

بهترین زمان سفر به هند

هند کشور بزرگی است و آب و هوای قسمت های مختلف آن باهم فرق دارد ولی بیشتر قسمت های هند گرمسیری است و بهترین زمان برای سفر به هند از مهرماه تا اسفند است.

ماه فروردین شروع فصل گرما در هند است ولی من با توجه به تعطیلات شغلیم، این ماه را انتخاب کردم. در این فصل در بیشتر شهرهای مسیر نیاز به کولر بود.

اگر علاقه به شرکت در جشن های خاص هند مثل جشنواره رنگ ها (هولی) یا جشنواره نور (دیوالی) داشته باشید، باید تاریخ دقیق آن را در هرسال در اینترنت جستجو کنید، چون زمان آن ها بر اساس تقویم های هندی تعیین می شود و در هر سال تا حدی تغییر می کند.

ویزای هند

در زمان سفر من، برای ویزا نیاز به مراجعه حضوری و انگشت نگاری بود ولی بعدا ویزای الکترونیکی برای ایرانیان نیزامکان پذیر شد.

از سپتامبر سال ۲۰۱۹ مقررات صدور ویزای هند مجددا تسهیل شد. در حال حاضر برای درخواست ویزای هند می توان مستقیم به وبسایت ویزای الکترونیکی رفت و از طریق یک کارت ارزی هزینه را پرداخت کرد و درخواست ویزا کرد.

هزینه ویزای سی روزه برای اتباع ایران در ماه های گرم سال یعنی آوریل، می و ژوئن، ده دلار و در بقیه سال بیست و پنج دلار است. این ویزا قابلیت دوبار ورود هم دارد. قابلیت دوبار ورود از آن نظر اهمیت دارد که می توان بدون درخواست ویزای مجدد هند، از هند به یکی از کشورهای همسایه مثل نپال یا سریلانکا و… نیز رفت و آمد کرد. یک تاییدیه ظرف چند روز به ایمیل شما ارسال می شود و در موقع ورود به هند با پرکردن یک فرم و مدارکی مثل بلیط برگشت و آدرس محل اقامت در هند مثل رزرو هتل، ویزا در گذرنامه ثبت می شود.

برای سفر به هند نیاز به هیچ واکسیناسیون خاصی نیست ولی برای سفر به مناطق خاصی از آن (مثل ایالت آسام و…) که در برنامه سفر من نبود، پیشگیری دارویی از مالاریا توصیه می شود.

مقدمات سفر هند

من قبلا تجربه سفر شخصی و برنامه ریزی چند سفرخارجی را داشتم ولی هیچکدام این قدر طولانی و پیچیده نبود. اکثر سفردوستانی که بدون تور به سفرهای طولانی می روند، به صورت مجردی یا به همراه چند دوست این کار را انجام می دهند وتصور اکثر افراد این است که چنین سفرهایی با وجود بچه، امکان پذیر نیست و ازدواج، بچه دار شدن و تشکیل خانواده را پایان سفرهای این چنینی می دانند، ولی من مثل سایر سفرهایم، تصمیم داشتم با همراهی همسر و پسر یک و نیم ساله ام، به این سفر بروم که این مساله حساسیت و دشواری سفر را بیشتر می کرد. برای من امکان خطر کردن نبود و مجبور بودم که تمام بلیط ها و اقامتگاه ها و … را از قبل و به صورت دقیق رزرو کنم.

یکی دیگر ازمشکلات سفر برای افراد شاغل، کمبود وقت است و از پیچیدگی های این سفر برای من، تنظیم زمان برای بازدید از همه اماکن دیدنی در این چهارده شهر درطول زمان بیست و دو روز بود. برای این کار زمان جابه جایی بین شهرها را اغلب در ابتدای شب قرار دادم تا ساعات روز برای بازدید از اماکن دیدنی صرف شود و برای چهارمسیرکه طولانی بود، شب را به جای هتل در قطارهای شبانه که دارای تخت است استراحت کردیم. این قطارها ضمنا باعث صرفه جویی در هزینه هتل هم می شود.

همچنین طوری برنامه ریزی کردم که مسیر کلا رو به جلو بود و زمان برای بازگشت به هیچ شهری تلف نشد.

قبل از شروع سفرنامه بهتر است چند نکته را در مورد مقدمات سفر ذکر کنم. این نکات را با جستجوهای بسیار زیاد در اینترنت به دست آورده ام ودر سفربه کار بستم:

۱- زبان

در هند همه حتی دوره گردها و راننده ها انگلیسی بلدند و مشکل ارتباطی وجود ندارد.حتی در کشورهایی مثل چین که اکثر مردم، انگلیسی بلد نیستند ، می توان با نصب برنامه های رایگان مثل “مترجم گوگل " درتلفن همراه، در حد رفع ضرورت به زبان های مختلف ارتباط برقرار کرد. با دانلود زبان های مختلف آن ، حتی در حالت افلاین می توان از آن استفاده کرد وبا امکان دوربین مترجم آن ،حتی خط هندی و چینی را می توان ترجمه کرد.

۲- پول و ارز

برای خرید های اینترنتی می توان از سایت های مختلف ایرانی، کارت های ارزی مجازی تهیه کرد که البته خرید آن حدود ده درصد گرانتر از نقد تمام می شود ولی مشکل کارت های مجازی آن است که برخی شرکت های هواپیمایی ممکن است از شما تقاضای رویت اصل کارت بانکی را بکنند. اگر امکان اتصال کارت را به یک حساب پی پال داشته باشید، این مشکل رفع می شود.

من تجربه ای از ناامنی در شهر های مختلف هند نداشتم ولی حمل پول نقد زیاد، بهرحال ریسک دارد. اگر خیلی نگران باشید، می توانید بعد از ورود به هند ازبعضی بانک های هند، با پرداخت کارمزد، کارت ارزی تهیه کنید که البته فقط در هند قابل استفاده هست.

برای تبدیل دلار به روپیه، در هند مالیات اخذ می شود و رقم این مالیات در ایالت های مختلف متفاوت است و به عنوان مثال در دهلی کمتر از آگراست. ولی در بازار، مغازه ها و افراد زیادی هستند که بدون محاسبه مالیات و با قیمت های بهتری در مقایسه با بانک و صرافی های رسمی، دلار را از شما می خرند. مثل بسیاری از کشورها، فرودگاه ها و مناطق توریستی مثل شهر آگرا، جای مناسبی برای تبدیل ارز نیست.

اگر بتوانید در ایران روپیه به قیمت مناسب پیدا کنید، گزینه مناسبی می باشد.

۳- حمل ونقل

برای خرید بلیط هواپیما، سایت های زیادی وجود دارد. برای انتخاب پرواز، راهنمای خرید بلیط ارزان هواپیما در وبسایت سفرنوشت را ببینید.

من برای پروازرفت، دو بلیط تهران- دوبی و دوبی -آمریتسار را به صورت جداگانه خریدم و با گرفتن هتل و ویزای امارات، چند روز را در دوبی اقامت کردم. مجموع قیمت این دو بلیط با پرواز مستقیم به دهلی تقریبا مساوی بود و در واقع شهر دوبی را بدون هزینه بلیط بازدید کردم و بابت رفت از دهلی به آمریتسار هم وقت و هزینه ای صرف نکردم. در برگشت، پروازما از بمبئی با توقف چند ساعته در کویت بود.

روشهای حمل ونقل در داخل هند خیلی متنوع است و تجربه کردن بعضی از آنها مثل موتورهای سه چرخه معروف به “اتوریکشا” (همان توک توک در جنوب شرق آسیا) ، تجربه منحصر به فردی است.

بهترین وسیله حمل ونقل بین شهری در هند قطار است. گرچه مثل چین و ژاپن و اروپا، از قطارهای فوق سریع خبری نیست ولی هند دارای یکی از بزرگ ترین سیستم های راه آهن جهان است. من اکثرا از قطار استفاده کردم. درجه قطارها خیلی متفاوت است وشامل قطار های کولر دار و تمیز و شیک و با کوپه اختصاصی تا قطارهای شلوغ که حتی صندلی برای نشستن ندارد، می شود وتا همه آنها را تجربه نکنید، زیارت هندتان مقبول نمی شود. 😁

اتوریکشا ، وسیله نقلیه جالب در هند

اتوریکشا ، وسیله نقلیه جالب در هند

قطارهای دارای تخت به دو دسته کلیِ دارای سیستم تهویه هوای مطبوعAC) ) و بدونِ آن (SL) تقسیم می شوند.

واگن های دارای تهویه مطبوع، از نظر تراکم تخت و قیمت به سه درجه تقسیم می شوند که واگن های درجه یک آن شبیه به قطارهای ایران دارای کوپه های مجزا و درب قابل قفل شدن است. در واگن های درجه دو و سه هم تهویه مناسب و ملافه تمیز وجود دارد ولی تخت های کل سالن فقط با پرده از هم جدا می شوند. اگر به سرو صدا حساس نباشید، حتی واگن های درجه سه با تهویه مطبوع(AC۳) هم گزینه خوبی برای سفر است و امکانی برای آشنایی بیشتر با سایر مسافران ایجاد می کند.

برای مسیرهای کوتاه تر مثلا از جیپور به آگرا، از قطارهای بدون تخت استفاده کردم که آن ها هم به دو گروه با تهویه مطبوع (CC یا EC) و بدون آن (۲S) تقسیم می شوند.

همچنین در قطار یک واگن عمومی (Gen) و ارزان وجود دارد که بدون رزرو است یعنی بلیط آن بدون توجه به تعداد صندلی فروخته می شود و واگن های آن از نظر شلوغی مثل مترو تهران است و ممکن است حتی جا برای ایستادن هم وجود نداشته باشد.

البته در همه مسیرها همه این انواع قطار وجود ندارد.

بلیط بعضی مسیرهای قطاررا باید چند ماه زودتر رزرو کرد و برای رزرو احتیاج به ایجاد یک حساب کاربری در وبسایت راه آهن هند و کارت ارزی هست.

برای ایجاد حساب کاربری هم احتیاج به تایید شماره موبایل هست که من درآن موقع با سیم کارت ایران نتوانستم حساب کاربری در این سایت ایجاد کنم و از یک شماره غیر ایرانی برای دریافت کد فعال سازی استفاده کردم. ضمنا ساعت قطارها بسیار نامنظم هستند و خیلی تاخیر دارند. سهمیه ای از بلیط ها برای فروش در روزهای آخر هست که البته گران تر از بلیط های عادی به فروش می رسد. همچنین در مسیرهایی که گردشگر خارجی زیاد است مثل دهلی به آگرا، سهمیه ای با قیمت بیشتر برای گردشگران خارجی وجود دارد. اگر امکان رزرو از ماه های قبل را نداشته باشید، می توانید از این دو امکان استفاده کنید.

اگر اهل کوله گردی باشید، به ویژه در مسیرهای کوتاه می توانید از واگن های عمومی وارزان بدون رزرو قبلی استفاده کنید که البته همانطور که قبلا توضیح دادم گاهی بسیار شلوغ است. وبسایت صندلی ۶۱ راهنمای خوبی در مورد تهیه بلیط قطار در کشورهای مختلف دارد.

علاوه برهمه انواع قطارهای فوق، شرکت راه آهن در تاریخ های مشخص با قطارهای تشریفاتی، تورهای ویژه ای برگزار می کند که هزینه آن گاهی تا چند هزار دلار در هرشب هم می رسد و با برنامه سفر من جور در نمی آمد. در داخل این قطارها گاهی همه امکانات هتل های لوکس شامل حمام اختصاصی و سالن ورزشی و اسپا و… وجود دارد و یاد آور سفرهای مهاراجه ها ست.

اگر نتوانستید بلیط قطار تهیه کنید، اتوبوس، هواپیما و سواری به راحتی در دسترس هست وحتی اتوبوس های کولر دار با تخت خواب هم وجود دارد که برای من جالب بود. برای رزرو و چک برنامه حرکت اتوبوس از وبسایت اتوبوس قرمز هند استفاده کردم.

اتوبوس های دارای تخت خواب در مسیر اورنگ آباد

اتوبوس های دارای تخت خواب در مسیر اورنگ آباد

۴- اقامتگاه

برای رزرو اقامتگاه، سایت های مختلف ایرانی وجود دارد که با ریال ایران می توانید هتل رزرو کنید ولی تنوع و دایره انتخابتان بسیارمحدودتر و قیمت هم گران تراست.

اکثر سفردوستان با سایت بوکینگ آشنا هستند ولی برای سفر به هرکشوری رزرو اقامتگاه از سایت های بومی همان کشور بهتر و به صرفه تر از سایت بوکینگ است مثلا وبسایت سی تریپ برای چین یا وبسایت اوداماکس برای ترکیه.

من بیشتر اقامتگاه هایم را از یک سایت هندی به نام یاترا از طریق کارت ارزی و ایجاد حساب پی پال گرفتم که قیمت و تنوع اقامتگاه ها در آن از سایت های معروف مثل بوکینگ بهتربود.

در این سایت ها انواع اقامتگاه قابل رزرو است: ازهتل های مجلل و گاهی تجربه اقامت در خانه های تاریخی یا تجربه جالب اقامت در چادرهای مجهز به حمام و کولر در مناطق جنگلی یا اقامت روی قایق تا هاستل های ارزان قیمت. البته می توانید از گزینه پرداخت نقدی در محل هم برای رزرو در این سایت ها استفاده کنید که کمی گران تر خواهد بود.

چادر های مجهز به کولر و حمام در رانتامبور

چادر های مجهز به کولر و حمام در رانتامبور

نکته جالب در مورد هتل های هند این است که مثل ایران، زن و مرد هندی برای گرفتن اتاق مشترک در هتل باید مدرک ازدواج داشته باشند. البته غیر هندی ها از این قانون مستثنی هستند.

۵- موبایل و اینترنت

موقع ورود به هند با کپی پاسپورت و احتمالا عکس پرسنلی می توانید از مغازه های زیادی در شهر یا در فرودگاه سیم کارت تهیه کنید تا همه جا به اینترنت دسترسی داشته باشید و بتوانید از تاکسی های اینترنتی مثلola یا uber استفاده کنید. با این اپلیکیشن ها حتی به صورت اینترنتی اتوریکشا هم می توان درخواست کرد. با کمک این اپلیکیشن ها از دردسر چانه زدن مکرر با رانندگان برای تاکسی خلاص می شوید. جادارد که چند اپلیکیشن مفید دیگر برای سفر هم معرفی کنم: گوگل مپ یا برنامه مشابه آن، جزو ضروری هرسفری هست.

وبسایت یا اپلیکیشن رم تو ریو برنامه جالبی هست که وسایل نقلیه مختلف برای جابه جایی بین شهرهای مختلف در جهان را نشان می دهد و طول مدت و قیمت تقریبی آنها را مقایسه می کند ودر برنامه ریزی سفر خیلی کمک می کند.

سایت lonely planet هم یک سایت خوب برای استفاده از تجارب و پرسش از سایرین، در مورد مشکلات و برنامه ریزی سفر است.

غذاها در هند

یکی از جاذبه های هر سفری آشنایی با غذاهای محلی است. تنوع غذایی در هند زیاد است و نام برخی از مواد غذایی کاملا فارسی است مثل نان، پنیر، سبزی، پیاز، مرغ و…

ولی فرق اساسی آن با غذای ایرانی، فلفل و ادویه جات فوق العاده زیاد آن است.

یک وعده غذایی در شهر بودگایا

یک وعده غذایی در شهر بودگایا

در هند حتی چای هم با انواع ادویه و فلفل تهیه می شود و اگر عادت به غذاهای تند نداشته باشید انتخاب تان بسیار محدود است.

مثل هر کشور دیگری قیمت در رستوران هایی که مردم محلی غذا می خورند از رستوران های هتل ها به صرفه تر است و معمولا کیفیت بدی ندارد. غذاهایی که در داخل قطار یا ایستگاه های آن هم عرضه می شود از نظر بهداشتی و قیمت تحت نظارت مستقیم دولت است و کیفیت خوبی دارد.

یکی از تصورات غلط در مورد مردم هند، ممنوعیت مصرف گوشت در این کشور است.

گرچه در ادیان هندی، رژیم گیاهی توصیه شده است ولی به جز در آیین جین، دراکثر شاخه های هندویسم، بودیسم و سیکیسم، مصرف گوشت کلا ممنوع نیست و فقط حدود سی درصد از جمعیت هند گیاه خوار هستند و انواع غذاهای سنتی گوشتی (به جز گوشت گاو و خوک) در هند مرسوم است. همه مواد غذایی برچسبی دارند که مشخص کننده گیاهی یا غیر گیاهی بودن آن است.

آداب غذا خوردن در ایالت های مختلف هند متفاوت است وگاهی در بعضی ایالت ها مرسوم است که قبل از خوردن غذا، در سر میز و با کمک پیش خدمت دست ها شسته و غذا با دست (حتما دست راست) و بدون قاشق و چنگال خورده شود. من این عادت را در کلکته زیاد دیدم. شاید برای ما این کارنوعی بی نزاکتی یا عدم رعایت بهداشت به نظر برسد ولی مردم هند عقیده دارند، غذا را نه فقط با حس چشایی بلکه با تمام پنج حس (شامل حس لامسه)، باید درک کرد و لذت برد.

یک دوره گرد در شهر واراناسی، که آب  نیشکر تازه می فروشد.

یک دوره گرد در شهر واراناسی، که آب نیشکر تازه می فروشد.

در خیابان های هند فروشندگان زیادی می بینید که انواع میوه (موزهای کوچک هندی ،نارگیل و…) یا آبمیوه تازه و طبیعی (مثل آب نیشکر تازه)عرضه می کنند.

همین طور معجون هایی می بینید که اکثرا چاشنی های بامزه و معطر هندی مثل هل و دارچین و… دارند که به نظر چندان بهداشتی نمی رسد ولی به امتحانش می ارزد. من بسیاری از آنها را آزمودم و هنوز زنده هستم. 😁

یکی از این معجون ها که بسیار خوشمزه بود و ترکیب عجیب و نام زیبایی داشت، ترکیب شیر با آب هندوانه و یک چاشنی خاص بود که در هند دقیقا با نام فارسی “محبت شربتی” معروف است.

یک نوشیدنی دیگر " لاسی” نام دارد که به نوع ساده آن “لاسی نمکین” می گویند و در واقع همان دوغ است. انواع دیگر لاسی هم در واقع دوغ طعم دارشده با انواع میوه ها و چاشنی هاست.

آمریتسار، خانه خدای آیین سیک

اولین شهری از هند که وارد آن شدیم، شهر آمریتسار در مرز پاکستان بود. این شهر مقدس ترین شهر آیین سیک است و معبد طلایی در این شهر قرار دارد که نام دیگر آن “هرمندیر صاحب” یا “دربار صاحب” به معنی خانه خداست.

موقع فرود هواپیما از دوبی در فرودگاه آمریتسار، مسافران هواپیما با صدای بلند و هم صدا، مشغول خواندن یک ذکر کوتاه شدند که من را به یاد ذکر صلوات در اتوبوس های زیارتی خودمان انداخت.

با تاکسی از فرودگاه به سمت مرکز شهر حرکت کردیم و توقفی در یک موزه مربوط به تاریخچه سیک ها داشتیم که به نام اولین مهاراجه امپراتوری سیک “رانجیت سینگ” نام گذاری شده است. در این موزه که چندان هم مشهورنیست، ماکت های سه بعدی با ابعاد واقعی از صحنه جنگ های بین امپراطوران سیک و بریتانیا همراه با پخش صدا، ساخته شده بود.

ماکت های موزه رانجیت سینگ

ماکت های موزه رانجیت سینگ

ولی جاذبه اصلی شهر، معبد “دربار صاحب” بود و بعد از دیدن موزه با یک اتوریکشا به طرف آن حرکت کردیم و چمدان هایمان را به قسمت امانات معبد سپردیم.

ورود به معبد برای همه آزاد و رایگان است و در مقایسه با معابد هندو که بعدا دیدم، تمیزتر و منظم تر بود و ما چند ساعت مشغول گشت و گذار در آن و تماشای زائران معبد بودیم. این معبد بزرگ محل نگهداری کتاب مقدس این دین است و برای ورود به آن مرد و زن، موظف به پوشاندن موی سر هستند.

سیک ها معتقدند این کتاب مثل یک انسان زنده در بین آنها زندگی می کند و مثل یک انسان دارای یک تخت خواب است که شب ها به این تخت منتقل می شود. دراین معبد حوضچه بزرگی قرار دارد که بر اساس تعالیم این دین غسل در آن باعث بخشش گناهان می شود. در داخل معبد یک آشپزخانه بزرگ وجود دارد که اصطلاحا “لنگر” نامیده می شود و روزانه سفره بزرگی در آن پهن می شود و به صورت رایگان به هر فردی که مراجعه کند، بدون توجه به مذهب او، غذا داده می شود.

معبد طلایی در شهر آمریتسار. خانه خدا در آیین سیک

معبد طلایی در شهر آمریتسار. خانه خدا در آیین سیک

این آیین بر عکس هندوییسم بر اساس یکتاپرستی است و در قرن پانزدهم میلادی در همین منطقه شکل گرفته است ودرحال حاضر حدود ۲۷ میلیون پیرو دارد.

هر پیرو آیین سیک که به مرحله خاصی از ایمان برسد اصطلاحا خالصه نامیده می شود و در مراسمی در حضور پنج سیک خالصه دیگر و کتاب مقدس، به این مقام نائل می شود. چنین فردی موظف است از زنا، مصرف تنباکو، موادمخدر و الکل پرهیز کند و هرگز موی سر یا بدن خود را کوتاه نکند و گوشت (به ویژه اگر به روش مسلمانان ذبح شده باشد) مصرف نکند. سیک ها اغلب مو و ریش بلند دارند و برای نگهداری از آن معمولا دستار به سر می کنند که مشخصه آنهاست و در حضور کتاب مقدس همه حتی بچه ها موی خود را می پوشانند و پا برهنه می شوند.

یک قاری کتاب مقدس در هرمندیر صاحب

یک قاری کتاب مقدس در هرمندیر صاحب

یک کودک سیک در معبد طلایی

یک کودک سیک در معبد طلایی

محل خواب و استراحت کتاب مقدس

محل خواب و استراحت کتاب مقدس

کتاب مقدس آیین سیک که " گرو گرانت صاحب” نامیده میشود مثل اوستا و عهد عتیق، به مرور و طی دو قرن توسط ده پیشوای این دین که “گورو” نامیده می شوند، به نگارش درآمده است.

قبل از رسیدن به ورودی هرمندیر صاحب (معروف به معبد طلایی ) یادمانی از یک واقعه تاریخی در شهر آمریتسار، مربوط به مبارزات استقلال هند، توجه من را به خود جلب کرد که به” کشتار آمریتسار " معروف شده است و بازدید کوتاهی از محل این واقعه داشتیم.

یادمان واقعه کشتار مردم آمریتسار به دست بریتانیا

یادمان واقعه کشتار مردم آمریتسار به دست بریتانیا

صد سال پیش یعنی در سال ۱۹۱۹، در سال های ابتدایی مبارزات گاندی در راه استقلال هند، در شهر آمریتسار واقعه تلخی روی داد که اثر زیادی در پیوستن مردم هند به جنبش گاندی داشت. دولت انگلیس جهت کنترل اوضاع قانون منع تجمع وضع کرده بود و در واکنش به سرپیچی مردم شهر آمریتسار از این قانون و تجمع صلح آمیز مردم در یک باغ به نام “جلیان والا”، یک ژنرال ارتش بریتانیا به نام رجینالد دایر این باغ را محاصره کرده و بدون اخطار قبلی صدها تجمع‌کننده را به گلوله بست.

یک هندی که شاهد این کشتار بود بیست سال بعد این ژنرال بریتانیایی را ترور کرد و به همین جرم اعدام شد.

جالب بود که در این باغ دیواری که محل اصابت گلوله های آن واقعه در آن وجود دارد به همان صورت به مدت صد سال حفاظت شده است.

نمی دانم آیا ما در ایران آثار حفاظت شده ای از وقایع سی تیر یا هفده شهریور یا …داریم؟

یکی دیگر از دیدنی های شهر آمریتسار تماشای رجزخوانی و مراسم پایین آوردن پرچم های هند و پاکستان در پایان هر روز در مرز دوکشور در منطقه پنجاب است که ما فرصت حضور درآن را پیدا نکردیم ولی توانستیم از ساختمان موزه مربوط به وقایع جدایی هند و پاکستان در این شهر دیدار کوتاهی داشته باشیم.

موزه وقایع مربوط به جدایی هند و پاکستان در شهر آمریتسار

موزه وقایع مربوط به جدایی هند و پاکستان در شهر آمریتسار

در قطع‌نامه استقلال هند از بریتانیا در سال ۱۹۴۷ مناطق با جمعیت قاطع مسلمان به پاکستان و بقیه مناطقی که مسلمانان در آن در اقلیت بودند به هندتعلق گرفت.

این وقایع باعث تقسیم استان بنگال هند بریتانیا به پاکستان شرقی (که بعدا به کشور مستقل بنگلادش تبدیل شد) و بنگال غربی هند ( که مرکز آن کلکته است) و نیز تقسیم استان پنجاب بین دو کشور شد.

پس از این جدایی ایالت‌های راج‌نشین هندوستان این انتخاب را داشتند که به هند یا پاکستان بپیوندند یا اینکه خود خارج از این دو مستقل بمانند. جامو وکشمیرکه اکثرا مسلمان نشین بود توسط یک مهارجه هندو اداره می شد و این مساله منجر به اختلاف و جنگ شد. این جدایی باعث آوارگی بیش از چهارده میلیون نفر شد و تخمین کشته ها از صد هزار تا دو میلیون نفراست. هند که تا قبل از استعمار بریتانیا توسط یکی از باشکوه ترین امپراطوری های اسلامی تاریخ اداره می شد، به یک منطقه چندپاره و پرتنش تبدیل شد که هنوز ادامه دارد.

دهلی، شهری به عظمت تاریخ

بعد از یک گشت کوتاه یک روزه در آمریتسار و معبد مشهور آن، در پایان شب با یک پرواز حدود یک ساعته به قیمت بیست دلار به دهلی پایتخت هند رسیدیم و از صبح روز دوم سفر، گشت در آثار تاریخی این شهر را شروع کردیم.

گرچه قدمت سکونت انسان در دهلی به هزاران سال پیش بر می گردد ولی رونق وگسترش این شهر با ورود مهاجمان مسلمان ترک تبار به این سرزمین تسریع شد که زبان رسمی آنها فارسی بود و درابتدای قرن سیزدهم میلادی یک پادشاهی به نام” سلطنت دهلی” در هند ایجاد کردند. گرچه دین اسلام و زبان فارسی از راه های مختلف پیش از این هم به هند رسیده بود ولی این سلاطین با گسترش قلمروشان، فرهنگ اسلامی و زبان فارسی را در هندوستان گسترش دادند که در دوره بعد توسط پادشاهان گورکانی به اوج رسید.

مجموعه منار قطب و مسجد قوه الاسلام اولین بناهای اسلامی در دهلی است که در هشتصد سال پیش توسط قطب الدین ایبک اولین شاه از سلاطین دهلی پایه گذاری شد و به مرور تکمیل و گسترش یافت. این مناره به ارتفاع هفتاد و دو متر بلندترین برج آجری جهان است. نکته جالب برای من در مورد مسجد قوه الاسلام، دیدن باقیمانده های پیکره های مربوط به معابد آیین جین وهندو در معماری مسجد است و نشان دهنده وجود این معابد در این محل قبل از ساخت مسجد است. در شبستان مسجد یک ستون فلزی مرموز از قرن چهارم میلادی وجود دارد که از جنس آلیاژ خاصی است که هیچوقت زنگ نمی زند و کتیبه ای از زبان سانسکریت دارد. همچنین اثرات اصابت گلوله توپ مربوط به حمله نادرشاه افشار به هند روی این ستون فلزی باقی مانده است ولی تخریب نشده است.

منار قطب، بلندترین برج آجری جهان

منار قطب، بلندترین برج آجری جهان

بقایای پیکره های ادیان هندی در ساختمان مسجد قوه الاسلام در دهلی

بقایای پیکره های ادیان هندی در ساختمان مسجد قوه الاسلام در دهلی

ستون فلزی در حیاط مسجد قوه الاسلام که هرگز زنگ نمی زند.

ستون فلزی در حیاط مسجد قوه الاسلام که هرگز زنگ نمی زند.

در قرن شانزدهم یعنی هم زمان با دولت صفوی در ایران، یکی از نوادگان تیمور گورکانی به نام بابر که تاج وتخت خود را در ماوراالنهر از دست داده بود با شکست آخرین سلطان دهلی توانست شمال هند را فتح کند و پایه گذار سلسله گورکانیان هند شود که در اروپا به نام سلسله مغولان کبیر مشهور شده است.

با مرگ بابر، پسرش همایون به تخت نشست. همایون در جریان جنگ با گروهی از افغان ها شکست خورد و به ایران فرارکرد و پانزده سال در دربار صفویان پناهنده بود. احتمالا نقاشی دیواری مربوط به حضور او در ایران را در کاخ چهل ستون اصفهان دیده اید. او با کمک صفویان توانست به هند برگردد و تاج و تخت خود را پس بگیرد ولی دوران حضور او در ایران تاثیر زیادی بر اوگذاشت و در زمان بازگشت، هنرمندان و شاعران زیادی با او به هند رفتند که به گسترش زبان فارسی و معماری ایرانی در هند کمک کردند و در سالهای بعد هند یکی از باشکوه ترین امپراطوری های جهان شد که آثار هنری مشهوری مثل تاج محل و… از آن دوره باقی مانده است.

یکی دیگر از دیدنی های دهلی آرامگاه همایون است که پس از مرگش به دستور همسرش ساخته شده و اولین نمونه از باغ های با الگوی ایرانی در هند است.

آرامگاه همایون در دهلی

آرامگاه همایون در دهلی

آرامگاه همایون در دهلی

آرامگاه همایون در دهلی

آرامگاه همایون به دلیل همزمانی با دیدار امانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه از آن به روی سایر بازدید کنندگان بسته بود و من از دیدن آن نا امید شده بودم ولی در ساعات آخر روز که در حال برگشت از مکان دیگری بودیم به صورت اتفاقی متوجه اتمام بازدید رییس جمهور فرانسه و آزاد شدن بازدید از آن شدیم و از این فرصت استفاده کردیم. معماری این بنا در کنار تاج محل، از شاهکارهای معماری جهان است. من چند عکس زیبا از نمای این بنا در هنگام غروب خورشید گرفتم.

یک نکته جالب برای من به کار بردن نشان ستاره داوود در این بنا بود که نشان می دهد که گرچه امروزه این نشان به نمادی از اسراییل تبدیل شده ولی در طول تاریخ نمادی از قدرت الهی بوده و اختصاص به یهودیت نداشته است.

آرامگاه همایون - درحالی ستاره داوود در این بنای دوران اسلامی در پنج قرن پیش به کار رفته، که امروزه یک نشان صهیونیستی محسوب می شود.

آرامگاه همایون - درحالی ستاره داوود در این بنای دوران اسلامی در پنج قرن پیش به کار رفته، که امروزه یک نشان صهیونیستی محسوب می شود.

یکی دیگر از آثار تاریخی مربوط به پادشاهان گورکانی هند، قلعه سرخ است.

قلعه سرخ به فرمان شاه جهان پنجمین پادشاه گورکانی در دهلی در سال ۱۶۴۸ میلادی ساخته شد. این قلعه به دلیل رنگ سنگ هایش به این نام مشهور شده است. زبان رسمی هند در دوره پادشاهان گورکانی فارسی بوده و اشعار زیادی به فارسی در تزئینات این قلعه به کار رفته است و بخش های مختلف قلعه نام های فارسی دارند مثل نوبت خانه (جهت اعلام ورود شاه و درباریان)، دیوان عام (جهت دیدار شاه با مردم)، دیوان خاص (جهت دیدار با وزرا و سفیران) و نهر بهشت.

در دیوان خاص تخت جواهرنشانی مشهور به تخت طاووس قرارداشته است که در زمان حمله نادر همراه با دو الماس مشهور کوه نور و دریای نور به ایران آورده می شود و با مرگ نادر دراثر اختلاف درباریان تکه تکه می شود. الماس کوه نور ابتدا به افغانستان برده و چندبار دست به دست می شود و نهایتا به ملکه بریتانیا می رسد. الماس دریای نور در ایران می ماند و به شاهان قاجار میرسد و اکنون در موزه جواهرات تهران است. بعدا در دوره فتحعلی شاه قاجار تخت جواهرنشان دیگری به همان نام در ایران ساخته می شود که هنوز موجود است.

هرشب در این قلعه نمایش نور وصدا به دو زبان هندی و انگلیسی برگزار می شود که تاریخ قلعه را بازگو می کند و برای من جالب و دیدنی بود.

قلعه سرخ دهلی

قلعه سرخ دهلی

یکی از تالارهای داخلی قلعه سرخ دهلی

یکی از تالارهای داخلی قلعه سرخ دهلی

تخت پادشاه در قلعه سرخ دهلی

تخت پادشاه در قلعه سرخ دهلی

شاه جهان بعداز ساخت قلعه سرخ مثل اکثر پادشاهان دستور ساخت مسجد بزرگی در نزدیکی آن را داد که به شهادت ابن بطوطه، جهانگرد معروف، بزرگترین مسجد جهان در زمان خود بود. این مسجد با مرمر وسنگ های سرخ با مناره هایی به ارتفاع چهل متر ساخته شده است.

برایم جالب بود که در هند حتی موقع ورود به حیاط مساجد هم باید کفش را از پا درآورد و روی سنگ های حیاط هم باید پابرهنه راه بروید.

مسجد جامع دهلی

مسجد جامع دهلی

عکس مسجد جامع دهلی که از بالای منار آن گرفتم.

عکس مسجد جامع دهلی که از بالای منار آن گرفتم.

با آن که هند یک کشور غیر اسلامی محسوب می شود ولی در حال حاضر حدود دویست میلیون مسلمان در هند زندگی می کنند که ازجمعیت بسیاری از کشورهای اسلامی بیشتر است وچهارده درصد از جمعیت هند را تشکیل می دهند. مناسبت های اسلامی شامل اعیاد فطر و قربان و روز عاشورا جزو تعطیلات رسمی هند است. به دلایل تاریخی و مدارای مذهبی، تنوع فرق مختلف اهل تسنن و تشیع نیز در هند بسیار زیاداست و هر یک مساجد و معابد خود را دارند.

جاذبه تاریخی دیگری که در شهر دهلی بازدید کردیم رصدخانه “جنتر منتر” بود.

رصدخانه جنتر منتر در شهر دهلی

رصدخانه جنتر منتر در شهر دهلی

گفته می شود که هندیان از نخستین مردمی بودند که عدد صفر را در ریاضیات به کار بستند و سیستم اعداد فعلی را اختراع کردند و از آنجا به کشورهای اسلامی و بعد به بقیه جهان گسترش یافت و سیستم عددی ده دهی فعلی را اعداد هندی-عربی می نامند که جایگزین اعداد رومی شد. همچنین هندیان در طول تاریخ نقش بزرگی درپیشرفت علوم از جمله نجوم داشته اند.

رصدخانه جنتر منتر (به معنی وسایل محاسبه) شامل سیزده سازه عجیب برای محاسبات نجومی و پیش بینی کسوف وخسوف و تنظیم تقویم هندی می باشد که درشهر دهلی به فرمان یک مهارجه هندی به نام “جای سینگ دوم” در سال ۱۷۲۴ ساخته شده است و سازه های مشابه آن در چند شهر دیگر هند نیز وجود دارد که بعدا از یکی از آن ها در جیپور هم بازدید کردیم که بزرگتر از جنتر منتر دهلی بود و تعداد گردشگر آن هم بیشتر بود.

در هند چند نوع تقویم وجود دارد که بیشتر آنها قمری است ولی برای تطبیق با فصول سال شمسی هر چند سال یک ماه به سال اضافه می شود.

تصور غلطی وجود دارد که تقویم قمری را منحصر به اعراب می دانند ولی اکثر تقویم های مذهبی جهان شامل تقویم یهودی، هندی، بودایی و چینی قمری هستند و حتی در تعیین عید پاک مسیحیان نیز محاسبات قمری نقش دارد و فقط تفاوت تقویم اسلامی با سایرین، عدم محاسبه کبیسه در این تقویم است که باعث می شود ارتباط آن با فصول سال شمسی از بین برود. حتی مطالعات تاریخی نشان می دهد، پیش از اسلام، کبیسه گری در تقویم قمری اعراب وجود داشته ولی به دلیل عدم محاسبه دقیق و سلیقه ای شدن آن، بعد از اسلام کبیسه گری در تقویم هجری قمری منسوخ شده است.

در نزدیکی رصدخانه جنتر منتر یک آب انبار تاریخی قراردارد که تاریخ دقیق ساخت آن مشخص نیست ولی شواهدی از بازسازی آن در قرن سیزده یا چهارده میلادی توسط سلاطین دهلی وجود دارد و در کنار آن مسجد کوچکی نیز وجود داشته است که بقایای آن باقی مانده است. این آب انبار صد و هشت پله و شصت متر طول دارد و لوکیشن چند فیلم بالیوودی از جمله فیلم کمدی PK بوده است. اگر تا به حال این فیلم را ندیده اید، آن را شدیدا توصیه می کنم. این فیلم با زبان طنز و به دور از کلیشه های رایج سینمای هند، سوالات مهمی در مورد فلسفه دین مطرح می کند.

آب انبار 'اگراسن کی بائولی' در دهلی

آب انبار 'اگراسن کی بائولی' در دهلی

درادامه نگاه اجمالی به تاریخ هند، به سال های پایانی پادشاهان گورکانی می رسیم. با مرگ اورنگ زیب ششمین پادشاه گورگانی در سال۱۷۰۷ میلادی، در اثر اختلاف بین شاهزادگان، هند رو به ضعف نهاد که با حمله نادر در سال ۱۷۳۹ و فتح دهلی این ضعف تشدید شد. گرچه نادر با غنائم بسیار به ایران برگشت و دهلی و سرزمین های شرق رود سند را به محمد شاه گورکانی پس داد ولی به مرور پادشاهان گورکانی تبدیل به یک شخصیت نمایشی شدند و کشور بین حکام محلی تقسیم شد. کمپانی هند شرقی بریتانیا که از سال ها قبل در هند مشغول فعالیت بود، تصمیم به ایجاد ارتش و تسخیر ایالت بنگال در سال۱۷۵۷ گرفت و به تدریج پیشرفت کرد ونهایتا بعد از صد سال در سال۱۸۵۷ به دنبال یک شورش ناموفق مردم هند، انگلیس رسما آخرین شاه گورکانی را در قلعه سرخ دستگیر و به برمه تبعید کرد و دولت انگلیس رسما اداره هند را برعهده گرفت. بریتانیا در سال ۱۹۱۱ شروع به ساخت شهر جدیدی در کنار شهر قدیم دهلی، به نام دهلی نو کرد تا مرکزهند را از کلکته به دهلی نو منتقل کند و در سال ۱۹۳۱ دهلی نو را افتتاح کرد و به عنوان یادبود، بنای عظیمی به نام “دروازه هند” در دهلی نو ساخت که امروزه از دیدنی های این شهر است. قبلا مجسمه پادشاه انگلیس زیر آن قرارداشت ولی امروزه به جای آن شعله ای به یاد سربازان هند قرارداده شده است. روی این بنا نام کشته شدگان در جنگ های مختلف بریتانیا در بین النهرین، افغانستان ، عثمانی، آفریقا و حتی ایران نوشته شده است.

بنای دروازه هند در دهلی نو

بنای دروازه هند در دهلی نو

نمی توان به هند رفت ولی به قهرمان جنبش عدم خشونت ادای احترام نکرد و به آرامگاه گاندی سر نزد. گاندی که نام کوچکش موهاندس بود در سال ۱۸۶۹ در یک خانواده هندو در گجرات هند متولد گردید و در سیزده سالگی با یک دختر چهارده ساله بر اساس سنت هندو ازدواج کرد و صاحب چهار پسر شد. لیسانس حقوق خود را از دانشگاه لندن گرفت وبیش از بیست سال در آفریقای جنوبی که مستعمره انگلیس بود فعالیت کرد. در سال ۱۹۱۵ به هند برگشت و رهبری جنبش استقلال هند و نافرمانی مدنی را بر عهده گرفت. در اعتراض به مالیاتی که انگلیس بر تولید نمک قرارداده بود او و همراهانش پیاده مسیری به طول ۴۰۰ کیلومتر را تا محل استخراج نمک راهپیمایی کردند. مردم هند به او لقب ماهاتما به معنی روح بزرگ دادند. او از جوانی خود را ملزم به گیاه خواری و روزه های طولانی می کرد ودر هفته یک روز، روزه سکوت می گرفت. از سی و شش سالگی از روابط جنسی حتی با همسرش کلاً دست برداشت. او با تحریم کالاهای انگلیسی، لباس هایش را از نخی که خود با چرخ نخ ریسی تهیه می‌کرد می بافت و چرخ نخ ریسی او نمادی از هند شد. جنبش عدم خشونت او نه فقط در هند، بلکه پایه گذار مکتبی جهانی در مبارزات شد و حتی مورد احترام دشمنان انگلیسیش هم قرارگرفت. یک سال بعد از به ثمر نشستن تلاش هایش برای استقلال هند، در سن ۷۸ سالگی به دست یک ناسیونالیست هندی که به سیاست مدارای گاندی با مسلمانان پاکستان اعتراض داشت، ترور شد.

آرامگاه گاندی در واقع محلی است که پیکر او را به رسم آیین هندو سوزاندند. سادگی و بی پیرایگی این محل که به راستی متناسب با آن روح بزرگ است، هر بازدیدکننده ای را تحت تاثیر قرار می دهد.

راج گات. محل سوزاندن پیکر ماهاتما گاندی در دهلی

راج گات. محل سوزاندن پیکر ماهاتما گاندی در دهلی

اگر مثل من به عبادت گاه ها و تاریخ ادیان مختلف علاقه دارید، باید از معبد قاره ای بهائیان در دهلی هم بازدید کنید که به معبد لوتوس معروف است و به شکل گل لوتوس درداخل یک فضای سبز بزرگ طراحی شده است. ورود به آن برای همه آزاد و رایگان است و از پربازدیدترین معابد جهان است. برعکس نمای خارجی، از داخل تزئین خاصی ندارد.

این معبد یکی از هشت معبد قاره ای (مشرق الاذکار) مربوط به بهاییان جهان است و حدود سی سال پیش ساخته شده است.

آیین بهایی در سال ۱۸۶۳ میلادی با ادعای پیامبری حسینعلی نوری مشهور به بهاالله که یکی از طرفداران باب بود، در ایران بنیان گذاری شد. بهائیان، کتاب او را به نام"اقدس”، کتاب آسمانی می دانند که البته به دلیل وجود چند غلط املایی و محتوایی بعد از او تصحیح شده است. این کتاب تنها کتاب مقدسی است که به زبانی غیر از زبان مردم زمان خودش نگاشته شده است یعنی با آنکه بها الله ایرانی بود، به زبان عربی نوشته شده است و براساس قوانین این دین ترجمه آن به زبان فارسی ممنوع است. بها الله که کتاب خود را ادامه دهنده قرآن می داند، به آیاتی از قرآن اشاره می کند که با متن قرآن تفاوت دارد و منتقدان آن را دلیل عدم تسلط وی می دانند. در حال حاضر آیین بهایی بیش از هفت میلیون پیرو در جهان دارد که تحت نظر شورایی به نام بیت العدل در شهر حیفا در سرزمین فلسطین رهبری می شوند. احکام این دین تا حدی شناور است و بیت العدل اجازه دارد در طول زمان آن را تجدید کند یا تغییر دهد و بهائیان معتقدند تصمیمات این شورا با الهام وتایید الهی صورت می گیرد و عاری از هر خطایی است. بهاییان نمازهای خاص و یک ماه روزه دارند و تنها دینی است که قبله آن به سمت مدفن یک انسان (یعنی مدفن بهاالله در شهر عکا در سرزمین فلسطین) است.

معبد لوتوس. مشرق الاذکار بهائیان در دهلی

معبد لوتوس. مشرق الاذکار بهائیان در دهلی

یکی از دیدنی های دیگر دهلی معبد اکشاردام است که گرچه تاریخی نیست ولی به عنوان بزرگترین معبد هندوی جهان در کتاب گینس ثبت شده است. اجازه ورود موبایل به این معبد داده نمی شود و من نتوانستم عکسی از آن بگیرم. عظمت معبد دیدنی است و هزینه زیادی برای ساخت آن صرف شده است. هرشب در کنار تالار اصلی معبد، با تکنولوژی پیشرفته ای نمایش آب و آتش برگزار می شود و نمایشگاهی از ماکت های سه بعدی و رباتیک وجود دارد که دیدنی است.

ورود به خود معبد رایگان است ولی برای دیدن نمایشگاه رباتیک باید بلیط تهیه کرد.

رانتامبور، پناهگاه ببر بنگال

بعد از دو روز اقامت در دهلی با یک کوپه اختصاصی دوتخته در یک قطار شبانه به قیمت نفری هزارو چهارصد روپیه عازم مقصد بعدی یعنی منطقه رانتامبور در ایالت راجستان شدیم. دراین منطقه یک قلعه تاریخی و نیز مشهورتر از آن، یک پارک حیات وحش وجود دارد که محل زندگی وحفاظت از ببرهای بنگال است.

ما صبح با قطار به رانتامبور رسیدیم و با یک اتوریکشا به اقامتگاهی که رزرو کرده بودم رفتیم. در این اقامتگاه علاوه بر ساختمان اصلی چند چادر در فضای سبز وجود داشت که مجهز به کولر و حمام بود. من یکی از آن چادرها را رزرو کرده بودم و بعد از تحویل چادر و صرف صبحانه مختصر عازم دیدن قلعه شدیم.

قلعه رانتامبور مربوط به قرن دهم میلادی است و بازدید از آن رایگان است. در آن چند معبد فعال مربوط به آیین های هندوییسم و جینیسم و یک مزار متروکه از یک صوفی مسلمان قرار دارد. این همزیستی معابد ادیان مختلف در بسیاری از شهرهای هند دیده می شود و ریشه در تاریخ هند دارد.

درباره آیین هندو و جینیسم و معابد آن در ادامه سفرنامه بیشتر توضیح خواهم داد.

این قلعه نسبتا بکر و خلوت بود وتعداد زیادی میمون در آن وجود داشت که ما مدت ها مشغول سرو کله زدن با آنها بودیم.

میمون های بازیگوش رانتامبور

میمون های بازیگوش رانتامبور

بعد از ظهر را به بازدید از پارک ملی رانتامبور اختصاص دادم.

ظرفیت بازدید از این پارک خیلی محدود است ومن بلیط این پارک ملی را به قیمت نفری هزار و سیصد روپیه به صورت اینترنتی از قبل از وبسایت جنگلبانی راجستان تهیه کرده بودم ولی بدون رزرو قبلی مجبور خواهید شد که بلیط را با چند برابر قیمت از هتل یا آژانس های مسافرتی تهیه کنید.

با خرید بلیط هزینه دیگری بابت استفاده ازسافاری یا راهنما دریافت نمی شود.

این منطقه زمانی شکارگاه مهاراجه جیپور بوده است ولی در حال حاضر به صورت یک پارک ملی در آمده است.

بازدید کنندگان می توانند با ماشین های سافاری وارد حیات وحش شوند وحیوانات مختلف را در محل زندگی طبیعی شان تماشا کنند.

ما این شانس را داشتیم یک ببر را که در خرابه های معبد قدیمی درحال استراحت بود از نزدیک ببینیم.

گرچه مشهورترین حیوان این منطقه ببر بنگال است ولی بازدید از این پارک محدود به مشاهده ببر نبود و ما توانستیم علاوه بر ببر بنگال، پلنگ، طاووس، انواع غزال و گوزن، میمون و تمساح را نیز در طبیعت زیبای منطقه ببینیم.

ببر بنگال در حال استراحت در خرابه های یک معبد در حیات وحش منطقه رانتامبور

ببر بنگال در حال استراحت در خرابه های یک معبد در حیات وحش منطقه رانتامبور

مشاهده حیوانات در محیط زیست طبیعی آن ها، تجربه جالبی است.

مشاهده حیوانات در محیط زیست طبیعی آن ها، تجربه جالبی است.

حیات وحش رانتامبور

حیات وحش رانتامبور

ببر بزرگترین گربه سان جهان است یعنی برعکس تصور قبلی من بزرگتر از شیر می باشد و یک ببر بالغ نر تا سیصد کیلوگرم وزن دارد.

این منطقه در فصل تابستان به روی بازدیدکنندگان بسته می شود.

اگر به تهیه عکس و فیلم مناسب از حیات وحش علاقه دارید، در بازدید از این پارک تله لنز و دوربین های حرفه ای را فراموش نکنید.

جیپور، شهر مهاراجه ها

بعد از یک شب اقامت در رانتامبور، با طی مسیر کوتاهی با قطار به مقصد چهارم یعنی شهر جیپور مرکز ایالت راجستان رسیدیم.

از ایستگاه قطار با یک تاکسی اینترنتی به هتل رفتیم. هتلی که رزرو کرده بودم متعلق به پیروان یک اقلیت مذهبی به نام “جین” بود و بر اساس دستورات این آیین در رستوران آن فقط غذاهای گیاهی عرضه می شد که کفاف شکم گرسنه من را نمی کرد 😄 ولی به هرحال بعد از صرف ناهار در هتل گردش در شهر را شروع کردیم.

در ورودی هتل در جیپور😁

در ورودی هتل در جیپور😁

تاریخ ایالت راجستان همانطور که از نامش پیداست با مهاراجه ها پیوند خورده است.

قلعه یا کاخ آمبر یکی از مشهورترین جاذبه های این شهر است که داستان ساخت آن به قبل از ساخت شهر جیپور و به زمان پادشاهی اکبر شاه بر می گردد.

اکبرشاه پسرهمایون، سومین و مقتدرترین پادشاه گورکانی بود که درسال۱۵۵۶میلادی به سلطنت رسید. او که میراث دار یک سلطنت اسلامی بود با درک فرهنگ هند سیاست مدارای مذهبی پیشه کرد و تفاوت های حقوقی بین مسلمانان و هندو ها از قبیل پرداخت جزیه و…را حذف کرد و با دادن مناصب دولتی به هندوها و ازدواج با “جودابای” که دختر یک مهاراجای هندو از خاندان آمبر بود، باعث ایجاد همبستگی بین مسلمانان و هندوهای سرزمینش شد. داستان این ازدواج و زندگی او سوژه چند فیلم و سریال بوده است.

یکی از سرداران هندوی او “مهاراجه مان سینگ اول”، مهاراجه خاندان آمبر و از بستگان جودابای بود. او در حدود سال۱۶۰۰ میلادی در کنار شهر فعلی جیپور قلعه ای به نام “آمر یا آمبر” روی خرابه های قلعه ای قدیمی تر ساخت که امروزه از دیدنی ترین کاخ های جیپور است.

می توان به صورت پیاده یا سوار بر فیل وارد قلعه شد که ما تجربه فیل سواری را امتحان کردیم.

سوار برفیل به سمت قلعه آمبر

سوار برفیل به سمت قلعه آمبر

در کنار قلعه باغ زیبایی با طرح چهارباغ ایرانی و با نام فارسی و با مسمای “دل آرام” وجود دارد و در داخل قلعه قسمت های مختلف با نام های فارسی وجود دارد که شامل دیوان عام، دیوان خاص، شیش محل (کاخ شیشه ای) و زنانه (حرمسرا) و… می شود.

این قلعه از طریق یک تونل مخفی به بیرون وقلعه مجاورش متصل می شود.

کاخ آمبر

کاخ آمبر

کاخ آمبر

کاخ آمبر

با تضعیف پادشاهان گورکانی، حکام محلی در نقاط مختلف هند شروع به ایجاد حکومت های مستقل کردند. یکی از آن ها مهاراجه ای به نام جای سینگ دوم بود که با تاسیس شهر جیپور در سال ۱۷۲۷ تشکیل حکومت داد و کاخ زیبایی در این شهر ساخت.

با قدرت گرفتن بریتانیا، این دولت به صورت تحت الحمایه و دست نشانده بریتانیا درآمد.

جالب است که فرزندان او هنوز عنوان تشریفاتی مهاراجه را دارند و در همین کاخ ساکن هستند. بخش هایی از این کاخ به صورت موزه وتحت مالکیت آخرین مهاراجه جیپور به روی عموم باز شده است.

این کاخ هم به تقلید از کاخ های پادشاهان گورکانی، بناهایی به نام دیوان عام و خاص دارد. در این موزه ها با نحوه زندگی وآداب دربار مهاراجه آشنا می شوید.

عکاسی از فضای داخلی موزه ممنوع است.

کاخ مهاراجه شهر جیپور به خاطر سنگ های صورتی آن مشهور است.

کاخ مهاراجه شهر جیپور به خاطر سنگ های صورتی آن مشهور است.

کاخ مهاراجه شهر جیپور

کاخ مهاراجه شهر جیپور

بخش دیگری از کاخ مهاراجه شهر جیپور

بخش دیگری از کاخ مهاراجه شهر جیپور

مهاراجه ایشواری سینگ، پسر و جانشین جای سینگ دوم (بنیانگذار جیپور)، درسال ۱۷۴۹ به عنوان یادبود پیروزی بر رقبایش یک برج در مرکز شهر ونزدیک کاخ اصلی ساخت که به برج ایسارلات مشهور است واز بالای آن می توان همه شهر و قلعه های مشرف به شهر را دید.

این برج برعکس سایر کاخ های جیپور به جای سنگ های صورتی با سنگ های دیگری ساخته شده و از همه متمایز است.

برج ایسارلات در نزدیکی کاخ شهر جیپور

برج ایسارلات در نزدیکی کاخ شهر جیپور

شایعاتی وجود دارد که مهاراجه عاشق دختری بود که به دلیل اختلاف طبقاتی نمی توانست با او ازدواج کند واین برج را برای آن ساخت تا از بالای آن هر روز دختر را ببیند که البته سند تاریخی ندارد.

بالا رفتن از پله های باریک برج و عکاسی از بالای آن تجربه منحصر به فردی بود.

بعد از ساخت کاخ اصلی جیپور توسط جای سینگ دوم، جانشینان مهاراجه نیز کاخ هایی در جیپور بنا کردند. “هوا محل” به معنی کاخ بادها عنوان کاخی است که توسط یکی از نوه های او در سال۱۷۹۹ساخته شد. این کاخ پنج طبقه ونزدیک به هزار پنجره دارد و به دلیل جریان هوا از این پنجره ها به کاخ بادها یا هوامحل معروف شده است. سقف دو طبقه آخر آن قدر کوتاه است که قابل استفاده نیست و فقط جهت جریان هوا و زیبایی نما به بنا اضافه شده است.

هوا محل یا کاخ بادها در شهر جیپور

هوا محل یا کاخ بادها در شهر جیپور

نکته جالب در مورد فلسفه ساخت این کاخ، وجود رسمی به نام “پرده” در شمال هند است. مطابق این رسم زنان طبقه اشراف (چه هندو و چه مسلمان) اجازه نداشتند بدون پوشاندن صورت در مقابل مردان ظاهر شوند ودر همه کاخ ها بخشی با نام “زنانه” که معادل حرمسرا بود، مخصوص آنان وجود داشت. پنجره های هوامحل جایی بود که زنان دربار می توانستند بدون آنکه دیده شوند و رسم پرده را نقض کرده باشند، فضاهای عمومی ومراسم رسمی را تماشا کنند.

جالب است که واژه های پرده و زنانه عینا از فارسی وارد زبان هندی شده است ولی در دربار پادشاهان ایران بیشتر از واژه هایی عربی مثل حجاب به جای پرده و حرم به جای زنانه استفاده می شده است.

گرچه رسم پرده مخصوص زنان اشراف بوده و زنان عادی هندو آزادتر بوده اند ولی از دوران باستان و قبل از میلاد، به ویژه در شمال هند، زنان متاهل( چه هندو و چه بودایی)، سر وگاهی صورت خود را در برابر مردان حتی پدرشوهرخود با پوششی رنگی که “گونگات” نامیده می شود می پوشانند و این رسم هنوزهم کم و بیش رعایت می شود.

“جال محل " نام کاخ دیگری است که در میان یک دریاچه مصنوعی در حاشیه شهر جیپور توسط مهاراجه ساخته شده است. این کاخ در پنج طبقه و از سنگ ساخته شده وچهار طبقه آن نقش پایه بنا را دارد و زیر آب است.

جال محل یا کاخ آب ها

جال محل یا کاخ آب ها

داخل آن قابل بازدید نیست ولی این دریاچه و کوه های اطراف آن محل زندگی پرندگان و حیوانات مختلفی است که دیدنی است.

نمای دریاچه و کاخ جال محل از داخل قلعه نهارگاره که روی ارتفاعات مشرف بر دریاچه قراردارد.

نمای دریاچه و کاخ جال محل از داخل قلعه نهارگاره که روی ارتفاعات مشرف بر دریاچه قراردارد.

یکی دیگر از بناهایی که مهاراجه “جای سینگ” ساخت، قلعه “نهارگاره” (به معنی خانه ببرها) است که در سال ۱۷۳۴ بر فراز کوهی مشرف به شهر جیپور ساخته شد و در دوره های بعد ساختمان هایی به آن اضافه شد.

برای رسیدن به آن جاده ماشین رو هم وجود دارد ولی ما یک راه پر پیچ وخمِ پیاده را تا بالای کوه انتخاب کردیم.

در داخل قلعه چند موزه و یک آب انبار وجود دارد و نمای جالبی از شهر و دریاچه دیده می شود.

بخشی از کاخ های قلعه نهارگاره در ارتفاعات مشرف بر شهر جیپور

بخشی از کاخ های قلعه نهارگاره در ارتفاعات مشرف بر شهر جیپور

در حدود صد و بیست سال پیش مهاراجه وقت جیپور که نُه همسر داشت، کاخی در داخل قلعه ناهارگاره به صورت دو طبقه و شامل ده آپارتمان مجهز ساخت و راههای ارتباطی آن را طوری ساخت که خودش بتواند به آپارتمان هر یک از همسران رفت وآمد کند. با توجه به تاریخ ساخت این بنا، معماری این کاخ برعکس سایر کاخ های جیپور به ساختمان های سبک غربی نزدیک تر است.

جالب است بدانید گرچه امروزه چند همسری به جز در جوامع اسلامی شایع نیست ولی در طول تاریخ این رسم در بین جوامع بودایی، هندو (به ویژه برای اشراف)، یهودی و زرتشتی مرسوم بوده است و حتی در بوداییان تبت چند شوهری نیز رواج داشته است.

در هند از سال ۱۹۵۵ چند همسری به جز برای مسلمانان ممنوع شد.

برعکس پاکستان، در هند امروزی مذهب رسمی وجود ندارد و قوانین مدنی از نظر ازدواج و … برای هر فرد تابع مذهب خود اوست.

این مساله پیچیدگی های زیادی را ایجاد می کند و افراد مشهوری بوده اند که برای استفاده از یک قانون (مثلا مجوز چند همسری) تغییر مذهب داده اند.

یکی از کاخ های داخل قلعه نهارگره

یکی از کاخ های داخل قلعه نهارگره

آگرا، نماد عشق

بعداز اقامت دو روزه در جیپور با قطار عازم آگرا شدیم که به دلیل بنای مشهور تاج محل یکی از مشهورترین مقاصد توریستی جهان است.

تاج محل در روزهای جمعه محل برگزاری نماز جمعه است و به روی گردشگران بسته است و ما روز اول اقامت مان را به بازدید از سایر اماکن نزدیک شهر اختصاص دادیم.

به دلیل نزدیکی به محل اقامت، اولین مکان آرامگاه اکبر کبیر سومین و مقتدرترین شاه گورکانی بود که به داشتن سیاست مدارای مذهبی مشهور است. سیک ها در زمان او اجازه یافتند در شهر آمریتسار معبد اصلی خود را بسازند. او کشتن حیوانات را منع می کرد و گیاه خوار بود و اعلام کرد اساس مذاهب یک چیز است و با دعوت از دانشمندان مذاهب مختلف، یک انجمن به نام عبادتخانه و آیینی به نام توحید الهی تاسیس کرد و آموزه هایی از مذاهب مختلف تشیع و تسنن، زرتشت، آیین هندو، جین و مسیحیت به کار گرفت. اینکه مدارای مذهبی او به خاطر آزاد اندیشی او بود یا سیاستی برای ایجاد همبستگی ملی و توسعه قدرتش، معلوم نیست. او آیینش را بر کسی تحمیل نکرد و پس از مرگش جانشینانش سیاست او را ادامه ندادند.

آرامگاه اکبر شاه در حومه شهر آگرا

آرامگاه اکبر شاه در حومه شهر آگرا

آرامگاه جودابای همسر اکبر نیز در نزدیکی آرامگاه اکبر قراردارد که از خانواده ای هندو بود. او پس از به دنیا آوردن ولیعهد، مریم الزمانی لقب گرفت ودر دوران فرامانروایی پسرش جهانگیر، به عنوان ملکه مادر قدرت زیادی پیدا کرد. ما فرصت بازدید آن را پیدا نکردیم.

بعد از دیدن آرامگاه اکبر با یک تاکسی اینترنتی عازم شهر فاتحپور سیکری در حومه آگرا شدیم که زمانی پایتخت اکبرشاه گورکانی بوده است.

اکبر شاه مدت زیادی در انتظار تولد پسری برای جانشینیش بود ولی به آرزوی خود نمی رسید. او که برای شیوخ صوفیه احترام زیادی قائل بود به خانقاه یکی از آنها به نام شیخ سلیم چشتی در روستای سیکری در نزدیکی آگرا رفت و از او طلب دعا در این مورد کرد و شیخ مژده تولد سه پسر را به او داد.

با توجه به درستی پیش بینی شیخ سلیم و تولد اولین پسر از “جودابای” ، ارادت اکبر به شیخ افزایش یافت ونام پسرش را نیز سلیم گذاشت و دستور ساخت شهر و کاخی را در کنار خانقاه شیخ سلیم چشتی صادر کرد که " فاتح پور سیکری” نام گرفت. با این تصمیم اکبرشاه، روستای کوچک “سیکری” به چنان شهر بزرگی تبدیل شد که بازرگانان انگلیسی در آن زمان آن را بزرگتر از لندن توصیف کردند.

در طول ساخت کاخ شیخ از دنیا رفت و اکبر آرامگاه و مسجد باشکوهی برای او ساخت که هنوز زیارتگاه مردم است.

در هند به مزار بزرگان مسلمان “درگاه” می گویند و به عنوان احترام، برای ورود به آن باید سر خود را پوشاند.

آرامگاه شیخ سلیم چشتی

آرامگاه شیخ سلیم چشتی

دروازه عظیم محوطه آرامگاه و مسجد شیخ سلیم مشهور به ' بلند دروازه'

دروازه عظیم محوطه آرامگاه و مسجد شیخ سلیم مشهور به ' بلند دروازه'

عمارت پنج محل در کاخ فاتحپور سیکری

عمارت پنج محل در کاخ فاتحپور سیکری

یکی از اتاق های کاخ فاتح پور سیکری

یکی از اتاق های کاخ فاتح پور سیکری

بعد از دیدن فاتحپور سیکری، از آنجا مستقیم به پارک ملی کلادو رفتیم.

این پارک در پنجاه کیلومتری آگرا قرار دارد و پناهگاه پرندگان بسیاری است که برخی از آنها در حال انقراض هستند. بیش ازسیصد و پنجاه گونه پرنده از جمله طاووس دراین منطقه وجود دارد و زمانی شکارگاه مهاراجه ها و بریتانیایی ها بوده است ولی درحال حاضر منطقه حفاظت شده اعلام شده و در میراث طبیعی یونسکو ثبت شده است.

برای حفاظت از محیط زیست ورود وسایل نقلیه موتوری به این منطقه ممنوع است وفقط می توان به صورت پیاده یا با سه چرخه های رکابی که یک راننده رکابزن دارد از این منطقه بازدید کرد که ما دومی را انتخاب کردیم.

پارک ملی کلادو

پارک ملی کلادو

تابلو معرفی پرندگان پارک ملی کلادو

تابلو معرفی پرندگان پارک ملی کلادو

در هند استفاده از نیروی کار انسان به جای ماشین و… خیلی رایج بوده و زمانی وسیله نقلیه عمومی در داخل شهرها هم ارابه هایی بوده که به جای اسب و قاطر توسط انسان حرکت می کرده است و ریکشا نامیده می شده است و در حال حاضر در داخل شهرها این سه چرخه ها به موتور مجهز شده و اتوریکشا نامیده می شود‌.

راننده سه چرخه در واقع نقش راهنما را هم داشت و اسامی پرندگان مختلف و درختان را به انگلیسی فصیح برایمان توضیح می داد.

سوار برسه چرخه در پارک ملی کلادو

سوار برسه چرخه در پارک ملی کلادو

هزینه سوار شدن به این سه چرخه ها صد و پنجاه روپیه در ساعت بود. دوربین شکاری برای دیدن بهتر پرندگان هم در این پارک کرایه داده می شود.

شاید پرنده های زیادی را در باغ وحش ها دیده باشید ولی دیدن طاووس که پرنده ملی هند است به صورت آزاد و در محل زندگی طبیعی آن لطف دیگری دارد.

هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد.

هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد.

بازدید از پارک تا غروب طول کشید و بعد با همان تاکسی به سمت آگرا برگشتیم.

در حین بازدید از کاخ فاتحپور به صورت اتفاقی با یک افسر ارتشی هندی آشنا شدیم که همراه خانواده اش برای گردش به آگرا آمده بود و بعد از آنکه متوجه ایرانی بودن ما شد خیلی خوشحال شد و گفت شیعه است و همیشه پیگیر اخبار ایران هست. او یک مرکز شیعیان در آگرا را به ما معرفی کرد که موقع رسیدن به آگرا از آن بازدید کردیم که برایم خیلی جالب بود. این محل آرامگاه قاضی نورالله شوشتری، یکی از فقهای شیعه ایرانی در دوران صفویه بود که در زمان سلطنت اکبرشاه به هندوستان می آید و اکبرشاه بر اساس سیاست مدارای مذهبی که داشت، علی رغم مخالفت علمای اهل سنت دربار او را به مقام قاضی القضات منصوب می کند. با مرگ اکبرشاه سیاست های مذهبی او هم به پایان می رسد و قاضی نور الله به جرم تشیع و با استناد به کتاب هایش محکوم و کشته می شود و به شهید ثالث مشهور می شود‌.

زیارتگاه شیعیان آگرا

زیارتگاه شیعیان آگرا

عکس هایی که روی دیوار زیارتگاه او در آگرا نصب بود با تابلوهای اعلانات مساجد قم تفاوتی نداشت.

همچنین در گوشه ای دیگر آگهی های مربوط به سفر زیارتی به ایران و عراق دیده می شد.

برایم جالب بود که چگونه مذهب می تواند دو محل را با فاصله جغرافیایی هزاران کیلومتر این قدر به هم شیبه کند.

تابلو اعلانات مزار قاضی نورالله شوشتری در آگرا

تابلو اعلانات مزار قاضی نورالله شوشتری در آگرا

در حال حاضر جمعیت دقیق شیعیان در هند مشخص نیست ولی تا هفتاد میلیون هم تخمین زده شده است. در طول تاریخ چند حکومت شیعه در هند وجود داشته و در شهرهای مختلف هند مراکزی به نام “امامباره” وجود دارد که معادل حسینیه ها در ایران هستند. با آنکه شیعیان کمتر از چهار درصد جمعیت هند را تشکیل می دهند ولی روز عاشورا تعطیل رسمی در تمام هند است و روزهای میلاد امام علی، عید غدیر و نیمه شعبان(به عنوان شب برات) در بعضی از ایالت ها تعطیل رسمی است.

اکبر شاه در سال ۱۶۰۵ پس از نیم قرن سلطنت از دنیا رفت و پسرش سلیم ملقب به جهانگیر به سلطنت رسید.

جهانگیرشاه با این که اولین پادشاه گورکانی بود که خاندان مادریش هندو بودند ولی او سیاست مدارای مذهبی پدرش را ادامه نداد.

او به هنر وادبیات علاقه زیادی داشت و یک دانشمند ایرانی به نام “اعتمادالدوله” را به مقام صدراعظمی منصوب کرد. خاندان اعتماد الدوله نقش مهمی درتاریخ هند ایفا کرد. جهانگیر هشت همسر داشت که مهمترین آنها نورجهان دختر اعتمادالدوله بود و در زمان او نقش نایب السلطنه داشت.

نورجهان زنی سیاستمدار، زیبا و شاعر بود و به سلطان پشت پرده معروف شد و خانواده اوتاثیر زیادی بر تاریخ هند گذاشتند. او دریک شعر خود را این گونه معرفی می کند:

چو بردارم ز رخ برقع، زگل، فریاد برخیزد/

زنم بر زلف اگر شانه، زسنبل، داد برخیزد/

به این حسن و کمالاتم چو درگلشن گذر سازم/

زجان بلبلان شور مبارکباد، برخیزد/

برنامه روز دوم اقامت در آگرا دیدن آثار مشهورداخل شهر بود که یکی از آن ها آرامگاه اعتمادالدوله و همسرش بود که به دستور دخترش نورجهان ساخته شده است. این بنا اولین ساختمان دوران گورکانی است که به جای سنگ های قرمز با سنگ مرمر جواهرنشان ساخته شده و بعداً در ساخت تاج محل از همین روش استفاده شد و به همین دلیل در زبان هندی برای اشاره به آن از واژه فارسی"بچه تاج” استفاده می کنند.

آرامگاه اعتمادالدوله در آگرا

آرامگاه اعتمادالدوله در آگرا

آرامگاه اعتمادالدوله معروف به بچه تاج

آرامگاه اعتمادالدوله معروف به بچه تاج

با مرگ جهانگیر بین دو پسرش که از دو مادر مختلف بودند، برای جانشینی درگیری خونینی روی داد و نهایتا یکی از آنها به نام “شاه جهان” با قتل برادرش به سلطنت رسید.

نورجهان که نامادری شاه جدید بود در این کشمکش ها طرفدار رقیب شاه جهان بود و با پیروزی او از صحنه کنار گذاشته شد ولی با کنار رفتن او نقش خاندان ایرانی اعتماد الدوله پایان نیافت.

یکی ازنوه های اعتماد الدوله به نام ممتاز محل (که در واقع برادرزاده نورجهان بود) همسر پادشاه جدید بود و شاه جهان به او علاقه شدیدی داشت.

تاج محل.نماد عشق

تاج محل.نماد عشق

گفته‌اند شاه جهان همسرش رادر همه سفرها حتی سفرهای جنگی به همراه خود می‌برد. در یکی از این سفرهای جنگی که تقریباً یک سال پس از به سلطنت رسیدنش روی داد ممتاز محل را با وجود باردار بودن همراه خود برد ولی ممتاز محل به سختی بیمار شد و در هنگام مرگ از شوهرش دو درخواست کرد. اول آن که پس از وی زنی نگیرد. او که رقابت های خونین برای جانشینی شاه بین فرزندان همسران متعدد را دیده بود درخواست کرد تا شاه جهان همسر دیگری نگیرد تا چنین رقابت هایی به وجود نیاید.

نمای مقبره تاج محل از داخل مسجد آن

نمای مقبره تاج محل از داخل مسجد آن

درخواست دوم او آن بود که برای او مقبره‌ای بسازد تا نام وی جاویدان بماند.آنها هجده سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج چهارده فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. نوشته‌اند که شدت علاقه‌ مندی شاه‌جهان به همسرش چنان بود که تمامی موی سر شاه جهان در سال دوم فوت همسرش سفید شد. او به دو وصیت ممتاز محل عمل کرد ودر طول سلطنت تا پایان عمر که نزدیک به سی و شش سال بود، ازدواج نکرد و در همان سال دستور داد آرامگاهی برای او ساخته شود که تاج محل نام گرفت.

این داستان عاشقانه تاریخی باعث شده است که تاج محل به نمادی از عشق مشهور شود.

بنای باشکوه آرامگاه در زمینی وسیع در کنار رودخانه یامونا شروع شد و ساخت آن حدود هفده سال به طول انجامید. هزینه ساخت آن معادل هشتصد میلیون دلار امروزی تخمین زده شده است. سنگ مرمر وجواهرات به کار رفته در آن از سراسر آسیا با هزار فیل به آگرا منتقل شد و بیست و دو هزار نفر به رهبری یک معمار ایرانی در ساخت آن مشغول کار شدند.

در تاج محل در کنار مقبره مسجد بزرگی بنا شد و برای حفظ قرینگی نما در سمت دیگر مقبره نیز بنایی با همان شکل مسجد (البته بدون محراب ومنبر) ساخته شد که جماعتخانه یا مهمانخانه نام گرفت.

مسجد تاج محل

مسجد تاج محل

جالب است بدانید به دلیل آنکه در اسلام تزیین مدفن مردگان نهی شده است، جسد ممتاز محل مثل اکثر مقابر اسلامی در سردابه تاج محل که اتاق ساده ای هست، دفن است و سنگ قبرهایی که در داخل مقبره تزیین شده و در معرض دید است، نمادین است.

آرزوی ممتاز محل در مورد عدم بروز جنگ میان فرزندانش تحقق نیافت. اورنگ زیب پسر سوم او برادرش “دارا شکوه” را که به فرهنگ ایرانی و تصوف علاقه وافری داشت، به اتهام ارتداد به قتل رساند و خود قدرت را به دست گرفت و پدرش را به جرم اسراف کاری و ساخت بنای شرک آمیز (یعنی آرامگاه تاج برای همسرش) تا مرگ به مدت هشت سال در کاخ آگرا در اسارت نگه داشت.

اورنگ زیب برای حفظ قدرتش ترتیبی داد که دو برادر دیگرش نیزکشته شوند.

پس از مرگ شاه جهان، جسدش در کنار همسرش در تاج محل دفن شد و چون تاج محل فقط برای دفن یک نفر طراحی شده بود، تنها سازه غیر قرینه در آن ، قبر شاه جهان است.

کلا یکی از هزینه های عمده در سفر هند، هزینه مربوط به بلیط اماکن تاریخی است که برای اکثر اماکن پانصد و پنجاه و برای تاج محل هزاروصد روپیه است. بلیط آنلاین پنجاه روپیه تخفیف دارد.

البته این قیمت برای اتباع خارجی است و خود هندی ها فقط ۴۵ روپیه برای بلیط پرداخت می کنند.

جدیدا اگر تمایل به ورود به فضای داخلی مقبره را داشته باشید باید دویست روپیه اضافه تر پرداخت کنید.

تاج محل مثل اغلب دیدنی های دیگر در هند معمولا از زمان طلوع تا غروب آفتاب برای بازدید باز است.

در داخل مسجد تاج محل با یک گروه گردشگر ناشنوا از آسیای شرقی برخوردیم که عکسی به یادگار از آنها گرفتم.

عکس گروهی از گردشگران ناشنوا در مسجد تاج محل

عکس گروهی از گردشگران ناشنوا در مسجد تاج محل

بعد از دیدن بنای باشکوه و افسانه ای تاج محل نوبت به بازدید از قلعه آگرا رسید. این قلعه جایی است که شاه جهان بر اثر توطئه پسرش اورنگ زیب هشت سال آخر عمرش را در آن در حصر به سر می برد و هر روز از پنجره کاخ، گنبد تاج محل و آرامگاه همسر موردعلاقه اش را می دید و نهایتا در کنار او دفن شد. این کاخ در زمان اکبرشاه بر روی خرابه های قلعه ای قدیمی ترساخته شده است.

اورنگ زیب که با کنارزدن پدر و قتل برادرانش به سلطنت رسید نیم قرن بر بخش وسیعی از جنوب آسیا سلطنت کرد. درباره شخصیت او بین مورخین بحث و اختلاف نظر زیاد است.

او بسیار متشرع وحافظ کل قرآن بود و در زمان او با دعوت از فقها مجموعه ای از قوانین شرعی با نام “فتوای عالمگیر” نوشته شد که مبنای حکومت قرار گرفت و حتی بعد از تسلط بریتانیا این قوانین تا مدتها حفظ شد وهنوز برای مسلمانان هند و پاکستان اجرا می شود.

خراج سالانه هند در زمان او ده برابر فرانسه و بیش از مجموع اروپای غربی بود. هند در زمان او ثروتمندترین کشور جهان بود و بر اساس تخمین دانشمندان امروزی یک چهارم کل تولید ناخالص جهان در آن زمان مربوط به هند بود.

با این حال او با ولخرجی های سلاطین قبلی در ساخت کاخ و … مخالف بود و برعکس سلاطین قبلی که آرامگاه های باشکوهی دارند، او فقط یک قبر ساده دارد و نقل کرده اند که هزینه کفن و دفن خود را نه از بیت المال بلکه با درآمد شخصیش که از طریق رونویسی از قرآن به دست آورده بود پرداخت کرد.

او آخرین سلطان مقتدر هند بود و با مرگش قدرت هند رو به افول رفت و نادرشاه افشار و سپس اروپاییان به ثروت هند طمع کردند و بریتانیا کم کم بر هند مسلط شد.

قلعه سرخ آگرا

قلعه سرخ آگرا

نمای یکی از تالارهای قلعه آگرا

نمای یکی از تالارهای قلعه آگرا

در بازدید از قلعه آگرا به یک اثرتاریخی جالب برخوردم که هیچ ارتباط تاریخی با این قلعه ندارد ومربوط به درب آرامگاه سلطان محمود غزنوی در شهر غزنه واقع در افغانستان کنونی است. انتقال این درگاه به قلعه آگرا داستان جالب و درس آموزی دارد.

سلطان محمود به نام جهاد با کفار و در اصل به طمع غنائم و ثروت هند و جلب رضایت خلیفه عباسی، سالی یک بار به هند حمله می کرد که بزرگترین آنها حمله به معبد سومنات در گجرات بود. او غنائم و اسرای زیادی با خود به غزنه در افغانستان برد و برای خودشیرینی تندیس های داخل معبد را تکه تکه کرد و به مکه و بغداد فرستاد و خود را غازی بت شکن معرفی کرد.

بیش از هشتصد سال بعد از این واقعه در زمان تسلط بریتانیا بر هند، انگلیس بارها با افغان ها درگیر شد و افغان ها مزاحمت های زیادی برای آنها ایجاد می کردند.

یک ژنرال انگلیسی برای تهییج هندوها و در جهت جلب حمایت آنها از ارتش بریتانیا در برابر افغان ها، روی واقعه تخریب معبد سومنات بسیار تبلیغ کرد و بعد از حمله به افغانستان و اشغال غزنه، برای خوشامد هندوها ادعا کرد که درب آرامگاه سلطان محمود همان درب معبد معروف سومنات است و آن را از جا در آورد و با تبلیغات بسیار و مراسم خاص برای بازگرداندن به معبد به هند آورد ولی با بررسی درب دروغ او زود آشکار شد و این درب در قلعه آگرا ماندگار شد.

درب آرامگاه سلطان محمود غزنوی که انتقال آن به قلعه آگرا داستان جالبی دارد.

درب آرامگاه سلطان محمود غزنوی که انتقال آن به قلعه آگرا داستان جالبی دارد.

این درب ازجنس چوب درختان بومی غزنه بود و روی آن آیات قرآن و نام سلطان محمود نقش شده بود، در حالی که درب معبد سومنات از جنس درخت صندل بود.

استفاده از احساسات مسلمانان توسط سلطان محمود و هندوها توسط انگلیس در جهت منافع خودشان، داستان جالبی است که در دنیای امروز نیز به اشکال مختلف و توسط گروه های مختلف به شدت ادامه دارد و گاه رنگ مذهب و گاه رنگ ناسیونالیسم و قوم گرایی به خود می گیرد.

اکثر گردشگرانی که به هند سفر میکنند سه شهر دهلی، جیپور و آگرا (که مشهور به مثلث طلایی شده) را برای بازدید انتخاب می کنند که بیشتر بناهای مشهور پادشاهان گورکانی در آنها قراردارد ولی اگر مثل من کنجکاو به تاریخ ادیان و عاشق تجربه حضور دراماکن مقدس ادیان مختلف هستید، باید علاوه بر آمریتسار(شهر مقدس آیین سیک که در ابتدای سفر ما بود)، حتما سه شهر دیگر را هم تجربه کنید: یکی شهر خاجوراهو با معابد عجیبش که به معابد شهوت مشهور شده، دوم بنارس که شهر بزرگ ترین خدای هندو یعنی شیواست و سوم بودگایا که مقدس ترین شهر آیین بوداست.

اما در مسیر از آگرا به خاجوراهو، از دو شهر دیدنی دیگر به نام گوالیور و اورچها هم دیدن کردیم.

دل کندن از دیدنی های آگرا سخت بود و در ساعات آخر با یک خانواده اهل کشمیر آشنا شدیم که اجداد ایرانی داشتند و فارسی بلد بودند و شغلشان، فروش لباس و پارچه های کشمیری بود و به مغازه آنها رفتیم.

معلوم است که اگر با یک خانم ایرانی وارد یک مغازه فروش لباس بشوی زودتر ازچند ساعت نمی تونی خارج بشوی.

ورود ما به آن مغازه همان و جا ماندن از قطار همان. 😄

و بلیطی که از ماهها قبل رزرو کرده بودم از دست رفت.

تا قبل از سفر به هند باور نمی کردم که کشوری وجود داشته باشد که احترام به قوانین رانندگی در آن ضعیف تر از ایران باشد ولی در خیابان های هند به کشور خودمان امیدوار شدم. در خیابان های باریک و تو در توی شهرهای مختلف هند با نزدیک به یک و نیم میلیارد جمعیت، انواع وسایل نقلیه از چهارپا و گاری و سه چرخه تا اتوبوس های بزرگ دیدیم و همه این وسایل بدون توجه به چراغ قرمز و… در حال حرکت و مدام در حال بوق زدن هستند.

نمایی از وسایل نقلیه در یک خیابان در هند

نمایی از وسایل نقلیه در یک خیابان در هند

در مسیر با تاکسی تا رسیدن به ایستگاه قطار در یکی از این ترافیک ها گیر کردیم و به قطارمان نرسیدیم. نهایتا با توجه به پر بودن واگن مشابه درقطار بعدی، مجبور شدیم بلیط واگن های بدون کولر با درجه پایین تر بگیریم و بالاخره نیمه شب به مقصد ششم سفر یعنی شهر گوالیور رسیدیم.

گوالیور و خدایان برهنه

جاذبه های تاریخی گوالیور در قلعه آن قراردارد. درحال حاضر این قلعه در تپه ای در وسط شهر فعلی گوالیور واقع شده است. تاریخ پایه گذاری اولیه آن دقیقا مشخص نیست ولی در دوره های مختلف بناهای گوناگونی در داخل آن ساخته شده است.

قلعه بزرگ و وسیع است و برای بازدید از اماکن مختلف آن تاکسی هایی در ورودی آن وجود دارد. ولی اگر فرصت کافی داشته باشید و اهل پیاده روی باشید می توانید همه قلعه را پیاده طی کنید.

اولین جاذبه داخل قلعه یک کاخ مربوط به حاکم هندوی محلی است که در ابتدای قرن شانزدهم در این قلعه ساخته شده است و نمونه ای از معماری هندی قبل از ورود پادشاهان گورکانی است.

یکی از نکات جالب برای من در هند، وجود تعداد زیاد خفاش در داخل فضاهای تاریک بعضی اماکن تاریخی بود که در ابتدا آن را ناشی از عدم رعایت بهداشت و بی توجهی به حفظ میراث فرهنگی تعبیر کردم ولی با جستجو در اینترنت متوجه شدم که به دلیل فواید زیادی که این خفاش های حشره خوار در حفظ محیط زیست دارند، دولت هند به جای پاکسازی آثار تاریخی از این پستانداران پرنده، سعی دارد با حمایت از آنها و معرفی فواید آنها به عنوان روش بیولوژیک و بدون عارضه در مبارزه با آفات کشاورزی، گردشگران خارجی را با آنها آشتی دهد.

نمای داخلی یکی از معابد قلعه گوالیو. هر یک از نقاط سیاهی که در این عکس می بینید مربوط به یک خفاش است که به راحتی در داخل معبد در حال زندگیست.

نمای داخلی یکی از معابد قلعه گوالیو. هر یک از نقاط سیاهی که در این عکس می بینید مربوط به یک خفاش است که به راحتی در داخل معبد در حال زندگیست.

خفاش ها در یکی از کاخ های قلعه گوالیور

خفاش ها در یکی از کاخ های قلعه گوالیور

کلا در هند یکی از جالب ترین نکاتی که توجه هر تازه واردی را به خود جلب می کند همزیستی مسالمت آمیز مردم هند با حیوانات است و در شهرهای مختلف نه فقط گاو، بلکه سگ، میمون، سنجاب و حتی خفاش در کنار انسان ها زندگی می کنند و این مساله ریشه در آیین عدم خشونت مردم هند دارد.

دو معبد هندو در قلعه گوالیور متعلق به قرون نهم و ده میلادی قراردارد که به نام معبد عروس و مادرشوهر مشهور است. زیبایی وتعداد زیاد تندیس هایی که در دیواره های این معابد به چشم می خورد، خیره کننده بود.

معابد قلعه گوالیور

معابد قلعه گوالیور

به بهانه این معابد هندو بد نیست توضیحی راجع به ریشه های آیین هندو ذکر کنم.

آیین هندو قدیمی ترین دین در جهان امروز است. هندوییسم امروزی ریشه در آیین باستانی به نام “ودا” دارد که آیین آریاییان در حدود سه هزار و پانصد سال پیش و شاید قدیمی تر بوده است و هم ریشه با دین ایرانیان باستان می باشد.

قدیمی ترین کتاب آن، “ریگ ودا” نام دارد و قدمت واقعی آن مشخص نیست و برعکس کتب مقدس سایر ادیان، کتابت آن به فرد خاصی نسبت داده نمی شود.

از لحاظ تاریخی آیین مردم هند، چند دوره را طی کرده است.

دوره نخستین این دین به دوره “ودایی” مشهور است. خدایان این دوره از مظاهر طبیعت منشا می گیرد و شباهت زیادی به خدایان ایران باستان دارد مثل آگنی خدای آتش، سوریا خدای خورشید و وایو” خدای باد.

در این دوره تشریفات مذهبی سختی به ویژه قربانی کردن در برابر آتش وجود داشت و شامل خوردن نوشیدنی خاصی می شد که آغشته به خون قربانی بود. این تشریفات پیچیده و خشن تحت دستورات روحانیان مذهبی انجام می شد که “برهمین” نام داشتند وهمراه با خواندن سرودهای ودایی بود و منجر به ایجاد یک طبقه حاکم از برهمین ها و ایجاد نظام طبقاتی به نام “کست” شد.

بعد از دیدن دو معبد هندو به طرف قسمت دیگری از قلعه که نزدیک به دروازه آن بود رفتیم تا تندیس های مقدس غول پیکر و برهنه مربوط به پیشوایان “آیین جین” را ببینیم که بلندترین آنها حدود بیست متر ارتفاع دارد. اندازه و برهنه بودن کامل این تندیس ها برای من جالب و عجیب بود و باعث شد که بیشتر راجع به ریشه های آیین جین و پایه گذار آن یعنی “مهاویرا” کنجکاوی کنم.

تندیس های غول پیکر پیشوایان آیین جین در قلعه گوالیور

تندیس های غول پیکر پیشوایان آیین جین در قلعه گوالیور

تندیس های غول پیکر پیشوایان آیین جین در قلعه گوالیور

تندیس های غول پیکر پیشوایان آیین جین در قلعه گوالیور

مراسم پیچیده و خشن قربانی حیوانات وبرتری جویی کاهنان در “دوره ودایی” منجر به ظهور دو دین اعتراضی در حدود قرن ششم قبل از میلاد توسط “بودا” و “مهاویرا” شد که آموزه های مشابهی داشتند. طبق نظر بسیاری از مورخین ظهور این دو در هند تقریبا با ظهور زرتشت در ایران همزمان بوده است و دلایل مشابه داشته است. طبق آموزه های آنان آنچه سرنوشت و آینده انسان را تعیین می کند خدایان نیستند بلکه کردار خود فرد است که به او برمی گردد و تا افراد کردار خود را تغییر ندهند، قربانی کردن برای خدایان تاثیری در سرنوشت ندارد. این اصل که “کارما” نام دارد اساس آیین بودا و جین است.

فردی به نام “مهاویرا” که از خانواده اشراف ایالت بیهار هندوستان بود در سن سی سالگی همه تعلقات مادی را ترک کرد و بعد از دوازده سال ریاضت، آیین “جین” را معرفی کرد. او خود را بنیانگذار این دین نمی دانست و پیروان او عقیده دارند که این آیینی بسیار کهن است و مهاویرا بیست وچهارمین پیشوای این آیین محسوب می شود ولی توصیفی که از پیشوایان قبلی در کتب جین وجود دارد بیشتر به صورت موجودات افسانه ای و غول پیکر است.

شبیه به آیین بودا، پیروان آیین جین نیز معتقد به “باززایی” هستند یعنی اعتقاد دارند جهان آفریده نشده و از بین نمی رود بلکه مدام درحال چرخش و تبدیل است و انسان با مرگ دوباره به صورت دیگر متولد می شود و برای رهایی از این چرخه باید خود را از همه وابستگی ها رها کند.

اساس این آیین بر عدم خشونت و عدم وابستگی استوار است.

پیروان این آیین مصرف گوشت یا چرم را خشونت علیه حیوانات می دانند و حتی عده ای کندن گیاهان از ریشه را نیز نهی می کنند و از مصرف محصولاتی مثل سیب زمینی که کندن آن باعث پایان عمر گیاه می شود پرهیز می کنند.

بر اساس یکی از آموزه های این آیین به نام “سامثارا” فردی که تمام وظایف خود را به انجام رسانده باشد می تواند از طریق روزه گرفتن طولانی و تدریجی خودکشی کند تا به رستگاری و رهایی برسد و سالانه حدود دویست وچهل نفر در هند به این طریق خودکشی می کنند.

مهاویرا پوشیدن هر گونه لباسی را نوعی وابستگی به مادیات می دانست و مردان راهب در فرقه ای از این آیین هیچ پوششی ندارند و زنان به دلیل عدم امکان برهنگی، نمی توانند به این مقام برسند. برخی به اشتباه برهنگی راهبان این آیین و تقدس پیکره های برهنه را به پرستش اندام مردانه تعبیر کرده اند که صحیح نیست. امروزه این آیین حدود چهار تا پنج میلیون پیرو دارد که اغلب در هند زندگی می کنند.

بعد از یک شب اقامت و دیدن قلعه گوالیور، برای رفتن به شهر بعدی یعنی شهر جهانسی به ایستگاه قطار رفتیم. مسیر گوالیور تا جهانسی مسیر کوتاهی بود و تنها مسیری بود که من از قبل بلیط آن را رزرو نکرده بودم و قصد داشتم ازواگن عمومی استفاده کنم که ارزان است و نیاز به رزرو قبلی ندارد و بلیط آن را به قیمت نفری صد روپیه در ایستگاه خریدم.

این نوع بلیط درقطارهای بین شهری کشورهای دیگر کم نظیر است و در واقع ازهمان قطارهای مشهورهند است که گاهی مسافر روی سقف و دیوار های آن هم سوار می شود. موقع رسیدن قطار متوجه شدم که سوار شدن به آن به خاطر شلوغی و همراه داشتن چمدان، کالسکه بچه و…تقریبا غیر ممکن است. یک هندی که اوضاع ما را دید ما را به سمت واگن درجه بالاتر برد و مسوول کنترل بلیط هم ندیده گرفت و به خیر گذشت.

اورچها، دهکده ای از عمق تاریخ

من سعی می کنم برای آشنایی واقعی تر با اوضاع اجتماعی هر کشور علاوه بر شهر های مشهور، یک روستای دیدنی را هم در برنامه سفر بگنجانم و دهکده تاریخی اورچها گزینه مناسبی برای من بود.

به اتفاق بانو در محل یادمان های مربوط به پادشاهان اورچها

به اتفاق بانو در محل یادمان های مربوط به پادشاهان اورچها

با قطار مسیر کوتاهی را از گوالیور تا شهر جهانسی طی کردیم و از آنجا با اتوریکشا (موتور سه چرخه) به دهکده اورچها رفتیم و شب به هتل مان در این دهکده رسیدیم.

صبح بعد از خوردن صبحانه هتل پیاده به سمت آثار تاریخی دهکده حرکت کردیم.

این دهکده در اوایل قرن شانزدهم پایتخت یک پادشاهی محلی هندو بوده است. اجساد پادشاهان و راجاهای آن سلسله طبق آیین هندو سوزانده شده و در محل سوزاندن پیکر هر راجا به یاد او یک یادمان ساخته شده است که در هند به آنها “چاتری” می گویند. در کنار این بناها چند مرتاض هندو مشغول مراقبه و یوگا بودند که دیدن آنها برایم جالب بود.

چند مرتاض هندو در دهکده اورچها

چند مرتاض هندو در دهکده اورچها

در ادامه مطالب قبل راجع به تاریخچه آیین هندو، به دوران پادشاهی آشوکا می رسیم. با گسترش آیین بودا به ویژه با قبول آن به عنوان آیین رسمی در دوران پادشاهی آشوکا، هندوها برای جلوگیری از نابودی آئین خود در برابر بودیسم، بسیاری از آموزه های “ودایی” را با تعلیمات “بودا” ترکیب کردند و آیین هندو شکل جدیدی به خود گرفت. به تدریج مفسران، آیین های قربانی در کتاب مقدس “ریگ ودا” را امری باطنی درنظر گرفتند و روش های خشن قربانی حیوانات را به ریاضت کشیدن مرتاض ها برای قربانی کردن نفس تبدیل کردند و مفاهیم فلسفی مثل “باززایی” و قوانین “کارما” در آیین هندو وارد شد ولی همچنان نظام طبقاتی (کست) دوران ودایی حفظ شد.

با گسترش شهرنشینی و… اسامی و صفات برخی خدایان نیز تغییر کرد واهمیت خدایانی که مظهر طبیعت بود مثل آگنی (خدای آتش) کاهش یافت و یک سه گانه (تری مورتی) از خدایان شکل گرفت که شامل سه ایزد مذکر به نام های “برهما” ( خدای ایجاد کننده)، “ویشنو” (خدای نگهدارنده) و “شیوا” (خدای تبدیل کننده) می شود که به همراه سه ایزد مونث یعنی “ساراسواتی”، “لاکشمی” و “پارواتی” پرستش می شوند که نقش همسر را برای آنها دارند.

البته خدایان آیین هندو محدود به این شش نام نیست و در مناطق مختلف هند و در فرق مختلف هزاران خدای دیگر هم در رده های مختلف وجود دارد.

یکی از مقدس ترین و بحث انگیزترین مجسمه ها در آیین هندویسم لینگام نام دارد که در ابعاد مختلف در اکثر معابد وخانه ها دیده می شود. درباره آنکه این مجسمه دقیقا نماد چه چیز است، بحث فراوان است ولی نظر غالب آن است که این مجسمه نمادی از آلت نرینه شیوا (یکی از سه ایزد اصلی در آیین هندو) در کنار آلت مادینه شاکتی (ایزد مونث هندو) می باشد.

لینگام - آیا در آیین هندو، آلت مردانه پرستش می شود؟

لینگام - آیا در آیین هندو، آلت مردانه پرستش می شود؟

تقدس این تندیس در آیین هندو گاهی به پرستش آلت مردانه تعبیر شده است ولی باید گفت که گرچه این نکته از نظر تاریخی و ریشه شناسی صحیح است ولی امروزه برای یک هندوی معتقد این تندیس فقط یک نماد از تجلی شیوا است و برعکس تصور شایع در حال حاضر فرقه پرستش عینی فالوس بیشتر از هند، در غرب رسمیت یافته است و دارای عبادتگاه رسمی و مناسک خاص است که مشهورترین معبد آن در مونترال کاناداست و “کلیسای پریاپوس مقدس” نام دارد.

یکی دیگر از دیدنی های اورچها، کاخ های مربوط به پادشاهان محلی هندو است که در قرن شانزدهم از اورچها بر منطقه وسیعی از شهرهای اطراف حکومت می کرده اند. این کاخ ها برعکس کاخ های مشهور آگرا و …، شلوغ و پر از گردشگر نبود و در زمان ورود تنها بازدید کننده کاخ ما بودیم و من به همه گوشه های این کاخ زیبای پانصد ساله سرک کشیدم. از بالای بام کاخ نمای زیبایی از دهکده و معبد تاریخی چهاربرجی آن دیده می شد.

نقاشی های دیواری کاخ پادشاه اورچها

نقاشی های دیواری کاخ پادشاه اورچها

نمای دهکده اورچها و معبد چهاربرجی آن که از بام کاخ دیده می شود.

نمای دهکده اورچها و معبد چهاربرجی آن که از بام کاخ دیده می شود.

در زمان اکبرشاه این ایالت نیز تابعه حکومت گورکانیان می شود و پسر او جهانگیر شاه مثل بسیاری از شهرهای دیگر در این منطقه نیز یک کاخ می سازد که از آن هم بازدید کردیم.

کاخ جهانگیر در اورچها

کاخ جهانگیر در اورچها

بعد از دیدن این کاخ ها برای دیدن بهتر مردم دهکده به سمت معبد آن رفتیم.

یک معبد هندوی چهار برجی در دهکده اورچها با قدمت حدود پانصد سال وجود دارد.

این معبد به دستور همسر پادشاه اورچها برای “راما” یکی از خدایان هندو ساخته شده است ولی بعد از کامل شدن ساختمان آن ملکه که بر اساس افسانه ها با این خدا در ارتباط بوده اعلام می کند که راما زندگی در کاخ او را بیشتر از معبد دوست دارد و تندیس راما در کاخ ملکه باقی می ماند و در نتیجه معبد بلا استفاده می ماند. امروزه کاخ آن ملکه تبدیل به یکی از معابد راما شده است و سالانه بیش از ششصد و پنجاه هزار زائر دارد.

ورود به معابد در هند برای همه حتی غیر هندوها آزاد است و بهترین جا برای آشنایی با مردم هند معابد است. برای ورود به این معبد در یک صف طولانی در کنار زائران هندو منتظر بودیم. چیزی که بیشتر از ساختمان معبد برایم جالب بود، تماشای مردمی بود که با هزاران امید و آرزو به درگاه خدایانشان به آن جا آمده بودند. مثل عروس و دامادی که زندگی مشترکشان را با زیارت معبد آغاز می کردند و نیز مادرانی که بچه هایشان را برای تبرک نزد برهمین آورده بودند.

خاجوراهو و معابد شهوت

بعد از یک روز اقامت در دهکده اورچها با قطار به هشتمین نقطه سفر یعنی شهر خاجوراهو با معابد اسرارآمیزش رسیدیم.

نام خاجوراهو به معنی درخت نخل است. این شهر کوچک بیشتر یک منطقه گردشگری و پر از انواع اقامتگاه و هتل است.

من یک اقامتگاه ساده در داخل شهر و نزدیک به معابد اصلی رزرو کرده بودم وصبح روز بعد پیاده برای دیدن این معابد حرکت کردیم.

از معابد خاجوراهو که زمانی حدود هشتاد و پنج عدد بوده در حال حاضر بیست وپنج عدد باقیمانده است که از نظر مکانی درسه گروه تقسیم می شوند: معابد غربی که از همه مشهورترند، معابد شرقی که به آیین جین تعلق دارند و معابد جنوبی که تعداد کمی از آنها باقی مانده است. قدمت آنان به قرون نهم تا یازدهم میلادی می رسد و ابوریحان بیرونی در کتاب مشهورش به نام ماللهند و همچنین ابن بطوطه در سفرش به هند از آنها یاد می کند ولی با ورود مسلمانان به منطقه به تدریج متروک می شوند و در قرن نوزدهم انگلیسی ها مجددا آنها را احیا می کنند.

با آنکه این معابد به فرقه های مختلف هندو و جین تعلق دارد ولی به صورت همزمان ودر کنار هم درحال فعالیت بوده که نشان دهنده مدارای بالای مذهبی در تاریخ هند است.

این معابد از سنگ های بزرگ یکپارچه و بدون ملات ساخته شده اند که با لولا به هم قفل شده اند و وزن بعضی از سنگ های آن به بیست تن می رسد.

دلیل وجود این تندیس ها، در معابد خاجوراهو چیست؟

دلیل وجود این تندیس ها، در معابد خاجوراهو چیست؟

در این معابد چه مراسمی انجام می شود؟

در این معابد چه مراسمی انجام می شود؟

به دلیل وجود سنگ نگاره هایی راجع به فعالیت های جنسی، این معابد بین گردشگران به معبد شهوت شهرت یافته است. اما فلسفه ساخت چنین تندیس هایی در معبد چیست؟

شاید وجود تندیس هایی با این موضوع خاص در معابد خاجوراهو این تصور را ایجاد کند که این اماکن برای پرستش چنین خدایانی ساخته شده است یا در آنها آیین هایی با چنین حرکات یا مضامینی انجام می شود. ولی این طور نیست. در داخل این معابد هم یکی از همان خدایان مشهور آیین هندو مثل لینگام شیوا، ویشنو و سوریا و… پرستش می شود. این تندیس ها فقط در سطح خارجی معبد قرار دارند و فقط ده درصد از کل مجسمه های این معابد را تشکیل می دهد و موضوع سایر مجسمه ها دیگر جنبه های زندگی اجتماعی است.

بر اساس فلسفه هندو چهار هدف در زندگی انسان وجود دارد:

دارما (به معنی فرائض دینی و اخلاقی)، کاما (کامگیری و لذت)، آرتا (ثروت و رفاه) و موکشا (رستگاری و آزادی)

کتب زیادی به سانسکریت در مورد هر یک از این چهارهدف نوشته شده است.

درباره تقدم یا تاخر دراین چهار هدف بحث های زیادی بین فلاسفه هندو وجود داشته است ولی همه آنها موکشا یا رستگاری را هدف نهایی انسان می دانند و دارما (انجام وظائف دینی و اخلاقی) را مقدم بر دستیابی به لذت و ثروت معرفی می کنند.

در معابد خاجوراهو نیز سعی شده است به صورت تصویری در مورد هریک از این اهداف چهارگانه تندیس هایی ساخته شود و تندیس های شهوانی نماینده “کاما” یا وجه کامگیری و لذت در زندگی انسان است.

معابد خاجوراهو از سنگ های بزرگ و بدون استفاده از ملات ساخته شده اند.

معابد خاجوراهو از سنگ های بزرگ و بدون استفاده از ملات ساخته شده اند.

جامعه هند در حال حاضر هم یک جامعه سنتی با احترام به اخلاق و ارزش های خانوادگی و پرهیز از ولنگاری جنسی است.

بعد از دیدن معابد اصلی که به معابد غربی مشهورند، از مغازه های جلوی معبد خلاصه کوچکی از کتاب “کاماسوترا” خریدم که همان طور که از نامش پیداست درباره جنبه کامگیری ولذت از اهداف چهارگانه فلسفه زندگی است. همچنین یک مجسمه لینگام از جنس مرمر و یک تندیس کوچک شیوا به عنوان یادگاری هند خریدم.

خاجوراهو

خاجوراهو

در جلوی معبد یک ساختمان قدیمی دیده می شد و من ازروی کنجکاوی و به خیال آن که یک اثرتاریخی است به داخل آن سرک کشیدم ولی برایم جالب بود که درواقع یک مدرسه است و بچه ها در اتاق های تاریک و قدیمی آن مشغول درس هستند.

یکی از خدایان داخل معابد خاجوراهو

یکی از خدایان داخل معابد خاجوراهو

تندیس های مقدس آیین جین و عکسی از راهبان یکی از فرق آن در خاجوراهو – این راهبان حتی در اماکن رسمی مثل پارلمان، به صورت برهنه رفت و آمد می کنند.

تندیس های مقدس آیین جین و عکسی از راهبان یکی از فرق آن در خاجوراهو – این راهبان حتی در اماکن رسمی مثل پارلمان، به صورت برهنه رفت و آمد می کنند.

برای دیدن سایر معابد سوار یک اتوریکشا شدیم و به معابد جنوبی و بعد معابد شرقی رفتیم.

معابد شرقی برعکس سایر معابد خاجوراهو، به آیین جین تعلق دارد. این معابد هزار سال قدمت دارد.

قبلا به باورهای آنان و فلسفه برهنگی تندیس های پیشوایان و راهبان یکی از فرقه های آن اشاراتی کردم. راهبان این آیین حتی در اماکن رسمی مثل پارلمان، به همین صورت رفت و آمد می کنند.

به دلیل پرهیز شدید از خشونت و کشتن حیوانات در این آیین، برای ورود به این معابد نباید کفش یا چیز چرمی دیگری همراه داشته باشید.

در ورودی معبد تابلویی نصب شده بود که به صورت خلاصه جهان بینی این دین در مورد وجود خدا و نقش آن در جهان مادی را نشان می داد. بر اساس فلسفه جین، خدا وجودی مجزا از جهان نیست و هر فرد با پرهیز از خشونت و رها کردن وابستگی ها می تواند به مقام خدایی ذاتش برگردد.

در خاجوراهو مثل بسیاری دیگر از شهرهای هند سگ و گاوهای ولگرد زیادی در خیابان ها دیده می شوند که در عبور ومرور باید مراقب برخورد با آنها بود.

آیا هندوها گاو پرستند؟

آیا هندوها گاو پرستند؟

بد نیست همین جا راجع به یکی از ویژگی های فرهنگی مردم هند یعنی احترام به گاو توضیح دهم.

گاو به دلیل فواید زیادی که در زندگی دوران کشاورزی داشته است در هند به عنوان عامل برکت و باروری و آیتی از خدا شناخته می شود و به همین دلیل مورد احترام است و کشتن آن در بیشتر ایالات هند (ونه همه ایالات) ممنوع است و ممکن است تا ده سال مجازات زندان داشته باشد.

ولی نگهداری گاو برای استفاده از شیر و حتی ادرار و فضولات آن یا استفاده از نیروی کارآن در مزرعه یا برای حمل بار و … مرسوم و قانونی است و در مزارع یا گاوداری های صنعتی نگهداری می شود. جالب است بدانید که به باور هندوها ادرار گاو هم خواص دارویی دارد و مثل شیر در بسته بندیهای شکیل به فروش می رسد. هند بزرگترین تولیدکننده شیر جهان است ولی کشاورزان مجبورند گاوهایی که بازدهی اقتصادی ندارند رها کنند و یا به صورت غیر قانونی به کشتارگاه ها قاچاق نمایند که باعث مشکلات اقتصادی، زیست محیطی و حتی امنیتی در هند شده است و گاهی درگیری های خونینی بین گروه های افراطی مذهبی با برخی کشاورزان یا قاچاقچی ها در می گیرد. حدود پنج میلیون گاو ولگرد در هند وجود دارد و سه هزار موسسه برای سرپرستی این گاوها در حال فعالیت است ولی هنوز گاوهای ولگرد زیادی در معابر شهرهای بزرگ و کوچک رفت و آمد می کنند و از زباله و … تغذیه می کنند یا باعث تخریب محصولات کشاورزی می شوند.

براساس چیزی که از وضعیت رقت انگیز این گاوهای ولگرد و نحیف در هند دیدم باید بگویم آن قدر که به حقوق سگ و گربه در اروپا احترام گذاشته می شود، گاو در هند صاحب حقوق نیست.

احزاب راستگرا وملی گرای هند تبلیغات زیادی برای صرف هزینه از طرف دولت برای گسترش موسسات سرپرستی از گاو ها داشته اند.

گرچه گاو در همه هند محترم شمرده می شود ولی بر خلاف تصور، معبدهایی که مختص به پرستش گاو باشد انگشت شمار است و نسبت گاو پرستی تعبیر دقیقی برای همه مردم هند نیست.

جالب است بدانید تقدس اجسام و حیوانات منحصر به گاو نیست و مثلا کتاب نمادی از خدای خِرَد و پول نمادی از خدای ثروت شناخته می شود و پایمال کردن آنها بی احترامی به خدا شناخته می شود.

تقدس گاو منحصر به هندیان نیست و ایرانیان باستان هم که هم ریشه با آریاییان هند هستند، ادرار گاو را برای رفع آلودگی استفاده می کردند.

“گوموترا” در هندی یا “گوامیزه” در اوستا یا “گمیز” در زبان پهلوی به معنی “ادرار گاو” در آیین هندو و زرتشت به عنوان ماده شفابخش استفاده می شود.

طبق منابع زرتشتی به بانوان پس از قاعدگی یا به کسانی که با جسد تماس داشته اند توصیه شده که قبل از غسل با آب، با گوامیزه خود را بشویند و بانوانی که سقط داشته اند با خوردن ادرار گاو رحم خود را پاک کنند.

یک آگهی اینترنتی فروش ادرار تازه گاو در هند – موقع خرید مواظب باشید این بطری ها را با شیر اشتباه نگیرید.😁

یک آگهی اینترنتی فروش ادرار تازه گاو در هند – موقع خرید مواظب باشید این بطری ها را با شیر اشتباه نگیرید.😁

هر شب در مجموعه معابد غربی خواجوراهو نمایش نور و صدا به دو زبان هندی و انگلیسی برگزار می شود که تاریخچه ساخت این معابد را بیان می کند.

همچنین در مرکز گردشگری دولتی خاجوراهو آیین موسیقی و رقص محلی اجرا می شود و بعد از دیدن معابد با همان اتوریکشا برای تماشای برنامه رقص محلی حرکت کردیم. فکر می کنم که تماشای رقص اصیل هندی جزئی ضروری ازسفر هند باشد.

بعد از پایان مراسم در یک کافه کنارخیابان یک نوشیدنی خوشمزه هند را به نام “لاسی” امتحان کردیم که در واقع دوغ طعم دار است و از ترکیب دوغ با چاشنی ها و میوه های مختلف ساخته می شود و طعم های مختلف و خوشمزه ای دارد.

بعد به اقامتگاهمان برگشتیم. در این اقامتگاه برنامه یوگای گروهی برقراربود ولی متاسفانه من فرصت کافی برای شرکت و آشنایی با آن را پیدا نکردم.

بنارس و رود مقدس گنگ

بعد از یک روز اقامت در خاجوراهو، با یک قطار شبانه عازم شهر واراناسی(بنارس) شدیم. ساعات حضور ما در قطار همزمان با تحویل سال جدید در ایران بود. ما آنچنان مشغول تجارب سفر بودیم که تقویم ایران را فراموش کرده بودیم ولی یک برخورد جالب ما را برای دقایقی به ایران برد.

موضوع از این قرار بود که یک خانم فرانسوی در قطار به سمت ما آمد و با زبان شیرین فارسی سال نو را تبریک گفت. او که به همراه همسرش مشغول جهانگردی بود از کشورهای زیادی عبور کرده بود و از خاطرات خوبش از حضورش در ایران و دوستان ایرانیش با ما گفت و از اینکه چقدر ایرانی ها مهمان نوازتر از هندی ها هستند و چقدر تاریخ هند تحت تاثیر زبان فارسی بوده است و…

قطار خیلی کند بود و تاخیر زیادی داشت. ما حدود ظهر روز بعد به شهر واراناسی رسیدیم و از دوستان جدید فرانسویمان خداحافظی کردیم و به طرف هتل حرکت کردیم.

خوشبختانه من دو روز را برای دیدن شهر واراناسی در نظر گرفته بودم و این تاخیر باعث اختلال زیادی در برنامه ام نشد.

شهر بنارس (واراناسی) در کنار رود گنگ، یکی از مقدس ترین شهرها در آیین های هندو و جین و محل شروع دعوت بودا ست.

معبد “کاشی ویشونات” محل تجلی “شیوا” مشهورترین خدای هندو در شهر بنارس قرار دارد و همه هندوهای جهان آرزو دارند یک بار آن را زیارت کنند.

بعد از ظهر برای گشت در شهر از کوچه های تنگ و شلوغ شهر واراناسی پیاده به سمت رود گنگ حرکت کردیم. این شهر به دلیل تراکم بالای جمعیتی، بسیار آلوده است و عبور و مرور در کوچه های تنگ و شلوغ آن با یک کالسکه بچه و برخورد با گاو ها وانواع مختلف حیوانات و کوچه هایی که پر از پهن گاو و … است و متکدیان و دست فروشانی که برای فروش جنسشان به ما آویزان می شدند داستان ها دارد.😁

رود مقدس گنگ در بنارس

رود مقدس گنگ در بنارس

بعد از رسیدن به رود گنگ یک قایق به قیمت سیصد روپیه کرایه کردیم تا حاشیه رودخانه را از داخل قایق تماشا کنیم.

رود گنگ از کوههای هیمالیا منشا می گیرد و با عبور از شهرهای زیادی به بزرگترین دلتای جهان در خلیج بنگال می ریزد. به عقیده هندوها این رود تجسمی از یک خدای هندو به همین نام است و هر روز در هنگام غروب آفتاب مراسم پرستش گَنگ همراه آواز و موسیقی و حرکات موزون در کنار آن برگزار می شود که به این مراسم “گنگا آرتی” می گویند و تماشای آن بسیار جذاب بود ولی جالب ترین قسمت سفر برای ارضای حس کنجکاوی من، دیدن مراسم مرده سوزی در کنار رود گنگ بود.

مراسم پرستش رود گنگ

مراسم پرستش رود گنگ

به باور هندوها غسل در آب رود گنگ در طول زندگی یا در هنگام مرگ، پاک کننده آلودگی های ظاهری و باطنی و عامل آمرزش گناهان است و کسی که جسدش در این رود غسل شود یا خاکستر حاصل از جسدش در این رود ریخته شود از چرخه باززایی رها می شود.

انگلیسی ها در زمان حضورشان در هند از اینکه چگونه هندوها در زمان اپیدمی های مختلف اجسادشان را رود گنگ می شویند و هم زمان در مکانی نزدیک به صورت گروهی در آن غسل می کنند و از آب آن می خورند ولی بیمار نمی شوند، در شگفت بودند. یک دانشمند انگلیسی به نام هانکین در اواخرقرن نوزدهم ثابت کرد که رود گنگ حاوی یک باکتریوفاژ بیولوژیک است. این رود بیست و پنج برابر سریع تر از سایر آب ها می تواند مواد بیماری زا را غیر فعال کند.

اما امروزه آلودگی رود گنگ در اثر دفع فاضلاب و … به جایی رسیده که از این خدای بیولوژیک هم کاری بر نمی آید و میزان آلودگی آن به باکتری کولیفرم مدفوعی، صد برابر مجاز است ولی با این حال مراسم مذهبی استحمام و مرده سوزی در آن ادامه دارد.

ابوریحان بیرونی در کتاب ماللهند می نویسد: “در باور هندوان، در وجود انسان عنصری است که انسانیت انسان به آن است و این به واسطه سوزاندن جدا شده و به آسمان می رود و مابقی جسد می سوزد. خدا راه مستقیم را راه خود قرار داده و این راه در علو و بالایی است و علو در آتش و شعاع آتش وجود دارد.”

جالب است بدانید که جسد خانم های باردار یا بچه ها یا افرادی که هزینه مراسم را ندارند بدون سوزاندن در آب گنگ رها می شود. حین قایق سواری به محل سوزاندن اجساد رسیدیم. در این محل به صورت همزمان چندین جسد روی تلی از هیزم در حال سوختن بود و دود زیادی فضا را پر کرده بود.

مراسم مرده سوزی در کنار رود گنگ

مراسم مرده سوزی در کنار رود گنگ

هرکس اجازه دارد در مراسم مرده سوزی شرکت کند و من همزمان با طلوع خورشید در روز بعد به تنهایی از هتل خارج شدم و پیاده از کنار رود گنگ به قصد حضور در مراسم مرده سوزی حرکت کردم و در مراسم یک مادر هندو که توسط پسر بزرگش اجرا می شد شرکت کردم. عکسبرداری نزدیک از جسد بدون اجازه از خانواده متوفی دور از اخلاق وقانونا ممنوع است و ممکن است دردسر آفرین باشد.

جسد در آب گنگ شستشو داده شد و بعد از خواندن اورادی، پیکر متوفی روی تلی از هیزم و پهن گاو قرار داده شد و آتش روشن شد.

زنان خانواده اجازه حضور در مراسم را ندارند. یک کاهن خاص نحوه انجام مراحل را به پسر بزرگ متوفی یاد داد و همه مراسم باید به دست پسر متوفی انجام شود. جالب بود که حین مراسم، بحث وجدلی بین خانواده متوفی و کاهن برسر دستمزد در گرفت و مراسم مدتی قطع شد ولی بالاخره بحث فیصله یافت.

بعد از پایان مراسم خاکستر و بقایای جسد به داخل رود گنگ ریخته شد.

بعد دیدن این مراسم به سمت معبد مشهور کاشی ویشونات رفتم که مقدس ترین معبد پرستش شیوا خدای هندو است. اورنگ زیب، پادشاه گورکانی هند، به دنبال شورش اهالی شهر این معبد را تخریب و درجای آن یک مسجد ساخت ولی در حدود دویست و پنجاه سال پیش در کنار مسجد معبد فعلی مجددا ساخته شد و نزدیک به یک تن طلا در ساخت معبد به کار رفت.

امروزه گنبد مسجد و معبد در کنار هم قرار دارد و برای جلوگیری از منازعات مذهبی بین مسلمانان و هندوها، این منطقه تحت کنترل پلیس قرار دارد و ورود به مسجد و معبد برای اتباع خارجی مشکل و عکاسی از محوطه آنها ممنوع است.

اختلاف مشابهی در مورد مسجد بابری در یکی دیگر از شهرهای هند بین مسلمانان و هندوها درسال ۱۹۹۲ به تخریب مسجد و کشته شدن دو هزار نفر که عمدتا مسلمان بودند، منجر شد.

متاسفانه در ورودی معبد پلیس متوجه خارجی بودن من شد ومن را به قسمت دیگری که مخصوص ورود خارجی ها بود راهنمایی کرد. خارجی ها با کنترل گذرنامه و بدون موبایل و وسایل دیگر می توانند وارد معبد شوند ولی با توجه به منازعات مسلمانان و هندوها درباره این معبد و مسجد، ممکن است از ورود ملیت های مسلمان به داخل معبد جلوگیری شود و من از دیدن محوطه داخلی این معبد ومسجد منصرف شدم.

بعد به هتل برگشتم و به همسرم که تازه مشغول صبحانه شده بود ملحق شدم.

پرستش نقشه مرمرین هند در معبد مام میهن

پرستش نقشه مرمرین هند در معبد مام میهن

در شهر واراناسی علاوه بر معبد مشهور کاشی ویشونات، چند معبد دیگر هم وجود دارد. فلسفه ساخت یکی از این معابد که “بهارات ماتا” نام دارد برای من جالب توجه به نظر رسید و برای دیدن آن رفتیم. ظاهرا این معبد چندان هم مشهور نیست و موقع مراجعه ما تنها بازدیدکننده معبد بودیم.

ما واژه “وطن پرستی"را به صورت استعاری به کار می بریم ولی در هند از گذشته های دور، واقعا معابدی برای پرستش وطن وجود داشته است که به نام “مام میهن” یا “بهارات ماتا” مشهورند و یکی از آنها را در این شهر است.

در این معبد به جای تندیس خدایان مشهور هندو، نقشه عظیم و سه بعدی از هند بزرگ (که شامل پاکستان و … هم می شود) از جنس مرمر ساخته شده است و پرستش می شود. این معبد در سال ۱۹۳۶ و به دست گاندی در شهر بنارس افتتاح شده است.

مفهوم پرستش در هند با تعبیری که ما از آن داریم متفاوت است. برای یک هندو راه های رسیدن به خدا متعدد است. در هند آنقدر خدایان متعدد وجود دارد که کسی تعداد دقیق آن را نمی داند ولی هیچکس خدای دیگری را نفی نمی کند.

خدا می تواند یک موجود اساطیری (مثل شیوا و گانش و …) یا یک شخص حقیقی (مثل سای بابا) یا یک حیوان خاص (مثل موش یا گاو ) یا … باشد.

در شهر “بیکانر” در ایالت راجستان هند معبدی به نام “کارنی ماتا” وجود دارد که موش ها به عنوان تجسمی از خدا در آنجا پرستش می شوند و بیست و پنج هزار موش در آن زندگی می کنند. خوردن پس مانده غذای موش های معبد متبرک محسوب می شود و اگر کسی سهوا یکی از موش های معبد را بکشد باید تندیسی نقره ای از موش به معبد تقدیم کند.

بسیار دیده می شود که مثلا در یک معبد که مختص پرستندگان شیوا می باشد، تندیس های ویشنو و سایر خدایان هم وجود دارد و حتی بودا که همه آموزه های کتاب مقدس هندو (ودا) را نفی کرد، در آیین هندو به عنوان تجسم یکی از خدایان پرستش می شود.

ولی جالب ترین خدای هندو برای من پرستش امام حسین (امام سوم شیعیان) به عنوان تجسمی از خدا توسط فرقه ای از هندوها به نام “برهمنان حسینی” است که مثل سایر هندوها در طول سال آیین های هندو را اجرا می کنند ولی در ماه محرم برای واقعه کربلا عزاداری می کنند و بر تندیس هایی که شبیه به ضریح امام حسین ساخته اند سجده می کنند. این فرقه خود را فرزندان یک برهمن هندو به نام “دات” می دانند و مدعی هستند که او به اراده امام حسین صاحب هفت پسر شده است و همه پسرانش در واقعه کربلا کشته شده اند.

بعد از دیدن رود مقدس گنگ و معابد واراناسی به منطقه ای نزدیک به این شهر به نام “سارنات” رفتیم که یکی از زیارتگاه های بوداییان جهان است.

قبل از شرح دیدنی های سارنات بهتر است توضیح کوتاهی از زندگی بودا را ذکر کنم تا اهمیت هر یک از یادمان های موجود در سارنات و بودگایا را بهتر متوجه شوید.

هند زادگاه آیین بودایی است که از نظر تعداد پیروان به عنوان چهارمین دین جهان شناخته می شود.

بودا به معنی روشنگر است و به عقیده بوداییان افراد زیادی می توانند به این مقام برسند ولی معمولا برای اشاره به یک شخصیت خاص به نام “گواتما بودا” به کار می رود که در قرن ششم پیش از میلاد در یک خانواده ثروتمند سلطنتی در شمال شرق هند می زیست. در منابع بودایی آمده است که او درد و رنج مردم اطرافش را دید و برای پیدا کردن راه رهایی از آن در سن ۲۹ سالگی برای دستیابی به حقیقت خانواده خود را ترک کرد و وارد یک دوره ریاضت شد ولی بعد از شش سال آن را بی فایده یافت و سایر مرتاض ها را ترک کرد ودر منطقه ای به نام “گایا” و در زیر یک درخت، به جای ریاضت به تنهایی مشغول مراقبه و تفکر شد و در همان جا بود که به مقام روشنگری رسید.

به دنبال آن بودا چهار اصل را بنیان گذارد. اول آن که رنج جزء جدایی ‌ناپذیر تمامی مراحل طبیعی زندگی است که شامل تولد، بیماری، پیری و مرگ می شود. دوم؛ هوس باعث رنج است. سوم؛ برای غلبه بر درد و رنج باید از تمامی هوس‌ها و خودخواهی‌ها دور شد. چهارمین اصل به شرح چگونگی دست یافتن به اصل سوم پرداخته است.

استوپا در محل اولین موعظه بودا در سارنات

استوپا در محل اولین موعظه بودا در سارنات

او از گایا به سمت واراناسی حرکت کرد و در منطقه ای به نام “سارنات” در نزدیکی بنارس که پناهگاه گوزن ها بود با پنج نفر از مرتاض های هندو که قبلا از آن ها جدا شده بود ملاقات کرد و اولین موعظه اش را در آنجا بیان کرد. آن پنج نفر اولین شاگردان او شدند.

بودا بسیاری از اصول مذهب هندو شامل طبقه‌بندی مردم و آیین های قربانی برای خدایان و ریاضت های شدید را مردود دانست و اعلام کرد که راه او راه میانه ( بین عیاشی و ریاضت) است. بودا «راه های هشتگانه» را برای رسیدن به رستگاری آموزش داد که عبارتند از پندار نیک، هدف درست، گفتار نیک، رفتار نیک، شغل درست، تلاش صحیح، تفکر صحیح و مراقبه (Meditation).

سارنات در ده کیلومتری شهر بنارس قرار دارد و محل شروع دعوت بودا و تشکیل اولین جامعه بودایی است. گروه های زیادی به ویژه از آسیای شرقی برای زیارت وطواف به این جا می آیند. “سارنات” یک واژه سانسکریت به معنی “پروردگار گوزن ها” می باشد. طبق کتب بودایی این منطقه یک پناهگاه گوزن بوده و در همه مجسمه ها وآثار هنری مربوط به اولین موعظه بودا، او را در کنار چند گوزن نشان می دهند. امروزه هم در کنار این منطقه یک پارک گوزن ساخته شده است و چند گوزن در آن زندگی می کنند.

با پیوستن آشوکا امپراطور قدرتمند هند در قرن سوم پیش از میلاد به آیین بودایی، این محل به دلایل مذهبی رونق پیدا کرد و در دوره های مختلف تاریخی از قرن سوم قبل از میلاد تا قرن دوازدهم بعد از میلاد یادمان ها و معابد بودایی (استوپا) زیادی در این منطقه ساخته شد ولی با کاهش تعداد بوداییان هند و نیز با ورود مسلمانان، به تدریج این منطقه به فراموشی سپرده شد.

دانشمندان انگلیسی در قرون هجده و نوزده کاوش های باستان شناسی زیادی در منطقه انجام دادند و باقیمانده های معابد بودایی را کشف کردند و سارنات مجددا اهمیت تاریخی ومذهبی پیدا کرد.

در سال ۱۹۳۱ توسط انجمن بوداییان در این منطقه یک معبد با نقاشی های دیواری زیبا ساخته شد.

معبد بودایی سارنات

معبد بودایی سارنات

حضور ما در سارنات همزمان با بازدید رییس جمهور آلمان از آن جا بود و بخشی از معابد به دلیل حضور او بسته بود و ما تا رفتن او مشغول دیدن مغازه ها شدیم.

اتفاق مشابهی در شهر دهلی هم به دلیل سفر رییس جمهور فرانسه برایمان اتفاق افتاد و برایم جالب بود که همزمان با سفر ما به هند دو رییس جمهور از فرانسه و آلمان هم هوس دیدن آثار تاریخی هند را کرده اند.😁

یک توریست آلمانی به من می گفت تا به حال در خود آلمان رییس جمهورش را ندیده و برایش جالب بود که درهند او را می بیند.

بعید می دانم در خود آلمان یا فرانسه موقع بازدید رییس جمهور از جایی، ورود سایر بازدیدکنندگان را به آن محل ممنوع کنند و ظاهرا هندی ها مهمانانشان را بیش از خودشان تحویل گرفته بودند.😁

بهرحال بعد از باز شدن محوطه باستانی وارد محوطه ای شدیم که باقیمانده یک “استوپا” در آن قرار دارد که در محل اولین خطابه بودا ساخته شده است و همزمان با حضور ما یک گروه زائر از یکی از کشورهای آسیای شرقی مشغول طواف آن بودند.

استوپا به معابد تپه ای یا کروی بودایی گفته می شود که دور آن طواف انجام می شود‌ و معمولا محل نگهداری یا دفن یک شی مقدس مثل باقیمانده ای از پیکر بودا یا … است.

در قسمت دیگری از سارنات باقیمانده یک معبد بودایی مربوط به قرن چهارم و پنجم بعد از میلاد وجود دارد که در محلی ساخته شده است که بودا برای اولین بار با پنج شاگرد اولیه اش ملاقات کرد.

در قرن شانزدهم به مناسبت ورود همایون شاه گورکانی بر روی خرابه های این معبد یک برج یادمان بنا شده است.

سرستون های آشوکا که نماد ملی هند است شباهت زیادی به مجسمه های تخت جمشید دارد.

سرستون های آشوکا که نماد ملی هند است شباهت زیادی به مجسمه های تخت جمشید دارد.

درسارنات از موزه آن جا هم بازدید کردیم که اشیای کشف شده در مطالعات باستان شناسی سارنات از جمله سرستون های مشهور آشوکا در آن نگهداری می شود. این سر ستون ها نشان ملی هند محسوب می شوند و در همه ادارات و نامه های رسمی دیده می شود و اهمیت زیادی در هند دارد.

شیرهای سرستون های معروف آشوکا و معماری کاخ های او شباهت زیادی به معماری هخامنشی و تخت جمشید دارد و مورخان آن را نشانه ای از تاثیر فرهنگ ایرانیان بر هند می دانند.

علاوه بر ریشه مشترک آریایی ایرانیان و هندیان، نام هند نیز از آغاز با ایران پیوند خورده است. قدیمی ترین سند مکتوبی که در آن از نام “ایندیا” یا هند استفاده شده است مربوط به زمان داریوش هخامنشی است و به سرزمین هایی اشاره دارد که در اطراف رود ایندوس (سند) در پاکستان امروزی به تصرف داریوش در آمد و یکی از خراجگزاران هخامنشی شد و نام آن در کتیبه بیستون و نقش رستم و… آمده است. این نام از ایران به کتاب های مورخان یونانی و … رفت و به تدریج این نام به کل شبه قاره هند تعمیم یافت.

در کتاب های مقدس خود هندوها، از نامهای دیگری مثل “بهارات” برای اشاره به سرزمین هند استفاده می شده است.

بعدا پسوند فارسی “ستان” هم به نام هند اضافه شد و کلمه هندوستان کاملا ساختار فارسی پیدا کرد.

بعد از سقوط هخامنشیان توسط اسکندر، یک سلسله به نام “موریا” در هند به قدرت رسید که آشوکا مشهورترین پادشاه آن است و برای هندیان مثل کوروش برای ایرانیان اهمیت دارد. او آیین بودا را پذیرفت و نقش مهمی در گسترش این آیین داشت و در عین حال شبیه به منشور کوروش کتیبه های زیادی از او درحمایت از آزادی ادیان وجود دارد.

بودگایا، سرزمین روشنگری

بعد از دو روز اقامت در شهر بنارس، برای رفتن به مقصد بعدی و برای صرفه جویی در وقت به جای استفاده از ایستگاه قطار قدیمی داخل شهر از یک ایستگاه نزدیک به واراناسی به نام” مغول سرای” برای رفتن به شهر بعدی بلیط رزرو کرده بودم که سریع تر به مقصد می رسید.

قطارها در هند بسیار نامنظم هستند وتاخیر دارند ولی خوشبختانه می توان از طریق اینترنت به صورت لحظه ای از وضعیت قطارها و زمان دقیق رسیدن آنها به ایستگاه مطلع شد ولی این بار ما با یک مشکل جدید مواجه شدیم. شماره سکوی سوارشدن به قطار در ایستگاه به دلیل تاخیر قطار تغییر کرده بود ومن تا لحظات آخر به آن توجه نکرده بودم ولی با عجله در لحظات آخر به سکوی موردنظررسیدیم و با آن که بلیط واگن دیگری را داشتیم با عجله سوار یک واگن درجه پایین شدیم. خوشبختانه راه کوتاه بود و زود به مقصد دهم سفر یعنی شهر گایا رسیدیم و از آنجا با اتوریکشا (موتور سه چرخه) به سمت دهمین مقصد یعنی “بودگایا” رفتیم.

غروب آفتاب در بودگایا

غروب آفتاب در بودگایا

هتلی که من در بودگایا رزرو کرده بودم کمی بیرون شهر بود و ما به دلیل تاخیر قطار، بعد از نیمه شب به هتل رسیدیم و در کمال تعجب موقع رسیدن به هتل کسی در را باز نمی کرد. در ابتدا کمی ترسیدیم ولی بالاخره با تلفن صاحب هتل را پیدا کردم و به خیر گذشت.

مقدس ترین زیارتگاه بوداییان جهان یعنی “معبد ماهابودی” در بودگایا قرار دارد. این معبد در کنار درختی بنا شده است که گواتما بودا در زیر آن مشغول مراقبه و تفکر شد و نهایتا به مقام روشنگری رسید و آیین بودا را بنیان گذاشت.

این شهر بیشتر یک شهر زیارتی برای بودائیان آسیای شرقی است. از هتل سرویس رایگان برای رفتن به معبد تعبیه شده بود و صبح برای دیدن معبد حرکت کردیم. ورود موبایل به داخل محوطه معبد ممنوع است ومتاسفانه من عکسی از آن ندارم.

این معبد توسط آشوکا در قرن سوم پیش از میلاد بنیان گذاری شده ولی در دوره های مختلف بازسازی شده و بیشتر قسمتهای معبد فعلی مربوط به قرن هفتم است. در سال ۲۰۱۳ پادشاه تایلند حدود سیصد کیلو طلا برای تزیین گنبد آن هدیه داده است.

درخت مقدس معبد نیز بارها خشک شده و مجددا با درخت جدید جایگزین شده و درخت فعلی متعلق به حدود ۱۴۰ سال پیش است.

برگ و شاخه های این درخت برای بوداییان بسیار مقدس است و متولی قبلی معبد متهم شده است که به بهانه هرس کردن این درخت شاخه های آن را بریده و به ثروتمندان تایلندی و… می فروخته است.

در بین زائرانی که برای طواف و مدیتیشن به معبد آمده بودند افراد اروپایی هم دیده می شد که برای من جالب بود.

با آنکه بودا تا آخر عمر در هند زندگی کرده است ولی مردم هند به هندوییسم بیشتر علاقه داشتند و در حال حاضر بوداییان کمتر از یک درصد از جمعیت هند را تشکیل می دهند. پیروان آیین هندو هم برای بودا احترام زیادی قائل هستند و جالب است که به عنوان یک رسم قدیمی ریاست شورای اداره این معبد همیشه یک هندو بوده است (یک لحظه فکر کنید که مثلا تولیت اداره مسجد الحرام با یک زرتشتی باشد! ).

بیشتر بوداییان جهان در کشور های تایلند، میانمار، سریلانکا، چین و ژاپن هستند و علاوه بر معبد اصلی، بودائیان کشورهای مختلف در این منطقه یک معبد خاص با معماری و نمای کشور خود برای استفاده زائران خودشان ساخته اند که دیدن این معابد هم خالی از لطف نیست.

مثل بسیاری از دیگر شهرهای هند برایم جالب بود که درست در کنار در ورودی معبد اصلی یک آرامستان مربوط به مسلمانان و چند معبد هندو مختلف وجود داشت.

چیزی که همیشه با خواندن تعلیمات بودا ذهن من را درگیر می کند آن است که مثلا چطور راهبان مذهبی چنین دینی که مشهور به دین صلح و مداراست، دستور خشونت و نسل کشی غیر بوداییان را در میانمار و سریلانکا صادر می کنند و تنها نتیجه ای که می گیرم آن است که تعصب به هر مسلکی نتیجه ای جز خشونت ندارد و فرقی بین بودایی و مسلمان نیست.

موقع ترک هتل، هتلدار برای جبران اتفاقی که در موقع ورود به هتل برای ما پیش آمده بود، مارا تا ایستگاه قطار گایا رایگان رساند و ما در پایان چهاردهمین روز سفرمان با یک قطار شبانه گایا را به طرف یازدهمین مقصد یعنی کلکته ترک کردیم.

کلکته، لندن شرق

کلکته مرکز ایالت بنگال غربی ودر همسایگی کشور بنگلادش است و روزگاری مرکز کمپانی هند شرقی بوده است. گرچه از قبل روستاهای کوچکی در این منطقه وجود داشته ولی شکل گیری این شهر از سال ۱۶۹۰ با ورود کمپانی هند شرقی بریتانیا شروع شد.

رود هوگلی در کلکته که شاخه ای از گنگ است.

رود هوگلی در کلکته که شاخه ای از گنگ است.

انگلیسی ها ابتدا طبق قرارداد تجاری با حکومت گورکانی وارد کلکته شدند ولی به تدریج جای پای خود را محکم کردند و تقریبا صد سال بعد رسما حاکم منطقه را اخراج کردند و مثل سرطان در همه هند ریشه دواندند و پادشاه را تبدیل به یک شخصیت تشریفاتی کردند. نهایتا در سال ۱۸۵۸ آخرین بازمانده پادشاهان گورکانی را هم در کاخش در دهلی رسما دستگیر و تبعید کردند. کلکته تا سال ۱۹۱۱ پایتخت هند بریتانیا محسوب می شده و کلیساها و ساختمان های زیادی مربوط به انگلیسی ها در آن وجود دارد و به لندن شرق معروف است.

یکی از این ساختمان ها مربوط به کارمندان دفتری کمپانی هند شرقی بوده است و به ساختمان رایتر معروف است و هنوز هم توسط دولت هند استفاده اداری می شود و نمای خارجی آن قابل بازدید است.

ساختمان رایتر متعلق به کمپانی هند شرقی

ساختمان رایتر متعلق به کمپانی هند شرقی

کلیسای سنت جان اولین ساختمان عمومی است که توسط انگلیسی ها در هند ساخته شد و ساختمان نسبتا ساده ای دارد. هنوز آرامگاه چند تن از مقامات بریتانیایی و یادمان هایی که بریتانیا درتجلیل از سربازان انگلیسی در زمان اشغال هند ساخته است در محوطه آن وجود دارد.

کلیسای سنت جان. اولین ساختمان عمومی که توسط بریتانیا در هند ساخته شد.

کلیسای سنت جان. اولین ساختمان عمومی که توسط بریتانیا در هند ساخته شد.

آرامگاه یک ژنرال بریتانیایی در محوطه کلیسا

آرامگاه یک ژنرال بریتانیایی در محوطه کلیسا

کلیسای دیگری که بزرگتر ومجلل تر است کلیسای جامع سنت پل است که بزرگترین کلیسای شهر و مربوط به قرن نوزده است. اجازه ورود به داخل آن به ما داده نشد ولی نمای خارجی آن خیلی باشکوه بود.

امروزه شاخه های مختلف مسیحیت در هند حدود سی میلیون نفر پیرو دارد و بعد از هندویسم و اسلام، سومین دین هند است و جالب است که جمعیت آنها از بعضی ادیان بومی هند مثل آیین سیک یا بودا یا جین بیشتر است.

کلیسای جامع سنت پل در شهر کلکته

کلیسای جامع سنت پل در شهر کلکته

همچنین از یک مسجد زیبا در کلکته دیدن کردم که به مسجد ناخدا معروف است، صد سال قدمت و بیست و هفت مناره دارد.

یادمان ملکه ویکتوریا یکی دیگر از ساختمان های مربوط به زمان حضور انگلیسی ها در شهر کلکته است که پس از مرگ ملکه توسط پسرش در سال ۱۹۰۶ پایه گذاری شده است و در حال حاضر به صورت موزه استفاده می شود. در داخل آن علاوه بر تابلوهای نقاشی مربوط به دربار بریتانیا، فرمان ملکه ویکتوریا به دو زبان انگلیسی و اردو دیده می شود.

یادمان ملکه ویکتوریا در شهر کلکته

یادمان ملکه ویکتوریا در شهر کلکته

یکی از اقدامات انگلیسی ها در هند حذف تدریجی زبان فارسی بود.

قبلا اشاره کردم که زبان رسمی هند قبل از استعمار بریتانیا، فارسی بود و زبان هندوستانی نیز معمولا با الفبای فارسی نگارش می شد ولی بریتانیایی ها در سال ۱۸۳۷ با حذف زبان فارسی، انگلیسی و اردو را به عنوان زبان رسمی هند بریتانیا اعلام کردند. زبان اردو درواقع فرق زیادی با هندی ندارد ولی با الفبای فارسی نگاشته می شود و واژه های فارسی در آن بیشتر به کار می رود.

با رشد احساسات ملی و مذهبی در هندوها و اختلاف آنها با مسلمانان هند، جنبش هایی برای تقویت یک رسم الخط قدیمی ومستقل برای زبان هندی به نام دیواناگری دراوایل قرن بیستم شکل گرفت. بعد از استقلال، در پاکستان لهجه اردو با رسم الخط نستعلیق فارسی و در هند لهجه هندی با رسم الخط دیواناگری به عنوان یکی از زبان های رسمی در کنار انگلیسی تثبیت شد.

البته در هند جمعا ۲۳ زبان رسمی وجود دارد که زبان هندی یکی از آنهاست.

جالب است که زبان اردو در اصل یکی از زبان های محلی مردم دهلی بوده است ودر پاکستان اردو فقط زبان مادریِ حدود هشت درصد از مردم است ولی به دلایل تاریخی و فرهنگی زبان ملی و رسمی پاکستان محسوب می شود.

در پاکستان زبان فارسی در کنار زبان اردو در تمام مدارس تدریس می شد ولی بعد از انقلاب ایران، برای جلوگیری از نفوذ ایران این کارمنسوخ شد.

جالب است بدانید که اولین روزنامه چاپی فارسی و اولین فیلم به زبان فارسی، نه در ایران بلکه در کلکته و بمبئی منتشر شد.

کلکته در مقایسه با شهر های قبلی سفر، شهر مدرن تری به نظر می رسید و از گاوهای ولگرد و … خبری نبود و به جای اتوریکشا، تاکسی های زرد رنگی در شهر تردد داشت که سوار شدن به آن، حس فیلم های هندی را زنده می کرد.😁

تاکسی های کلکته و زنده شدن حس فیلم های هندی

تاکسی های کلکته و زنده شدن حس فیلم های هندی

هند به عنوان بزرگترین دموکراسی دنیا شناخته می شود و هر ایالت، دولت و انتخابات مجزا دارد. مثلا در کلکته برعکس اغلب ایالات هند، از سال ۱۹۷۷ تا ۲۰۱۱ حزب کمونیست هند از طریق دموکراتیک و انتخابات حاکم بوده است که در بین احزاب کمونیست جهان بی سابقه است.

گرچه دولت مرکزی هند هیچ وقت یک حکومت کمونیستی نبوده است ولی جواهرنعل نهرو که اولین نخست وزیر هند بعد از استقلال بود، تمایلات سوسیالیستی داشت و طرفدار اقتصاد آزاد نبود.

شنیده های من قبل از سفر به هند درباره اوضاع اقتصادی این کشور بسیار متناقض بود.

درحالی که هند منابع نفت ندارد ولی طبق آمار صندوق بین المللی پول تولید ناخالص داخلی هند در سال ۲۰۱۹ حدود هشت برابر ایران بوده است و در جهان رتبه سوم را دارد ولی چیزی که در خیابان ها به ویژه در شهرهای کوچک به چشم می خورد یک کشور مرفه نیست. علت آن است که این درآمد بین جمعیت نزدیک به یک وسه دهم میلیارد نفر تقسیم می شود و درنتیجه رتبه هند در جهان از نظر درآمد سرانه ۱۱۹ است که خیلی پایین است.

برای مقایسه، ایران در مورد تولید ناخالص داخلی رتبه ۱۸ و از نظر درآمد سرانه رتبه ۶۶ را در جهان دارد و به عبارت دیگر به برکت منابع نفتی، سهم هر ایرانی از درآمد کشور دو و نیم برابر هر هندی است.

ولی چیزی که مهم تر از اوضاع فعلی اقتصادی است، چشم انداز آینده است. هند در دهه های اخیر با کنار گذاشتن سیاست اقتصاد دستوری و به کارگیری اقتصاد آزاد، بین کشورهای با سریع ترین رشد اقتصادی در جهان قرار گرفته است و قابل مقایسه با ایران نیست. رشد اقتصادی در سال ۲۰۱۸ در هند “مثبت ۶.۸ " و در ایران پس از تحریم،“منفی ۴.۸ " درصد بوده است.

اگر به این موضوع علاقه دارید می توانید آمارهای مربوط به تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه و رشد اقتصادی مربوط به کشورهای مختلف را به نقل از آمار صندوق بین المللی پول ببینید.

یادمان یک دانشمند انگلیسی به نام جیمز پرینسپ، یکی دیگر از ردپاهای بریتانیا در کلکته

یادمان یک دانشمند انگلیسی به نام جیمز پرینسپ، یکی دیگر از ردپاهای بریتانیا در کلکته

یکی ازشاخه های رود گنگ بعد از عبور از داخل شهر کلکته در کنار چند رود مهم دیگر به بزرگ ترین دلتای جهان به نام “سونداربانس” در خلیج بنگال ختم می شود. سونداربانس جلگه وسیع و مشترک بین هند و بنگلادش است و نام آن در زبان بنگالی به معنی جنگل زیباست و یکی از بزرگ ترین جنگل های مانگرو جهان و محل زندگی حیوانات متعددی است که مشهورترین آنها ببر بنگال است. تفاوت ببرهای این منطقه با ببرهای منطقه رانتامبور که قبلا دیده بودیم آن است که این ببرها آدمخوار هستند و سالانه چند نفر از مردمی که برای ماهی گیری یا جمع آوری عسل به این جنگل ها می روند طعمه این ببرها می شوند.

قایق سواری در طبیعت سونداربانس

قایق سواری در طبیعت سونداربانس

ما در یک تور یک روزه از کلکته برای دیدن این منطقه حفاظت شده شرکت کردیم ولی ظاهرا باب دندان جناب ببر نبودیم.😁

من برای رزرو این تور، از طریق وبسایت یک آژانس مسافرتی محلی و بدون پیش پرداخت اقدام کردم ولی در صورتی که وقت کافی داشته باشید، می تواند شب را هم در کلبه های بومی منطقه سونداربانس اقامت کنید و با فرهنگ بومی بیشتر آشنا شوید.

روستاهای بومیان سونداربانس

روستاهای بومیان سونداربانس

گرچه وفور حیوانات و حیات وحش دراین منطقه به اندازه رانتامبور نیست ولی رودخانه وطبیعت زیبای منطقه و نیزآشنایی با فرهنگ مردم بومی که از طریق کاشت برنج و محصولات کشاورزی و ماهی گیری ارتزاق می کنند، بخش مهمی از دیدنی های این منطقه است. انطباق بومیان سونداربانس با طبیعت خشن منطقه و ببرهای آدمخوار آن، فرهنگ خاصی به وجود آورده است که جالب توجه است. مثلا با توجه به آنکه ببرها معمولا از پشت به انسان حمله می کنند، بومیانی که به جنگل می روند در پشت خود یک آدمک نصب می کنند تا ببر را به اشتباه بیاندازند یا به یک شخصیت اسطوره ای به نام بانوی جنگل متوسل می شوند.

در روستاها و نقاط مختلف سونداربانس تندیس هایی از این بانو به چشم می خورد که هم برای مسلمانان و هم هندوها مقدس است ومسلمانان به آن “بان بی بی” و هندوها “بان دوی” به معنی بانوی جنگل می گویند. او محافظ مردم در برابر حمله ببرهای آدمخوار محسوب می شود و روستائیانی که برای جمع آوری عسل یا چوب به جنگل می روند برای حفاظت خود به او متوسل می شوند. افسانه مربوط به تولد و زندگی بانوی جنگل برای من خیلی جالب بود و شباهت زیادی به داستان ابراهیم و هاجر دارد.

داستان از این قرار است که یک مرد مقدس به نام ابراهیم که اهل مکه بوده و فرزندی نداشته برای بچه دارشدن همسر دومی به نام “گلال بی بی” اختیار می کند ولی به خواست همسر اولش، گلال بی بی را درجنگل رها می کند. خدا در جنگل دو فرشته را به صورت دو فرزند به گلال بی بی عطا می کند که یکی دختری به نام “بان بی بی” و دیگری پسری به نام “شاه جنگلی” است. این دو هفت سال در جنگل زندگی می کنند تا اینکه ابراهیم پشیمان شده و به دنبال آنها می آید و همسرش را به همراه دو فرزندش به مکه بر می گرداند.

بعد از مدتی به خواست خدا و توسط جبرئیل، “بان بی بی” و برادرش “شاه جنگلی” برای حفاظت مردم سونداربانس از شر دیوها، از مسجد النبی به هند آورده می شوند و در نبرد با شاه دیوهای سونداربانس پیروز می شوند ولی از روی رحم و شفقت، به جای کشتن او را به عمق جنگل می فرستند و جنگل تبدیل به قلمروی برای شاه دیوها می شود. شاه دیوها گاهی به شکل ببر به مردمی که به جنگل می روند حمله می کند و مردم با توسل به بان بی بی می توانند خود را از خطر ببر مصون نگه دارند.

اینکه چگونه مردمی با دو دین متفاوت اسلام و هندو در برابر یک خطر مشترک مثل ببرهای آدمخوار، به یک اسطوره واحد و مشترک متوسل می شوند و چگونه روایت ابراهیم و هاجر از جنگل های بنگال سر در می آورد، نمونه ای جالب و قابل تامل است.

تندیس های بان بی بی و شاه جنگلی، چگونه روایت ابراهیم و هاجر از جنگل های بنگال سر در می آورد.

تندیس های بان بی بی و شاه جنگلی، چگونه روایت ابراهیم و هاجر از جنگل های بنگال سر در می آورد.

جا دارد در اینجا به جزیره عجیبی هم که در خلیج بنگال و در قلمرو هند وجود دارد اشاره کنم. این جزیره “سنتیلن شمالی” نام دارد وتا به حال افراد قبیله ساکن در آن با خارج از جزیره هیچ تماسی نداشته اند و به هر فردی که قصد ورود به آنجا را داشته باشد حمله می کنند.

تخمین زده می شود حدود پنجاه تا چهارصد نفر در این جزیره ساکن باشند. مردم این جزیره به دلیل عدم تماس با خارج در مقابل بسیاری از میکروب ها ایمنی ندارند و وقتی در قرن نوزدهم انگلیسی ها چند نفر از آنها را به زور از جزیره خارج کردند، بعد از مدت کوتاهی در اثر بیماری های مختلف مردند.

دولت هند نزدیک شدن وعکاسی از این جزیره را ممنوع کرده است.

آخرین اخبار در مورد این قبیله مربوط به یک مبلّغ مذهبی آمریکایی بود که بدون اطلاع مقامات دولتی، به قصد تبلیغ مسیحیت در سال گذشته قصد ورود به این جزیره را داشت و توسط افراد قبیله کشته شد و نَه دولت هند و نَه دولت آمریکا، اقدام عملی در واکنش به آن نشان ندادند و حتی برای جلوگیری از درگیری با افراد قبیله موفق به برگرداندن جسد او هم نشدند.

نگران نباشید! این جزیره جزو برنامه سفر من نبود.😄

ما مسیری طولانی را طی چهارده روز از آمریتسار در همسایگی پاکستان به سمت شرق تا کلکته در همسایگی بنگلادش، عمدتا با قطار طی کرده بودیم و بعد از سه روز اقامت در کلکته، این بار با هواپیما عازم شهر پونه در غرب هند شدیم.

پونه و روح سرگردان در قلعه

شهر پونه به دلیل تعداد زیاد دانشگاه و دانشجویان خارجی (از جمله ایرانی) به اکسفورد شرق مشهور است. همچنین بازی بدمینتون برای اولین بار در این شهر اختراع شد‌.

امروزه زبان ایالت مهاراشترا که شامل پونه و بمبئی می شود، مراتی است که با زبان هندی متفاوت است.

مشهورترین بنای شهر قلعه “شانیوار وادا” می باشد که محل استقرار نخست وزیران امپراتوری “ماراتا” بوده است.

امپراتوران هندوی ماراتا بزرگترین رقیب امپراتوران مسلمان گورکانی هند بوده اند و نخست وزیران آن که در این قلعه حکومت می کرده اند با لقب فارسی “پیشوا” شناخته می شوند. این امپراتوری نیز شبیه به پادشاهان گورکانی، توسط کمپانی هند شرقی انگلیس در سال ۱۸۱۸ منقرض می شود.

بیشتر قسمت های قلعه در حال حاضر تخریب شده است و تنها دروازه و باغ آن باقی مانده است.

قلعه شانیوار وادا در شهر پونه

قلعه شانیوار وادا در شهر پونه

افسانه ای وجود دارد که روح یکی از پیشواها که در همین محل به دست عمویش به قتل رسیده، هنوز در قلعه حضور دارد و افراد زیادی اعتقاد دارند که صدای کمک خواهی او را در شب های مهتابی می توان شنید.

دروازه قلعه شانیوار وادا

دروازه قلعه شانیوار وادا

بعد از دیدن قلعه پیشوا به طرف یکی ازمعابد ویژه “گانش” حرکت کردیم که در کنار قلعه قرار دارد.

گانش نام یکی از خدایان اساطیری آیین هندو است که پسرِ شیوا، خدای مشهور هندو، محسوب می شود.

تندیس های او معمولا با بدن انسان و سر فیل شناخته می شود.

طبق یکی از اساطیر، پدرش ناخواسته سر او را قطع کرد و بعد از آنکه فهمید پسرش بوده، سر یک فیل را به جای آن قرارداد و دوباره زنده شد.

گانش خدای خرد و هوش و رفع کننده موانع نیز شناخته می شود وسر بزرگ او نمادی از عقل و هوش زیاد اوست. تندیس های زیادی از او در معابد و ساختمان های هند و حتی کشورهای آسیای شرقی دیده می شود.

به دلیل آنکه موسس معبد گانش درپونه در ۱۲۵ سال پیش یک شیرینی فروش بوده است، در زبان محلی با نام فارسی معبد “حلوایی” مشهور شده است.

در تندیسی که از گانش در این معبد قرار دارد حدود چهل کیلوگرم طلا به کار رفته است.

زائران در صف طویلی برای زیارت حضرت گانش ایستاده بودند ومعمولا پول یا نارگیل به او هدیه می دادند.

معبد گانش در پونه - به نماد صلیب شکسته در مرکز عکس دقت کنید.

معبد گانش در پونه - به نماد صلیب شکسته در مرکز عکس دقت کنید.

یکی از نماد های جالبی که درهند از جمله در این معبد زیاد دیده می شود صلیب شکسته است که در سانسکریت “سواستیکا” نامیده می شود و در فارسی به صورت “چلیپا” و در عربی به صورت “صلیب” در آمده است و نماد بخت و اقبال در فرهنگ چندهزار ساله آریاییان بوده است. با مهاجرت آریاییان این نماد به ایران و هند و اروپا گسترش یافته و همراه با دین بودا از هند به چین و شرق دور رفته است.

در ایران نیز در معماری مساجد و هنرخطاطی زیاد به کار رفته است ومن قبلا نمونه ای از یک طرح چلیپایی چند هزارساله را در لاخ مزار در خراسان جنوبی دیده بودم.

به دلیل استفاده حزب نازی از این نماد، در اروپا به نماد نژاد پرستی تبدیل شد و به کارگیری آن در چند کشور جرم محسوب می شود ولی درهمه ادیان هندی یک نماد مقدس به حساب می آید.

در کنار معبد گانش تندیسی ازیکی دیگر از خدایان عجیب در آیین هندو دیده می شد که “سای بابا شیردی” نام دارد و مردم او را شکل بشریِ خدا می دانند. او تا حدود صد سال پیش در روستایی به نام شیردی در فاصله نه چندان دور از پونه زندگی می کرده است.

داستان زندگی او برای من جالب است. او ظاهری شبیه به دراویش مسلمان داشت که در هند به آنها اصطلاحا فکیر یا فقیر می گویند.گاهی قرآن و نماز می خواند و مراسم اعیاد اسلامی را اجرا می کرد.کسی از خانواده او اطلاع دقیقی ندارد ولی گفته می شود در یک خانواده هندو به دنیا آمده ولی نزدیک درویش مسلمان بزرگ شده است. او قرآن و کتب مقدس هندو را تفسیر می کرد و در یک مسجد متروکه زندگی می کرد. به برابری همه ادیان تاکید داشته و به پرسش مردم درباره اینکه به چه مذهبی اعتقاد دارد هیچ وقت پاسخ نمی داد. خودش هیچگاه ادعای الوهیت نکرد و “الله مالک” شعار همیشگی او بود ولی مردم در او کراماتی دیدند که او را تجسمی از خدا (آواتار) می دانند و عکس و تندیس های او در شهر های مختلف هند به ویژه در اطراف پونه و بمبئی دیده می شود. معابد زیادی در هند و حتی آمریکا و اروپا به پرستش او اختصاص دارد و آرامگاه او در روستای “شیردی” روزانه زیارتگاه هزاران نفر است.

سای بابا شیردی، یک خدای هندو در کسوت صوفی مسلمان  و گانش خدایی با سر فیل

سای بابا شیردی، یک خدای هندو در کسوت صوفی مسلمان و گانش خدایی با سر فیل

اینکه چگونه فردی با ویژگی های یک صوفی مسلمان تبدیل به یک الهه برای هندوها می شود، عجیب و حیرت انگیز است.

گرچه او هیچ وقت برای خود جانشینی تعیین نکرد ولی افراد زیادی پس از او ادعا کردند که روح سای بابا در آنها حلول کرده و ادعای خدایی کردند که دو نفر از مشهورترین آنها “ساتیا سای بابا” و نیز فردی از جامعه زرتشتیان و متولد شهر پونه به نام “مهربابا” بودند که پیروانی در ایران نیز دارند.

اگر وقت کافی بود، خیلی علاقه داشتم که آرامگاه سای بابا در شیردی و آرامگاه مهربابا در مهرآباد را هم از نزدیک ببینم که متاسفانه امکان پذیر نبود.

یکی دیگر از دیدنی های شهر پونه کاخ آقاخان است که آن هم داستان جالبی دارد.

تصور ما از امام فردی با عبا و عمامه و محاسن است ولی کریم آقا خان چهارم یک آقای خوش تیپ و کراواتی است که یکی از فرزندان امام جعفر صادق (ع) و چهل و نهمین امام در سلسله امامانِ شاخه آقاخانیِ شیعه اسماعیلی است! یک امام که متولد ژنو و فارغ التحصیل هاروارد است و یکی از ثروتمندترین مردان جهان محسوب می شود. حدود ده تا پانزده میلیون نفر در جهان او را امام زمان، جانشین پیامبر اسلام و مظهر نور الهی می دانند و خمس اموال و وجوه شرعی خود را به او پرداخت می کنند. او به پرورش اسب و اسکی علاقه دارد و نماینده ایران در المپیک زمستانی سال ۱۹۶۴ هم بوده است.

امام چهل و نهم

امام چهل و نهم

اینکه چگونه امامت از امام صادق به ایشان رسیده است داستان مفصلی دارد.

فرزند اول امام صادق(ع) اسماعیل نام داشت که ۲۵ سال بزرگتر از برادرش یعنی امام موسی کاظم(ع) بود و برعکس ایشان، از نسل مادری نیز نسبشان به خاندان امامت می رسید و اکثر شیعیان او را امام بعدی تصور می کردند. درباره شخصیت اسماعیل اختلاف نظر زیاد است و عده ای ارتکاب افعال ناشایستی مثل شرب خمر و نارضایتی امام صادق از او را مطرح کرده اند. بهر حال اسماعیل پیش از پدرش از دنیا رفت و شیعیان دوازده امامی، امام بعدی را موسی بن جعفر (ع) می دانند ولی عده ای آنچنان به امامت اسماعیل یقین داشتند که ابراز کردند که او زنده است و فقط از دیده ها پنهان شده است و امام بعدی، او و فرزندان او خواهند بود. این عده شیعیان اسماعیلی نام گرفتند که در ابتدا بسیار کم بودند ولی سالها بعد در مصر قدرت سیاسی پیدا کردند و خلافت فاطمی را تشکیل دادند و به تبلیغ در جهان پرداختند. چهره های مشهوری در طول تاریخ مثل ناصر خسرو و حسن صباح جزو اسماعیلیان بودند. در حال حاضر دو شاخه از شیعیان اسماعیلی وجود دارد که هر کدام (یعنی شاخه بُهره و آقاخانی) سلسله امامان خود را دارند و هر امام جانشین خود را از بین فرزندانش تعیین می کند و امام فعلی شاخه آقاخانی، کریم آقاخان چهارم با سن هشتاد و سه سال است.

کاخ امام آقاخان در شهر پونه

کاخ امام آقاخان در شهر پونه

کاخ خاندان آقاخان در شهر پونه توسط آقاخان سوم در سال ۱۸۹۲ ساخته شده است. انگلیسی ها از این محل برای بازداشت و حصر دوساله گاندی در سال ۱۹۴۲ استفاده کردند که در طی آن همسر و نیز منشی گاندی در همین محل فوت کردند و یادمان آنها در کنار این ساختمان بنا شد. این محل امروزه به عنوان موزه گاندی استفاده می شود.

یادمان همسر و منشی گاندی در کاخ آقاخان پونه

یادمان همسر و منشی گاندی در کاخ آقاخان پونه

در فاصله کمی از کاخ آقاخان، یک کنیسه بزرگ از یهودیان هند نیز وجود داشت که اجازه ورود و حتی عکاسی از نمای خارجی آن به ما داده نشد و ظاهرا فقط در روزهای خاصی قابل بازدید است.

بعد از یک روز اقامت در شهر پونه، برای رفتن به سیزدهمین مقصدمان یعنی شهر اورنگ آباد به جای قطار از اتوبوس استفاده کردیم. سفر با اتوبوس هایی که مثل قطار تخت خواب های جاداری دارد، تجربه جالبی بود.

در مسیر ازکنار روستای جالبی به نام “شینگ ناپور” عبور کردیم که خانه های آن و حتی ساختمان های دولتی مثل پستخانه، قفل و درب برای حفاظت در برابر سرقت ندارند.

در این روستا معبدی بدون سقف و حفاظ وجود دارد که به عقیده مردم خدای معبد (که در ظاهر فقط یک سنگ سیاه رنگ است)، خود نگهبان و حافظ تمام خانه های روستاست و سارقان را مجازات سختی خواهد کرد وساخت درب برای خانه ها، بی اعتمادی و توهین به قدرت این خداست.

حتی درب بانک نیز قفل نمی شود! گرچه گفته می شود اقدامات حفاظتی الکترونیکی برای پول های بانک وجود دارد.

آمار سرقت و جنایت در روستا بسیار پایین است. ولی بعضی معتقدند که مردم روستا برای حفظ اعتبار معبدشان، سرقت ها را گزارش نمی کنند.

در سال ۲۰۱۰ فردی با سرقت طلا از خانه متولی معبد روستا خبرساز شد ولی هنوز رسم نساختن درب برای خانه ها در روستا پا برجاست و معبد روستا در روزهای خاص سال حدود سیصد هزار زائر دارد.

نمی دانم چرا با خواندن درباره اعتقادات مردم این روستا ناخودآگاه یاد قفل های بزرگ صندوق های صدقات و نذورات در مساجد خودمان افتادم. به نظر شما آنقدر که مردم این روستا به مجازات بدکاران توسط آن سنگ سیاه رنگ اطمینان دارند، ما به بازخورد اعمالمان در روز قیامت اعتقاد داریم؟!

اورنگ آباد و غارهای حیرت انگیز آن

واژه اورنگ آباد نامی است که اورنگ زیب، ششمین پادشاه گورکانی هند بر این شهر گذاشت و در منطقه بزرگی واقع شده که در طول تاریخ “دکن” نامیده می شده است. اورنگ زیب پیش از رسیدن به سلطنت حاکم این منطقه بود و در دوران طولانی پادشاهی او و فرزندانش ساختمان های زیادی در این شهر ساخته شده است.

سازمان گردشگری دولتی هند، اتوبوس های کولرداری را با قیمت مناسب، برای بازدید از اماکن تاریخی شهر اورنگ آباد تعبیه کرده است که در ابتدای روز از ترمینال اتوبوس رانی شهر حرکت می کند. ما توانستیم از آن استفاده کنیم ولی جالب بود که این اتوبوس به جز ما و یک گردشگر چینی هیچ مسافر دیگری نداشت و گرچه بعضی از این اماکن تاریخی خیلی شلوغ بود ولی به نظر می رسید که خود مردم هند بیشتر از سایر وسایل نقلیه برای بازدید استفاده می کنند.

اولین محلی که برای دیدن آن توقف کردیم مقبره یکی از همسران اورنگ زیب می باشد که به “مقبره بی بی” معروف است. این مقبره در قرن هفدهم به دستور یکی از پسران اورنگ زیب وچند سال بعد از تاج محل و به سبک آن ساخته شده است و به “تاج محل دکن” مشهور است.

مقبره بی بی مشهور به تاج محل دکن

مقبره بی بی مشهور به تاج محل دکن

قبلا درباره شخصیت اورنگ زیب نوشتم و جالب است که اورنگ زیب بسیار به زهد و ساده زیستی مشهور بود و پدرش را به جرم اسراف و ساخت تاج محل نکوهش می کرد.

سنگ قبر اصلی در زیرزمین قرارداشت و شبیه به مقبره امامزادگان، روی آن پراز سکه و پول هایی بود که مردم ریخته بودند.

سنگ قبر بی بی ، پر از پول هایی بود که مردم ریخته بودند.

سنگ قبر بی بی ، پر از پول هایی بود که مردم ریخته بودند.

در نزدیکی شهر فعلی اورنگ آباد قلعه ای تاریخی به نام “دولت آباد” وجود دارد که ایستگاه دوم ما بود. بنای اولیه این قلعه به قرن یازدهم می رسد و در دوره های مختلف تکامل یافته است. دولت آباد نامی است که علاالدین خلجی، یکی از پادشاهان سلسله “سلاطین دهلی” بر آن گذاشته است. در داخل قلعه مناره ای هفتاد متری با پانصد سال قدمت و معابدی از ادوار مختلف تاریخی از جمله یکی از معابد بهارات ماتا (مام میهن) وجود دارد.

معبد بهارات ماتا در قلعه دولت آباد

معبد بهارات ماتا در قلعه دولت آباد

یکی از جالب ترین دیدنی های این قلعه گذرگاه زیرزمینی تاریک و پر از خفاش آن است که تنها راه ورود به قسمت اصلی قلعه بوده است و با روشهای مختلف دفاعی مثل تله ها‌، دیگ های روغن داغ و آب جوش و اتاق های نگهبانی مخفی حفاظت می شده است و حتی امروزه با وجود راهنما و ایمن سازی آن، عبور از داخل آن برای من مشکل و هیجان انگیز بود و حس فیلمهای ایندیانا جونز را در من زنده کرد.😄

گذرگاه تاریک و پر از خفاش در قلعه دولت آباد

گذرگاه تاریک و پر از خفاش در قلعه دولت آباد

بعد از دیدن قلعه و خوردن یک آب میوه، با همان اتوبوس به طرف معبد “گریشنشوار” رفتیم که دوازدهمین و آخرین محل تجلی شیوا، بزرگترین خدای هندو بوده است. این زیارتگاه در دوران حاکمیت مسلمانان تخریب شده بوده ودر قرن هجدهم مجددا بازسازی شده است. درب ورودی معبد بسیار کوتاه ساخته شده و هر کس مجبور است برای عبور از آن کاملا خم شود. هرکس اجازه دارد آزادانه وارد آن شود ولی برای ورود به محراب اصلی معبد، مردان موظف هستند بالاتنه خود را برهنه کنند.

و بالاخره اتوبوس به اصلی ترین جاذبه شهر اورنگ آباد یعنی غارهای اِلورا رسید.

غارهای اِلورا جزو میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است و در نزدیکی شهر اورنگ آباد قرار دارد. این غارها یکی از عجایب دیدنی هند هستند و شامل ده ها غار دستکند باقدمت بین هزار تا هزار وچهارصد سال هستند که به عنوان معابد سه آیین بودایی، جین و هندو در کنارهم ساخته شده اند.

دیدن این معابد عظیم و چند طبقه با تندیس های زیبا که در دل کوه و بدون ابزارهای امروزی تراشیده شده اند، برای من بسیارحیرت انگیز بود.

تندیس بودا در غارهای الورا

تندیس بودا در غارهای الورا

یکی از معابد هندوی این مجموعه به نام “معبد کیلاسا” جزو حیرت انگیزترین آثار معماری جهان است. این معبد عظیم پنجاه متری به جای آن که مثل هر ساختمان دیگری با روی هم چیدن مصالح ساختمانی و از پایین به بالا ساخته شده باشد، کلاً به صورت یک سنگ یکپارچه و از تراشیدن یک صخره سنگی و از بالا به پایین ایجاد شده است.

این معابد با ورود مسلمانان به هند متروک شدند.

تعداد غارهای این مجموعه و تنوع آن ها زیاد است و برای جابه جایی بین آن ها اتوبوس هایی در داخل مجموعه پیش بینی شده است.

معبد کیلاسا. یکی از عجایب معماری که کل آن به صورت یک پارچه و از تراشیدن یک صخره به وجود آمده است.

معبد کیلاسا. یکی از عجایب معماری که کل آن به صورت یک پارچه و از تراشیدن یک صخره به وجود آمده است.

بد نیست به بهانه دیدن این معابد هندو به یک پرسش شایع نیز پاسخ دهم که آیا پیروان آیین هندو یکتاپرست هستند؟

با وجود گوناگونی زیاد در میان شاخه‌های هندوگرایی و پیروان آن، چند باور اولیه در همه آن‌ها مشترک است.

این باورهای اولیه عبارتند از: باززایی (دوباره زاده شدن پس از مرگ)، امکان رهایی از باززایی توسط رستگاری، باور به قوانین کارما (هر چه بکاری همان بدرَوی) و دارما (نظم ذاتی و درونی اشیاء و پدیده‌ها).

به باورهندوها یک روح واحد کیهانی به نام “برهمن” وجود دارد که همه جا جاری است وهر موجود زنده یک روح ذاتی به نام “آتمان” دارد . آتمان در اصل با برهمن یکی است ولی از آن‌جا که موجودات زنده این حقیقت را درک نمی‌کنند و فریب این تصاویر گذرای جهان ظاهری را می‌خورند، روح‌های ذاتی افراد در تله بدن‌ها گیر افتاده و نمی‌تواند به برهمن بپیوندد.

تنها زمانی که فرد این یگانگی ارواح (وحدانیت وجود) را کاملاً درک کرد، آتمان می‌تواند از چرخه زایش دوباره و قانون کارما بگریزد و به برهمن جاویدان بپیوندد.

برخی مفهوم برهمن و روح واحد کیهانی را با مفهوم خدای یکتا در ادیان ابراهیمی یکی می دانند.

از آنجا که این روح واحد کیهانی غیر قابل درک برای بشر است، برخی از صفات وتجلیات او به صورت ایزدان مختلف مذکر و مونث و در رده های مختلف پرستش می شود مثل شیوا و ویشنو و…

بعد از پایان بازدید غارها از یک کارگاه ابریشم بافی دیدن کردیم و بعد به شهر برگشتیم. پارچه های ابریشمی و سنگ های قیمتی دو سوغات ارزشمند از هند هستند که قیمت مناسبی در این کشور دارند.

کارگاه ابریشم بافی در شهر اورنگ آباد

کارگاه ابریشم بافی در شهر اورنگ آباد

یکی دیگر از دیدنی های اورنگ آباد، غارهای آجانتا است که در فاصله صد کیلومتری این شهرقراردارد و در روزبعد مجدداً از طریق یکی دیگر از اتوبوس های توریستی دولتی از آن بازدید کردیم.

این مجموعه حیرت انگیز نیز شبیه به غارهای اِلورا ولی با قدمت بیشتر به صورت سی غار دستکند در ارتفاعات مشرف بر یک دره در دوره های مختلف توسط بوداییان کنده شده است و قدیمی ترین آنها مربوط به قرن دوم پیش از میلاد است.

تندیس بودای خوابیده در غار اجنتا بیانگر آخرین ساعات زندگی زمینی بودا

تندیس بودای خوابیده در غار اجنتا بیانگر آخرین ساعات زندگی زمینی بودا

این غارها به صورت معبد و صومعه راهبان استفاده می شده است و برعکس معابد الورا مختص به آیین بودا بوده است.

با دیدن آنها می توان به سیر تغییرات آیین بودایی پی برد. در معابد قدیمی تر این مجموعه “استوپا” که سمبلی از انرژی کیهانی است، مقدس ترین مکان معبد بوده است ولی در دوره های بعدی تندیس های شخص بودا اضافه شده است. نقاشی های دیواری این غارها ازقدیمی ترین نمونه های هنری هند محسوب می شوند.

پرستش استوپا در غارهای قدیمی تر آجانتا

پرستش استوپا در غارهای قدیمی تر آجانتا

پرستش تندیس بودا در غارهای جدیدتر آجانتا

پرستش تندیس بودا در غارهای جدیدتر آجانتا

با توجه به فاصله این غارها از شهر، برای بازدید از آن ها همراه با زمان رفت و برگشت یک روز کامل زمان صرف شد.

آن شب در مدتی که تا موعد رفتن به ایستگاه قطار برای حرکت به سمت بمبئی وقت داشتیم گشتی در خیابان های شهر اورنگ آباد زدیم و محض کنجکاوی شغلیم، تابلوی هشدار دریک کلنیک سونوگرافی توجه من را جلب کرد. این تابلو قانون ممنوعیت تعیین جنسیت جنین را به مراجعه کنندگان یاد آوری می کرد و متذکر می شد که این کار طبق قانون ممکن است علاوه برجریمه نقدی سنگین تا پنج سال زندان به دنبال داشته باشد. دولت هند برای جلوگیری از سقط عمدی جنین های دختر، این قانون را وضع کرده است.

یادآوری مجازات پنج سال زندان برای تعیین جنسیت جنین در تابلوی یک کلینیک سونوگرافی در شهر اورنگ آباد

یادآوری مجازات پنج سال زندان برای تعیین جنسیت جنین در تابلوی یک کلینیک سونوگرافی در شهر اورنگ آباد

بمبئی، ایستگاه آخر

بعد از دو روز اقامت در شهر اورنگ آباد با یک قطار شبانه عازم چهاردهمین و آخرین مقصد یعنی بمبئی شدیم و صبح روز بعد به این شهر رسیدیم.

بندر بمبئی ثروتمندترین شهر و مرکز اقتصادی هند و مرکز فعالیت استودیوهای فیلم سازی متعددی است و به شهر بالیوود هم مشهور است.

زبان رسمی بمبئی و شهرهای اطرافش مرآتی است که تفاوت هایی با زبان هندی دارد. نام رسمی این شهر در سال ۱۹۹۵ به “مومبای” تغییر داده شد که نام یک خدای مونث هندو است که معبد او در این شهر قراردارد.

سابقه سکونت در این منطقه به دوهزار و ششصد سال قبل می رسد. پرتغالی ها در قرن شانزدهم بر آن حاکم شدند و یک مستعمره تشکیل دادند و جالب است که در قرن هفدهم به دنبال ازدواج شاهزاده پرتغال با پادشاه انگلیس، این شهر به عنوان هدیه ازدواج به انگلیس اهدا شد.

شبیه به کلکته در این شهر نیز ساختمان های زیادی مربوط به دوران حاکمیت ملکه ویکتوریا وجود دارد که مجموعه آنها به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.

در اکثر ایستگاه های راه آهن انباری برای امانت بار وجود دارد که در مواردی که هتل از ایستگاه قطار دور باشد باعث صرفه جویی در هزینه و زمان رفت وآمد می شود. بعد از امانت دادن چمدان ها به انبار راه آهن و خوردن یک صبحانه، بازدید از شهر را با دیدن همان ایستگاه تاریخی قطار شروع کردیم.

ایستگاه قطار ملکه ویکتوریا در شهر بمبئی

ایستگاه قطار ملکه ویکتوریا در شهر بمبئی

نام این ایستگاه قطار ملکه ویکتوریا بوده است که امروزه به نام مهاراجه شیواجی (بنیانگذار امپراطوری ماراتا) تغییر نام داده و دارای نمای گوتیک و شبیه به کلیساهای اروپایی است.

بعد از خروج از ایستگاه پیاده به سمت اسکله جزیره الفانتا حرکت کردیم تا در مسیر برخی از دیدنی های دوران ویکتوریا را هم ببینیم.

یکی از این دیدنی ها مربوط به برج صد و پنجاه ساله ساعت بود که با سرمایه یک کارگزار بورس و شبیه به برج معروف بیگ بن لندن ساخته و به نام مادر سرمایه گذار آن “رجبایی” نامگذاری شده است. مشهور است مادر این سرمایه دار نابینا بود و او برای آنکه مادرش از روی صدای زنگ بتواند ساعت را تشخیص دهد آن را ساخت.

برج ساعت رجبایی در بمبئی

برج ساعت رجبایی در بمبئی

ساختمان دیگردر این مسیر پیاده روی مربوط به کتابخانه دیوید ساسون بود که با سرمایه یک تاجر یهودی در صد و پنجاه سال پیش ساخته و به اسم او نام گذاری شده است.

کتابخانه دیوید ساسون در بمبئی

کتابخانه دیوید ساسون در بمبئی

احتمالا برای شما هم مثل من دیدن ساختمانی با نمایی شبیه به تخت جمشید و دارای یک کتیبه به خط میخی هخامنشی در وسط شهر بمبئی با فاصله چند هزار کیلومتراز ایران جالب باشد.

این بنای یادبود در سال ۱۸۸۲ برای گرامیداشت یک فرد نیکوکار متعلق به جامعه پارسیان هند ساخته شده است.

بعد از ورود اعراب به ایران و شکست سپاه ساسانی، گروهی از زرتشتیان ایران به هند گریختند و در گجرات هند با ساخت آتشکده و حفظ آداب مذهبی خود والبته با اقتباس بعضی مولفه های فرهنگی میزبانانشان (مثل لباس و زبان گجراتی)، جامعه ای جدید به نام پارسیان هند تشکیل دادند که امروزه بزرگترین جامعه زرتشتی جهان است.

برعکس تصور قبلی من، جمعیت زرتشتیان هند بیش از ایران است و بر اساس آمار رسمی در سال ۲۰۱۲ از حدود صد و بیست هزار زرتشتی در جهان، شصت هزار نفر در هند و کمتر از بیست و پنج هزار نفر در ایران و بقیه در سایر کشورها زندگی می کنند.

امروزه پارسیان هند اغلب در بمبئی و شهرهای اطراف آن ساکنند و از نظر اقتصادی یک اقلیت قوی محسوب می شوند و به عنوان مثال کارخانجات عظیم خودروسازی “تاتا” متعلق به یک فرد زرتشتی است.

آنها همچنین نقش زیادی در حمایت مالی از زرتشتیان ایران داشته اند و بسیاری از ساختمان های عام المنفعه زرتشتیان ایران مثل برج خاموشان یزد با کمک های مالی پارسیان هند ساخته شده است.

زرتشتیان هند برعکس هم کیشانشان در ایران، هنوز به سنت چندهزار ساله زرتشتیان درباره عدم دفن پیکر مردگان در خاک پایبند هستند. آن ها برای حفظ پاکی سه عنصر مقدس خاک، آب و آتش به جای دفن جسد در خاک یا سوزاندن در آتش یا انداختن در آب، مردگان خود را در فضای خاصی به نام برج خاموشان در اختیار پرندگانی مثل کرکس و لاشخور قرار می دهند و حتی به همین منظور مراکزی برای پرورش این پرندگان در بمبئی دارند.

یکی از نکات جالب در مورد پارسیان هند برگزاری جشن نوروز در وسط تابستان است.

تقویم شاهنشاهی در دوران ساسانی اهمیت زیادی دربرگزاری مراسم مذهبی داشت و پارسیان در هند آن را ادامه دادند ولی به دلیل عدم محاسبه دقیق سال های کبیسه، به تدریج در طی قرون متمادی اول فروردین از اول بهار به اواسط تابستان جابه جا شد و این اهمیت محاسبات دقیق نجومی دانشمندانی مثل خیام را در ایران برای محاسبه سال های کبیسه به ما نشان می دهد.

در قرون اخیر علی رغم آشکار شدن اشتباه محاسباتی آنها، اکثر پارسیان هند سنت قدیمی برگزاری مراسم نوروز در تابستان را حفظ کردند و هنوز در تقویم رسمی پارسیان هند اول فروردین همزمان با مرداد ماه در تقویم ایرانی است.

شخصیت های مهمی در جامعه پارسیان هند بوده اند که یکی از آنان یک روزنامه نگار به نام فیروز قندی بود. او به خاطر احترام به ماهاتما گاندی و پرهیز از اشتباه شدن نام خانوادگیش با مسلمانان، تلفظ نام خانوادگی خود را از قندی به گاندی تغییر داد و با دختر جواهر نعل نهرو ازدواج کرد. همسر، فرزندان وخانواده او (ایندریا گاندی، راجیو و سونیا گاندی) که سال ها رهبری سیاسی هند را بر عهده داشتند نام خانوادگی خود را از او گرفتند و نسبت فامیلی با ماهاتما گاندی ندارند.

بنایی با نمای تخت جمشید در مرکز شهر بمبئی به نام برج ساعت بومونجی هورمارجی

بنایی با نمای تخت جمشید در مرکز شهر بمبئی به نام برج ساعت بومونجی هورمارجی

پارسیان هند جامعه بسته ای دارند و آتشکده های آنها جزو معدود معابدی در هند است که به روی عموم باز نیست.

بالاخره در مسیر پیاده رویمان که از ایستگاه قطار بمبئی شروع شده بود، به اسکله رسیدیم.

دراین اسکله یادمانی به نام دروازه هند به مناسبت اولین سفر پادشاه بریتانیا به مستعمره هند در سال ۱۹۱۱ ساخته شده است.

ساخت این بنا در سال ۱۹۲۴ تکمیل شد. انگلیسی ها در زمان ساخت این یادمان هیچ وقت باور نمی کردند که چند سال بعد ارتش معظم امپراطوری بریتانیای کبیر مجبور می شود در مقابل ملت بزرگی زانو بزند که پشت یک مرد نحیف با لباسی ساده حرکت می کنند و سلاحی جز “عدم خشونت” ندارند. جالب است که بعد از استقلال هند در سال ۱۹۴۸ آخرین نیروهای انگلیسی از همین محل خاک هند را ترک کردند.

دروازه هند در بمبئی

دروازه هند در بمبئی

همچنین یک هتل مشهور و تاریخی به نام هتل تاج محل نیز در این محل قرار دارد که در سال ۱۹۰۳ افتتاح شده و متعلق به یک خانواده مشهور زرتشتی به نام جمشید جی تاتا می باشد که پدر صنعت مدرن هند نامیده می شود.

هتل تاج محل در شهربمبئی

هتل تاج محل در شهربمبئی

ما از این محل، سوار قایق هایی به مقصد جزیره “الفانتا” شدیم.

جزیره الفانتا در ده کیلومتری ساحل بمبئی است و با حدود یک ساعت قایق سواری از محل دروازه هند به آن رسیدیم.

الفانتا نامی است که پرتغالی ها به خاطر وجود مجسمه های بزرگ فیل که در این محل بود روی این جزیره گذاشتند. آنها سعی کردند که این مجسمه ها را با خود ببرند ولی قدرت جا به جا کردن آن ها را نداشتند و مجسمه ها را در دریا رها کردند. بعداً انگلیسی ها مجسمه آن فیل ها را پیدا کرده و به موزه ای در بمبئی منتقل کردند.

نام اصلی این جزیره “غاراپوری” به معنی شهر غارها بوده است. در این جزیره چند غار به شکل معبد هندو وجود دارد که ساکنان با تراشیدن مجسمه های عظیمی از شیوا، مشهورترین خدای هندو، در قرن پنجم تا هفتم میلادی ساخته اند.

همچنین آثار قدیمی تری مربوط به ساکنان بودایی جزیره از قرن دوم پیش از میلاد هم وجود دارد.

از محل پیاده شدن از قایق ها تا ورودی غارها صد و بیست پله وجود دارد که دو طرف آن پر از دکه های فروش صنایع دستی و … است.

پرتغالی ها در زمان اشغال جزیره در قرن شانزدهم بسیاری از مجسمه های معابد را تخریب کردند. بزرگترین مجسمه این غارها مجسمه ای با سه سر است که نمادی از سه وجه خدا (یعنی آفریننده، نگهدارنده و نابودکننده) است که در یک مفهوم تجمیع یافته است وبه عنوان نمادی از وحدانیت در آیین هندو شناخته می شود.

تندیس تری مورتی در جزیره الفانتا، نمادی از وحدانیت سه وجه اصلی خدا در یک وجود

تندیس تری مورتی در جزیره الفانتا، نمادی از وحدانیت سه وجه اصلی خدا در یک وجود

تندیس شیوا مشهورترین خدای هندو در کنار همسرش در غارهای الفانتا

تندیس شیوا مشهورترین خدای هندو در کنار همسرش در غارهای الفانتا

جزیره پر از درختان مختلف نخل و … است که میمون ها در بین آنها مشغول بازی هستند و تلفیقی از تاریخ و طبیعت دیدن جزیره را بسیار لذت بخش می کند.

نزدیک به غروب با قایق به اسکله دروازه هند برگشتیم.

نمای دروازه هند و هتل تاریخی تاج محل از داخل قایق – من این شانس را داشتم که هم در نور روز و هم در موقع برگشت در هنگام غروب، عکس های خوبی بگیرم.

نمای دروازه هند و هتل تاریخی تاج محل از داخل قایق – من این شانس را داشتم که هم در نور روز و هم در موقع برگشت در هنگام غروب، عکس های خوبی بگیرم.

از کنار دروازه هند یک تاکسی گرفتیم و بعد از توقف کوتاه در ایستگاه قطار و تحویل گرفتن چمدان های امانت داده شده، برای استراحت عازم هتل شدیم.

در روز آخر سفر به دیدن یکی دیگر از جاذبه های دیدنی بمبئی به نام “درگاه حاجی علی” رفتیم. این آرامگاه در یک خشکی کوچک در میان آب های دریا و به فاصله تقریبی یک کیلومتر از ساحل بمبئی قراردارد و با سنگ مرمر ساخته شده و ششصد سال قدمت دارد.

بسته به وضعیت جزر ومد و در صورت پایین بودن سطح آب دریا یک راه باریک برای دسترسی پیاده به این آرامگاه وجود دارد.

درگاه حاجی علی در یک خشکی کوچک قرار دارد و فقط با یک راه باریک قابل دسترسی است.

درگاه حاجی علی در یک خشکی کوچک قرار دارد و فقط با یک راه باریک قابل دسترسی است.

این مقبره آرامگاه یک صوفی مسلمان اهل بخاراست که در قرن پانزدهم میلادی جهت تبلیغ اسلام به این منطقه می آید و در همین جا از دنیا می رود.

نقل کرده اند که او وصیت کرد که جسدش را در دریا بیاندازند و جسد در همین محل متوقف شد و شاگردانش در اینجا مقبره او را ساختند و به همین دلیل مقبره در زمان بالا آمدن سطح آب کاملا به صورت یک جزیره در می آید.

حدود هشتاد هزار زائر در هفته از مذاهب مختلف جهت دعا و نیایش به زیارت این مقبره می آیند.

درگاه حاجی علی در بمبئی

درگاه حاجی علی در بمبئی

عبور از راه باریکی که از دو طرف با دریا احاطه شده بخش جالب و به یادماندنی از شهر بمبئی بود و در بعضی بخش ها مجبور شدیم که از داخل آب عبور کنیم.

بعد از دیدن درگاه حاجی علی به محلی به نام “روضه طاهره” رفتیم که آرامگاه پیشوایان شاخه بُهره از شیعیان اسماعیلی است. البته همان طور که از قبل درباره آن خوانده بودم، به افراد غریبه اجازه ورود به داخل آن را نمی دادند. این شاخه از شیعیان اسماعیلی برعکس شاخه آقاخانی که قبلا توضیح دادم، به پایبندی سخت گیرانه به اصول فقهی مشهورند. بعد از دیدن نمای خارجی آن که البته درحال مرمت هم بود، به یک معبد مشهور شهر بمبئی یعنی معبد “مومبا” رفتیم.

این معبد در داخل یک بازار بزرگ قرار داشت. در حال حاضر نام رسمی شهر از نام خدای مونث این معبد یعنی مومبا گرفته شده است. این خدا به عنوان مادر زمین شناخته می شود که به صورت یک زن ماهیگیر تجسم پیدا کرده و حامی شهر بمبئی است.

در بخشی از معبد اتاق بزرگی برای نگهداری از گاو ها وجود داشت.

در پایان روز هم به کنار ساحل رفتیم تا آخرین ساعات سفر طولانیمان را به تماشای اقیانوس هند بگذرانیم.

ساحل اقیانوس هند در شهر بمبئی

ساحل اقیانوس هند در شهر بمبئی

هزینه های سفر هند

فکر می کنم بیان چند مثال ازسرفصل های عمده هزینه ها برای کسانی که قصد برنامه ریزی سفر مشابه دارند مفید باشد.

ورودیه به تاج محل برای اتباع خارجی نفری هزارو صد روپیه و ورودیه به سایر اماکن تاریخی اغلب نفری پانصد و پنجاه روپیه است.

البته افرادی هستند که توانسته اند به جای بلیط اتباع خارجی با بلیط اتباع هند وارد این اماکن شوند که خیلی ارزان تر است ولی به نظر من کار غیر اخلاقی محسوب می شود.

بلیط پارک ملی رانتامبور هزارو سیصد روپیه بود.

ورودیه به کلیساها، مساجد و معابد فعال و اماکنی مثل درگاه شیخ سلیم چشتی یا درگاه حاجی علی بخاری و دروازه هند در دهلی و بمبئی رایگان است.

قیمت بلیط قطار بسته به نوع و سرعت آن فرق دارد ولی درمسیرهای طولانی (حدود چهارصد کیلومتر) هر تخت در قطارهای دارای تهویه مطبوع (AC) تقریبا هزار روپیه برای واگن درجه دو و هفتصد و پنجاه روپیه برای واگن درجه سه هزینه دارد.

البته بسته به سبک سفر، از واگن های بدون تهویه با قیمت ارزان تر هم می توان استفاده کرد.

هزینه هتل متنوع است ولی برای یک سفر خانوادگی مثل من تقریبا با حدود هزار وسیصد روپیه می توان در یک هتل متوسط یک اتاق دو تخته با حمام و کولر و صبحانه رزرو کرد.

هزینه اتوریکشا و تاکسی در شهرهای مختلف متفاوت است ولی تقریبا مبلغ پایه استفاده از اتوریکشا ، حداقل بیست و پنج روپیه هست وحدود هشت تا ده روپیه در هر کیلومتر به آن اضافه می شود. البته اگر از تاکسی های اینترنتی استفاده نکنید، راننده های دیگر معمولا این تعرفه ها را رعایت نمی کنند و اغلب از شما درخواست انعام هم دارند.

سوغات های من از سفر به سرزمین عجایب – مجسمه لینگام و شیوا

سوغات های من از سفر به سرزمین عجایب – مجسمه لینگام و شیوا

سخن پایانی

بالاخره در بمبئی و بعد از بیست و دو روز اقامت در هند این سفر پایان یافت.

مدتها بود که به دنبال فرصتی بودم تا مطالعات پراکنده ای را که در مورد تاریخ، فرهنگ و ادیان هندوستان داشته ام در کنار مشاهدات، خاطرات و عکس های سفرم به این سرزمین شگفت انگیز، به صورت یک سفرنامه با دوستان و همه علاقه مندان به تاریخ و فرهنگ به اشتراک بگذارم و بالاخره این موضوع عملی شد.

نزدیک به سه ماه بخشی از کار روزانه من تنظیم این سفرنامه بود.

شاید مهمترین هدف من از نگارش این سفرنامه، یادآوری تنوع فرهنگی و مذهبی مردم جهان و کوشش در جهت افزایش مدارای مذهبی و احترام به عقاید دیگران است که باعث می شود مردمی با عقاید و مذاهب بسیار متفاوت بتوانند در کنار هم زندگی کنند. اصلی که متاسفانه عده ای در کشور ما آن را انکار می کنند.

سعی من آن بود که در این سفرنامه علاوه بر اشتراک گذاری خاطرات وعکس های سفرم، مخاطبان را با فرهنگ غنی هند آشنا کنم و درباره بسیاری از باورهای غلطی که وجود دارد توضیح دهم.

وسواس زیادی در مورد درستی و علمی بودن مطالب داشتم و گاهی برای تنظیم یک متن کوتاه چند منبع مختلف را مطالعه، مقایسه و تلخیص کردم. درعین حال سعی کردم از افراط بپرهیزم و وارد مطالب پیچیده و بحث برانگیز تاریخی و فلسفی نشوم و متن را گیرا و متناسب با یک خواننده عام تنظیم کنم و معتقدم اغلب افراد در خواندن سفرنامه، انتظار خواندن مطالب پیچیده را ندارند.

برخی از مباحث مطرح شده در این سفرنامه در منابع فارسی زبان به ندرت دیده می شود و متاسفانه گاهی این منابع فارسی را گمراه کننده و نادرست یافتم.

با شما چهارده شهر مختلف هند را در یک سفرنامه مرور کردم. از همراهی و توجه شما در مطالعه این سفرنامه کمال تشکر را دارم.

در صورت علاقه می توانید برای دیدن عکس و فیلم های بیشتر این سفر و چند سفر دیگر، یا تعیین موقعیت دقیق جغرافیایی اماکن یا معادل انگلیسی اصطلاحات به کار رفته در این سفرنامه، صفحه من را در اینستاگرام دنبال کنید.

زمان سفر: نوروز ۹۷

سید میثم شفیعی مطهر

سید میثم شفیعی مطهر نویسنده مهمان

۱۲دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
م
محسن
۶ روز قبل

بسیار عالی بود

پاسخ
پاسخ
ش
شهریار
۹ روز قبل

سلام آقا یک کلام بگم سفرنامه نویس شما هستید بقیه اداتو درمیارن خیلی جالب بود فقط از بازار های هند عکسی نداشتید به نظرم باید با توجه به صنایع دستی متنوعی که دارند بازارهای قشنگی مانند بازار صنایع دستی اصفهان وجود داشته باشه خیلی دوست دارم سفری مشابه شما و حتی با جناب عالی به هند داشته باشم موفق باشید یاعلی

پاسخ
پاسخ
م
مرتضی بهشتی
۱۴ روز قبل

درود فراوان جناب شفیعی
خداقوت و خسته نباشید بابت این سفرنامه کامل و جامع
با توجه به سفرم به شهرهای دهلی ، جیپور ، آگرا ، گوالیر ، خاجوراهو و واراناسی در آذر 98 خواندن سفرنامه شما برای من لذتی بی نهایت داشت
حتما دوباره به هندوستان سفر خواهم کرد تا بیشتر با این کشور دوست داشتنی آشنا شوم

پاسخ
پاسخ
ح
حسین
۱۵ روز قبل

سلام. بسیار عاااااااااالی، میتونم بگم دست به قلم گیرا و زیبایی هم دارید.تجربه زندگی یکساله در هند رو دارم. لطفا سفرنامه های کشورهای دیگه هم که رفتید اگه براتون مقدور هست بنویسید.چون زیبا و جذاب می‌نویسید.

پاسخ
پاسخ
ح
حکمت شعار
۱۵ روز قبل

سفر نامه کامل و جامع بود فقط حیف شد هند رفتید و سری به کشمیر نزدید

پاسخ
پاسخ
ح
حمید
۱۵ روز قبل

تشکر از زحمت شما، خیلی عالی

پاسخ
پاسخ
ک
کامیار
۱۶ روز قبل

سلام. خیلی کامل و دقیق بود. ممنون بابت اشتراک خاطرات این سفر زیبا

پاسخ
پاسخ
ا
احمد م
۱۶ روز قبل

جناب اقای دکتر سلام و عرض ادب نیمی از روزی که به تلخی شروع کرده بودم با سفر نامه شما گذروندم و الان در میانه روز حال خوبی دارم احساس کردم مقاله ای مروری با موضوع فرهنگ و تاریخ علم را مطالعه کردم با چاشنی سفرنامه که اون را خوش طعم تر کرده بود گرچه دوست داشتم جزییات بیشتری درباره سفرتون بخصوص با همراهی یک کودک خردسال را بدونم ولی واقعا مقاله ارزشمندی نوشته اید خدا قوت
لازم می دونم از همسر محترمتون که علیرغم داشتن کودک همراهتون بوده هم سپاسگزاری کنم
همچنین از احمد آقای خانی هم بسیار ممنون هستم انشالا سلامت همگی سلامت باشید

پاسخ
پاسخ
م
ميثم
۱۶ روز قبل

سلام
ممنون از سفرنامه زيبا و جامع و كامل شما.
بنده تجربه سفر با دختر ٥ ماهه به ٥ كشور و با خودرو شخصي دارم و كاملا مي تونم شمارو درك كنم.
امكان اين هست جمع كل و ريز جزييات هزينه ها رو اعلام كنين؟ مثلا قيمت پرواز، خوراك و ...

پاسخ
پاسخ
میثم
میثم نویسنده مطلب
۱۵ روز قبل

سلام.
از توجه شما و همه دوستان ممنونم.
معلومه شما هم حسابی عاشق سفر هستید.
همه هزینه ها را با جزئیات الان ندارم ولی مثلا بلیط برگشت هواپیما،نفری ۸۷۰ هزار تومان بود و مسلما الان با تغییر نرخ ارز کلا عوض میشه.هزینه غذا با ایران چندان فرق نداشت.غذاهای خیابانی و خیلی از میوه های گرمسیری هم از ایران ارزانتر بود. هزینه های دیگر را هم قبلا ذکر کردم.

پاسخ
پاسخ
م
محمد
۱۶ روز قبل

بسیار دقیق، خوب و پر محتوا بود. لذت بردم.

پاسخ
پاسخ
a
ali mohammadi
۱۶ روز قبل

بسیار عالی بود و یادآور خاطرات سفر به امریتسار و دهلی و آگرا و جیپور بود. ممنونم

پاسخ
پاسخ
ادامه...