سفرنوشت

سفرنامه سنگال

قبل از سفر به سنگال این کشور رو با رالی معروف پاریس-داکار می شناختم. بعد از سفر به اونجا بود که فهمیدم که داره خودش رو از بقیه کشورهای منطقه غرب آفریقا بالاتر میکشه و نسبت به همسایه هاش زیرساخت های بهتری داره. توی سفرم به سنگال که سفرنامش رو اینجا مینویسم بیشتر قسمت ساحلی و غرب سنگال رو دیدم و صحرای آفریقا در سنگال موند برای وقتی دیگر.

ویزای سنگال

خوشبختانه سنگال توی ایران سفارت داره و میشه با مراجعه به سفارت سنگال ویزای سنگال رو تهیه کرد. آدرس سفارت سنگال تهران، الهیه، خیابان فرشته، شماره ۳۹ و تلفن سفارت ۰۲۱۲۲۶۱۹۵۶۹ هست. مدارک لازم برای سفارت سنگال رزرو بلیط پرواز، رزرو هتل، دو قطعه عکس و مدرک شغلی هست. ویزای سنگال رایگان هست و نیازی به پرداخت پول نیست. روند صدور ویزای سنگال 1 تا 3 هفته طول میکشه ولی ممکنه به ۲ ماه هم برسه! ویزایی که به ما دادند ویزای مولتی ۱ ماهه بود. بعد از گرفتن ویزا متوجه شدیم که تاریخ ویزا رو اشتباه زدند. وقتی بهشون گفتیم با خودکار درستش کردند! مطمئن بودیم که با این خط خوردگی اونم توی مرز زمینی دچار مشکل میشیم بنابراین اصرار کردیم ویزا رو عوض کنند. نهایتا یک نامه دادند که توش تاریخ صحیح ویزا نوشته شده بود. امیدوار بودیم با این نامه به مشکلی برنخوریم.

ویزای سنگال

ویزای سنگال

با اینکه ویزای سنگال رایگان هست ولی هیچ تضمینی برای گرفتن ویزا نیست. متقاعد کردن سفارت برای اینکه یک ایرانی میخواد برای گردش به سنگال سفر کنه خیلی مهمه. مواردی از ریجکت شدن ویزای توریستی سنگال بدلیل متقاعد نشدن سفارت دیدم.

مختصری از سنگال

جمهوری سنگال Republic of Senegal درغرب قاره آفریقا و همسایگی با کشورهای موریتانی، مالی، گینه، گینه بیسائو و گامبیا قرار گرفته. سنگال در سال ۱۹۶۰ از فرانسه استقلال پیدا کرد ولی مثل بسیاری از مستعمرات فرانسه زبان رسمی این کشور فرانسه هست. تعداد زبان ها و گویش های محلی سنگال زیاده و بستگی داره به کدوم قسمت کشور سفر میکنید. با دانستن کمی زبان فرانسوی سفر به سنگال خیلی راحت میشه.

بیش از ۹۰ درصد سنگالی ها مسلمان هستند. شاخه های اسلام سنی، مالکی و صوفی بیشتر بینشون رواج داره. تندروی اسلامی بین سنگالی ها خیلی مرسوم نیست. شهر بزرگی به اسم طوبی Touba مرکز مذهبی سنگال و حتی غرب آفریقاست و رهبران مذهبیشون توی این شهر ساکن هستند.

مساحت سنگال حدود ۲۰۰ هزار کیلومتر مربع هست که حدود ۱۲ درصد مساحت ایران میشه. جمعیتش هم حدود ۱۶ میلیون نفر هست. فصول سنگال به دو فصل بارانی و فصل خشک تقسیم میشه. فصل خشک که سه ماه اول سال میلادی هست، هوا خیلی گرمه ولی به نظر من چون دردسرهای بارندگی رو نداره برای سفر مناسبتره.

اقتصاد سنگال شامل کشاورزی، ماهیگیری، معادن فسفات، پالایشگاه نفت و صنعت نساجی هست. محصولات کشاورزی شامل پنبه، انبه، نیشکر و بادام زمینی میشه. در سال های اخیر با توجه به پایداری سیاسی سنگال، صنعت توریسم رشد زیادی کرده و هرساله گردشگران زیادی رو به خودش جذب میکنه.

روز اول: شهر سن لویی

اگر سفرنامه موریتانی رو خونده باشید میدونید که من به همراه فهیمه، امید و شهرزاد از موریتانی خارج شدم و پیاده از مرزبانی موریتانی به سمت مرزبانی سنگال حرکت کردیم. از روی پل رودخانه سنگال هم عبور کردیم و پس از ۷ دقیقه پیاده روی زیر آفتاب سوزان به مرزبانی سنگال رسیدیم. همه چیز فرق کرد. بر خلاف ساختمان مخروبه مرزبانی موریتانی، سنگال مرزبانی تمیزی داشت، مرزبان ها بسیار خوش پوش و منظم و با ادب بودند و حتی برای انجام دادن کاری که وظیفشون بود از ما اجازه می گرفتند (مثلا عکس گرفتن از رزرو هتلمون). مرزبان ها با دیدن ویزای سنگال که خط خوردگی داشت ابروهاشون در هم رفت اما وقتی نامه سفارت رو بهشون دادیم خوشحال شدند و گفتند این خیلی خوبه. حدود ۴۰ دقیقه طول کشید تا مراحل ثبت اطلاعات و انگشت نگاری دیجیتال و مهر ورود توی پاسپورت انجام بشه.

باقیمانده اوگیا های موریتانی و کمی یورو رو به پول سنگال یعنی فرانک غرب آفریقا West African Franc با علامت اختصاری سفا CFA یا XOF تبدیل کردیم. فرانک غرب آفریقا پول مشترک بین ۸ کشور غرب آفریقاست که خیلی ها معتقدند فرانسه از طریق این پول همچنان کشورهای آفریقایی رو استعمار میکنه چون تصمیم گیر اصلی برای چاپ این پول هست. قبلا سایر کشورهای غرب آفریقا هم جزو این اتحادیه پولی بودند اما یکی یکی خارج شدند تا فقط ۸ کشور باقی بمونه. نرخ تبدیل فرانک غرب آفریقا با یورو ثابت شده و تغییر نمیکنه. هر ۱ یورو معادل ۶۵۶ فرانک غرب آفریقاست.

واحد پول سنگال، فرانک غرب آفریقا یا سفا هست

واحد پول سنگال، فرانک غرب آفریقا یا سفا هست

در راه سن لویی

در راه سن لویی

از مرز دیاما (جاما) تا نزدیکترین شهر یعنی سن لویی (سنت لوئیس) St Louis ۳۰ کیلومتر فاصله بود. با یک تاکسی به قیمت ۵۰۰۰ سفا این مسیر رو رفتیم. جاده های سنگال هم خیلی بهتر از جاده های موریتانی بودند و با استانداردهای آفریقا فوق العاده بودند. محل اقامتمون اوبرژ دوسود در مرکز شهر بود که تبدیل شد به گرونترین محل اقامت در طول سفر. برای دو اتاق ۲ تخته با صبحانه ۴۷۰۰۰ سفا (حدود ۷۰ یورو) پرداخت کردیم. استراحت کوتاهی کردیم و رفتیم تا شهر سن لویی رو ببینیم.

بعضی کوچه های سن لویی خاکی بودند

بعضی کوچه های سن لویی خاکی بودند

بعضی از کوچه ها و خیابان های سن لویی آسفالت داشتند

بعضی از کوچه ها و خیابان های سن لویی آسفالت داشتند

شهر بندری سن لویی اولین شهر در غرب آفریقاست که توسط اروپایی ها در سال ۱۶۵۹ میلادی ساخته شد و معماری مستعمراتی (کولونیال) مرکز شهر همچنان حفظ شده و جزو میراث جهانی یونسکو محسوب میشه. سن لویی قبل از استقلال سنگال به مدت ۹۰ سال پایتخت این کشور بوده. مرکز شهر در حقیقت جزیره ای هست که در دهانه رودخانه سنگال و قبل از ورودش به اقیانوس اطلس شکل گرفته. برای من و همسفرام جالب ترین قسمت شهر لباس های رنگی و بسیار زیبای خانم های سنگالی بود که از زیباییش هرچقدر بگم کم گفتم. سنگالی ها هم مثل موریتانیایی ها خیلی میانه خوبی با عکس گرفتن نداشتند.

مغازه فروش صنایع دستی سنگال

مغازه فروش صنایع دستی سنگال

بازار سن لویی

بازار سن لویی

گردهمایی مذهبی در سن لویی

گردهمایی مذهبی در سن لویی

اولین شام (ناهار) من در سنگال. فینگر فیش و برنج ۵۰۰۰ سفا شد. قیافش خیلی خوب نیست ولی طعم خوبی داشت.

اولین شام (ناهار) من در سنگال. فینگر فیش و برنج ۵۰۰۰ سفا شد. قیافش خیلی خوب نیست ولی طعم خوبی داشت.

بازار سن لویی

بازار سن لویی

رودخانه سنگال و پلی که جزیره سن لویی رو به سرزمین اصلی متصل میکنه

رودخانه سنگال و پلی که جزیره سن لویی رو به سرزمین اصلی متصل میکنه

بیشتر شبیه نقاشی میمونه تا وسیله ای که راه بره

بیشتر شبیه نقاشی میمونه تا وسیله ای که راه بره

بچه های شهر سن لویی در شمال سنگال

بچه های شهر سن لویی در شمال سنگال

قایق های ماهیگیری

قایق های ماهیگیری

غروب سن لویی

غروب سن لویی

پل روی رودخانه سنگال

پل روی رودخانه سنگال

مادر و فرزند سنگالی

مادر و فرزند سنگالی

بازار شهر سنت لوئیس

بازار شهر سنت لوئیس

رودخانه سنگال و شهر سنت لوئیس

رودخانه سنگال و شهر سنت لوئیس

سن لویی به نظر شهر امنی می آمد و حتی در شب هم میشد توی مرکز شهر قدم زد.

روز دوم: حرکت به سمت داکار

پشت پنجره اتاقمون یک بز بود که سرشب حسابی صدا میکرد ولی خدا رو شکر زودتر از ما خوابید و در طول شب هم زیاد صدا نکرد. توی سنگال بز زیاد دارند و وسط شهر هم میشه دیدشون. قبل از خوردن صبحانه رفتم دفتر اصلی کمپانی اورنج Orange که یک اپراتور موبایل هست و بعد از ۴۰ دقیقه معطلی تونستم یک سیم کارت با ۲ گیگ اینترنت رو با قیمت ۳۰۰۰ فرانک بخرم.

حیاط پشت هتل و محل استراحت بز همسایه

حیاط پشت هتل و محل استراحت بز همسایه

هتل دو سود در مرکز شهر سن لویی

هتل دو سود در مرکز شهر سن لویی

با همسفرها صبحانه ساده هتل رو که کره مربا و شیر و قهوه بود، خوردیم و گشت مختصری داخل شهر و روی پل زیبایی که جزیره را به سرزمین اصلی وصل می کرد، زدیم. برگشتیم هتل کوله ها را برداشتیم و یک تاکسی به مقصد گاراژ تاکسی های بین شهری گرفتیم. از سن لویی به پایتخت سنگال یعنی داکار Dakar هم تاکسی هست هم اتوبوس که هر کدوم ترمینال خودشون رو دارند.

شهر سن لویی در شمال غربی سنگال

شهر سن لویی در شمال غربی سنگال

پل اصلی اتصال دهنده جزیره سن لویی به سرزمین اصلی سنگال

پل اصلی اتصال دهنده جزیره سن لویی به سرزمین اصلی سنگال

من و همسفران روی رودخانه سنگال. امید، شهرزاد، احمد، فهیمه

من و همسفران روی رودخانه سنگال. امید، شهرزاد، احمد، فهیمه

مسجد در مرکز سن لویی

مسجد در مرکز سن لویی

فروشنده بادام زمینی

فروشنده بادام زمینی

سن لویی

سن لویی

توی گرما کلاه بر سر داشتند

توی گرما کلاه بر سر داشتند

قصابی

قصابی

بقالی، آرایشگاه، خیاطی

بقالی، آرایشگاه، خیاطی

در راه ترمینال سن لویی

در راه ترمینال سن لویی

دمای هوا نزدیک ۳۰ درجه بود!

دمای هوا نزدیک ۳۰ درجه بود!

سن لویی

سن لویی

تاکسی های بین شهری ۷ تا مسافر سوار می کردند. یک نفر کنار راننده، ۳ نفر ردیف دوم و سه نفر هم ردیف آخر. کرایه هر نفر ۵۰۰۰ فرانک میشد. توی غرب آفریقا عادت بدی دارند و برای بار پولی علاوه بر کرایه میگیرند که ما معمولا با چانه زنی و بعضا دعوا این پول رو نمیدادیم. یک ماشین خوب رو انتخاب کردیم و صبر کردیم تا ۳ تا مسافر دیگه هم پیدا بشه.

ترمینال سن لویی

ترمینال سن لویی

ترمینال شهر سنت لوییس در شمال سنگال

ترمینال شهر سنت لوییس در شمال سنگال

نزدیک ظهر بود که سن لویی را به سمت داکار ترک کردیم. جاده های آسفالت و تمیز نشون میداد این کشور زیرساخت های خوبی داره. مسیر ریلی و راه آهن هم در زمان استعمار داشته که سال ها بدون استفاده مونده و تازه دولت به فکر احداث خطوط راه آهن جدید افتاده. یکی از زیبایی های این مسیر برای من دیدن درخت بائوباب برای اولین بار بود. البته بائوباب های غرب آفریقا به بزرگی بائوباب های شرق آفریقا نیستند ولی بسیار زیبا و با ابهت و دوست داشتنی هستند.

ماشینی که باهاش رفتیم داکار

ماشینی که باهاش رفتیم داکار

جاده های سنگال

جاده های سنگال

موقع توقف دستفروش ها هجوم میاوردند

موقع توقف دستفروش ها هجوم میاوردند

روستاهای مسیر

روستاهای مسیر

اولین دیدار من و بائوباب های غرب آفریقا

اولین دیدار من و بائوباب های غرب آفریقا

قصابی رو اشغال کرده بودند

قصابی رو اشغال کرده بودند

تاکسی ما بین راه ۲ بار برای خرید و دستشویی توقف کرد و نهایتا ساعت ۴ به گاراژ بزرگ شهر داکار رسیدیم. از اونجا یک تاکسی دیگه گرفتیم تا به شهر بریم و دنبال هتل بگردیم. ولی مگه هتل پیدا میشد! هتل هایی که سرشون به تنشون میارزید قیمت هاشون بالا بود و هتل هایی که به بودجه ما نزدیک بودند بقدری کثیف بودند که نمیشد توش اقامت داشت. نهایتا پس از ۳ ساعت جستجو صاحب هتل بلانچت قبول کرد توی یک اتاق دو تخته دو تا تشک هم بندازه و تبدیلش کنه به اتاق ۴ نفره. قیمت اتاق شبی ۲۵۰۰۰ فرانک شد که برای داکار قیمت مناسبی بود. اتاقمون یک پنکه سقفی داشت و با اینکه شب هوا کمی سرد میشد مجبور بودیم بخاطر پشه ها روشن بذاریمش. تا مستقر شدیم شب شده بود و دیگه فرصتی برای گشت زنی در شهر نبود. از مغازه کنار هتل کمی خوراکی خریدیم و ساندویچی که درست کردیم ناهار و شاممون شد.

داکار پایتخت سنگال

داکار پایتخت سنگال

داکار پایتخت سنگال

داکار پایتخت سنگال

گاری هایی که با اسب کشیده میشند یکی از انواع وسایل حمل و نقل در داکار هست

گاری هایی که با اسب کشیده میشند یکی از انواع وسایل حمل و نقل در داکار هست

خودرو سمند در سنگال زیاد دیدم و کارخانه تولیدش هم در یکی از شهرهای سنگال هست

خودرو سمند در سنگال زیاد دیدم و کارخانه تولیدش هم در یکی از شهرهای سنگال هست

روز سوم: روز سفارت ها در داکار

دیشب بجز پشه ها و پای امید که جلوی دستشویی بود و هرکی میرفت دستشویی لگدش میکرد، مشکل دیگری نداشتیم 😃 صبح از یک مغازه لبنانی توی محلمون، مناقیش زعتر برای صبحانه خریدیدم و با کتری برقی کوچکی که فهیمه آورده بود دمنوش درست کردیم. بعد از خوردن صبحانه یک تاکسی گرفتیم به مقصد سفارت کشور گامبیا. از اونجایی که بعد از سنگال باید میرفتیم گامبیا و ویزاش رو هم نداشتیم، گرفتن ویزای گامبیا اولویت اولمون بود. جزو اولین نفراتی بودیم که برای گرفتن ویزا اومده بودیم سفارت. ماجراهای سفارت گامبیا رو مفصل توی سفرنامه گامبیا خواهم نوشت.

حیاط هتل بلانچت در مرکز داکار

حیاط هتل بلانچت در مرکز داکار

اتاقمون در هتل بلانچت

اتاقمون در هتل بلانچت

سفارت گامبیا در داکار

سفارت گامبیا در داکار

خانه ای در بالاشهر داکار

خانه ای در بالاشهر داکار

بعد از ۲-۳ ساعت تلاش برای گرفتن ویزای گامبیا نهایتا دست خالی از سفارت اومدیم بیرون. تاکسی گرفتیم به سمت سفارت گینه بیسائو در داکار. کارمند سفارت گفت هزینه ویزا ۴۵۰۰۰ فرانک هست و ۷۲ ساعت طول میکشه. اگر ۵۵۰۰۰ فرانک بدید میتونید اکسپرس ویزا در ۲۴ ساعت دریافت کنید. جایی خونده بودم ویزای گینه بیسائو رو در جنوب سنگال میشه خیلی سریع گرفت. با اینکه دوست داشتم زودتر تکلیف ویزا معلوم بشه ولی ریسک کردیم و تصمیم گرفتیم ویزا رو در جنوب بگیریم.

مقصد بعدی سفارت سیرالئون بود. سفارت سیرالئون در داکار گفت باید دعوتنامه داشته باشید. بعد از کلی چانی زنی قبول کرد رزرو هتل رو به جای دعوتنامه قبول کنه. باید نفری ۶۰۰۰۰ فرانک غرب آفریقا به حساب سفارت واریز می کردیم. ساعت ۲ شده بود و هم سفارت داشت تعطیل میشد و هم بانک! دوان دوان رفتیم بانک رو پیدا کردیم. بانک خیلی شلوغ بود و کارمندها هم کند بودند. شرایط رو برای یکی از کارمندها توضیح دادیم و قبول کرد کمی زودتر کارمون رو راه بندازه. نام خانوادگی امید به قدری براشون طولانی و سخت بود که سه بار مجبور شدند رسید واریز رو اصلاح کنند. نهایتا تونستیم قبل از بسته شدن سفارت مدارک رو تحویل بدیم. کارمند سفارت دوباره گیر داد که بلیط رفت و برگشت ندارید. توضیح دادیم که زمینی میریم. گفت پس یک نامه بنویسید و توضیح بدید و مرز ورود و خروج رو هم بنویسید. ما هم یک نامه عاشقانه برای آقای سفیر نوشتیم. نهایتا گفت فردا ۲ ظهر ویزاتون آماده میشه.

سفارت سیرالئون در داکار

سفارت سیرالئون در داکار

دستشویی سفارت سیرالئون. از این کتری های پلاستیکی به عنوان آفتابه استفاده میشه. اصلا کارایی آفتابه رو نداشت.

دستشویی سفارت سیرالئون. از این کتری های پلاستیکی به عنوان آفتابه استفاده میشه. اصلا کارایی آفتابه رو نداشت.

بعد از سفارت بازی یک تاکسی گرفتیم به سمت مرکز شهر تا کمی هم شهر رو ببینیم. داکار حمل و نقل عمومی هم داره که بیشترشون ون هستند. چون ما ۴ نفر بودیم هزینه استفاده از تاکسی و حمل و نقل عمومی تفاوت چندانی نداشت ولی توی زمان خیلی موثر بود. کرایه تاکسی اکثر مسیر های داخل شهری بین ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ فرانک میشد.

بار اصلی حمل و نقل عمومی در داکار روی دوش این مینی بوس های رنگی به اسم کار رپید هست

بار اصلی حمل و نقل عمومی در داکار روی دوش این مینی بوس های رنگی به اسم کار رپید هست

اون دم اسبی که از سمت راست ماشین آویزونه، تزئینی هست که اکثر تاکسی های داکار دارند

اون دم اسبی که از سمت راست ماشین آویزونه، تزئینی هست که اکثر تاکسی های داکار دارند

داکار پایتخت سنگال

داکار پایتخت سنگال

بعد از خوردن یک همبرگر ۲۰۰۰ فرانکی به سمت بازار رفتیم و دو ساعتی مشغول لذت بردن از تماشای زندگی مردم شدیم. عصر و اوایل شب هم رفتیم به محله ساحلی و اعیان نشین جنوب شرقی شهر که به اسکله هم نزدیک بود. داکار محله های زیادی داره از فقیر گرفته تا ثروتمند که دیدن قسمت های مختلف شهر میتونه بیش از یک هفته طول بکشه.

بز ها در خیابان های داکار جولان میدند

بز ها در خیابان های داکار جولان میدند

بادام زمینی میفروخت

بادام زمینی میفروخت

بازار داکار

بازار داکار

میوه کولا در دو رنگ بنفش و زرد. از این میوه برای ساختن کوکاکولا استفاده میشه. طعم میوه تلخه و علت اصلی خوردنش بصورت خام، افزایش قوای جنسی آقایان هست. در غرب آفریقا خیلی طرفدار داره.

میوه کولا در دو رنگ بنفش و زرد. از این میوه برای ساختن کوکاکولا استفاده میشه. طعم میوه تلخه و علت اصلی خوردنش بصورت خام، افزایش قوای جنسی آقایان هست. در غرب آفریقا خیلی طرفدار داره.

آسمان پر از پرنده داکار

آسمان پر از پرنده داکار

یک بار-رستوران لوکس کنار اقیانوس اطلس

یک بار-رستوران لوکس کنار اقیانوس اطلس

میوه فروش

میوه فروش

روز چهارم: جزیره گوری، دریاچه صورتی و بندر ماهیگیری کایار

بعد از خوردن صبحانه پیاده به سمت اسکله راه افتادیم. وقتی رسیدیم به اسکله فهمیدیم کشتی به سمت جزیره گوره یا گوری Goree Island نود دقیقه دیگه حرکت میکنه. بلیط ۵۲۰۰ فرانکی (رفت و برگشت) رو خریدیم و توی محله اطراف اسکله گشتی زدیم. داشتیم کیک و آبمیوه از ورودی یک مغازه انتخاب میکردیم که یک نفر گفت سلام، شما ایرانی هستید؟ اینطوری بود که آقا مجید نماینده شیرین عسل در غرب آفریقا رو ملاقات کردیم. نیم ساعت با آقا مجید گپ زدیم و از ماجراهاش توی غرب آفریقا برامون گفت. مجید به همراه خانوادش ۱۵ سال قبل به غرب آفریقا اومده و از کار و زندگیش راضی بود. اینکه شیرین عسل به ۶۷ کشور دنیا صادرات داره برای من خیلی جالب بود!

آقا مجید نماینده شیرین عسل در غرب آفریقا

آقا مجید نماینده شیرین عسل در غرب آفریقا

بقایای خطوط راه آهن سنگال که از دوران استعمار به جا مونده

بقایای خطوط راه آهن سنگال که از دوران استعمار به جا مونده

پشت این میدان، ساختمان جدید ایستگاه قطار داکار در حال ساخته

پشت این میدان، ساختمان جدید ایستگاه قطار داکار در حال ساخته

سوغاتی های داکار

سوغاتی های داکار

صنایع دستی سنگال

صنایع دستی سنگال

صنایع دستی سنگال

صنایع دستی سنگال

فاصله داکار تا جزیره گوره ۲۰ دقیقه بود. جزیره از دور هم زیبا و رنگی رنگی بود. اما این جزیره زیبا و دوست داشتنی که الان پر از هنرمند شده تاریخ تلخی در دلش داره. برای صدها سال این جزیره یکی از بزرگترین مراکز جمع آوری بردگان آفریقایی و صدور اونها به سرزمین جدید (قاره امریکا) بود. با وجود ابعاد کوچک ۹۰۰ در ۳۰۰ متری جزیره، پیش بینی میشه حدود ۲۰ میلیون برده از اینجا به امریکا فرستاده شده. بدلیل همین نقش تاریخی، جزیره گوره در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شده. اگر بشه تاریخ رو نادیده گرفت، دیدن گوره با خانه های رنگی و هنرمندانی که توی کوچه ها مشغول کار هستند، خیلی لذت بخشه. دیدن جزیره بیش از ۲ ساعت طول نمیکشه. زندانی که قسمت شرقی جزیره بوده و الان موزه شده محل نگهداری برده ها بود.

بندرگاه داکار

بندرگاه داکار

جزیره گوره در شرق داکار

جزیره گوره در شرق داکار

جزیره گوره

جزیره گوره

سلفی

سلفی

گوره

گوره

اسم جزیره گوره رو باید بذارن جزیره هنرمندان سنگال

اسم جزیره گوره رو باید بذارن جزیره هنرمندان سنگال

کوچه های جزیره گوره

کوچه های جزیره گوره

جزیره گوره

جزیره گوره

ساخت صنایع دستی با اشیا دور انداخته شده

ساخت صنایع دستی با اشیا دور انداخته شده

جزیره گوره و اقیانوس اطلس

جزیره گوره و اقیانوس اطلس

صنایع دستی و ماسک های سنگالی در جزیره گوری

صنایع دستی و ماسک های سنگالی در جزیره گوری

جزیره گوری

جزیره گوری

حیاط یک کلیسا در جزیره گوری

حیاط یک کلیسا در جزیره گوری

قلعه و زندان جزیره گوری که محل نگهداری برده ها قبل از فرستادنشان به قاره امریکا بوده

قلعه و زندان جزیره گوری که محل نگهداری برده ها قبل از فرستادنشان به قاره امریکا بوده

حیاط زندان-قلعه گوری

حیاط زندان-قلعه گوری

کوچه و خانه های گوری

کوچه و خانه های گوری

منظره داکار از بالای قلعه گوری

منظره داکار از بالای قلعه گوری

سمت راست قلعه مدور گوری هست

سمت راست قلعه مدور گوری هست

سوار کشتی ساعت ۱۲ شدیم تا به داکار برگردیم. همون اول که سوار کشتی شدیم یک دود غلیظی روی داکار رو گرفته بود. نزدیکتر که شدیم فهمیدیم چند تا قایق و کشتی توی بندرگاه آتش گرفته و هیچ کشتی نمیتونه پهلو بگیره. جمعه بود و اگر نمیتونستیم به موقع به سفارت سیرالئون بریم و پاسپورت هامون رو بگیریم، مجبور میشدیم تا دوشنبه توی داکار بمونیم. خوشبختانه بعد از ۱ ساعت قایق ها کامل سوختند، آتش تمام شد و تونستیم پهلو بگیریم. فوری یک تاکسی گرفتیم رفتیم سفارت سیرالئون و پاسپورت ها به همراه ویزا را تحویل گرفتیم.

منتظر روی عرشه کشتی

منتظر روی عرشه کشتی

مشغول خاموش کردن آتش در بندرگاه داکار

مشغول خاموش کردن آتش در بندرگاه داکار

میخواستیم بریم به دریاچه صورتی و بندر کایار که با داکار فاصله زیادی داشتند ولی تاکسی ها قیمت های بالای میگفتند. نهایتا یک راننده قبول کرد ۲۵۰۰۰ فرانک بگیره به شرطی که بیشتر از ۴ ساعت طول نکشه. قبل از راهی شدن به راننده گفتیم از مسیری بره که بتونیم مجسمه معروف آزادی که نماد داکار شده رو هم ببینیم. با مجسمه ۴۹ متری و برنزی رنسانس آفریقا که روی یک تپه واقع شده عکس گرفتیم و به سمت دریاچه صورتی یا لاکروز Lake Rose که اسم دیگرش دریاچه رتبا Lake Retba هست، حرکت کردیم.

داکار پایتخت سنگال

داکار پایتخت سنگال

مشغول چانه زنی با راننده تاکسی

مشغول چانه زنی با راننده تاکسی

مجسمه رنسانس آفریقا (آزادی) در داکار

مجسمه رنسانس آفریقا (آزادی) در داکار

در مسیر دریاچه

در مسیر دریاچه

روی دیوار یک مدرسه

روی دیوار یک مدرسه

یک ساعتی طول کشید تا به دریاچه برسیم. برای دیدن رنگ صورتی باید آفتاب باشه و باد هم نیاد. متاسفانه کمی باد میومد و رنگ دریاچه خیلی صورتی نبود. غلظت نمک دریاچه بسیار زیاده و چندین کارگاه استحصال نمک در کنار دریاچه مشغول کار بودند.

دریاچه صورتی در سنگال

دریاچه صورتی در سنگال

دریاچه صورتی

دریاچه صورتی

دریاچه صورتی با نمک فوق اشباع

دریاچه صورتی با نمک فوق اشباع

کارگران مشغول استحصال نمک

کارگران مشغول استحصال نمک

ساحل دریاچه صورتی

ساحل دریاچه صورتی

تپه های بزرگ نمک

تپه های بزرگ نمک

بعد از دیدن دریاچه سوار شدیم تا بریم به سمت بندر کایار که اون هم حداقل ۱ ساعتی راه بود. راننده دبه کرد و گفت من کایار نمیرم. راننده فرانسوی درست بلد نبود و ما هم از چند تا جوان کمک گرفتیم حرف های ما رو به زبان محلی به راننده بفهمونند. بعد از ۱۵ دقیقه دعوا و داد و بیداد با تهدید ما که در صورت نرفتن راننده، نصف پولش رو میدیم و پیاده میشیم و افزودن ۵۰۰۰ فرانک به عنوان تشویقی (زمانمون هم بیشتر از ۴ ساعت میشد) نهایتا راننده راه افتاد.

در راه کایار

در راه کایار

وقتی داخل مینی بوس گرم باشه یا پر از مسافر باشه. اینجا جاده است، داخل شهر نیست!

وقتی داخل مینی بوس گرم باشه یا پر از مسافر باشه. اینجا جاده است، داخل شهر نیست!

رستوران جاده ای

رستوران جاده ای

حمل و نقل بین شهری و روستایی

حمل و نقل بین شهری و روستایی

نمیدونم اون وسط بیابان چکار میکردند

نمیدونم اون وسط بیابان چکار میکردند

به بندر ماهیگیری کایار Kayar که رسیدیم با تاکسی قرار گذاشتیم و به سمت اقیانوس حرکت کردیم. چنان شور و هیجانی در ساحل بر پا بود که هممون ذوق زده شدیم. عصر بود و قایق ها یکی یکی به ساحل میرسیدند، ماهی های قایق با سبد روی سر افراد بارکش تخلیه میشد و بارکش ها که گاهی تا کمر توی آب میرفتند، سبد های سنگین ماهی رو به سمت درشکه ها میبردند. درشکه هایی که با اسب و الاغ کشیده میشدند، ماهی ها رو به پشت ساحل و جایی که کامیون ها و تریلی ها منتظر بودند، میبردند. این تریلی ها پس از پر شدن به سمت قلب آفریقا حتی تا مالی و بورکینافاسو هم میرفتند و خوراک ماهی مردم رو تامین میکردند.

بندر ماهیگیری کایار در سنگال

بندر ماهیگیری کایار در سنگال

قایق ماهیگیری در اقیانوس اطلس

قایق ماهیگیری در اقیانوس اطلس

قایق ها منتظرند نوبتشون بشه و برای تخلیه ماهی به ساحل بیاند

قایق ها منتظرند نوبتشون بشه و برای تخلیه ماهی به ساحل بیاند

توی ساحل علاوه بر مردها، زن ها و بچه ها هم دستفروشی میکردند و خلاصه هرکس به کاری مشغول بود. ما ۴ تا هم که در برابر هیکل تنومند مردان ماهیگیر و باربرها مثل آدم کوچولو بودیم سعی میکردیم طوری که جلب توجه نکنه صحنه ای از این هیاهو رو ثبت کنیم. وقتی برای عکس گرفتن داد میزدند با لبخند جوابشون رو میدادیم و حواسمون بود زیر دست و پای باربرها و ارابه ها له نشیم.

قایق ماهیگیری در حال تخلیه ماهی ها

قایق ماهیگیری در حال تخلیه ماهی ها

در حال تذکر جدی به شهرزاد برای عکس گرفتن

در حال تذکر جدی به شهرزاد برای عکس گرفتن

توی اون شلوغی و هیاهو خوابیده بود

توی اون شلوغی و هیاهو خوابیده بود

بندر ماهیگیری کایار

بندر ماهیگیری کایار

با کمی فاصله میشد با خیال آسوده تر عکس گرفت

با کمی فاصله میشد با خیال آسوده تر عکس گرفت

تخلیه ماهی های قایق

تخلیه ماهی های قایق

۴۰ دقیقه ای مشغول دیدن این تابلوی زیبای زندگی بودیم، بعدش توی بازار تره بار کایار هم گشتی زدیم و حرکت کردیم به سمت داکار.

سبزی فروش

سبزی فروش

سبزی فروش سنگالی در کایار

سبزی فروش سنگالی در کایار

اخطار جدی این سبزی فروش به فهیمه برای عکس گرفتن

اخطار جدی این سبزی فروش به فهیمه برای عکس گرفتن

با این لباس میرن آپاراتی؟!

با این لباس میرن آپاراتی؟!

راننده مسیر رو درست بلد نبود و خیلی جاها با مسیریاب باید کمکش میکردیم. شب شد که به داکار رسیدیم و مستقیم رفتیم سراغ رستورانی که روز قبل برای خوردن غذای سنگالی انتخابش کرده بودیم. دو مدل چبوجن Thieboudian سفارش دادیم و چون پرسیون بزرگی داشت برای ۴ نفرمون کافی بود. چبوجن اصلی با برنج و ماهی و ادویه جات پخته میشه اما ده ها مدل چبوجن با گوشت هایی مختلف و حتی بدون گوشت هم وجود داره.

چبوجن، معروفترین غذای سنگالی

چبوجن، معروفترین غذای سنگالی

بعد از شام برگشتیم هتل تا از اینترنت فوق العاده پر سرعتمون در هتل استفاده کنیم. سنگال در بین کشورهای غرب آفریقا بالاترین سرعت اینترنت رو داشت و در ادامه سفر هر کجا به نبود اینترنت یا سرعت پایینش اعتراض کردیم این جواب رو شنیدیم: فکر کردی اینجا سنگاله؟ “وی فی” خوب میخوای پاشو برو سنگال!

روز پنجم: جزیره صدفی و مرز گامبیا

صبح ساعت ۸:۳۰ پس از تسویه با هتل و خداحافظی باهاشون رفتیم غذاخوری لبنانی صبحانه خوردیم. توی صرافی محله که نرخ هاش خیلی خوب بود هم پول چینج کردیم و تاکسی گرفتیم به سمت ترمینال داکار. به ترمینال که نزدیک شدیم راننده که اسمش پوپ بود گفت کجا میرید؟ گفتیم مقصدمون شهر جوال Joal هست و میخواهیم با بوش تاکسی bush taxi بریم. راننده گفت تاکسی بروس نفری ۵۰۰۰ هست و من با ۲۵۰۰۰ فرانک میبرمتون. بعد از کمی چونه زدن قرار شد با ۲۰۰۰۰ فرانک بریم تا شهر جوال.

نانوایی محلمون در داکار. سنگالی ها نان های خوبی میپزند

نانوایی محلمون در داکار. سنگالی ها نان های خوبی میپزند

در راه جوال

در راه جوال

گاوهای سنگال

گاوهای سنگال

دوچرخه فروشی

دوچرخه فروشی

شهرهای مسیر

شهرهای مسیر

دانش آموزان سنگالی

دانش آموزان سنگالی

احتمالا میخواد تنظیمات کارخانه رو تغییر بده

احتمالا میخواد تنظیمات کارخانه رو تغییر بده

لذت سواری

لذت سواری

از دیدن لباس های رنگی رنگیشون سیر نمیشدم

از دیدن لباس های رنگی رنگیشون سیر نمیشدم

امید به ناهار اعتراض داره

امید به ناهار اعتراض داره

آرایشگاه وسط ناکجاآباد

آرایشگاه وسط ناکجاآباد

تعمیرگاه ماشین

تعمیرگاه ماشین

این چرا اینقدر بلنده؟!

این چرا اینقدر بلنده؟!

روستاهای مسیر

روستاهای مسیر

حدود ساعت ۲ ظهر بود که به جوال رسیدیم. برای مقصد بعدیمون با راننده قیمت ۳۵۰۰۰ فرانک توافق کردیم و قرار شد منتظرمون بمونه. به جوال اومده بودیم تا روستای فدیوت Fadiouth رو ببینیم. روستا و جزیره فدیوت داستان جالبی داره. از حدود ۱۲۰۰ سال قبل این منطقه تالابی در جنوب شهر جوال، تبدیل به محلی میشه برای صید صدف. صیادان میومدند صدف صید میکردند و گوشت صدف رو با خودشون میبردند. کم کم با پوست های صدف انباشته شده جزیره ای درست میشه و صیادان تصمیم میگیرند به جای تردد مداوم بین اینجا و سرزمین اصلی، توی این جزیره بوجود آمده اسکان داشته باشند. از حدود ۷۰۰ سال قبل به این طرف فدیوت ساکن دائمی داشته. در حال حاضر فدیوت از ۳ تا جزیره صدفی تشکیل شده و شغل اصلی اهالی همچنان صید صدف هست که البته توریست و گردشگری هم به منبع درآمد مردم محلی افزوده شدند. از این ۳ تا جزیره یکی محل زندگی مردم هست، یکی قبرستانشون هست و جزیره سوم مقدسه و حتی مردم محلی هم اجازه ورود به اونجا رو ندارند. جزیره اول و دوم با پل به همدیگه و سرزمین اصلی متصل شدند. مصالح اصلی خانه های فدیوت هم صدفه.

این پلی هست که سرزمین اصلی رو به جزیره های فدیوت وصل میکنه

این پلی هست که سرزمین اصلی رو به جزیره های فدیوت وصل میکنه

بعضی ها هم با قایق این مسیر رو میرند

بعضی ها هم با قایق این مسیر رو میرند

شورای روستا اجازه ورود توریست به تنهایی رو نمیده و حتما باید راهنما بگیری. ۵۰۰۰ فرانک غرب آفریقا برای ورودی و راهنما پرداخت کردیم و به سمت پل حرکت کردیم.

بازدیدی که فکر میکردیم نیم ساعت طول بکشه ۲ ساعت طول کشید و دل کندن از فدیوت این جزیره صدفی سخت بود. یکی از نکات جالب جزیره، زندگی مسلمانان و مسیحی ها در میان همدیگه هست و حتی با هم ازدواج هم میکنند.

پل ورودی به جزیره صدفی فدیوت

پل ورودی به جزیره صدفی فدیوت

این دانش آموزان سنگالی هم روز شنبه اردو اومده بودن

این دانش آموزان سنگالی هم روز شنبه اردو اومده بودن

در ساخت خانه های روستا هم از صدف استفاده شده

در ساخت خانه های روستا هم از صدف استفاده شده

اکثر سنگالی ها خوش اندام هستند

اکثر سنگالی ها خوش اندام هستند

روی حصیر گوشت صدف پهن شده و کف کوچه هم با پوست صدف پوشانده شده

روی حصیر گوشت صدف پهن شده و کف کوچه هم با پوست صدف پوشانده شده

روستای فدیوت

روستای فدیوت

بچه های شیطون روستا

بچه های شیطون روستا

توی روستایی که مسلمان هم داره خوک ها آزادانه گشت میزدند

توی روستایی که مسلمان هم داره خوک ها آزادانه گشت میزدند

اهالی روستای فدیوت

اهالی روستای فدیوت

مشغول جدا کردن گوشت صدف از پوستش

مشغول جدا کردن گوشت صدف از پوستش

اهالی روستای صدفی فدیوت

اهالی روستای صدفی فدیوت

پرسه در روستای فدیوت سنگال

پرسه در روستای فدیوت سنگال

صدف های بزرگ گوشت خیلی زیادی دارند

صدف های بزرگ گوشت خیلی زیادی دارند

ظهر شنبه کل زن های یک کوچه دور هم جمع شده بودند تا چبوجن بپزند

ظهر شنبه کل زن های یک کوچه دور هم جمع شده بودند تا چبوجن بپزند

ما رو هم دعوت کردند از غذاشون بخوریم. طعمش عالی بود، دیگه همچین چبوجنی نخوردیم

ما رو هم دعوت کردند از غذاشون بخوریم. طعمش عالی بود، دیگه همچین چبوجنی نخوردیم

پلی که به جزیره صدفی آرامستان متصل میشد

پلی که به جزیره صدفی آرامستان متصل میشد

قبر صدفی در فدیوت سنگال. راهنما میگفت گودبرداری که اینجا شده مشخص کرد تا عمق ۱۸ متری پوسته صدف هست.

قبر صدفی در فدیوت سنگال. راهنما میگفت گودبرداری که اینجا شده مشخص کرد تا عمق ۱۸ متری پوسته صدف هست.

قبر صدفی مسلمان های جزیره در کنار بائوباب دوست داشتنی

قبر صدفی مسلمان های جزیره در کنار بائوباب دوست داشتنی

آرامستان مسیحیان و مسلمانان در کنار یکدیگر و درختان بائوباب که جلوه خاصی به این آرامستان داده بودند

آرامستان مسیحیان و مسلمانان در کنار یکدیگر و درختان بائوباب که جلوه خاصی به این آرامستان داده بودند

جنگل های حرا (مانگرو) در تالابی که جزیره ها رو احاطه کرده. این تالاب نهایتا به اقیانوس اطلس متصل میشه

جنگل های حرا (مانگرو) در تالابی که جزیره ها رو احاطه کرده. این تالاب نهایتا به اقیانوس اطلس متصل میشه

قایق هایی که اهالی فدیوت برای حمل و نقل و صید صدف استفاده میکنند

قایق هایی که اهالی فدیوت برای حمل و نقل و صید صدف استفاده میکنند

درخت بائوباب در میدان مرکزی روستای صدفی

درخت بائوباب در میدان مرکزی روستای صدفی

زنان روستا

زنان روستا

ساعت ۴ برگشتیم پیش راننده خوش اخلاقمون پوپ تا به سمت شهر مرزی کئور آیوپ Keur Ayip درمرز گامبیا بریم و فردا صبح شانسمون رو برای عبور از کشور گامبیا امتحان کنیم. اگر موفق به عبور نمیشدیم مجبور بودیم گامبیا رو دور بزنیم که حداقل یک روز طول میکشید و کلی هم هزینش میشد. ساعت ۸ شب به مقصد رسیدیم و یک مسافرخانه یا اوبرژ پیدا کردیم. دو تا اتاق رو ۱۶۰۰۰ سفا گرفتیم. نسبت به سایز کوچک شهر مرزی از اقامتگاهمون خیلی راضی بودیم.

به سوی مرز شمالی سنگال-گامبیا

به سوی مرز شمالی سنگال-گامبیا

کلاهش!

کلاهش!

روستاهای مسیر

روستاهای مسیر

تماشای غروب از داخل ماشین

تماشای غروب از داخل ماشین

بودن یا نبودن پشه بند قضیه مرگ و زندگیه

بودن یا نبودن پشه بند قضیه مرگ و زندگیه

صبح زود قبل از ۷ آماده بودیم که بریم به سمت مرز ولی چون هوا تاریک بود تا ۷:۱۵ صبرکردیم و بعد حرکت کردیم. ۱۰ دقیقه طول کشید تا به مرز برسیم. مرزبانی سنگال نیمه خواب بود و ما اولین مشتری هاش بودیم. بعد از انگشت نگاری مهر خروج رو زد و حرکت کردیم به سمت مرزبانی گامبیا تا ببینیم چی در انتظارمونه.

پیاده به سوی مرز

پیاده به سوی مرز

برای دنبال کردن ادامه سفرنامه غرب آفریقا به سفرنامه گامبیا برید و بعدش اینجا برگردید.

روز ششم: شهر بندری زیگانکور

از مرزبانی گامبیا عبور کردیم و به همراه لامن که میخواست مطمئن بشه به سلامت از مرز عبور میکنیم به سمت مرزبانی سنگال راه افتادیم. شب بود و خبری از روشنایی توی روستای دیگانته Digante نبود. حدود ۴ کیلومتر جلو رفتیم و دوباره برگشتیم ولی خبری از مرزبانی سنگال نبود! ظاهرا مرزبانی تعطیل شده بود. با پرس و جو خانه محل اسکان مرزبان ها رو پیدا کردیم. بعد از ۵ دقیقه کوبیدن به درب خونه یک آدم لخت که فقط یک حوله دور شکمش بسته بود درب رو باز کرد. کلی غر و لند کرد و پاسپورت ها رو گرفت. بعد از ۲۰ دقیقه پاسپورت ها را با مهر خروج تحویلمون داد. با ماشین لامن برگشتیم نزدیک مرز جایی که ون و تاکسی ها جمع شده بودند. ساعت ۸ شب با یک ون (نفری ۴۵۰۰ سفا) به سمت جنوب و شهر زیگانکور یا اونطور که فرانسوی میگند زیگانشور و یا به تلفظ من زیگواینچور Ziguinchor حرکت کردیم. توی مسیر ۳ بار کنترل پلیس بود و نهایتا ساعت ۱۰ شب به ترمینال زیگانکور رسیدیم. پیاده ۲۰ دقیقه توی کوچه های ماسه ای شهر قدم زدیم تا به هتل آفریکانا رسیدیم. متاسفانه تمام اتاق های هتل پر بود. تاکسی گرفتیم و یکی دوتا هتل دیدیم تا نهایتا هتل قابل قبولی پیدا کردیم. ۲۵۰۰۰ فرانک غرب آفریقا برای یک اتاق ۴ تخته پرداخت کردیم. دوش گرفتیم و خوابیدیم. صبحانه بسیار ساده هتل رو خوردیم و ساعت ۱۰ صبح پیاده راه افتادیم به سمت کنسولگری گینه بیسائو در شهر زیگانکور. هدایتمون کردند به سمت یک اتاق بسیار کوچک که یک آقای جوان نشسته بود و ما رو هم دعوت کرد بشینیم. گفت هر نفر پاسپورت و کپی پاسپورت و ۲۰۰۰۰ فرانک بده. مشغول چسباندن برچسب ویزاها و نوشتن مشخصاتمون شد و کمتر از ۱۵ دقیقه بعد ۴ تا ویزا آماده شد! همگی کیف کرده بودیم و به قول امید احساس میکردیم پاسپورت اروپایی داریم 😃 برای همین ویزا، در داکار باید بیش از دوبرابر پرداخت میکردیم، مدارک بیشتری میدادیم و ۷۲ ساعت هم صبر می کردیم.

حیاط کنسولگری گینه بیسائو در جنوب سنگال

حیاط کنسولگری گینه بیسائو در جنوب سنگال

همگی خوشحال از کنسولگری اومدیم بیرون

همگی خوشحال از کنسولگری اومدیم بیرون

شهر زیگانکور در ساحل رودخانه کاسامانس Casamance river قرار گرفته و دومین شهر بزرگ سنگال هست. بدلیل موقعیت گامبیا، زیگانشور یکجورایی از بقیه سنگال جدا افتاده. راه ارتباطی دریایی با داکار هم داره ولی خیلی توصیه نمیشه. بدلیل موقعیت ویژه شهر، اکثر خیابان ها و کوچه های شهر پر از ماسه هست.

کوچه های پر از ماسه شهر زیگانکور

کوچه های پر از ماسه شهر زیگانکور

شهر زیگانکور در جنوب سنگال

شهر زیگانکور در جنوب سنگال

کار خاصی توی شهر نداشتیم، رفتیم هتل کوله ها رو برداشتیم و به سمت ترمینال حرکت کردیم. ۲ ساعت طول کشید تا تونستیم ماشین مناسب به سمت گینه بیسائو پیدا کنیم. راننده ها چندبار حرفشون رو عوض کردند و زیر قول و قرارمون زدند. نهایتا با پرداخت کرایه نفری ۵۰۰۰ سفا ساعت۱۳:۳۰ به سمت مرز حرکت کردیم. کمتر از نیم ساعت بعد به مرز رسیدیم. پروسه مهر خروج ما قدری طول کشید چون مامور مرزبانی با خط خوردگی ویزای ما مشکل داشت.

ترمینال زیگانکور

ترمینال زیگانکور

ترمینال شهر زیگانشور

ترمینال شهر زیگانشور

در صف برای خروج از سنگال

در صف برای خروج از سنگال

هزینه های سفر سنگال

سنگال کشور ارزونی نیست و خصوصا حمل و نقل بین شهری هزینه داره. ما چهار نفر بودیم و خیلی راحت میتونیستم یک تاکسی رو برای فواصل بین شهری دربست کنیم. توی خود داکار پیدا کردن محل اقامت ارزان و تمیز کار راحتی نیست. ریز هزینه های یک نفر در طول سفر سنگال شامل موارد زیر شد:

  • غذا، نوشیدنی و میوه: ۱۷۵۰۰ سفا یا همون فرانک غرب آفریقا
  • حمل و نقل زمینی ، دریایی، بین شهری و داخل شهری: ۴۶۰۰۰ سفا
  • هزینه اقامت ۴۱۰۰۰ سفا
  • سایر هزینه ها شامل ورودیه و سیم کارت: ۴۵۰۰ سفا

کل هزینه های سنگال برای یک نفر در مجموع ۱۰۹۰۰۰ سفا یا ۱۶۶ یورو شد.

مسیر پرواز از ایران به سنگال

پرواز مستقیم از ایران به سنگال وجود نداره. از ایران دو ایرلاین ترکیش و قطر ایرویز با یک یا دو توقف به داکار پرواز دارند. قیمت بلیط هاشون برای داکار بین ۸۰۰ تا ۱۳۰۰ دلار متغیره. ما از مرز زمینی موریتانی وارد سنگال شدیم و از مرز زمینی گینه بیسائو هم خارج شدیم.

تاریخ سفر: زمستان ۹۷

احمد خانی

احمد خانی عاشق سفر و دیدن سرزمین های متفاوت

۲۰دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
z
zahra
۵ روز پیش

جالبه هنوز به سفر کردن ادامه میدین. بعد از گشتن این همه کشور و فرهنگ مختلف، هنوز سفر کردن برای شما جذابیت داره؟ اون جاذبه ای که در شروع سفرها و دیدن شهرها داشتین هنوز باقی مونده؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۴ روز پیش

بله هنوز هست 😊

پاسخ
پاسخ
j
javad akbari
۱۵ روز پیش

خیلی لذت میبرم از خوندن سفرنامه هات
موفق باشی

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱۴ روز پیش

مرسی جوادجان

پاسخ
پاسخ
ا
احسان
۲۴ روز پیش

سلام
یه خرده ترتیب زمانی به هم خورده
اول سفرنامه شرق آسیا(ژاپن و کره اومد) بعد سفرنوشت غرب آفریقا که ظاهرا تکمیل هم نشده.
و احتمالا بعد از اینا سفرنوشت آسیای مرکزی
امیدوارم فرصت بکنی و همه رو برامون تدارک ببینی

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲۳ روز پیش

سلام
امیدوارم

پاسخ
پاسخ
ش
شهرزاد
۲۴ روز پیش

ممنونم از اینهمه وقت، دقت و اهمیت به بیان جزئیات در سفرنامه ها🌹🌸🌹

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲۳ روز پیش

مرسی از همراهیت شهرزادجان

پاسخ
پاسخ
ع
عباس
۱ ماه پیش

سلام .خیلی جالب بود . فکر کنم دیگه برای رفتن به آنجا احتیاجی نداشته باشم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سلام عباس جان
شنیدن کی بود مانند دیدن

پاسخ
پاسخ
ش
شیما و علی
۱ ماه پیش

درود بر احمد عزیز
مثل همیشه زیبا و خواندنی که دل آدمو آب می کنه!
و البته این تلاش جذابت برای اخذ ویزاهای جدید هم همیشه ستودنی است.
شاد و سلامت باشی

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سلام‌ شیما و علی عزیز
ممنون از لطفتون. ایشالا سفر خودتون به سنگال، البته وقتی کوچولوتون بزرگ شد 🌷

پاسخ
پاسخ
ح
حسین
۱ ماه پیش

خیلی عالیست واقعا خسته نباشید ... احمد اقا سایت سفر نوشت شده برا من مثلا این سریال های پرطرفدار هست که ببینده منتظر قسمت بعدی هستش ،دقیقا من هم منتظرم گه کی شما سایت را بروز میکنید تا خودم را با نوشته های بسیار شیوا و روان تون همراه کنم خودم رو و حس کنم باتون در سفر بودم ،بازم تشکر فراوان از سفرنامه هات انشالله همیشه موفق و سربلند و تندرست باشید و همچنان به سفرها ادامه بدید ... و یه پیشنهاد هم داشتم اینکه در صورت امکان در هر سفر نامه خاطرات تلخ و شیرین هم وصف کنید

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

مرسی حسین جان
چشم سعی میکنم

پاسخ
پاسخ
س
سروش مطهر
۱ ماه پیش

بسیار جالب بود. چقدر دنیای آنها متفاوت است.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

ایشالا سفر خودتون سروش جان

پاسخ
پاسخ
ش
شهرزاد
۱ ماه پیش

ممنون از وقت و دقت شما. با خوندن سفرنامه شما مشتاق شدم سفری به غرب آفریقا داشته باشم😁

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

ایشالا 👌

پاسخ
پاسخ
O
Omid
۱ ماه پیش

عالی بود و موقع خوندنش میتونستم تا حدودی حال و هوای اونجارو تصور کنم.اطلاعاتی هم که در مورد هزینه ها و شرایط ویزا و قیمتها میدی خیلی خوب و مفیده.ممنون از شما و سایر دوستان که امکان سفر مجازی رو برای خیلی ها فراهم می کنید.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

مرسی امیدجان

پاسخ
پاسخ
ادامه...