سفرنوشت

سفرنامه جمهوری آذربایجان، سرزمین شعله های جاویدان

سید میثم شفیعی مطهر

نوشته شده توسط نویسنده مهمان سید میثم شفیعی مطهر

منطقه ای که امروزه جمهوری آذربایجان نامیده می شود در طول تاریخ به نام های آران، آلبانیا و شیروان مشهور بوده و پیش از اسلام یکی از مراکز آیین زرتشت و گاهی مسیحیت بوده است.

باکو به عنوان یکی از شهرهای تاریخی ایران زمین با گذشته پرشکوه آن، در کنار زیبایی ساحل دریای خزر و نمادهای مدرن شهری، یک مقصد خوب گردشگری است.

مختصری درباره جمهوری آذربایجان

واژه آذربایجان تغییر یافته واژه پارسی آذرپادگان یا آتروپاتان به معنی نگهبان آتش است و مشهور است که نام شهر باکو از ترکیب دو واژه فارسی “باگ یا بغ” به معنی خدا و “کوی” تشکیل شده و به معنی شهر خدا است. احتمالا این نام به دلیل وجود شعله های جاویدان آتش در این شهر و تقدس آتش در ایران باستان به آن داده شده است.

از دوره صفویه، شهر باکو به دلیل وجود بادهای شدید به نام بادکوبه مشهور شده است.

امروزه جمهوری آذربایجان، کشوری با حدود ده میلیون نفر جمعیت است و واحد پول آن منات است. هر منات به صد گپیک تقسیم می شود. دین رسمی در این کشور وجود ندارد ولی مذهب غالب مردم شیعه اثنی عشری می باشد. زبان رسمی آذری است که امروزه با الفبای لاتین نوشته می شود.

علی رغم تغییر زبان مردم منطقه به ترکی، باقی ماندن اسامی اصیل فارسی بر شهرها و محله ها (مثل شیروان، گنجه، آبشوران، نارداران، بادکوبه، بابک، سیازن و زردآب) نشان از حضور طولانی زبان فارسی در این منطقه است.

ویزای آذربایجان و مقدمات سفر

من ویزای آذربایجان را از طریق مراجعه به سفارت این کشور با پرداخت نفری بیست دلار دریافت کردم. برای ویزا نیاز به مدرک خاصی نبود. همیشه نیاز به مراجعه مستقیم به سفارت نیست و از طریق آژانس مسافری و به صورت اینترنتی و آنلاین هم می توان اقدام کرد.

من سفر به باکو را با دیدن شهرهای مختلف گرجستان ترکیب کرده بودم و بلیط پروازهای تفلیس به باکو و باکو به تهران را از سایت های خارجی و از طریق کارت ارزی خریدم.

برای پرواز تفلیس به باکو یک بلیط به قیمت ۵۲ دلار پیدا کردم که خیلی کمتر از قیمت معمول آن بود. البته با این بلیط حتی بابت بار داخل کابین هم نیاز به پرداخت هزینه اضافه بود که هزینه آن را در فرودگاه پرداخت کردیم.

برای اقامت در باکو از طریق سایت بوکینگ یک هتل رزرو کرده بودم. چون هتل در مرکز شهرنبود، قیمت چندان بالایی نداشت ولی در باکو به خاطر شبکه خوب مترو، رفت و آمد به مرکز شهرسخت نیست.

دختر آتش

بعد از رسیدن به هتلمان در باکو، با مترو به مرکز شهر یا شهر قدیم رفتیم. بخش هایی از دیوار شهر قدیم (ایچری شهیر) و دروازه های آن باقی مانده است و در داخل آن کاخ شروانشاهان و برج دختر قرار دارد.

به طرف باکو

به طرف باکو

ایچری شهیر Içerişehir

ایچری شهیر Içerişehir

یک کاروانسرا در شهر قدیم که الان به عنوان رستوران استفاده می شود.

یک کاروانسرا در شهر قدیم که الان به عنوان رستوران استفاده می شود.

برج دختر یا “کیز قلعه” یک برج به ارتفاع سی متر و در هشت طبقه است که به عنوان یکی از نمادهای شهر باکو شناخته می شود و عکس آن روی بعضی از سکه های پول حک شده است.

از قدیم در شهرهای مختلف ایران بخشی از استحکامات نظامی که دسترسی به آن برای دشمن خیلی سخت بوده و در جنگ ها دست نخورده باقی می مانده، به قلعه دختر مشهور می شده که به معنی باکره و دست نخورده است.

بیشتر بخش های امروزی برج مربوط به قرن دوازدهم میلادی است ولی پایه های آن احتمالا مربوط به یک آتشکده ساسانی در قرن پنجم است.

افسانه های زیادی درباره این برج در بین مردم محلی وجود دارد. مثلا گفته می شود که در روزگاران قدیم در زمان حمله دشمنان به باکو، به خواست اهورامزدا، دختری زیبا با موهایی به قرمزی آتش از بین شعله های این آتشکده خارج شده و فرمانده دشمن را در یک نبرد تن به تن شکست می دهد. فرمانده شکست خورده عاشق این دختر پهلوان شده و جنگ با صلح و صفا خاتمه پیدا می کند.

برج بر روی یک منبع قدیمی نفت و گاز طبیعی قرار گرفته و شاید در قدیم از بالای برج شعله های دائمی آتش ناشی از خروج گاز وجود داشته است.

برج دختر

برج دختر

بعد از گشتی در کوچه های شهر قدیم و دیدن برج دختر، قدم زنان به طرف ساحل دریای خزر رفتیم. در کنار ساحل یک مجموعه کافه و رستوران به سبک ونیز ساخته شده است که ونیز کوچک نام دارد.

جالب است بدانید که باکو کم ارتفاع ترین پایتخت جهان است و ارتفاع آن بیست و هشت متر پایین تر از سطح آب های آزاد است یعنی ارتفاع آن از شهر ونیز و آمستردام هم پایین تر است.

با تاریک شدن هوا به هتل برگشتیم.

ونیز کوچک

ونیز کوچک

یک پارک و آب نما نزدیک ساحل

یک پارک و آب نما نزدیک ساحل

شروان شاهان، شاهان کسرایی

یکی دیگر از بخش های شهر قدیم، کاخ شروانشاهان است که بازدید از آن را به روز بعد موکول کرده بودیم. شروانشاهان یکی از طولانی ترین سلسله های حکمرانی در جهان اسلام بودند که هفت قرن یعنی از قرن نهم تا پانزدهم میلادی به صورت نسل در نسل در منطقه شیروان (جمهوری آذربایجان فعلی) حکومت کردند. البته این خاندان بخش زیادی از دوران حکومتی خود را به عنوان تابعه پادشاهان همسایه از جمله ایران بودند.

بنیان گذاران این خاندان، اعرابی بودند که از طرف خلیفه عباسی به امارت شیروان منسوب شده بودند ولی با ضعف خلیفه اعلام استقلال کردند.

شاهان بعدی این خاندان تصمیم گرفتند برای پذیرش بهتر مردم شیروان به جای هویت عربی، با ازدواج با خانواده های اشراف ایرانی خود را به شاهان ساسانی مثل اردشیر و خسرو پرویز و بهرام گور منتسب کنند و خود را شاهان کسرایی معرفی می کردند. اسامی متعدد فارسی در شاهان بعدی این خاندان مثل منوچهر، فریدون، هوشنگ و … نشان دهنده تبدیل سریع فرهنگ و زبان این شاهان به فارسی است.

تشویق شاعران فارسی سرا مثل نظامی گنجوی و خاقانی در دربار شروانشاهان نشان دهنده رونق زبان فارسی در این منطقه است.

شاه اسماعیل صفوی با حمله به شیروان این منطقه را به ایران ملحق کرد. خاندان شروانشاهان سعی کردند از طریق ادامه روال قبلی و ازدواج با خاندان صفویه، قدرت خود را در شروان به عنوان تابعه ایران ادامه دهند ولی این بار موفق نشدند و در قرن شانزدهم میلادی با انتساب یک حاکم دیگر از سوی شاه طهماسب صفوی، سلسله شروانشاهان منقرض شد.

کاخ شروانشاهان کاملا بازسازی شده و بخشی از آن به صورت موزه درآمده است. علاوه برموزه از مسجد و مقبره خاندان شاهی و خانقاه و آرامگاه سید یحیی باکویی نیز در محوطه کاخ بازدید کردیم.

ورودی کاخ شروانشاهان

ورودی کاخ شروانشاهان

کاخ شروانشاهان در شهر باکو

کاخ شروانشاهان در شهر باکو

مقبره خاندان شاهی

مقبره خاندان شاهی

بخش دیگری از کاخ

بخش دیگری از کاخ

خانقاه سید یحیی باکویی

خانقاه سید یحیی باکویی

سنگ قبر سید یحیی

سنگ قبر سید یحیی

خیابان شهدای باکو

حضور ما در باکو همزمان با روز عاشورا بود. جمهوری آذربایجان بعد از ایران، بالاترین درصد شیعیان را دارد. با این حال روز عاشورا جزو تعطیلات رسمی در این کشور نیست.

در دوران حاکمیت کمونیسم تلاش زیادی برای حذف شعائر مذهبی در جمهوری های شوروی شده است که یکی از آن ها حذف الفبای عربی برای نوشتن زبان ترکی بود. در حال حاضر نیز دولت آذربایجان از سکولارترین دولت ها در دنیای اسلام است.

برای آشنایی با مراسم این روز در باکو، به طرف یکی از مساجد رفتیم. در کنار خیابان یک عده درحال پخش نذری بودند که یک کاسه آن نصیب ما شد.

حال و هوای مسجد و مراسم عزاداری آن حس حضور در ایران را زنده می کرد.

ایستگاه پخش نذری روز عاشورا

ایستگاه پخش نذری روز عاشورا

روزی ما از نذری

روزی ما از نذری

روز عاشورا در مسجد جامع باکو

روز عاشورا در مسجد جامع باکو

اگر پرچم جمهوری آذربایجان در این عکس نبود، با مساجد ایران قابل افتراق نبود.

اگر پرچم جمهوری آذربایجان در این عکس نبود، با مساجد ایران قابل افتراق نبود.

بعد از مسجد به طرف محلی به نام “شهیدلر خیابانی” یا کوی شهدا رفتیم. این منطقه محل دفن کشته شدگان جنگ ها و قهرمانان ملی آذربایجان است و در یک بلندی مشرف به شهر قراردارد. برای رسیدن به آن سوار یک فونیکولار شدیم.

شهیدلر خیابانی

شهیدلر خیابانی

آرامگاه یکی از قهرمانان جنگ دوم جهانی به نام هزی اصلانوف در کوی شهدای باکو که از مردم تالش و اهل لنکران بود.

آرامگاه یکی از قهرمانان جنگ دوم جهانی به نام هزی اصلانوف در کوی شهدای باکو که از مردم تالش و اهل لنکران بود.

برای درک بهتر اهمیت این محل در تاریخ جمهوری آذربایجان باید به اوایل قرن بیستم برگردیم.

در سال ۱۹۱۷ با سقوط تزار، مناطق مختلف اشغال شده توسط روسیه، اعلام استقلال کردند که یکی از این مناطق، قفقاز جنوبی بود.

باکو در آن زمان یک شهر نفت خیز بود که جمعیت زیادی روس، ارمنی و … در آن زندگی می کردند و ترک ها در اقلیت بودند.

یکی از وقایع تلخ در این دوره، حادثه ماه مارس ۱۹۱۸ در باکو بود که در طی آن بلشویک ها با همکاری گروهی از ارامنه افراطی، با کشتار هزاران مسلمان ترک زبان، قدرت را در شهر باکو به دست گرفتند.

از طرف دیگر، مسلمانان ترک زبان قفقاز توانستند دولت جدیدی به پایتختی شهر گنجه ایجاد کنند و برای آن نام " آذربایجان خلق جمهوریتی" یا جمهوری دموکراتیک آذربایجان انتخاب کردند.

اولین رییس شورای ملی در این جمهوری نوپا محمدامین رسول زاده از مبارزان مشروطه در ایران بود.

جمهوری دموکراتیک آذربایجان اولین تجربه حکومت جمهوری در بین کشورهای مسلمان بود. در پارلمان آن اقوام و تفکرهای مختلفی حضور داشتند و اولین کشور مسلمان بود که به زنان حق رای داد.

نیروهای این جمهوری نوپا با ارتش ترکان عثمانی، یک ارتش مشترک به نام اردوی اسلام قفقاز تشکیل دادند و برای تصرف باکو به سمت آن حرکت کردند.

ناوگان انگلیس هم که بوی چاه های نفت باکو به مشامش رسیده بود، از بندر انزلی در ایران به طرف باکو حرکت کرد و در جریان نبرد باکو، طرف ارامنه را گرفت.

نبرد باکو همزمان با نهضت جنگل در گیلان بود و این دو واقعه در دو سوی دریای خزر بر هم اثراتی هم داشتند.

در نبرد خونین باکو که بین انگلیس، روس ها و ارامنه در یک طرف و اردوی اسلام قفقاز (شامل عثمانی و جمهوری دموکراتیک آذربایجان) در طرف دیگر درگرفت، ترک ها کنترل باکو را برای مدتی به دست گرفتند که به کشتار و اخراج ارامنه ساکن باکو منجر شد.

سرانجام بعد از مدت کوتاهی و با پایان جنگ جهانی اول، نیروهای عثمانی در اثر فشار انگلیس مجبور به ترک باکو شدند.

بخشی از “شهیدلر خیابانی” محل دفن شهدای اردوی اسلام قفقاز است.

با خروج نیروهای عثمانی از باکو، جمهوری دموکراتیک آذربایجان حامی اصلی خود را از دست داد و پس از آن فقط حدود دو سال عمر کرد و سرانجام با حمله ارتش سرخ شوروی سقوط کرد.

بعد از پیروزی ارتش سرخ، جمهوری آذربایجان هفتاد سال تحت حاکمیت کمونیسم قرار گرفت. کمونیست ها محل تدفین کشته شدگان اردوی اسلام قفقاز را تخریب و به یک پارک تفریحی تبدیل کردند.

با تشدید اعتراض ها به کمونیسم در دوران گورباچف و برای سرکوب تلاش های استقلال طلبانه مردم آذربایجان، در بیست ژانویه سال ۱۹۹۰ صدها نفر از معترضان در شهر باکو توسط ارتش شوروی کشته شدند که به ژانویه سیاه مشهور شد.

بعد از سقوط شوروی، یک یادمان مزین به پرچم ترکیه و جمهوری آذربایجان در محل دفن کشته شدگان اردوی اسلام قفقاز ساخته و یک مسجد شبیه به مساجد استانبول در کنار آن بنا شده است.

بخش دیگری از خیابان شهدا به کشته شدگان ژانویه سیاه و همچنین جنگ قره باغ تخصیص یافته و یک یادمان برای شهدا ساخته شده است.

از کنار یادمان شهدا، نمای زیبایی از شهر باکو و دریای خزر دیده می شود.

یادمان شهدای اردوی اسلام قفقاز

یادمان شهدای اردوی اسلام قفقاز

مسجد شهدا که شبیه به مساجد استانبول ساخته شده

مسجد شهدا که شبیه به مساجد استانبول ساخته شده

داخل مسجد

داخل مسجد

آرامگاه کشته شدگان ژانویه سیاه

آرامگاه کشته شدگان ژانویه سیاه

یادمان شهدا

یادمان شهدا

نمای شهر باکو از کنار یادمان شهدا

نمای شهر باکو از کنار یادمان شهدا

مجلس ملی آذربایجان و برج دوقلوی شعله هم در نزدیکی خیابان شهدا قرار دارد.

برج های شعله نماد باکوی مدرن هستند و با الهام از شعله های جاویدان آتش که در باکو وجود داشته ساخته شده اند.

در این برج ها، هتل و چندین مرکز اداری و تجاری قرار گرفته است و شب ها نورپردازی و رقص نور زیبایی دارد که از دوردست هم قابل تماشاست.

بعد از دیدن خیابان شهدا و برج شعله، قدم زنان به کوی مفاخر رفتیم که در آذری به آن “فخری خیابان” می گویند.

یکی از افرادی که در کوی مفاخر باکو دفن شده است، حیدرعلی اف است. او که مناصب زیادی در دوران شوروی داشت، بعد از سقوط کمونیسم ده سال رئیس جمهور آذربایجان بود. پس از او تا زمان حاضر، پسرش الهام علی اف این سمت را بر عهده دارد.

همچنین بقایای پیکر “ظریفه علی وا” همسر حیدر علی اف نیز که در مسکو دفن شده بود، پس از استقلال آذربایجان به این محل منتقل شده است.

برج های شعله در باکو پایتخت آذربایجان

برج های شعله در باکو پایتخت آذربایجان

آرامگاه حیدر علی اف اولین رئیس جمهور آذربایجان

آرامگاه حیدر علی اف اولین رئیس جمهور آذربایجان

آرامگاه ظریفه علی وا

آرامگاه ظریفه علی وا

شعله های مقدس

مقصد بعدی آتشگاه باکو در ناحیه “سوراخانی” در نزدیکی شهر بود. برای رفتن به آن جا سوار یکی از تاکسی های مشکی رنگ باکو شدیم که مشهور به تاکسی لندن هستند.

در ناحیه “سوراخانی” در زمان قدیم سوراخ هایی در زمین وجود داشته که آتش به صورت همیشگی و خود به خود در آنها شعله ور بوده است. این آتش جاویدان تبدیل به منطقه ای مقدس برای زرتشتیان می شود.

آتش برای هندوها هم مقدس بود و بعدها که بازرگانان هندی به این منطقه می آیند، یک معبد در این منطقه برپا می کنند که به آتشگاه معروف می شود.

طرح اصلی آتشکده، همان چهارطاقی ساسانی است و اطراف آن حجره هایی برای زائران و راهبان ساخته شده است.

در محوطه این آتشکده، کتیبه هایی به زبان فارسی، هندی و پنجابی (زبان پیروان آیین سیک) دیده می شود که علاوه بر مدح آتش، نام مقدسات مختلف آیین هندو و سیک در آن وجود دارد و نشان می دهد که این آتشکده برای مذاهب مختلف مقدس بوده و پیروان آیین های مختلف به صورت همزمان در آن حضور داشته اند. اما به مرور با اکتشافات نفتی در منطقه، این شعله های آتش دیگر معجزه و امری مقدس نبود و انسان قرن بیستم تصمیم گرفت به جای پرستش این شعله های گاز، آن را استخراج کند و بفروشد!

با استخراج نفت و گاز، این آتش جاویدان هم خاموش شد!

در حال حاضر حجره های اطراف آتشکده تبدیل به موزه شده و آتش آتشکده از طریق لوله کشی گاز شهری روشن می شود.

تاکسی های باکو

تاکسی های باکو

چهارطاقی آتشکده باکو

چهارطاقی آتشکده باکو

ماکت بازسازی شده از آتشکده در زمان فعال بودن آن

ماکت بازسازی شده از آتشکده در زمان فعال بودن آن

ماکت های موزه از راهبان هندی آتشگاه

ماکت های موزه از راهبان هندی آتشگاه

این دو کتیبه در کنار هم بر سر یکی از حجره ها برایم جالب بود. یکی به زبان هندی و در مدح گانش(یک خدای هندو) و نیز در مدح آتش است و یک تاریخ به تقویم هندی دارد و دیگری به زبان فارسی و در مدح آتش و تبریک سال نو و از شهر بوانات ایران است و یک تاریخ به هجری قمری دارد. هردو کتیبه هم به یک تاریخ یعنی سال ۱۷۴۵ میلادی اشاره دارد.

این دو کتیبه در کنار هم بر سر یکی از حجره ها برایم جالب بود. یکی به زبان هندی و در مدح گانش(یک خدای هندو) و نیز در مدح آتش است و یک تاریخ به تقویم هندی دارد و دیگری به زبان فارسی و در مدح آتش و تبریک سال نو و از شهر بوانات ایران است و یک تاریخ به هجری قمری دارد. هردو کتیبه هم به یک تاریخ یعنی سال ۱۷۴۵ میلادی اشاره دارد.

بزرگترین مسجد قفقاز

شب یازدهم سفر، به بزرگترین مسجد قفقاز یعنی مسجد حیدر رفتیم تا حال و هوای عاشورا را در آنجا ببینیم. مسجد حیدر یک مسجد دولتی است و به نام حیدرعلی اف و به دستور پسرش در سال ۲۰۱۴ ساخته شده و از طرف دولت دو امام جماعت از اهل تسنن و تشیع برای آن تعیین شده است.

ارتفاع مناره این مسجد نود و پنج متر است و در شب نورپردازی زیبایی دارد. در داخل مسجد یکی از بزرگترین فرش های ماشینی جهان پهن شده است که ساخت ایران و طرح آن الهام گرفته از فرش مشهور بقعه شیخ صفی اردبیل است.

با آنکه ساختمان مسجد خیلی باشکوه و زیباست و گنجایش چند هزار نفر را دارد ولی در مراسم شب عاشورا شاید تعداد شرکت کنندگان به دویست نفر هم نمی رسید. البته به گفته اهالی، مراسم محرم در مراکز مردمی مثل امامزاده بی بی هیبت باکو هنوز پر رونق است.

مسجد حیدر

مسجد حیدر

سفر به ماقبل تاریخ

برنامه روز آخر سفر دیدن قبوستان در شست کیلومتری باکو بود. در منطقه قبوستان شش هزار سنگ نگاره با اشکال مختلف از حیوانات تا صحنه های شکار و رقص انسان های اولیه وجود دارد. قدمت بعضی از سنگ نگاره ها تا ۴۰ هزار سال تخمین زده شده است.

این منطقه جزو میراث جهانی یونسکو ثبت شده و تورهایی برای بازدید آن وجود دارد ولی با استفاده از وسایل نقلیه عمومی و اتوبوس هم می توان به این روستا رفت که من راه دوم را انتخاب کردم.

از طریق اتوبوس ۱۹۵ از پارکینگ بینا در میدان lokbatan به سمت روستای قبوستان حرکت کردیم. بعد از رسیدن به روستا می توان با یک راننده تاکسی برای رفتن به چند دیدنی قبوستان به توافق رسید.

ابتدا به موزه قبوستان رفتیم. در موزه توضیحاتی برای آشنایی با طبیعت و تاریخ منطقه وجود داشت و چندین راهنما که آشنا به زبان های مختلف از جمله فارسی بودند در آن حضور داشتند. اهمیت قائل شدن و حفاظت از میراث فرهنگی در جمهوری آذربایجان کاملا برجسته و نمایان است.

بعد از دیدن موزه با تاکسی به محل اصلی سنگ نگاره ها رفتیم. تعداد سنگ نگاره ها خیلی زیاد است و در یک منطقه وسیع قرار دارد. در دوره های مختلف، موارد دیگری به این سنگ نگاره های ماقبل تاریخ اضافه شده که مشهورترین آن ها یک کتیبه رومی از قرن اول میلادی است. این کتیبه مربوط به یک سپاه رومی می باشد که برای جنگ با اشکانیان به مرز ایران گسیل شده است.

یادمان واقعه ژانویه سیاه در یکی از میادین شهر باکو درمسیررفتن به قبوستان

یادمان واقعه ژانویه سیاه در یکی از میادین شهر باکو درمسیررفتن به قبوستان

حیوانات تاکسیدرمی شده در موزه قبوستان

حیوانات تاکسیدرمی شده در موزه قبوستان

یکی از سنگ نگاره های ماقبل تاریخ

یکی از سنگ نگاره های ماقبل تاریخ

کتیبه به زبان رومی

کتیبه به زبان رومی

بعد از دیدن سنگ نگاره ها، با همان راننده به دیدن یکی دیگر از جاذبه های قبوستان یعنی گِلفشان رفتیم. گِلفشان یک پدیده زمین شناختی است که در اثر فشارهای درون زمین، گل سرد از طریق حفراتی از زمین با فشار به هوا پرتاب می شود و به مرور در اطراف آن تشکیل یک تپه گلی می دهد.

حدود نیمی از کل گلفشان های دنیا در قبوستان قرار دارد و البته یکی از بزرگترین گلفشان ها در نزدیکی چابهار و همچنین چند گلفشان در استان گلستان ایران وجود دارد.

راننده بعد از دیدن چند گلفشان ما را به روستا برگرداند و با یکی از مینی بوس های روستا به طرف باکو رفتیم. با رفتن به فرودگاه حیدر علی اف و پرواز به تهران، این سفرهم به پایان رسید.

گِلفشان

گِلفشان

یکی از میادین شهر باکو

یکی از میادین شهر باکو

هزینه های سفر

هزینه ها به ازای هر نفر به شرح زیر بود:

  • ویزای آذربایجان: ۲۰ دلار
  • پرواز تفلیس به باکو : ۵۲ دلار
  • هتل برای دوشب در باکو: ۳۸منات معادل ۲۲ دلار به ازای هرنفر
  • پرواز باکو به تهران: ۱۰۴ دلار

البته به هزینه های فوق باید هزینه خوراک، بلیط ورودی به اماکن دیدنی و حمل و نقل داخل شهری هم اضافه شود که متاسفانه جزئیات آن را در حال حاضر در اختیار ندارم.

تاریخ سفر : مهر ۱۳۹۶

سید میثم شفیعی مطهر

سید میثم شفیعی مطهر نویسنده مهمان

برای اطلاع از سفرنامه و ویزای کشور جدید، به روز رسانی مطالب قبلی و اطلاع از برنامه‌ سفرهای گروهی و تور عضو خبرنامه سفرنوشت بشوید

بدون دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
ادامه...