سفرنوشت

سفرنامه جزایر سیشل؛ بهشت آفریقایی در اقیانوس هند

داستان سفر به سیشل از یک جستجوی ساده پرواز شروع شد، جستجویی که نهایتا به سفر سیشل و چند کشور دیگه در شرق آفریقا انجامید. سیشل برای دوستداران طبیعت و دریا یک مقصد رویایی و زیباست ولی باید به قیمت ها هم توجه داشته باشید چون میتونه تبدیل به گرانترین سفر عمرتون تمام بشه. با من و سفرنامه سیشل همراه باشید تا قصه سفر کوتاهم به این کشور جزیره ای رو براتون تعریف کنم.

ویزای سیشل

ما ایرانی ها برای سفر به سیشل نیاز به ویزا نداریم و میتونیم سه ماه بدون ویزا به سیشل سفر کنیم. در حقیقت سیشل از شهروندان هیچ کشوری درخواست ویزا نمیکنه اما برای ورود سختگیری زیادی داره و احتمال دیپورت شدن در لحظه ورود به سیشل برای همه ملیت ها وجود داره.

درسته که سیشل اجازه سفر بدون ویزا رو میده اما لحظه ورود به کشور از شما میخواد که بلیط برگشت خودتون رو نشان بدید تا مطمئن بشه بعد از بازدیدتون از کشور خارج میشید و قصد موندن ندارید. علاوه بر بلیط باید رزرو هتل هم برای تمام روزهای اقامت همراه داشته باشید. در آخر هم باید به ازای هر روز اقامت در سیشل حداقل ۱۵۰ دلار داشته باشید و احتمال اینکه مامور مرزی از شما بخواد پولتون رو نشونش بدید زیاد هست.

من موقع ورود به سیشل با مامورای مرزیش به مشکل برخوردم که توی سفرنامه در موردش توضیح میدم.

مختصری در مورد سیشل

کشور جمهوری سیشل از ۱۱۵ جزیره در اقیانوس هند تشکیل شده که حدود ۱۵۰۰ کیلومتر با سواحل شرقی قاره آفریقا و شاخ آفریقا فاصله داره. مساحت همه این جزیره ها رو که روی هم بذاریم میشه ۴۵۹ کیلومتر مربع. با این مساحت کم، سیشل کوچکترین کشور قاره آفریقاست. کوچکترین استان ایران یعنی البرز، ۱۳ برابر از سیشل بزرگتره! البته این تعداد جزیره در یک پهنه آبی یک و نیم میلیون کیلومتر مربعی پراکنده شده.

نقشه کشور سیشل و فاصله ش با قاره آفریقا

نقشه کشور سیشل و فاصله ش با قاره آفریقا

مجمع الجزایر سیشل تا قبل از قرن ۱۸ سکنه بومی نداشته و فقط محل سکونت موقت دزدان دریایی بوده. از قرن ۱۸ ابتدا فرانسوی ها این جزایر رو تصاحب کردند و بعد به دست انگلیسی ها افتاد. به مرور برده های آزاد شده رو در این جزایر ساکن کردند و امروزه سکنه اصلی همین برده ها به علاوه اقلیت هایی از هند و چین هستند. کل جمعیت سیشل ۹۲ هزار نفر هست. نود درصد این جمعیت در جزیره ماهه زندگی می کنند و ده درصد در بقیه جزایر پراکنده هستند.

پرچم رنگارنگ و زیبای کشور سیشل

پرچم رنگارنگ و زیبای کشور سیشل

زبان رسمی سیشل انگلیسی و فرانسوی هست ولی مردم بیشتر به زبان کریول فرانسوی صحبت می کنند. درآمد اصلی کشور از صنعت توریسم و گردشگری هست و جمعیت زیادی شغلشون در این رابطه هست. سواحل سیشل در دنیا معروفه و توریست های زیادی رو به خودش جذب میکنه. بعد از گردشگری، صید ماهی و آبزیان دریایی، درآمد دوم سیشل هست.

سیشل در سال ۱۹۷۶ از انگلستان مستقل شد. از اون موقع سیستم انتخاباتی و آزاد داره اما عملا یک حزب قدرتمند و رئیس جمهور دیکتاتور کشور رو اداره میکنه.

نکته جالبی که در مورد سیشل وجود داره این هست که اکثر جزیره های بزرگ اون گرانیتی هست. این جزیره های سنگی نه بر اثر آتشفشان از زیر آب در اومده نه بر اثر تجمع مرجان های مرده، در حقیقت بخشی از قاره آفریقا هست که از اون کنده شده و فاصله گرفته. از این نظر جزایر سیشل هیچ مانندی در دنیا ندارند. به این جزایر سنگی سیشل، جزایر درونی گفته میشه.

نیمی از جزیره های سیشل هم مرجانی هستند که فاصله بیشتر از هسته مرکزی جزایر دارند و به اون ها جزایر بیرونی گفته میشه.

پرواز ایران به سیشل

از ایران هیچ پرواز مستقیمی به سیشل وجود نداره که طبیعی هم هست، مسافر زیادی از ایران به اونجا نمیره که بخواد پرواز مستقیم داشته باشه. برای رفتن از ایران به سیشل باید پروازهایی با یک توقف در دوحه قطر، دبی یا استانبول رو انتخاب کنیم و نرخ بلیط رفت و برگشت معمولا بالای هزار دلار هست.

اما مسیر رفتن من به سیشل متفاوت بود. در سفری که به جنوب شرق و جنوب آسیا داشتم، کشور مالدیو را به عنوان نقطه آخر سفر انتخاب کرده بودم. یک روز که داشتم به نقشه نگاه میکردم دیدم سیشل هم مثل مالدیو یک سری جزیره وسط اقیانوس هند هست و حدس زدم ممکنه راهی پیدا بشه که ارزان از مالدیو به سیشل رفت. بعد از کمی تحقیق متوجه شدم فاصله دو کشور بیش از دو هزار کیلومتره و نه تنها کشتی بینشون تردد نمیکنه، هیچ پرواز مستقیمی هم بینشون نیست.

توی جستجوی پروازها از مالدیو به سیشل نکته جالبی دیدم. ارزانترین پروازها یک توقف در بمبئی داشتند. بنابراین به این سمت رفتم که پروازها از بمبئی به سیشل رو جستجو کنم و نهایتا یک پرواز مناسب با هواپیمایی اتیوپی پیدا کردم. این پرواز توی آدیس آبابا توقف داشت و با افزایش زمان توقف، قیمت بلیط تغییر نمی کرد. بنابراین همه چیز جور شده بود که من برنامم رو به شکل زیر تغییر بدم.

برنامه اولیه پرواز برگشت از مالدیو به کوالالامپور و سپس پرواز برگشتم با ماهان به تهران بود. پروازم رو تغییر دادم به مالدیو-بمبئی، بمبئی دهلی و نهایتا دهلی به تهران با پرواز ماهان. این تغییرات تا اینجا هیچ هزینه اضافه ای رو به من تحمیل نکرد. بین زمان رسیدنم به بمبئی و حرکت به سمت دهلی، یک فاصله سه هفته ای قرار دادم و توی این بازه همون پرواز بمبئی به سیشل با توقف در آدیس آبابا رو به قیمت ۴۰۰ دلار خریدم. اما من قرار نبود سه هفته توی کشور گرون سیشل بمونم و قصد داشتم فقط سه روز اونجا باشم. پس توقفم توی آدیس آبابا رو هنگام برگشت به بمبئی زیاد کردم و کشور اتیوپی به علاوه دو همسایه ش یعنی سومالی و جیبوتی رو هم دیدم. ساده تر بخوام بگم من پروازم رو توی موتور جستجو بصورت چند پروازی و اینطوری جستجو و خریداری کردم: ۱- بمبئی-سیشل ۲-سیشل-اتیوپی ۳-اتیوپی-بمبئی قیمت این سه بلیط وقتی با هم خریداری بشه ۴۰۰ دلار شد و اگر بلیط بمبئی-سیشل بصورت رفت و برگشت می خریدم هم قیمتش همین میشد.

هواپیمای اتیوپین ایرلانز در مسیر آدیس آبابا به سیشل

هواپیمای اتیوپین ایرلانز در مسیر آدیس آبابا به سیشل

برای یادگیری کامل نحوه جستجوی بلیط و نکاتی که موقع خرید بلیط باید بهش دقت کنید، مقاله راهنمای جستجو و خرید بلیط ارزان رو مطالعه کنید.

بهترین زمان سفر به سیشل

دمای هوا در سیشل تقریبا در همه سال ثابت و حدود ۲۸ درجه (با دو درجه بالا پایین) هست. فروردین و اردیبهشت زمان خوبی برای سفر هست چون بارندگی و رطوبت کم هست و از سیل توریست ها هم خبری نیست بنابراین قیمت پرواز و هتل ها خیلی گرون نیست.

از خرداد تا آخر تابستان فصل توریستی سیشل هست و توصیه می کنم اگر میتونید این زمان سفر نکنید.

توی مهر و آبان کمی بارندگی هست ولی مثل اوایل بهار فصل کم مسافر هست و میتونه گزینه خوبی برای سفر باشه. از آذر تا اسفند هم بارندگی زیاد هست که خیلی ها دوست ندارند از طرفی توی تعطیلات آخر سال میلادی و اوایل ژانویه گردشگرهای زیادی به سیشل سفر می کنند و در نتیجه قیمت پرواز و هتل خیلی گرون میشه.

روز اول، ورود به سیشل

پرواز من از بمبئی به آدیس آبابا ۵ ساعت طول کشید و هواپیمای اتیوپی هم بسیار بهتر از انتظارم بود. توی فرودگاه اتیوپی و قبل از پرواز به سمت سیشل ۱۸ ساعت توقف داشتم. خودم رو برای گذراندن این زمان طولانی توی سالن ترانزیت فرودگاه آدیس آبابا آماده کرده بودم ولی اتفاق خیلی خوبی افتاد. از یک ایرلاین آفریقایی انتظار نداشتم بدلیل توقف طولانی به مسافرش خدماتی ارائه بده ولی اتیوپین ایرلاینز برای این مدت به من یک هتل نسبتا خوب در مرکز شهر آدیس بعلاوه سرویس رفت و برگشت به اونجا و دو وعده غذا داد. با اینکه برای ورود به اتیوپی نیاز به ویزا داشتم ولی چون ورود به شهر بدلیل توقف طولانی بین دو پروازم بود، مامور مرزی فرودگاه بدون نیاز به ویزا، مهر ورود به اتیوپی رو در پاسپورتم زد.

پذیرایی هواپیمایی اتیوپی

پذیرایی هواپیمایی اتیوپی

هتل من در آدیس آبابا که توسط اتیوپین هزینش پرداخت شد

هتل من در آدیس آبابا که توسط اتیوپین هزینش پرداخت شد

پروازم به سیشل ساعت ۱۱ صبح از فرودگاه آدیس آبابا پرید. حدود سه ساعت در پرواز بودم و از آسمان سومالی و سپس اقیانوس هند عبور کردیم.

خط ساحلی سومالی در اقیانوس هند

خط ساحلی سومالی در اقیانوس هند

جزیره ماهه بزرگترین جزیره سیشل

جزیره ماهه بزرگترین جزیره سیشل

ظاهرا سیشل داره سعی میکنه از توربین های بادی و انرژی خورشیدی هم استفاده کنه

ظاهرا سیشل داره سعی میکنه از توربین های بادی و انرژی خورشیدی هم استفاده کنه

آب های فیروزه ای اطراف جزیره ماهه

آب های فیروزه ای اطراف جزیره ماهه

فرودگاه کوچک ویکتوریا در جزیره ماهه که بزرگترین جزیره سیشل هست قرار گرفته. توی سیشل خبری از هاستل نیست و هتل هاش هم خیلی گرون هست. برای اقامتم در سیشل از کوچ سرفینگ یک پسر اوکراینی که چندین سال توی سیشل اقامت داشت رو پیدا کرده بودم. قبل از سفر بهش گفته بودم که توی فرودگاه نمیگم تو رو از کوچ سرفینگ میشناسم و میگم از قبل همدیگه رو میشناسیم و دوستم هستی. سرگی گفت قبلا چند مهمان از طریق کوچ سرفینگ به منزلش رفتند و مشکلی نبوده.

پلیس مرزبانی سیشل که پسرک جوانی بود، اولین چیزی که پرسید چرا اومدی سیشل؟ گفتم برای دیدن سیشل اومدم چون میدونم زیباست. سوال هاش در مورد هدف سفر ادامه پیدا کرد و بیشترش در مورد محل اقامتم، میزبان و اینکه از کجا همدیگه رو میشناسید بود. مرتب میپرسید برای کار کردن اومدی سیشل؟ با مافوقش مشورت کرد و اون هم که یک خانم بداخلاق بود سوالات مشابهی پرسید. نهایتا به سرگی زنگ زدن تا مطمئن بشند و به اون هم گفتند وقتی مهمان برات میاد قبلش باید بری اداره پلیس و دعوتنامه رسمی براش بگیری!

حدود یک ساعتی سوال و جواب هاشون و گشتن تمام کوله من به این امید که مدرکی دال بر تصمیم من برای موندن در سیشل پیدا کنند، ادامه داشت. نهایتا پسرک پلیس در حالی که مدام میگفت وای به حالت اگر ببینم کار می کنی و باید همش توی ساحل شنا کنی، مهر ورود به سیشل رو زد. جملات آخرش رو طوری با عصبانیت می گفت من نگران بودم الان سکته میکنه خونش میافته گردن من!

از فرودگاه خارج شدم و خیلی زود سرگی که اومده بود دنبالم رو پیدا کردم. سرگی حسابی از این رفتار ماموران فرودگاه شاکی بود و مرتب به سیشلی ها فحش میداد.

روز یکشنبه بود و سرگی وقتش آزاد بود واسه همین پیشنهاد داد به ساحلی در غرب جزیره ماهه بریم. بعد از رانندگی توی جاده های پیچ دار جزیره به ساحل بووالون رسیدیم. عصر یکشنبه بود و ساحل خیلی شلوغ بود. نیم ساعتی توی ساحل قدم زدیم و پاهامون رو خیس کردیم. دریا کمی مواج بود و خیلی برای شنا مناسب نبود.

اولین دیدار من با آب های سیشل

اولین دیدار من با آب های سیشل

من و میزبانم سرگی

من و میزبانم سرگی

اقیانوس هند و ساحل بووالون در غرب حزیره ماهه

اقیانوس هند و ساحل بووالون در غرب حزیره ماهه

ماهی کبابی

ماهی کبابی

میوه های استوایی

میوه های استوایی

دکه ای در ساحل بووالون

دکه ای در ساحل بووالون

یک نفر کنار ساحل تور نیم روزه اسنورکلینک می فروخت. قیمتش رو پرسیدم، گفت چون قطعا تور فردا اجرا میشه ارزونش کردم و تور اسنورکلینک روی کشتی به همراه ناهار ۸۰ دلار میشه. بهش گفتم فکر می کنم اگر خواستم بیام خبرت می کنم. اخم هاش رفت تو هم و با عصبانیت گفت دیوانه ای مگه! آخه اسنورکلینگ فکر کردن داره، اونم ۸۰ دلار! طوری می گفت انگار داره ۵ دلار میده. بعدا سرگی گفت راست میگه قیمتش مناسبه، اینجا توی سیشل همه چی گرونه و تور زیر ۱۰۰ دلار به سختی پیدا میشه.

بعد از ساحل رفتیم به یک سوپرمارکت تا هم کمی خرید کنیم و من هم پول تبدیل کنم. واحد پول سیشل روپیه سیشل هست و زمان سفرم یک دلار حدود ۱۴ روپیه سیشل میشد.

اسکناس های روپیه سیشل

اسکناس های روپیه سیشل

بعد از سوپرمارکت به سمت خونه سرگی که جایی روی یک صخره بود حرکت کردیم. توی جزیره ماهه جای صاف خیلی کم پیدا میشه و بنابراین هرجایی که بشه حتی روی صخره ای که شیب ملایمی داره خونه ساختند.

سرگی توی پروفایلش نوشته بود یک گربه داره. اما توی خونه خبری از گربه نبود. ازش سراغ گربه رو گرفتم. گفت چند روز پیش توی یک عصر بارونی با سگ همسایه دعواش شد و کشته شد.

محل اقامت من در سیشل

محل اقامت من در سیشل

روز دوم، ویکتوریا پایتخت سیشل و جزیره ایدن

بعد از خوردن صبحانه و گپ کوتاهی با سرگی، راهی ویکتوریا پایتخت سیشل شدم. روز تعطیل ملی سیشل بود و همه جا تعطیل بود. سرگی هم قصد داشت همه روز رو توی خونه استراحت کنه. میتونستم صبر کنم تا اتوبوس بیاد و با اون تا ویکتوریا برم اما روز تعطیل معلوم نبود چقدر باید معطل بشم و تصمیم گرفتم پیاده مسیر ۶-۷ کیلومتری رو برم. هوا گرم بود ولی دیدن منظره های زیبا ارزشش رو داشت.

جاده های باریک و پیچ دار سیشل

جاده های باریک و پیچ دار سیشل

کلیسای سنت آنتونی. اکثر مردم سیشل مسیحی هستند.

کلیسای سنت آنتونی. اکثر مردم سیشل مسیحی هستند.

بعضی وقت ها با قایق سریع تر توی سیشل میشه جابجا شد

بعضی وقت ها با قایق سریع تر توی سیشل میشه جابجا شد

هر جایی که شده توی دل کوه و جنگل خونه ساختند

هر جایی که شده توی دل کوه و جنگل خونه ساختند

جنگل حرا (مانگرو) در سیشل

جنگل حرا (مانگرو) در سیشل

ویکتوریا با ۲۶ هزار نفر جمعیت یکی از کوچکترین پایتخت های دنیاست. همونطور که قبلا گفتم جزیره ماهه با مساحت ۱۵۷ کیلومتر مربع، بیشتر کوهستانی و صخره ای هست و جای صاف کم داره، بنابراین امکان ساختن پایتخت بزرگتری نبوده.

یکی از میدان های ویکتوریا

یکی از میدان های ویکتوریا

درخت نخل مسافر یا تراولر پالم. کسی هست ندونه چرا اسمش این هست؟

درخت نخل مسافر یا تراولر پالم. کسی هست ندونه چرا اسمش این هست؟

میدان ساعت شهر ویکتوریا پایتخت سیشل در روز تعطیل ملی

میدان ساعت شهر ویکتوریا پایتخت سیشل در روز تعطیل ملی

موزه ملی سیشل در شهر کوچک ویکتوریا

موزه ملی سیشل در شهر کوچک ویکتوریا

شهر ویکتوریا توی اون روز تعطیل بسیار بسیار خلوت و آروم بود و از اون ترافیک های وحشتناکش که در موردش شنیده بودم خبری نبود. ساعت ۱۱ با جی توی میدان ساعت قرار داشتم. جی رو هم از کوچ سرفینگ باهاش آشنا شده بودم و قرار بود با هم کمی توی جزیره گشت بزنیم. ساعت ۱۱:۳۰ وقتی دیگه داشتم از اومدن جی نا امید میشدم اومدش. توی سیشل سیم کارت نخریدم چون قیمت هاش گرون بود و برای مدت کوتاه حضورم نیاز چندانی هم نداشتم. یک بسته اینترنت ۳۰۰ مگابیتی ۹۸ روپیه میشد!

جی بخاطر دیر اومدنش عذرخواهی کرد و دعوتم کرد بریم خونش ناهار بخوریم. خانه جی توی منطقه ای با فاصله ۱۰ دقیقه از ویکتوریا بود. اونجا با همسرش و دختر یک سالش آشنا شدم و خوراک کوسه به همراه برنج که میگفت غذای سنتی سیشل هست رو خوردیم.

بعد از خوردن غذا و چایی کمی در مورد کار جی صحبت کردیم. جی توی یک کارخانه تولید تن ماهی کار می کرد. ظاهرا اکثر مشاغل توی سیشل یا به ماهی و دریا مربوط میشه یا گردشگری.

ساعت یک ظهر بود که به سمت جزیره ایدِن حرکت کردیم. ایدن آیلند یک جزیره بسیار کوچک تقریبا چسبیده به ماهه هست که با یک پل به ماهه وصل شده. ایدن آیلند تبدیل به یک منطقه بسیار لاکچری سیشل شده و مرکز خرید کوچکش، لوکس ترین مکان سیشل برای خرید هست.

مرکز خرید ایِدِن پلازا

مرکز خرید ایِدِن پلازا

بندرگاه ایدن در سیشل

بندرگاه ایدن در سیشل

من و جی

من و جی

کشتی ها و قایق های بسیار لوکسی در بندرگاه بود که خیلی هاش متعلق به شاهزاده های عرب بود

کشتی ها و قایق های بسیار لوکسی در بندرگاه بود که خیلی هاش متعلق به شاهزاده های عرب بود

ایدن آیلند خانه های لوکسی هم داشت

ایدن آیلند خانه های لوکسی هم داشت

جزیره لاکچری ایدن در سیشل

جزیره لاکچری ایدن در سیشل

کمی با جی توی جزیره و بندرگاه قدم زدیم و سپس جی رفت و تنهایی از سکوت ایدن لذت بردم. متاسفانه ساحل های زیبای ایدن که از توی هواپیما دیده بودم متعلق به هتل های لوکس اونجا بود و به هیچ عنوان اجازه دسترسی به عموم داده نمیشد!

این ساحل های زیبای جزیره ایدن در سیشل رو از توی هواپیما دیدم

این ساحل های زیبای جزیره ایدن در سیشل رو از توی هواپیما دیدم

از جزیره ایدن تا ویکتوریا پنج کیلومتر راه بود ولی خسته بودم و توی آفتاب سوزنده سیشل دیگه قصد پیاده روی نداشتم. رفتم توی ایستگاه اتوبوس و منتظر موندم. یک ساعت طول کشید تا اتوبوس بیاد! کرایه اتوبوس توی همه مسیرها هفت روپیه بود و باید به راننده پرداخت میشد.

توی ترمینال مرکزی اتوبوس ویکتوریا منتظر اتوبوس دیگری شدم که من رو به غرب جزیره ببره. سیستم اتوبوس رانی سیشل اینطوریه که همه اتوبوس ها از نقاط مختلف جزیره به ویکتوریا میاند. فاصله بین حرکت دو تا اتوبوس هم از نیم ساعت تا دو ساعت متغیره و حمل و نقل با اتوبوس در جزیره رو بسیار کند میکنه. همه اتوبوس ها هم آبی رنگ و در سایز کوچک هستند که توسط هند به سیشل هدیه داده شده. هند روابطش رو با سیشل خیلی خوب کرده و قراره توی یکی از جزایر سیشل پایگاه نظامی برپا کنه.

ترمینال اتوبوس ویکتوریا

ترمینال اتوبوس ویکتوریا

داخل اتوبوس و سیستم تهویه اون

داخل اتوبوس و سیستم تهویه اون

اتوبوس مستقیم به بووالون نمیرفت و من نزدیکترین ایستگاه پیاده شدم و پیاده به سمت ساحل رفتم. توی مسیر پر از درختان انبه، پرنده های کوچک قرمز و خفاش های میوه خوار بسیار بزرگ بود.

یک کلیسای مخروبه

یک کلیسای مخروبه

درخت نارگیل از معدود میوه هایی که توی سیشل هست

درخت نارگیل از معدود میوه هایی که توی سیشل هست

جزیره ماهه قله زیاد داره و بلندترینش ۹۰۵ متر هست

جزیره ماهه قله زیاد داره و بلندترینش ۹۰۵ متر هست

یک خفاش میوه خوار در کنار درخت انبه

یک خفاش میوه خوار در کنار درخت انبه

ساعت پنج عصر توی لابی یکی از هتل های ساحل با شیما قرار داشتم. شیما یک هفته بود که برای کار و زندگی به سیشل اومده بود و خیلی دوست داشتم داستانش رو بشنوم. دیدن یک ایرانی توی سیشل خیلی برام جالب بود.

شیما توی اینترنت موقعیت های کار زیادی رو توی اینترنت جستجو کرده بود و نهایتا یک موقعیت توی توکیو ژاپن پیدا کرده بود که از حقوقش راضی نبود و یک موقعیت هم توی سیشل که حقوق خوبی میداده. بدون اینکه شناخت زیادی از سیشل داشته باشه موقعیت رو قبول کرده بود، سوار پرواز شده و الان اینجا بود. معلوم بود که از اومدن توی جزیره کوچک که امکانات چندانی نداره راضی به نظر نمیرسید. از خونه ش که جانور و حشرات زیاد داشت می نالید، از جاده های باریک سیشل که احتمالا رانندگی توش سخت خواهد بود (هنوز ماشین نخریده بود) و همینطور از اینکه این جزیره شاپینگ مال نداره 😊

ساحل بووالون جز معروفترین ساحل های سیشل هست

ساحل بووالون جز معروفترین ساحل های سیشل هست

جزیره سیلوئت در اقیانوس هند

جزیره سیلوئت در اقیانوس هند

بعد از کمی گپ زدن با شیما، سباستین هم به جمع مون اضافه شده و سه تایی رفتیم توی یک کافه کنار آب نشستیم. سباستین اهل کشور موریس بود و چند سالی بود بخاطر کارش به سیشل اومده بود. اطلاعات بسیار خوبی در مورد جزیره سیشل داشت که قطعا میتونست به شیما کمک کنه. هنگام گپ زدن یک غروب بسیار زیبا رو هم تماشا کردیم.

شیما و سباستین

شیما و سباستین

غروب نارنجی و زیبای سیشل

غروب نارنجی و زیبای سیشل

غروب زیبای سیشل

غروب زیبای سیشل

خونه شیما و سباستین همون نزدیکی بود و خونه سرگی شرق جزیره بود. شب شده بود و دیگه اتوبوس ها هم تردد نداشتند و باید با تاکسی می رفتم. سباستین پیشنهاد کرد من رو برسونه و من هم از این پیشنهادش استقبال کردم. سباستین کمی تند رانندگی می کرد و سر پیچ ها یهویی ترمز می کرد. چهره شیما هیچوقت یادم نمیره که وسط صحبت هاش با سباستین مرتب برمی گشت عقب رو به من و فارسی می گفت احمد این چرا اینطور رانندگی میکنه؟ ما رو نندازه تو دریا!

روز سوم، ساحل های جزیره ماهه

جزایر زیادی اطراف ماهه هست ولی دوتاشون خیلی معروفه که حمل و نقل عمومی هم برای رفتن بهشون پیدا میشه. جزیره لادیگ و جزیره پرالین هر دو جزیره های زیبایی هستند که با قایق حدود یک ساعت از ماهه فاصله دارند. وقتی قیمت این قایق ها رو فهمیدم منصرف شدم. هزینه قایق تا جزیره پرالین ۷۰ یورو و تا جزیره لادیگ ۸۰ یورو بود. این تازه قیمت یک طرفه بود و برای برگشت همینقدر باید پرداخت بشه! با پرواز هم میشد به این دو جزیره رفت ولی قیمت هاش بیشتر از قایق بود.

بهترین حالت برای دیدن جزایر پیدا کردن تور یکروزه ای هست که علاوه بر این دو تا جزیره چند تا جزیره دیگه رو هم میبرند و قیمتش از ۱۵۰ یورو شروع میشه.

البته قیمت بلیط جزایر برای ساکنین سیشل بسیار کمتر از اینه و این قیمت های بالا برای بلیط توریست ها هست. سرگی گفت ممکنه با کارت اقامت من بری بتونی با نرخ محلی سوار بشی اما نگران بودم براش مشکلی پیش بیاد. کلا سرگی دل خوشی از این سیشلی ها نداشت و می گفت سر کار هم هیچ کار خاصی نمی کنند و اکثر کارها توسط خارجی ها انجام میشه. وقتی در مورد ادرار کردنشون توی خیابون هم گفت مطمئن شدم کشور آفریقایی دیگری رو ندیده.

با سرگی که ساعت ۸ صبح به محل کارش می رفت تا ویکتوریا رفتم. هوا بارانی و بسیار مطبوع بود. به بازرا ماهی فروش ها و تره بار ویکتوریا که خیلی کوچک بود رفتم. بزرگترین کلیسای شهر رو دیدم و مدتی رو هم داخل معبد هندوهای ویکتوریا گذروندم. به چندین بانک هم سر زدم تا نهایتا تونستم اسکناس های نو و تا نخورده برای آلبومم پیدا کنم. آخرین کار توی شهر که خرید مگنت بود رو هم انجام دادم و راهی ترمینال اتوبوس رانی شدم.

کلیسای سنت پائول شهر ویکتوریا

کلیسای سنت پائول شهر ویکتوریا

نقاشی های داخل کلیسا

نقاشی های داخل کلیسا

معبد هندوهای سیشل

معبد هندوهای سیشل

داخل معبد هندوها

داخل معبد هندوها

بازار میوه و تره بار ویکتوریا. سیشل زمین مناسب کشاورزی ندراه، تقریبا همه چیز وارد میشه و قیمت ها بالاست

بازار میوه و تره بار ویکتوریا. سیشل زمین مناسب کشاورزی ندراه، تقریبا همه چیز وارد میشه و قیمت ها بالاست

بازار ماهی سیشل

بازار ماهی سیشل

میدان ساعت ویکتوریا پایتخت سیشل

میدان ساعت ویکتوریا پایتخت سیشل

با مردم سیشل خیلی نتونستم ارتباط برقرار کنم. فوری درخواست پول میکردند. حتی واسه یک عکس ساده که از خیابان می گرفتم هم میومدند میگفتند پول بده! سوار اتوبوس شدم و دوباره راهی غرب ماهه شدم. تا عصر قسمت شمال غرب و شمال شرقی جزیره رو پیاده روی کردم و از دیدن چندین ساحل زیبا و خلوت لذت بردم.

خانه ها در قسمت های مختلف جزیره ماهه پراکنده هستند

خانه ها در قسمت های مختلف جزیره ماهه پراکنده هستند

جزیره سنت آنه در فاصله نزدیکی از ماهه

جزیره سنت آنه در فاصله نزدیکی از ماهه

سواحل سنگی و زیبای سیشل

سواحل سنگی و زیبای سیشل

ماسه های سفید رنگ سواحل سیشل

ماسه های سفید رنگ سواحل سیشل

درختان نارگیل لم داده به سمت اقیانوس هند

درختان نارگیل لم داده به سمت اقیانوس هند

این سنگ ها ویژگی خاص سواحل سیشل هست

این سنگ ها ویژگی خاص سواحل سیشل هست

کسی نبود از من عکس بگیره

کسی نبود از من عکس بگیره

جاده های باریک سیشل

جاده های باریک سیشل

جزیره سیلوئت با یک تکه ابر بالای سرش

جزیره سیلوئت با یک تکه ابر بالای سرش

درخت و میوه تمر هندی

درخت و میوه تمر هندی

خیلی از شاهزاده های عرب اومدن توی سیشل برای خودشون قصر ساختند

خیلی از شاهزاده های عرب اومدن توی سیشل برای خودشون قصر ساختند

ماهه جزیره بسیار سرسبزی هست

ماهه جزیره بسیار سرسبزی هست

درختان نارگیل و موز

درختان نارگیل و موز

باز هم ساحل

باز هم ساحل

غروب آفتاب رو هم از تراس سرگی به دیدن اقیانوس مشغول شدم.

پرنده سه رنگ

پرنده سه رنگ

جزیره ماهه از تراس خانه سرگی

جزیره ماهه از تراس خانه سرگی

روز بعد هم پس از استراحت حسابی در خانه، با اتوبوس به سمت ویکتوریا حرکت کردم. توی ویکتوریا به دفتر سرگی رفتم کلید خانه رو تحویل دادم و با یک اتوبوس دیگه راهی فرودگاه شدم. فرودگاه سیشل اونقدر کوچک هست که سه ساعت زودتر از پروازتون اجازه ورود به فرودگاه رو به شما نمی دهند.

تماشای طلوع خورشید از تراس خانه

تماشای طلوع خورشید از تراس خانه

خفاش های غول پیکر میوه خوار آسمان سیشل رو در تسخیر خودشون دارند

خفاش های غول پیکر میوه خوار آسمان سیشل رو در تسخیر خودشون دارند

بازی با حلزون بسیار بزرگ

بازی با حلزون بسیار بزرگ

خیلی دوست داشتم به جزیره پرالین برم و درخت نخل کوکو دِ مار رو ببینم. این درخت پالم که فقط توی دو تا از جزیره های سیشل یافت میشه دانه عجیبی داره که بزرگترین دانه دنیاست. بزرگی این دانه ها تا نیم متر و وزنشون تا ۲۵ کیلوگرم هم میرسه! شکل این دانه هم خیلی خاصه و شبیه باسن انسان میمونه. در گذشته های دور که سیشل هنوز کشف نشده بوده این دانه های غول پیکر و عجیب به سواحل آفریقا میرسیده و مردم که نمیدونستند این دانه ها از کجا میاد اسمش رو گذاشتند کوکو دِ مار یا همون کوکونات دریا. خوشبختانه توی فرودگاه تونستم یکی از این دانه ها رو ببینم. جالبه مهر ورود و خروج سیشل هم به شکل این دانه هاست 😊

فرودگاه سیشل

فرودگاه سیشل

دانه کوکو دِ مار

دانه کوکو دِ مار

مهر ورود و خروج سیشل به شکل دانه کوکو دِ مار

مهر ورود و خروج سیشل به شکل دانه کوکو دِ مار

تجربه زندگی یک دختر ایرانی در سیشل

چهارده ماه بعد از سفرم به سیشل از شیما در مورد زندگیش و تجربش در سیشل پرسیدم و پاسخش رو اینجا براتون می نویسم:

اوایل زندگی توی سیشل خیلی سخت بود، اون هم برای من که حتی زمان دانشگاه همش پیش خانواده بودم و تا حالا از پدر ماردم جدا نشده بودم. اما به مرور به تنهایی عادت کردم و حالا ازش لذت میبرم. به ساحل میرم و مردم نسبتا فقیر سیشل رو میبینم که بدون داشتن هیچ چیزی شاد هستند، می رقصند و با داشتن حداقل ها از زندگی لذت می برند. من هم از این مردم شاد یاد گرفتم توی زندگی شاد باشم.

با فاصله نزدیکی از اومدن من به سیشل کرونا توی دنیا شروع شد ولی توی سیشل موردی پیش نیومد و تمام مدت پاندمی سیشل سفید بود، مردم زندگی عادی خودشون رو داشتند، بار و کلاب و همه مکان های عمومی همیشه باز بود و از این بابت هم خیلی خوشحالم به کشوری اومدم که درگیر کرونا نشد.

عاشق میوه های اینجا شدم و جز بهترین تجربه هام بوده. با رانندگی توی جاده های باریک سیشل کنار اومدم و خیلی راحت رانندگی می کنم حتی بهتر از خودشون.

فکر کنم سبک زندگیم هم شبیه سیشلی ها شده. توی ایران هر کار و پروژه ای که بهم ارجاع میشد باید فوری انجامش میدادم. اما اینجا کسی عجله ای برای انجام کار نداره، سرعت زندگی کمه. میتونم بگم شبیه شیرازی های ما هستند 😊 البته با ضریب هزار برابر.

دو تا چیز سیشل رو همچنان دوست ندارم. یکی غذاهاشون که بد مزه هست و دومی هم اینکه شاپینگ مال نداره.

ضمنا اون قول و قراری که سه تایی با سباستین کنار ساحل گذاشتیم که سه نفری بریم موریس هم یادم نرفته!

هزینه های سفرم به سیشل

همونطور که گفتم سیشل کشور خیلی گرونی هست ولی با روشی که من سفر کردم، پول هتل ندادم و وعده های ساده غذایی رو خودم درست کردم، هزینه هام ناچیز شد. ریز هزینه های من در سیشل شامل موارد زیر میشه:

  • غذا و نوشیدنی که تقریبا همش از سوپرمارکت بود: ۲۱۴ روپیه
  • حمل و نقل ۲۸ روپیه

هزینه من ۲۴۲ روپیه معادل ۱۷ دلار شد بعلاوه ۴۰۰ دلار بلیط که توضیح مفصلش رو در بالا دادم. زمان سفر من یک دلار ۱۳۰۰۰ تومان بود.

تاریخ سفر: پاییز ۱۳۹۸

احمد خانی

احمد خانی عاشق سفر و دیدن سرزمین های متفاوت

برای اطلاع از سفرنامه و ویزای کشور جدید، به روز رسانی مطالب قبلی و اطلاع از برنامه‌ سفرهای گروهی و تور عضو خبرنامه سفرنوشت بشوید

۵۳دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
ح
حامد
۲ ماه قبل

سلام.این قسمت سفرتون خیلی جالب بود .غبطه می خورم به شما و حال شما.امیدوارم منم بتونم با خانمم و پسرم این تجربه شیرین و دلچسب رو داشته باشیم.دنبالشان میکنم در فضای مجازی بدست.هر چی راجع به تاریخ و داشته های اون کشور بنویسید بهتره.موفق باشید و سلامت

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه قبل

سلام و سپاس حامد عزیز
من هم امیدوارم به هرکجا دوست دارید سفر کنید.

پاسخ
پاسخ
h
hamid mashayekhi
۲ ماه قبل

سلام احمد عزیز توضیحاتت خیلی خوب و روان بود

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه قبل

سلام و سپاس حمید عزیز

پاسخ
پاسخ
h
hamid mashayekhi
۲ ماه قبل

در صورت امکان آدرس اینستاگرامت رو برام بفرست. ممنون

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
حدود ۱ ماه قبل

پایین تمام صفحات آیکون اینستاگرام که لینک میشه هست.

پاسخ
پاسخ
م
مسعود
۲ ماه قبل

دو تا نکته ی دیگه

۱. علاوه بر سیشل توی سفرنامه ساموا هم گفته بودین که چپ و راست میخوان از توریست پول بگیرن ، حتی برای عکاسی از آبشار و ...
به نظرتون مردم چطور کشورهایی این خصیصه رو دارن؟

۲.خانم شیما از اصطلاحا شیرازی بودن مردم سیشل گفته بود. به نظرم این شاید به خاطر موقعیت جغرافیایی سیشل باشه ؛ اساسا عجله کنن که چی بشه نود هزار نفرن دور هم توی چند تا جزیره خوش آب و هوا که (ز غوغای جهان فارغ) هستن.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه قبل

سلام مسعود جان
الان یادم نیست، هرجا بهش برخوردم توی سفرنامه ش نوشتم.

پاسخ
پاسخ
م
مسعود
۳ ماه قبل

در مورد اون میوه هم تحقیق کردم coco de mer
فک کنم تلفظ درستش باشه
توی مصر؛آفریقای جنوبی و سیشل وجود داره
و چوب درختش کشکول یا کوک گفته میشه.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه قبل

مرسی بابت اطلاعاتت مسعودجان

پاسخ
پاسخ
م
مسعود
۳ ماه قبل

در ادامه ی پیام قبلی ام :

احتمالا من رو ارجاع میدی به صفحه ی کوچ سرفینگ؛
که خب دوباره خوندمش
عالی بود.

اینکه میرین خونه ی میزبان به صورت رایگان؛ احساس راحتی دارین اونجا؟
دست خالی میرین یا سوغاتی میبرین؟
😊

پاسخ
پاسخ
م
مسعود
۳ ماه قبل

سلام مهندس جان
خیلی لذت بردم از خوندن این سفرنامه ؛ مثل همیشه عالی بود.

چند تا نکته الان توی ذهنمه
که مطرح میکنم
۱. بالاخره وقتی چند تا کشور رو پشت سر هم میرین، باید ارز قابل توجهی همراهتون باشه؛یا مثلا موبایل با کیفیتی برای استفاده از دوربینش و همینطور مدارک هویتی!چطور اعتماد میکنید که با این چیزای مهم ندیده و نشناخته خونه اون غریبه بخوابین و یا وسایلتون رو اونجا جا بزارید و برید جزیره گردی!؟
دوراز جون اگه طرف شیاد باشه دزد باشه قاتل باشه ...

۲.تا حالا دلتون خواسته به جای سفر به یه کشور جدید، یه خاطره رو دوباره زنده کنی!؟مثلا دوباره به سیشل بری به جای یه کشور جدید؟؟
۳.تا سیشل رفتی و توی سواحلش شنا نکردین؟
دریا زده شدین ایا؟
۴.در مورد شیما؛ تصمیم سختی گرفته تنهایی توی یه کشور کاملا دورافتاده!
هر اتفاقی براش بیفته کسی باخبر نمیشه
سیشل کلا توی اخبار نیست..
۵.از شروع پندمی جایی نرفتین؟؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه قبل

سلام مسعود جان
من اصولا راحت اعتماد می کنم. ولی اگر جایی رفتم و حس بدی پیدا کردم قطعا پول و مدارکم رو اونجا نمیذارم

پاسخ
پاسخ
س
سعید مسافر زمان
۳ ماه قبل

سلام احمد جان چقدر این کشور ناشناخته جذاب بود از شیما دیگه خبری نداری و چه طور میتونم اگر برم ازش کمک بگیرم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه قبل

سلام سعید جان
بله سیشل برای ما ایرانی ها خیلی شناخته شده نیست.
شیما تمایلی نداره اطلاعاتش رو در اختیار بقیه قرار بدم.

پاسخ
پاسخ
ا
امیر علی
۴ ماه قبل

سلام. سفرنامه تون عالی بود. لطفاً اگر میشه سفر نامه ی سومالی رو هم بنویسید. خیلی دوست دارم بدونم که چطوری از دست تروریست ها و دزدان دریایی و قحطی سومالی جون سالم به در بردین( شرمنده که حرفم رو رک می زنم) در کل جالب بود. ممنون.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه قبل

سلام و سپاس امیرجان
ایشالا مینویسم.

پاسخ
پاسخ
ح
حسن
۴ ماه قبل

سلام در مورد پالم جارو بدلیل حرکت روی زمین این اسم را بهش دادند ؟ یه توضیحی بدید تشکر.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۴ ماه قبل

سلام
اطلاعی ندارم

پاسخ
پاسخ
م
محمدحسین
۴ ماه قبل

مثل همیشه عالی بود
لذت بردم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۴ ماه قبل

سپاس محمد عزیز

پاسخ
پاسخ
ا
امین
۵ ماه قبل

سلام ممنون از این سفرنامه خیلی خوبتون خیلی عالی خیلی هم کشور زیبایی بود خیلی عجیبه که که ورود به این کشور ویزا نمیخواد😮 میخواستم بدونم هزینه ورود به سیشل چند است؟ و آیا این کشور امن هست؟ چون دیدم از سومالی رد شدید سومالی هم کشور ناامنی هست من گفتم پیش سومالی هست نا امنه ممنون💐فقط به من بگید هزینه سفر چنده و امن هست یا نه ؟ بازم ممنون

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۴ ماه قبل

سلام دوست عزیز
جواب سوالتون در سفرنامه هست.

پاسخ
پاسخ
س
سعید مسافر زمان
۵ ماه قبل

احمد جان سلام فوق العاده بود ممنون راستی سفرنامه تایلند پوکت و امریکای مرکزی هم لطفا اضافه کن.ممنونم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۵ ماه قبل

سلام و سپاس سعید جان
سفرنامه همه کشورهای آمریکای مرکزی در وبسایت هست.

پاسخ
پاسخ
م
محمد خانی
۶ ماه قبل

راستی چرا اسم اون نخلها، نخل مسافره؟ تو نت چیزی پیدا نکردم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۶ ماه قبل

فکر کنم توی سفرنامه های غنا و ساحل عاج توضیح دادم

پاسخ
پاسخ
م
محمد خانی
۶ ماه قبل

مثل همیشه دوست داشتم همسفر بودم باهاتون 😀 جسارتا شغل شیما چی بود؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۶ ماه قبل

ممنون دوست عزیز
فکر کنم رشته آی تی خونده بود

پاسخ
پاسخ
ع
علی
۶ ماه قبل

احمد آقا سلام،پیر شدیم و سن و سالی ازمون گذشت،ولی هنوز چشم به راه سفرنامه اکوادور شما هستم تا فاصله ایجاد شده بین سفرنامه آمریکای جنوبی شما رو به پایان برسونم😅😅😅

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۶ ماه قبل

سلام علی جان
اگر این کرونا تا آخر سال بمونه، سفرنامه اکوادور رو هم می نویسم :)

پاسخ
پاسخ
م
محمدمهدی
۶ ماه قبل

سلام احمد جان حقیقتش اینه اعتیاد زیادی به خوندن سفرنامه های شما دارم. راستش خودم چند تا سفر خارجی به عنوان ماموریت رفتم که بیشترش هم سفرهای آفریقایی بوده و سفرنامه هم نوشتم و خیلی از این کار حتی از خود سفر بیشتر لذت بردم اما با این حال همیشه موقع خوندن متن های شما غرق در قلم راحت و شیوات میشم و احساس میکنم سال هاست میشنماسمت و حتی باهات سفر اومدم. اینطور بگم که هر روز میام سایت رو چک میکنم و اسیر رویا میشم که اگر روزی خواستم بصورت شخصی با هزینه شخصی جاهایی که شما رفتی رو ببینم باید چه برنامه ای رو طی کنم.... بازم برامون بنویس. دمت گرم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۶ ماه قبل

سلام محمد عزیز
خوشحالم سفرنامه ها برات جالب و جذاب بوده. توصیه می کنم راهنماهای سفر که در وبسایت هست رو مطالعه کنی، میتونه بهت کمک کنه.

پاسخ
پاسخ
ع
علی
۶ ماه قبل

قسمت مهر سیشل روی پاسپورتتو هر کی ببینه باید براش پنج دقیقه توضیح بدی قضیه چیه😄

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۶ ماه قبل

آره :)))

پاسخ
پاسخ
م
مهدی حسینی
۶ ماه قبل

بازم مثه همیشه سفرنامه هایی ک خودت مینویسی واقعا خوندنی هستن احمد جان، واقعا لذت بخشه خوندنشون و اصلا هم اغراق نمیکنم
بی نظییر مینویسی و همه چی جای خودش هست و نه خواننده خسته میشه و نه بی حوصله
موفق باشی و به امید نوشتن سفرنامه هایی ک وقت نکردی تا ب امروز بنویسیشون. منتظریم🌹🌹🌹🌹

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۶ ماه قبل

ممنون مهدی جان از لطفت
امیدوارم فرصت کنم باز هم بنویسم.

پاسخ
پاسخ
ا
احمد م
۶ ماه قبل

برام این اعتماد به نفس که یک دختر به این راحتی دنبال کار می گرده پیدا می کنه و میره سر کار خیلی جالب بود

پاسخ
پاسخ
ع
عباس
۶ ماه قبل

سلام خیلی ممنون. عالی بود

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۶ ماه قبل

سلام و سپاس عباس عزیز

پاسخ
پاسخ
ادامه...