سفرنوشت

سفرنامه پاناما و کانال معروفش

ویزای پاناما و راهنمای کلی

اگر از من بپرسن سخت ترین ویزای آمریکای مرکزی کدومه جواب میدم ویزای پاناما Panama، شاید دلیل اصلیش هم روابط بسیار نزدیک این کشور با آمریکا باشه. از اونجایی که پاناما در ایران سفارت نداره برای دریافت ویزای پاناما میتونیم به سفارت پاناما در آنکارا و یا کنسولگری پاناما در دبی بریم. ولی پروسه بررسی درخواست ویزا زمانبره و حداقل دو هفته طول میکشه. احتمالا سفارت مدارک رو به خود پاناما میفرسته تا تصمیم در مورد ویزای ایرانی ها اونجا گرفته بشه.

وزارت خارجه پاناما یک سری استثنا هم برای ایرانی هایی که قصد سفر به پاناما دارند در نظر گرفته. دارندگان پاسپورت ایران که ویزای چندبار ورود کانادا، امریکا، انگلستان و یا استرالیا رو داشته باشند، حداقل یک بار از اون ویزا استفاده کرده باشند، ویزاشون ۵ ساله و یا بیشتر باشه و در لحظه ورود به پاناما حداقل ۳ ماه از اعتبار ویزاشون باقی مونده باشه میتونند به مدت ۳۰ روز بدون نیاز به ویزای پاناما به کشور پاناما سفر کنند.

اما ویزای کانادا من ۴ ساله بود و این قانون شامل حال من نمیشد. راستش از این شرط ۵ ساله بودن اصلا اطلاع نداشتم. توی فرودگاه کاستاریکا هم کارمند شرکت هواپیمایی کوپا ایر نیم ساعت داشت با پاسپورت من کلنجار می رفت و کارت پروازم به پاناما رو بهم نمیداد. نهایتا یک بند قانونی دیگه پیدا کردند و بهم اجازه سوار شدن به هواپیما دادند. اگر همه شرایطی که نوشتم رو داشته باشیم ولی مدت ویزا کمتر از ۵ سال باشه، در اونصورت موقع ورود به پاناما باید حداقل ۱ سال از اعتبار ویزا باقی مونده باشه تا بتونیم بدون ویزای پاناما به پاناما سفر کنیم. مسافران موقع ورود به پاناما باید حداقل ۵۰۰ دلار آمریکا داشته باشند و بلیط خروج از پاناما الزامیه.

سواحل اقیانوس آرام در پاناما

سواحل اقیانوس آرام در پاناما

احتمالا شما هم مثل من پاناما رو بدلیل کانال معروف پاناما که توی کتاب های جغرافی خوندیم میشناسید. بدلیل همین کانال، پاناما یکی از کشورهای ثروتمند آمریکای مرکزی هست. دلیل اصلی رفتن من به پاناما هم دیدن کانال پاناما بود. این کشور ۴ میلیون نفری که پل ارتباطی بین آمریکای شمالی و جنوبی هم هست به کانال پولشویی هم معروفه که بدلیل قوانین خاصش پول های کثیف دنیا در پاناما تبدیل به پول های سالم و تمیز میشه! زبان مردم پاناما اسپانیایی هست و بعد از خروج اسپانیا از آمریکای لاتین به مدت ۸۰ سال بخشی از کشور کلمبیای بزرگ بودند.

مردم پاناما با لباس محلی

مردم پاناما با لباس محلی

جاذبه پاناما علاوه بر کانال پاناما، جنگل های بارانی، سواحل شن های سفید زیبا در دریای کارائیب و اقیانوس آرام، کوهستان های نه چندان مرتفع و آبشارهای مرتفع هست. این کشور هم شبیه کاستاریکا آب و هوای نزدیک به استوایی داره و بجز ارتفاعات، بقیه مناطق دو فصل بارانی و خشک دارند. فصل بارانی از اردیبهشت تا آبان هست که هوا خنک تره ولی بارندگی هم بسیار زیاده.

پاناما بویژه در پایتخت و اطرافش کشور نسبتا گرونی هست. چندین جزیره هم توی پاناما هست که بعضی هاش با حمل و نقل عمومی دسترسی داره. من با پرواز به پاناما سیتی رفتم و با پرواز از همونجا خارج شدم. تنها مسیر زمینی پاناما به کاستاریکا همسایه شمالیش هست. با اینکه کلمبیا همسایه جنوبی پاناما هست ولی هیچ جاده ای برای عبور وجود نداره و دلیلش هم وجود جنگل های بسیار انبوه بین دو کشوره. با قایق میشه از پاناما به کلمبیا سفر کرد. پرواز از ایران به پاناما که نیاز به ویزای ترانزیت شینگن نداشه باشه با قیمت های حداقل ۱۵۰۰ دلار میشه پیدا کرد.

سوغاتی های پاناما

سوغاتی های پاناما

روز اول؛ دیدار دوست ونزوئلایی

پروازم از کاستاریکا به پاناما دو ساعت زودتر انجام شد. چون زود رسیده بودم به فرودگاه بهم پیشنهاد دادن با پرواز زودتر برم و من هم قبول کردم. قبل از نشستن توی فرودگاه توکومن میشد کشتی هایی که منتظر ورود به کانال پاناما بودند رو دید. فرودگاه توکومن شلوغ ترین فرودگاه آمریکای مرکزی هست و یک جورایی مسیر ارتباطی آمریکای جنوبی و شمالی به حساب میاد.

پلیس مرزبانی پاناما پاسپورت من رو گرفت و به همراه حدود ۱۵ نفر دیگه که وضعیت مشابه من داشتند دنبال شخصی که پاسپورت ها رو داشت رفتیم و پشت یک اتاق منتظر موندیم. ظاهرا اونجا اعتبار ویزاها رو بررسی می کردند. بعد از اینکه خیالشون از ویزای کانادای من راحت شد پاسپورت رو همراه با مهر ورود به پاناما بهم دادند.

وارد سالن پروازهای ورودی که شدم دوستم فرانک منتظرم بود. فرانک اهل ونزوئلا هست و سه سال پیش توی آبشار آنجل ونزوئلا راهنمای من بود. چند ماه قبل به پاناما مهاجرت کرده بود و وقتی فهمید دارم میام پاناما گفته بود با هم بگردیم و حتی پیشنهاد کرده بود خونش بمونم. حس خیلی خوبیه وقتی به یک کشور جدید میری کسی توی فرودگاه منتظرت باشه. به فرانک گفتم کجا پول چنج کنم؟ خندید و گفت اینها فقط فکر می کنند پول ملی دارند. همه جا دلار امریکا استفاده میشه و پول ملی پاناما که اسمش بالبوآ Balboa هست فقط به شکل سکه های یک بالبوایی هست. هر دلار هم یک بالبوا هست.

دیدار من و فرانک بعد از سه سال

دیدار من و فرانک بعد از سه سال

فرانک گفت باید بره خونه و کلید رو به برادرش که تازه از سفر برگشته برسونه. منم باهاش رفتم و توی مسیر از خاطرات مشترکمون و از مشکلات مردم ونزوئلا که باعث شده همه سعی کنند ازش فرار کنند، صحبت کردیم. بعد از کمی استراحت توی خونه ساده فرانک دوباره سوار اتوبوس شدیم تا بریم به سمت یک مرکز خرید و فرانک به من برای خرید سیم کارت کمک کنه. اتوبوس های شهری پاناما سیتی Panama City پایتخت کشور پاناما منظم و تمیزه و استفاده ازشون سخت نیست. خصوصا که خیلی ها توی پاناما انگلیسی بلدند. هزینه استفاده از اتوبوس هم از ۲۵ سنت تا ۱ دلاره و باید قبل از سوار شدن به اتوبوس کارت اتوبوس خرید.

درخت پاپایا و موز در حیاط خانه فرانک

درخت پاپایا و موز در حیاط خانه فرانک

توی مرکز خرید یک سیم کارت با بسته اینترنت ۸۰۰ مگابایت یک هفته ای به قیمت ۶ دلار از کمپانی کلارو خریداری کردم. ظاهرا تا چند سال پیش پاناما کشور ارزونی بوده و همه از کاستاریکا میومدند پاناما برای خرید سال نو ولی همه چی توی این سال ها عوض شده. الان پاناماسیتی تبدیل شده به شهری پر از آسمان خراش شبیه نیویورک و هزینه زندگی توی این شهر بدلیل وجود کمپانی های چند ملیتی روز به روز زیاد میشه.

بعد از خوردن ساندویچ، فرانک من رو سوار اتوبوسی کرد که به سمت هاستلم میرفت و از هم خداحافظی کردیم. ترافیک پاناماسیتی وحشتناکه و جون آدم رو به لب میرسونه تا به مقصد برسی.

اتوبوس های رنگی پاناماسیتی

اتوبوس های رنگی پاناماسیتی

۱۵ دقیقه آخر مسیر رو باید پیاده زیر بارون راه می رفتم تا برسم به هاستل کاسا آرکا Hostel Casa Areka که درسته مکانش خیلی خوب نبود ولی به منطقه سفارت ها نزدیک بود و همینطور یک سوپر مارکت ۲۴ ساعته کنارش بود. یک استخر هم داشت که صبحانه خوردن کنارش و گپ زدن با بقیه مسافرها دوست داشتنی بود. قیمت تخت توی اتاق ۸ تخته ۱۴ دلار بود. دو شب بعدی رفتم به اتاق ۴ تخته که قیمتش ۱۸ دلار برای یک شب بود. با ۴۰ الی ۶۰ دلار میشه یک اتاق توی هتل خوب در پاناماسیتی رزرو کرد.

حیاط هاستل کاسا آرکا در پاناماسیتی

حیاط هاستل کاسا آرکا در پاناماسیتی

روز دوم؛ سه تا سفارتخانه، مدرسه و شهرگردی

هاستل کاسا آرکا توسط ۳ تا پسر ونزوئلایی اداره میشد. صبحانه شبیه اکثر هاستل های آمریکای مرکزی پنکیک بود فقط با این تفاوت که آرد و موز رو بهت میدادن و خودت باید پنکیک درست می کردی. به خوردن موز قناعت کردم و زود زدم بیرون. بارون گرفته بود و برای منی که قصد داشتم پیاده بین سفارت خانه ها برم نشونه خوبی نبود. توی یک کافی نت چندتا مدرک که برای ویزا نیاز داشتم رو پرینت کردم. راه افتادم به سمت سفارت هندوراس.

آسمانخراش مارپیچی

آسمانخراش مارپیچی

قبلا به سفارت هندوراس در پاناما ایمیل زده بودم و اونها هم جواب داده بودند فقط اگر ویزای شینگن دارم میتونم اینجا درخواست ویزا بدم، اگر هم ندارم بیخودی وقتم رو تلف نکنم! رسیدم سفارت و شخصی اومد دم در که انگلیسی بلد نبود، رفت یک خانم که انگلیسی بلد بود آورد. بهشون گفتم ویزای توریستی هندوراس می خوام و همه مدارک لازم رو دارم. پاسپورتم رو گرفتند و بعد از کمی زیر و رو کردن پاسورت گفتند نمیتونم اینجا درخواست ویزا بدم. اعتراض کردم که خودتون توی ایمیل گفتید در صورت داشتن ویزای شینگن اینجا درخواست ویزا بدم! با هم صحبت کردند و بعدش گفتند ویزای شینگن باید حداقل ۶ ماه از اعتبارش باقی مونده باشه ولی ویزای تو فقط ۵ ماه ازش باقی مونده، متاسفیم.

زیر بارون راه افتادم به سمت سفارت السالوادور که خیلی دور نبود. داخل شدم و منتظر موندم تا نوبتم بشه. آقای مسنی که اونجا بود رفت و یک پسر جوان که انگلیسی بلد بود آورد. پسر گفت چون ویزای کانادا و شینگن داری ما بهت ویزا میدیم ولی باید این مدارک رو بیاری و شروع کرد به لیست مدارک رو گفتن. تا رسید به دعوتنامه، گفتم من توریستی میخوام برم، دعوتنامه ندارم. جواب داد این الزامیه و بدون دعوتنامه هیچ راهی نداره. گفتم خودتون خندتون نمیگیره از این قانون مسخره؟ جواب داد هتلی که رزرو کردی هم میتونه به وزارت امور خارجه نامه بنویسه و درخواست دعوتنامه برای مسافرش کنه. گفتم آره یک هتل هم حتما اینکار رو میکنه!

گفتم حالا که وقت گذاشتم، یک سر هم به سفارت گواتمالا بزنم. این اولین بار در طول سفر امریکای مرکزی بود که به سفارت گواتمالا می رفتم. کمی شلوغ بود ولی هر دو نفری که جلوی کانتر بودن به خوبی انگلیسی صحبت می کردند. مدارکم رو دیدند و گفتند مشکلی نداره فقط یک روز طول میکشه که بهت ویزا بدیم. گواهی اشتغال به کار برای سفارت گواتمالا هم نداشتم که کپی اشتغال به کار خطاب به سفارت کانادا رو قبول کردند. ویزای سینگل ۲۵ دلار بود و ویزای دابل ۵۰ دلار. ویزای دو بار ورود رو انتخاب کردم. از برجی که سفارت گواتمالا توش بود خارج شدم و رفتم یک رستوران همون نزدیکی و یک همبرگر ۷ دلاری برای ناهارم سفارش دادم.

ناهار همبرگر ۷ دلاری!

ناهار همبرگر ۷ دلاری!

بعد با اتوبوس رفتم به سمت مدرسه ای که فرانک اونجا تدریس می کرد. دوست داشتم یک کلاس درس پانامایی رو ببینیم. بدلیل ترافیک و همینطور آدرسی که فرانک دقیق نفرستاده بود، ۱۵ دقیقه بعد از تعطیلی مدرسه رسیدم اونجا. باز هم برام جالب بود داخل مدرسه رو ببینم و با چندتا از معلم ها و مدیر مدرسه گپ بزنم. دیدن ایرانی که به پاناما سفر کرده براشون جالب بود. خصوصا که از منطقه ما همیشه خبرهای بد توی تلویزیون میبینند.

کلاس درس

کلاس درس

من و خانم معلم و بچه ها

من و خانم معلم و بچه ها

فرانک گفت کل عصر و شب رو آزاده و میتونه با من بیاد شهر رو ببینیم. با اتوبوس و مترو خودمون رو رسوندیم مرکز شهر، جایی که یک بازارچه صنایع دستی زیر یک پل بلند بود. بعد از بازارچه رفتیم بازار ماهی فروش ها که فقط رستوران هاش باز بود. اسم بازار مرکادو ده ماریسکوس Mercado de Mariscos بود. همون نزدیکی یک پارک کوچک کنار آب بود که از اونجا میشد منظره بسیار زیبایی از شهر پاناماسیتی و آسمان خراش هاش رو دید.

بخشی از حومه پاناماسیتی که شبیه فرم پلکانی شهرهای آمریکای لاتین هست.

بخشی از حومه پاناماسیتی که شبیه فرم پلکانی شهرهای آمریکای لاتین هست.

قایق های ماهیگیری

قایق های ماهیگیری

پاناما سیتی و آسمان خراش هاش

پاناما سیتی و آسمان خراش هاش

پاناماسیتی

پاناماسیتی

جای بعدی که رفتیم کاسکو ویه خو Casco Viejo یا همون مرکز قدیم و تاریخی شهر بود. این قسمت از شهر معماری کولونیال یا مستعمراتی داره و در لیست میراث جهانی یونسکو هم ثبت شده. قبلا این منطقه کامل متعلق به آمریکایی ها بوده و مردم پاناما حق ورود به این قسمت از شهر رو نداشتند. الان توریستی ترین قسمت شهره و پر از مغازه های صنایع دستی و سوغاتی های پاناما هست. کاخ ریاست جمهوری و محل اقامتش هم توی این قسمت از شهره.

من و فرانک با کلاه پانامایی

من و فرانک با کلاه پانامایی

محله کاسکو ویه خو

محله کاسکو ویه خو

محله کاسکو ویه خو

محله کاسکو ویه خو

شب های پاناماسیتی

شب های پاناماسیتی

بعد از دیدن محله کاسکو ویه خو برگشتیم سمت بازار ماهی فروش ها. بین راه بارون بسیار شدیدی گرفت که مجبور شدیم نیم ساعتی زیر یک پل پناه بگیریم. بعد از بارون فرانک سوار اتوبوس شد و من هم یک اوبر گرفتم تا من رو ببره هاستل. برای مسیر ۴ کیلومتری حدود ۴ دلار کرایه اوبر شد. جالب بود توی پاناما اوبر انگلیش هم هست که راننده کاملا انگلیسی صحبت میکنه و کمی از اوبر معمولی گرونتر.

روز سوم؛ کانال پاناما و شام ایرانی در پاناما

شب قبل توی یک اتاق ۴ تخته خوابیده بودم که فقط من و یک پسر کانادایی توش بودیم. کاناداییه گفته بود که صبح میره و کانال رو ببینه و قرار شد با هم بریم. مسیر بیست دقیقه ای تا کانال که در مواقع عادی با اوبر ۸ دلار بود، ساعت ۸ صبح شده بود ۱۷ دلار! خوب بود ۲ نفر بودیم. جایی که میشه کانال پاناما رو دید اسمش هست میرافلورس لاکس Miraflores Locks.

خیلی خلاصه تاریخچه کانال پاناما رو براتون بگم. چند میلیون سال قبل که اصلا سرزمین پانامایی نبود، یعنی آمریکای جنوبی و شمالی به هم وصل نبودن و دو تا اقیانوس اطلس و آرام به هم وصل بودند. ظاهرا به دلیل پدیده های آتشفشانی دو قاره به هم وصل شدند و اقیانوس ها جدا. اسپانیایی ها چندصد سال قبل تو فکر ایجاد کانال برای کوتاه کردن مسیر کشتیرانی و دسترسی سریعتر به مناطقی مثل پرو بودند. اولین اقدام عملی برای ساخت کانال رو فرانسوی ها در اواخر قرن ۱۹ شروع کردند که قصد داشتند یک کانال بین دو تا اقیانوس حفر کنند. به دلیل اینکه ۹ ماه از سال اینجا بارانیه و شرجی و گرمای زیاد، بعد از کشته شدن حدود ۲۰ هزار کارگر، فرانسوی ها از ادامه کار منصرف شدند. سال ۱۹۰۴ آمریکایی ها با یک ایده جدید ساخت کانال رو شروع کردند. اونها قصد داشتند از دریاچه ای که وسط پاناما بود استفاده کنند و هر دو اقیانوس رو به این دریاچه متصل کنند. مشکل این بود که سطح دریاچه گاتون Gatun lake بالاتر از سطح اقیانوس ها بود. برای حل این مشکل بالابرهای هیدرولیکی یا همون لاکس Locks طراحی و ساخته شد و نهایتا در سال ۱۹۱۴ کانال پاناما افتتاح شد.

من و کانال پاناما

من و کانال پاناما

یک کشتی از اقیانوس آرام وارد این بالابر هیدرولیکی میشه و پس از بالارفتن توسط پمپاژ آب، وارد کانال و سپس دریاچه میشه و در انتها مجددا وارد کانال میشه و وقتی به اقیانوس اطلس میرسه توسط بالابر این بار پایین برده میشه و به اقیانوس میرسه. کشتی ها به جای دور زدن آمریکای جنوبی و طی هزاران کیلومتر، مسیر ۷۷ کیلومتری رو در عرض کانال طی می کنند. این کانال پس از کش و قوس فراوان نهایتا در سال ۲۰۰۰ بطور کامل به کشور پاناما واگذار شد. خود پاناما موفق شد علاوه بر دو کانالی که آمریکا ساخته بود، کانال سومی رو بسازه و در سال ۲۰۱۶ اون رو افتتاح کنه.

با دوست کانادایی ورودی ۱۵ دلاری سکوی تماشای کانال رو پرداخت کردیم (اصلا انتظار نداشتم اینقدر گرون باشه) و با آسانسور به آخرین طبقه و سکویی که مخصوص اینکار بود رفتیم. اگر میخواهید شانستون برای دیدن عبور کشتی زیاد باشه بهتره قبل از ساعت ۱۰ صبح اونجا باشید، ترجیحا ۹ صبح. من تونستم عبور ۲ تا کشتی رو ببینم و از دیدن یکی از رویاهام خیلی هیجان زده شده بودم. بعد از اون هم موزه کانال رو دیدم. طبقه همکف هم هر یک ساعت یک فیلم ۱۵ دقیقه ای در مورد تاریخچه کانال پخش میشد.

کشتی در حالا تنظیم ارتفاع برای ورود به مسیر اصلی کانال و دریاچه

کشتی در حالا تنظیم ارتفاع برای ورود به مسیر اصلی کانال و دریاچه

ارتباط کانال اینجا قطع میشه.

ارتباط کانال اینجا قطع میشه.

یک کشتی بزرگ که همه عرض کانال پاناما رو گرفته در جلو و یک کشتی توریستی در عقب

یک کشتی بزرگ که همه عرض کانال پاناما رو گرفته در جلو و یک کشتی توریستی در عقب

بعد از دیدن کانال با اتوبوس به سمت مرکز شهر و سفارت گواتمالا حرکت کردم. ویزای دو بار ورود رو خیلی راحت گرفتم که با توجه به تجربه های قبلی از هندوراس و السالوادور، جالب بود برام. بعد از سفارت رفتم هاستل و استراحت کردم و منتظر عصر شدم تا یک دوست جدید رو ببینم.

ترمینال اتوبوس رانی که توی مسیرم بود.

ترمینال اتوبوس رانی که توی مسیرم بود.

جک رو از وبسایت کوچ سرفینگ می شناختم. مهماندار هواپیمایی کوپاایر بود و علاقه مند به غذای ایرانی. قرار بود عصر با هم بریم بیرون ولی کارش طول کشید و گفت بجاش شب بیا خونه م تا شام ایرانی درست کنم. زرشک پلو با مرغ کسی که تا حالا ایران نیومده بود واقعا خوشمزه بود. یک شب خوب رو با جک و دوست مکزیکیش توی طبقه ۴۲ یک آسمانخراش داشتیم.

زرشک پلو با مرغ در پاناما

زرشک پلو با مرغ در پاناما

آسمان خراش های پاناماسیتی

آسمان خراش های پاناماسیتی

ساعت ۶ صبح روز چهارم با اتوبوس رفتم فرودگاه تا به سمت مقصد بعدیم یعنی کشور نیکاراگوئه برم. چون بلیط خروج از نیکاراگوئه رو نداشتم، آنلاین چک این کردم و بدون رفتن به کانتر کوپا ایر مستقیما از گیت ها رد شدم و بدون هیچ مشکلی سوار هواپیما شدم.

من از مردم پاناما بجز خوبی چیزی ندیدم ولی فرانک بهم گفت مردم پاناما کمی مغرور هستند و البته تنبل. این ایده که چون پول کانال رو داریم نباید کار کنیم توی مردم پاناما زیاد دیده میشه. توی این سفر طبیعت زیبای پاناما رو ندیدم.

هزینه سفر ۳ روزه من به پاناما حدود ۱۱۰ دلار شد. بلیط کاستاریکا به پاناما ۱۰۰ دلار و بلیط پاناما به نیکاراگوئه هم ۱۳۵ دلار شد.

تاریخ سفر: پاییز ۱۳۹۶

۱۷دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
س
سامان
۴ ماه پیش

درود بر شما. سفرنامه ی شما خیلی خوب و عالیست. در واقع متر و معیار میده دست خوانندگان. سوالی دارم. آیا پاناما سیتی (با توجه به برجهای بلند و زرق و برق و تبلیغات) براستی جایی برای زندگی لوکس و باکلاس و امن است یا خیر ؟ ممنونم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۴ ماه پیش

سلام سامان جان
پاناما سیتی در کنار برج هاش زاغه نیشن و فاولاهایی داره که توش قدم زدن هم امن نیست چه برسه به زندگی. اگر خودت رو به مناطقی که برج ها هستند محدود کنی قطعا واسه زندگی کردن امن هست و امکانات زندگی خوبی هم داره

پاسخ
پاسخ
ق
قاسم
۵ ماه پیش

سلام احمد جان
سفرنامه ای بسیار زیبا و خواندنی نوشتی لذت بردم
ارزوی سلامتی وشادی برای شما🤝

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۵ ماه پیش

سلام و سپاس قاسم عزیز

پاسخ
پاسخ
م
محبوبه
۵ ماه پیش

سلام آقاي احمد
از اينكه اين قدر ساده بيان ميكنيد ممنون من قصد باردار شدن دارم و شنيدم كه پاناما برايه زايمان خوب هستش ميخواستم بدونم شما در رابطه با بيمارستانها و خدمات پزشكي چيزي ميدونيد؟ و اينكه هزينه پزشكي در اونجا چه جوري هست
ممنون

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۵ ماه پیش

سلام
امکانات بیمارستان های ایران بهتر از پاناما هست

پاسخ
پاسخ
س
سامان
۴ ماه پیش

تایید میشه. خدمات پزشکی ایران بهتر از پاناماست

پاسخ
پاسخ
ع
علی اسداف
۶ ماه پیش

مرسی واسه سفرنامه های خوبت . ممنون

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۶ ماه پیش

سپاس علی جان

پاسخ
پاسخ
ا
امید
۷ ماه پیش

سلام دوست عزیز
من میخاستم اگه بشه یکم کمکم کنید در رابطه با مهاجرت به پاناما .البته همه شو در نت خوندم . ولی با سفارت پاناما مکاتبه کردم گف باید وکیل پانامیی بگیری . سوال من از شما اینه هزینه ها .خرید خونه .ماشین . چنده اونجا . مرسی اگه کمک کنید

پاسخ
پاسخ
ا
ايمان
۸ ماه پیش

سلام احمد جان، شما اطلاع داريد چطور ميشه ويزا كارت يا كارت اعتباري جور كرد از ايران ، تشكر

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۸ ماه پیش

سلام ایمان جان
شرکت هایی هستند توی ایران که این خدمات رو ارائه می کنند ولی چون خودم استفاده نکردم توصیه ای ندارم.

پاسخ
پاسخ
ر
رضا جامعی
۸ ماه پیش

سلام احمد جان.من مطالب شما رو چند وقتی هست کامل دنبال میکنم و به دوستانم شما رو معرفی میکنم.و از سادگی و سبک سفر کردنتون تعریف میکنم.احسنت به شما واقعا این یک هنره خودش.اگر میتونی نظر شخصی خودت رو در یک پست در مورد مهاجرت کردن و زندگی در کشور دیگه رو بیان کن و فاکتورها و مزایا و معایب از دید خودت بیان کن خیلی خوشحال میشم نظرتو بدونم.

پاسخ
پاسخ
پ
پروین
۹ ماه پیش

من از کانال پاناما فقط همون اسمش که توی کتاب جغرافیای مدرسه بود و نوشته بود دو اقیانوس رو به هم وصل می کنه میدونستم! تصویر ذهنی الانم بعد از خوندن سفرنامه شما به شدت اعجاب انگیزه! اصلاً تصورشو هم نمیکردم که این کانال با بالابر و پایین بر برای جابجایی کشتی های غول آسا کاربرد داشته باشه! یاد جاده دریای دریاچه ارومیه افتادم که قرار بود آذربایجان غربی و شرقی رو بهم وصل کنه و بیست و چند سال پیش که من دانشجوی ارومیه بودم تا وسط دریاچه ساخته شده و نیمه کاره رها شده بود . از اونجا ماشینها رو سوار لنج می کردند و به اون سمت میبردند. الان نمیدونم اون جاده تکمیل شده یا نه؟! البته اگه دریاچه ای مونده باشه!!!

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۹ ماه پیش

بله اون جاده که از روی‌ دریاچه ارومیه عبور میکرد تکمیل شد و دل خیلی از طرفدارهای محیط زیست رو‌ خون کرد.

پاسخ
پاسخ
ر
رضا
۹ ماه پیش

احمد جان ممنون عالي بود
آيا در مورد كشور جاماييكا و پورتو ريكو هم اقدام كردي؟يا درباره ويزاش اطلاعاتي داري؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۹ ماه پیش

سلام رضاجان
نه برای ویزای جامائیکا اقدام نکردم.
پورتوریکو کشور مستقل نیست و جزو کشور آمریکا محسوب میشه.

پاسخ
پاسخ
ادامه...