سفرنوشت

کوبا کشور انقلاب، مردمان شاد، سیگار برگ و چه گوارا؛ ویزا، هزینه سفر و سفرنامه

سفر به کوبا که با استانداردهای خودش خیلی سریع داره تغییر میکنه باید زودتر انجام میشد. درسته که با اومدن ترامپ در این تغییرات اخلال ایجاد شد ولی همچنان ادامه داره. اصلا دیدن کوبایی که مثل بقیه کشورها شده لطفی نداره. با اینکه قبل از رفتن شنیده بودم اونجا چه خبره ولی باز هم دیدن سبک زندگی مردمش هیجان انگیز بود. توی این سفر قشنگ حس سفر به گذشته رو داشتم.

در این سفرنامه تلاشم رو کردم ماجراهای سفر ۹ روزه به شهرهای هاوانا، ترینیداد، سانتاکلارا و وینالس رو بنویسم و تا جایی که میتونم قضاوت نکنم اما واقعا کوبا رفتن و قضاوت نکردن کار سختیه.

ویزای کوبا و نقشه مسیر

کوبا توی ایران سفارت داره و با مراجعه به سفارتش میتونید ویزای کوبا رو تهیه کنید. مدارک لازم برای ویزای کوبا بر اساس سایت سفارت کوبا در تهران شامل موارد زیر میشه:

  • پاسپورت و یک کپی از صفحه اول. پاسپورت باید از زمان ورود به کوبا حداقل ۶ ماه اعتبار داشته باشه.
  • عکس ۶*۴
  • پر کردن فرم ویزا که توی وبسایت سفارت کوبا هست.
  • گواهی تمکن مالی و گردش ۳ ماهه حساب
  • بیمه مسافرتی
  • نامه اشتغال به کار یا اشتغال به تحصیل به همراه ترجمه
  • رزرو بلیط رفت و برگشت به کوبا
  • رزرو هتل
  • تعهدنامه محضری مبنی بر خروج از کوبا و سفر فقط به قصد توریستی به همراه ترجمه.
  • ۱۰۵ دلار آمریکا

دو مورد آخر خیلی آزار دهنده هست و باعث شد من برای ویزای کوبا از تهران اقدام نکنم. برای وقت مصاحبه باید با تلفن سفارت کوبا ۲۲۲۸۲۷۴۹ تماس بگیرید و آخرین وضعیت مدارک لازم هم سوال کنید. آدرس سفارت کوبا در تهران میدان نیاوران، کاشانک، خیابان خداوردی، کوچه ۱۷ غربی، پلاک ۵۴ هست.

من ویزای کوبا رو به راحتی از سفارت کوبا در تگوسیگالپا پایتخت هندوراس با ۱۵ دلار گرفتم که ماجراش رو میتونید در سفرنامه هندوراس بخونید.

کوبا جدیدا قانونی تصویب کرده که طبق اون ایرانی هایی که ویزا، اقامت کاری یا اقامت دانشجویی یکی از کشورهای امریکا، کانادا و یا اتحادیه اروپا رو داشته باشند دیگه نیازی به ویزای کوبا ندارند و فقط کافیه قبل از سوار شدن به پرواز کوبا یک کارت توریستی خریداری کنند. این کارت که حدود ۲۵ دلار هست توسط همه ایرلاین هایی که به کوبا پرواز می کنند فروخته میشه. تاکید می کنم این قانون جدید هست و ممکنه بطور کامل اجرایی نشده باشه.

در طول ۹ روز سفرم به کوبا چندین شهر و روستا رو دیدم که نقشه حرکت بین این مکان ها اینجا نمایش داده شده:

بهترین زمان سفر به کوبا اوایل آذر تا اوایل خرداد یعنی زمانی که هوا خشکه، بارندگی کم و آسمان آفتابیه هست. از مرداد تا آبان در کوبا فصل بارانی هست و بدلیل احتمال بالای طوفان ها و تندبادهای دریایی که از روی این جزیره دریای کارائیب عبور میکنه، توریست ها سعی می کنند از کوبا دوری کنند.

روز اول؛ پرواز به هاوانا پایتخت کوبا

بعد از ظهر یک روز پاییزی پرواز من در فرودگاه خوزه مارتی شهر هاوانا Havana پایتخت کوبا Cuba به زمین نشست. همه چیز خوب پیش رفت و خانم پلیس بدون هیچ سوالی و فقط با گفتن به کوبا خوش آمدی مهر ورود رو یک بار روی ویزا و یک بار هم توی پاسپورتم زد. سالن تحویل چمدان شلوغ و بی نظم بود. خوشبختانه چون من باری تحویل نداده بودم خیلی زود وارد سالن بعدی که کمی منظم تر بود شدم. یک دکه توریست اینفو اون وسط بود که هیچ اطلاعات مفیدی نداشت و فقط سعی می کرد من رو متقاعد کنه با راننده تاکسی که رفیقش بود به شهر برم.

سواحل شمالی کوبا در دریای کارائیب

سواحل شمالی کوبا در دریای کارائیب

تمامی پروازهای خارجی به ترمینال ۳ فرودگاه بین المللی هاوانا رفت و آمد دارند. از درب اصلی ترمینال ۳ که خارج شدم یک صرافی سمت راست بود و یک صرافی سمت چپ. پول چینج کردن توی کوبا برای خودش داستانی داره که همینجا قصش رو براتون میگم. کوبا تنها کشوری هست که دو تا پول داره. بعضی کشورها مثلا کامبوج علاوه بر پول ملیشون یک ارز خارجی مثل دلار یا یورو هم رایج هست اما کوبا دو تا پول مخصوص به خودش داره. پول اول پزو کوبا هست که پول اصلی این کشوره و بین مردم رد و بدل میشه. پول دوم اسمش هست Cuba Convertible Peso که بطور خلاصه بهش میگن کوک CUC. این پول دوم مخصوص خارجی هاست و همه خدماتی که به توریست ها ارائه میشه مثل هتل و سوغاتی فروشی ها و حمل و نقل توریست ها با این کوک انجام میشه. چند سال قبل مردم عادی کوبا حق استفاده از کوک رو نداشتند ولی الان هر جا که برید از بقالی گرفته تا رستوران و تاکسی، هر دو پول یعنی پزو و کوک رو ازتون قبول می کنند. هر کوک معادل ۲۴ پزو هست.

صرافی بیرون ترمینال ۳ فرودگاه خوزه مارتی

صرافی بیرون ترمینال ۳ فرودگاه خوزه مارتی

برای تبدیل پول خارجی به پول کوبا باید به صرافی های محدودی که زیر نظر دولت هستند یا بانک مرکزی کوبا مراجعه کرد. هر ارز خارجی رو فقط میشه به کوک تبدیل کرد و سپس اگر نیاز داشتید کوک رو به پزو تبدیل کنید. در هر بار تبدیل ارز خارجی به کوک یا بر عکس شما ۳ درصد کارمزد پرداخت می کنید. توصیه میکنم برای سفر به کوبا یورو یا دلار کانادا ببرید چون برای تبدیل دلار آمریکا به کوک باید ۱۰ درصد هم جریمه پرداخت کنید. نرخ برابری کوک از طرف دولت با دلار فیکس شده و هر کوک برابر ۱ دلار آمریکا هست. اگر شما یک ۱۰۰ دلاری رو به صرافی فرودگاه تحویل بدید، ۳ درصد هزینه تبدیل میشه و ۱۰ درصد هم که جریمه، نهایا به شما ۸۷ کوک داده میشه! من از مکزیک به کوبا رفتم و پزوی مکزیک رو به کوک تبدیل کردم. نرخ تبدیل در همه صرافی ها و بانک ها نزدیک به همه و تفاوت بسیار ناچیزی داره. توصیه می کنم توی همون فرودگاه تبدیل پول رو انجام بدید. خیلی از توریست ها هنگام استفاده از پول بین اسکناس کوک و پزو اشتباه می کنند و ضرر می کنند. توی دو تا عکس زیر اسکناس های هر دو مدل پول کوبا آورده شده.

توی این تصویر هر دو روی اسکناس های یک، سه و پنج پزویی آورده شده.

توی این تصویر هر دو روی اسکناس های یک، سه و پنج پزویی آورده شده.

اسکناس ۱۰ پزویی و اسکناس های ۱ و ۳ کوک. راحت ترین علامت تشخیص اسکناس پزو و کوک این هست: روی اسکناس های پزو نوشته Banco Central De Cuba و روی اسکناس های کوک نوشته  Banco Central de

اسکناس ۱۰ پزویی و اسکناس های ۱ و ۳ کوک. راحت ترین علامت تشخیص اسکناس پزو و کوک این هست: روی اسکناس های پزو نوشته Banco Central De Cuba و روی اسکناس های کوک نوشته Banco Central de

برای رفتن از ترمینال ۳ فرودگاه به شهر تاکسی های زرد رنگ دولتی با نرخ ثابت ۲۵ کوک تنها گزینه هستند. هیچ اتوبوسی به شهر نیست. از ترمینال ۳ تا ترمینال ۲ که پروازهای داخلی کوبا رو انجام میده ۳ کیلومتر فاصله هست. داشتم این مسیر رو پیاده می رفتم که یکی از اون ماشین های قدیمی ۵۰ ساله سوارم کرد و هیچ کرایه ای هم نگرفت. از ترمینال ۲ تا ایستگاه اتوبوس ۳۰۰ متر فاصله بود. توی ایستگاه منتظر اتوبوس P12 شدم که به مرکز شهر می رفت. برای وارد شدن به اتوبوس باید از در جلو وارد شد و کرایه بسیار ناچیز ۰.۴ پزو رو به راننده پرداخت کرد و موقع خارج شدن هم درب عقب رو استفاده کرد. اتوبوس بسیار شلوغ و فشرده بود و یک مکان بسیار خوب برای دیدن مردم کوبا در زندگی روزمرشون.

پس از پیاده شدن از اتوبوس

پس از پیاده شدن از اتوبوس

توی یکی از ایستگاه های مرکز شهر از اتوبوس پیاده شدم و پیاده به سمت هاستلی که رزور کرده بودم حرکت کردم. تا همین سال قبل چیزی به اسم هاستل توی کوبا وجود نداشت. اسم هاستل کاسا دِ آنیا Hostel Casa de Ania بود. یک اتاق ۶ تخته شبی ۱۰ کوک یا ۱۰ دلار بدون صبحانه. کولر هم فقط شب ها روشن میشد. هاستل یک خونه بود که دو تا اتاقش تبدیل به هاستل شده بود، تخت هاش اصلا راحت نبود ولی برای ۲ شب قابل تحمل بود.

کوچه های هاوانا از بالکن هاستل

کوچه های هاوانا از بالکن هاستل

نکته مثبت هاستل داشتن وای فای بود که تعداد معدودی از هتل های کوبا دارند. البته این وایفای مجانی نبود و برای هر نیم ساعت استفاده باید نیم کوک پرداخت می کردم.

بعد از کمی استراحت از هاستل بیرون رفتم تا گشتی در شهر بزنم. تا مرکز شهر ۳۰ دقیقه فاصله بود و تصمیم گرفتم مرکز رو واسه فردا بزارمش.

توی کوبا صف زیاد دیده میشه که خیلی از اونها برای خرید کالاهای کوپنی هست.

توی کوبا صف زیاد دیده میشه که خیلی از اونها برای خرید کالاهای کوپنی هست.

به پیشنهاد هاستل یک کافه معروف مورد علاقه کوبایی ها رفتم و ماهی و برنج سفارش دادم. از قیمت غذا که ۵ کوک شد فهمیدم این کافه مخصوص قشر مرفه کوبا هست نه مردم عادی. درآمدها توی کوبا خیلی پایینه و کارمندها بین ۲۰ تا ۲۵ کوک در ماه حقوق دریافت می کنند. البته با سیستم کوپنی تقریبا همه مردم میتونند مایحتاج اولیشون رو تامین کنند و کسی گرسنه نمیمونه. سیستم بهداشت هم برای همه کوبایی ها رایگانه که از نظر من امتیاز بسیار بزرگی برای مردمش محسوب میشه.

ماهی و پلو. برنج رو با لوبیا سیاه یا قرمز می پزند و در نتیجه رنگش اینطوری میشه

ماهی و پلو. برنج رو با لوبیا سیاه یا قرمز می پزند و در نتیجه رنگش اینطوری میشه

بعد از خوردن غذا که ناهار و شامم با هم میشد، توی خیابان ۲۳ که مورد علاقه جوان هاست و کلی بار و کلاب داره قدم زدم و سپس به بلوار ساحلی مالکون Malecon رفتم. ۲ کیلومتری توی این بلوار قدم زدم ولی از آواز و موسیقی زنده و رقص که شنیده بودم همیشه توی این خیابان هست خبری نبود.

بلوار ساحلی مالکون که به طول ۸ کیلومتر در شمال هاوانا و بین محله های هاوانا ویاخه و هاوانا وِدادو امتداد داره.

بلوار ساحلی مالکون که به طول ۸ کیلومتر در شمال هاوانا و بین محله های هاوانا ویاخه و هاوانا وِدادو امتداد داره.

روز دوم؛ مرکز هاوانا

هاستل کاسا آنیا منوی غذا داشت که از توی همون یک صبحانه کوبایی به قیمت ۳ کوک سفارش دادم. بعد از صبحانه تا شب داشتم توی خیابان های هاوانا پیاده روی می کردم.

صبحانه هاستل به قیمت ۳ کوک

صبحانه هاستل به قیمت ۳ کوک

مرکز قدیمی و تاریخی شهر کوبا در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده و خیلی از ساختمان هاش به قرن ۱۷ و سبک معماری باروک برمیگرده. مرکز شهر ساختمانی هست به اسم ال کاپیتولیو El Capitolio که بسیار شبیه ساختمان کنگره امریکاست. قبلا دولت کوبا اینجا مستقر بوده اما چند سالی هست که کاربری فرهنگی پیدا کرده.

معماری این قسمت از شهر خوب حفظ شده ولی کوچه ها و خیابان ها به اون تمیزی که شنیده بودم و انتظارش رو داشتم نبود. ساختمان های مخروب و آشغال های جمع شده کنار خیابان که قاعدتا توی توریستی ترین قسمت شهر هاوانا یا اونطور که خود مردم میگند لا هابانا نباید دیده بشه.

توی کوبا انتظار تنوع زیاد مواد غذایی رو نداشته باشید. توی بقالی ها و مغازه های کوچک معمولا محصولات خود کشور کوبا رو میشه پیدا کرد.

توی کوبا انتظار تنوع زیاد مواد غذایی رو نداشته باشید. توی بقالی ها و مغازه های کوچک معمولا محصولات خود کشور کوبا رو میشه پیدا کرد.

توی کوبا خبری از ماهواره و شبکه های خارجی نیست، فقط کانال های ملی کوبا با همین آنتن های معمولی

توی کوبا خبری از ماهواره و شبکه های خارجی نیست، فقط کانال های ملی کوبا با همین آنتن های معمولی

کوچه هنر در هاوانا که اتفاقی پیداش کردم

کوچه هنر در هاوانا که اتفاقی پیداش کردم

این مغازه فقط با کوپن جنس می فروخت. به من هم اجازه نداد برم داخل

این مغازه فقط با کوپن جنس می فروخت. به من هم اجازه نداد برم داخل

زندگی در هاوانا در جریان است

زندگی در هاوانا در جریان است

خرید سیم کارت در کوبا اون هم برای یک خارجی کار سختیه و البته گرون. تازه سیم کارت هم خریدی به درد نمیخوره چون سیم کارت هاشون اینترنت نداره! برای استفاده از اینترنت باید مثل خود کوبایی ها به یکی از مراکز مخابرات مراجعه کرد و کارت های اینترنت ۱ ساعتی رو به قیمت ۱ تا ۱.۵ کوک خریداری کرد. چند تا پارک توی هر شهر هست که وای فای داره، باید این پارک ها رو پیدا کرد و با وصل شدن به وای فای و استفاده از یوزر و پسورد اون کارت خریداری شده از اینترنت استفاده کرد. قسمت سخت کار وصل شدن به اون وای فای هست چون تعداد زیادی کابر دارند سعی می کنند به اون وای فای وصل بشند و بدون اغراق بعضی مواقع باید نیم ساعت تلاش کنی تا بتونی به وای فای وصل بشی. بعد از وصل شدن و لاگین کردن هم با یک اینترنت بسیار کم سرعت در حد دیال آپ باید دست و پنجه نرم کنی.

یکی از اون پارک های مخصوص وای فای

یکی از اون پارک های مخصوص وای فای

یکی از مراکز مخابرات برای خریدن کارت اینترنت

یکی از مراکز مخابرات برای خریدن کارت اینترنت

ساختمان ال کاپیتولیو در مرکز هاوانا

ساختمان ال کاپیتولیو در مرکز هاوانا

بازار صنایع دستی کوبا

بازار صنایع دستی کوبا

واکینگ استریت هاوانا همیشه پر از توریست

واکینگ استریت هاوانا همیشه پر از توریست

خیابان های هاوانا رو میشه یک موزه بزرگ ماشین های کلاسیک نامگذاری کرد. بعد از سال ۱۹۵۹ ورود خودرو به کوبا ممنوع شد. تا سال ۲۰۱۱ حتی خرید و فروش همین خودروهای قدیمی ۵۰ ساله هم ممنوع بود و فقط موروثی منتقل میشدند. از دوران رائول کاسترو تغییراتی داده شد، خرید و فروش آزاد شد و تحت شرایطی ماشین هم میشه به کشور وارد کرد. این شرایط باعث شده یکی از جاذبه های کوبا خودروهای کلاسیک و قدیمی عمدتا امریکایی با عمری بیش از ۵۰ سال باشه که همچنان در خیابان های هاوانا و سایر شهر ها جولان میدند. چون واردات قطعات یدکی به کوبا هم ممنوع بوده (تحریم های ظالمانه امریکا)، کوبایی ها در زمینه ساخت قطعات و تعمیر خودروها خبره شدند و این ماشین های دوست داشتنی زمینگیر نشدند. کاربری اصلی این ماشین ها در حال حاضر یکی تاکسی اشتراکی یا به قول خودشون کالکتیوو Colectivo و دومی کرایه دادن و جایجایی توریست هاست. فضای داخلی و صدایی که موتورشون تولید میکنه، موقع سوار شدن به من این حس رو میداد که سوار ماشین زمان شدم.

من عاشق این یکی شدم

من عاشق این یکی شدم

کالکتیوو یا تاکسی اشتراکی در کوبا

کالکتیوو یا تاکسی اشتراکی در کوبا

سبزش هم بامزه بود

سبزش هم بامزه بود

خانم هایی که لباس محلی کوبا پوشیده بودند و از عکس گرفتن با توریست ها کسب درامد می کردند.

خانم هایی که لباس محلی کوبا پوشیده بودند و از عکس گرفتن با توریست ها کسب درامد می کردند.

ساختمان کولونیال متعلق به دوران استعمار اسپانیا در کوبا

ساختمان کولونیال متعلق به دوران استعمار اسپانیا در کوبا

قلعه هاوانا به اسم Castillo de la Real Fuerza

قلعه هاوانا به اسم Castillo de la Real Fuerza

اگر مثل من خیلی اهل ادبیات نباشید باز هم به احتمال زیاد اسم ارنست همینگوی نویسنده معروف امریکایی رو شنیدید. همینگوی ۲۰ سال آخر عمر شصت سالش رو در کوبا زندگی کرده. کافه ها و هتل هایی در هاوانا هستند که پاتوق همینگوی بودند. این پاتوق ها الان یکی از جاذبه های توریستی هاوانا هستند که هواداران این برنده جایزه نوبل ادبی رو به خودش جذب میکنه. همینگوی کتاب پیرمرد و دریا رو در کوبا نوشته. یکی از معروفترین این کافه رستوران ها ال فلوریدیتا El Floridita هست. زمانی که من اونجا بودم کافه تعطیل بود.

کافه رستوران ال فلوریدیتا یا فلوریدا در مرکز هاوانا یکی از پاتوق های ارنست همینگوی

کافه رستوران ال فلوریدیتا یا فلوریدا در مرکز هاوانا یکی از پاتوق های ارنست همینگوی

یک داروخانه بسیار قدیمی در مرکز هاوانا

یک داروخانه بسیار قدیمی در مرکز هاوانا

خیلی عصبانی شد عکس گرفتم، پول میخواست

خیلی عصبانی شد عکس گرفتم، پول میخواست

شبیه معماری جنوب اسپانیا بود

شبیه معماری جنوب اسپانیا بود

چاینا تاون هاوانا احتمالا تنها چاینا تاون دنیاست که هیچ چینی توش زندگی نمیکنه. بعد از انقلاب کوبا همه چینی ها کوبا رو ترک کردند.

چاینا تاون هاوانا احتمالا تنها چاینا تاون دنیاست که هیچ چینی توش زندگی نمیکنه. بعد از انقلاب کوبا همه چینی ها کوبا رو ترک کردند.

یکی از غذاهایی که روز دوم باهاش آشنا شدم پیتزای کوبایی هست. این پیتزا خیلی کوچکه و قطرش حدود ۲۰ سانتیمتره. قیمت پایه از ۱۰-۱۲ پزو شروع میشه که فقط شامل نون و پنیر میشه. در صورتیکه ژامبون یا سوسیس یا پیاز هم بهش اضافه بشه قیمتش افزایش پیدا میکنه ولی نهایتا از ۲۰-۲۵ پزو یعنی ۱ کوک (۱ دلار) تجاوز نمیکنه. مدتی که کوبا بودم پیتزاهای کوبایی زیادی خوردم که بعضی هاش بقدری خوشمزه بود باعث شد تعجب کنم چطور پیتزای به این سادگی میتونه اینقدر خوشمزه باشه. پیتزاهای کوبایی معمولا توی تنور پخته میشه.

اولین پیتزای کوبایی من به قیمت ۱۷ پزو

اولین پیتزای کوبایی من به قیمت ۱۷ پزو

هاوانا، کوبا

هاوانا، کوبا

ماشین های قدیمی شوروی هم توی کوبا دیده میشه

ماشین های قدیمی شوروی هم توی کوبا دیده میشه

میدان انقلاب هاوانا. سمت راستی شبیه آیت الله مدرس بود. ایشون آقای کامیلو سینفوئه گوس از رهبران انقلاب کوبا هست. سمت چپی هم که چه گوارا معروف

میدان انقلاب هاوانا. سمت راستی شبیه آیت الله مدرس بود. ایشون آقای کامیلو سینفوئه گوس از رهبران انقلاب کوبا هست. سمت چپی هم که چه گوارا معروف

آرامستان بزرگ هاوانا. همینکه وارد شدم یک پلیس جلوم رو گرفت و گفت این درب خروجه باید بری از درب ورود وارد بشی. درب ورود چندین کیلومتر فاصله داشت و من بیخیال دیدن قبرستان شدم.

آرامستان بزرگ هاوانا. همینکه وارد شدم یک پلیس جلوم رو گرفت و گفت این درب خروجه باید بری از درب ورود وارد بشی. درب ورود چندین کیلومتر فاصله داشت و من بیخیال دیدن قبرستان شدم.

صافکاری و تعمیرگاه ماشین کنار خیابان

صافکاری و تعمیرگاه ماشین کنار خیابان

بنای یادبود خوزه میگوئل گومز Jose Miguel Gomez در وسط یکی از میدان های هاوانا

بنای یادبود خوزه میگوئل گومز Jose Miguel Gomez در وسط یکی از میدان های هاوانا

عصر رفتم سمت دانشگاه بزرگ هاوانا تا این دانشگاه معروف رو ببینم. جلوی دانشگاه خیلی شلوغ بود و فقط افرادی که یک کارت مخصوص داشتند اجازه وارد شدن به دانشگاه رو داشتند. با یکی از دانشجو ها هم صحبت شدم و ازش پرسیدم چه خبره اینجا. فهمیدم که فردا دقیقا یکسال از مرگ فیدل کاسترو میگزره و امشب مراسم یادبود بزرگی با سخنرانی رائول کاسترو برگزار میشه. تازه فهمیدم چرا خبری از رقص و آواز و شادی توی کوچه ها و خیابان های هاوانا ندیدم! یعنی از من بدشانس تر هم داریم؟ فکر کنم هر ۱۰۰ سال یکبار همچین اتفاقی بیافته که شادی و رقص مردم کوبا رسما ممنوع بشه.

با ماریا نیم ساعتی در مورد کوبا و زندگی کوبا صحبت کردیم. علی رغم همه مشکلات از زندگی در کوبا راضی بود و دلیل اصلیش هم شادی و رقص و امنیت کشورش بود. البته در مورد اینکه بعد از تحصیلش بتونه کار مناسب پیدا کنه نگران بود و دل خوشی از سیاست مدارها نداشت. بر خلاف تصور من، کوبایی ها هیچ محدودیتی برای سفر به خارج ندارند فقط مساله اصلی پول هست که با درامدهای پایین مردم سفر رو سخت میکنه. مادر ماریا روزنامه نگار بود و به گفته ماریا بدلیل شغل مادرش اون ها ۸ ساله که توی خونه اینترنت رایگان دارند! ظاهرا خیلی از تغییرات از اواخر دوره فیدل شروع شده و حتی با قدرت گرفتن رائول سرعت برخی تغییرات کند شده. آخرین سوالی که از دوستم پرسیدم در مورد مراسم امشب بود که آیا همه دانشجوها با میل شخصی خودشون توی این مراسم یادبود برای فیدل کاسترو شرکت می کنند؟ جوابش خیلی قاطع بود: تقریبا هیچ کس، همه مجبورند شرکت کنند. (این احتمال وجود داشت دانشجوهای دیگه پاسخ های متفاوتی بدند، متاسفانه من فرصت پیدا کردن یک دانشجوی دیگه که انگلیسی صحبت کنه رو نداشتم).

ورودی دانشگاه هاوانا

ورودی دانشگاه هاوانا

بعد از دانشگاه به سمت بلوار ساحلی مالکون رفتم تا غروب آفتاب رو تماشا کنم. قبل از رفتن به هاستل دنبال جایی برای غذا خوردن بودم که یک رستوران از اونهایی که خود کوبایی ها غذا می خوردند پیدا کردم. درخواست سوپ دادم ولی یک ظرف فلزی شبیه سینی های سلف دانشگاه شامل سوپ برنج، برنج، گوشت، سیب زمینی و یک نوشیدنی برام آورد. همه این ها ۱ کوک شد. غذاش اصلا خوشمزه نبود و بیشتر از چند قاشق نتونستم بخورم.

روز خوبی بود و هوا هم گرم نبود. ابرهایی که جلوی خورشید رو گرفته بودند و باد ملایمی که می وزید کمک کرد بتونم به راحتی بیش از ۲۰ کیلومتر پیاده روی کنم.

بلوار ساحلی مالکون

بلوار ساحلی مالکون

غذایی که خوشمزه نبود

غذایی که خوشمزه نبود

روز سوم؛ ترینیداد

تصمیم داشتم برم به شهر ترینیداد Trinidad. دو تا گزینه برای حمل و نقل بین شهر وجود داره. گزینه اول اتوبوس های شرکت ویازول Viazul هست که مخصوص توریست هاست. این اتوبوس ها که شبیه اتوبوس های ۱۵ سال پیش ایرانه ساخت کشور چین هست، خیلی راحت نیست و معمولا زود پر میشه و باید از قبل بلیطش رو خرید. اتوبوس های بسیار ارزان توسط یک کمپانی دیگه هم به اسم آسترو Astro هست که فقط مخصوص کوبایی هاست و به توریست ها بلیطش رو نیمفروشند. گزینه دوم تاکسی های اشتراکی یا کالکتیوو هست. این تاکسی ها معولا بین ساعت ۸ الی ۹ صبح شما رو از محل اسکانتون سوار می کنند و تا درب محل اقامتتون در شهر مقصد می برند. کرایشون هم فرق چندانی با اتوبوس های ویازول نداره. برای رزرو جا هم کافیه به صاحب هتل، هاستل یا خونه ای که اقامت دارید بگید تا براتون هماهنگ کنه.

اتوبوس ویازول به شهر ترینیداد ۲۵ کوک بود و باید تا ترمینال هم می رفتم. من تاکسی کالکتیوو با قیمت ۳۰ کوک رو انتخاب کردم. ساعت ۸:۳۰ تاکسی که یک پژوی کوچک بود من رو سوار کرد. دو تا پسر چینی و آرژانتینی و یک دختر مکزیکی همسفرم بودند. راننده یکبار برای خرید بنزین قاچاق توقف کرد و یکبار برای خوردن قهوه در کافه کنار پمپ بنزین.

تاکسی کالکتیوو در حال قاچاق سوخت

تاکسی کالکتیوو در حال قاچاق سوخت

دختر مکزیکی مقصدش شهر سین فوئگوس Cienfuegus بود. این شهر که معماری کولونیال داره تنها شهر کوبا هست که معماریش سبک فرانسوی داره. مرکز شهر سینفوئه گوس در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شده. این شهر توی لیست دیدنم نبود ولی خوشبختانه بدلیل این مسافر مکزیکی تونستم بخشی از شهر رو ببینم.

شهر سینفوئه گوس

شهر سینفوئه گوس

ساعت ۱۳:۳۰ به شهر بارانی ترینیداد رسیدم. جایی از قبل رزرو نکرده بودم. یک آدرسی که از توی هاستل ورلد دیده بودم رو به راننده دادم. گفتم اگر خوشم اومد میمونم وگرنه میرم دنبال کاسا. کاسا یا بطور کامل کاسا پارتیکولار Casa Particular خانه هایی هستند که از دولت مجوز گرفتند مسافر خارجی داشته باشند. در حال حاضر یکی از محبوب ترین محل های اقامت در کوبا هستند. توی این خونه های خیلی راحت میشه زندگی مردم کوبا رو دید. البته کوبایی ها همیشه درب خونه و پنجره هاشون بازه و موقع قدم زدن توی خیابون هم میشه داخل خونه هاشون رو دید. قیمت یک اتاق توی این خونه ها از ۱۵ کوک شروع میشه. در صورت درخواست مهمان، صاحبخانه صبحانه، ناهار و شام هم برای مهمانش میپزه و قیمت هر وعده غذا از ۵ کوک شروع میشه. صاحبخانه خیلی خوشحال میشه شما سفارش غذا بدید چون پول غذا کامل توی جیب خودش میره و به دولت چیزی پرداخت نمیکنه. موقع ورود به خونه پاسپورت شما رو میگیرند و توی دفترشون یادداشت می کنند چون صاحبخانه موظفه هر روز لیست مهمان هاش رو به دولت گزارش بده. با این اوصاف مشخصه که استفاده از کوچ سرفینگ در کوبا برای اقامت خیلی معنی و مفهومی نداره. چون کسی که مجوز برای آوردن خارجی به خونش داره، داره ماهیانه به دولت پول میده و در نتیجه مهمان رایگان نمیاره خونش.

پیدا کردن این کاسا پارتیکولارها کار سختی نیست. با قدم زدن توی مرکز شهرهای توریستی کوبا تعداد زیادی خونه میبینید که علامتی شبیه لنگر آبی یا مشکی بالای خونشون هست، این خونه ها مجوز اجاره دادن اتاق دارند. اگر لنگر قرمز دیدید یعنی اون خونه مجوز اجاره اتاق فقط به کوبایی ها رو داره. تعداد زیادی از این خونه ها هم خودشون رو توی سایت بوکینگ و هاستل ورلد ثبت کردند. یک راه دیگه وبسایت ایر بی ان بی Airbnb هست که میتونید اونجا لیست خونه ها و قیمت هاشون رو ببینید.

این علامت یک کاسا پارتیکولار که میتونه به خارجی ها اتاق اجاره بده

این علامت یک کاسا پارتیکولار که میتونه به خارجی ها اتاق اجاره بده

صاحب خانه ای که من واردش شدم خانم آنابل بود. آنابل یک کلمه هم انگلیسی بلد نبود ولی با تکرار زیاد و همینطور حرکات دستش منظورش رو متوجه میشدم. دو تا اتاق برای اجاره داشت که اونها رو بطور اشتراکی هم به مسافرها میداد. یکی از اتاق ها که ۳ تخته بود رو نشونم داد و گفت قیمت تخت ۱۲ کوک هست. با کمی چانه زدن با ۱۰ کوک موافقت کرد ولی قول گرفت که به کسی این قیمت رو نگم چون برای اعتبارش بد میشه.

اتاق من در خانه خانم آنابل

اتاق من در خانه خانم آنابل

بعد از کمی استراحت مشغول قدم زدن توی خیابان های شهر ترینیداد شدم که با نم نم باران زیبا و براق شده بود. مرکز شهر ترینیداد که از ساختمان های مستعمراتی زمان اسپانیایی ها درست شده در لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شده. خیابان های شهر با قلوه سنگ هایی سنگفرش شده که برای پیاده راه رفتن هم سخته چه برسه به این ماشین های مسن زبون بسته.

یکی از جاذبه های شهر ترینیداد درشکه هایی بودند که با اسب در حال تردد بودند و بخش عمده ای از حمل و نقل این شهر رو در قرن ۲۱ بر عهده داشتند.

خیابان های سنگفرش شده شهر ترینیداد کوبا

خیابان های سنگفرش شده شهر ترینیداد کوبا

بازار صنایع دستی کوبایی

بازار صنایع دستی کوبایی

پلازا مایور

پلازا مایور

شهر ترینیداد از بالای برج صومعه سان فرانسیسکو

شهر ترینیداد از بالای برج صومعه سان فرانسیسکو

شهر ترینیداد از بالای برج صومعه سان فرانسیسکو

شهر ترینیداد از بالای برج صومعه سان فرانسیسکو

صومعه تبدیل شده بود به موزه که تاریخ مربوط به عملیات نظامی خلیج خوک ها و حمایت آمریکا از حمله شورشی ها به کوبا بعد از انقلاب رو نقل می کرد

صومعه تبدیل شده بود به موزه که تاریخ مربوط به عملیات نظامی خلیج خوک ها و حمایت آمریکا از حمله شورشی ها به کوبا بعد از انقلاب رو نقل می کرد

کلیسای جامع ترینیداد. توی کوبا کسی کلیسا نمیره و اکثر کلیساهایی که دیدم خالی بود

کلیسای جامع ترینیداد. توی کوبا کسی کلیسا نمیره و اکثر کلیساهایی که دیدم خالی بود

کاسا دِ موزیکا. روی این پله ها شب ها بساط موسیقی زنده و رقص به پاست. الان هم مردم دارند تلاش می کنند به وای فای وصل بشند.

کاسا دِ موزیکا. روی این پله ها شب ها بساط موسیقی زنده و رقص به پاست. الان هم مردم دارند تلاش می کنند به وای فای وصل بشند.

غروب ترینیداد

غروب ترینیداد

مرکز شهر همه رستوران ها توریستی بودند و گرون. کمی که از مرکز شهر فاصله گرفتم یک رستوران مرتب و محلی پیدا کردم. یک پرس چلو مرغ ۴۰ پزو و دسر که بستنی بود هم ۵ پزو شد. بستنی توی کوبا خیلی ارزونه و توی مدت سفرم بستنی های خوشمزه که از ۳ پزو شروع میشد زیاد خوردم.

برنج و مرغ و سبزیجات ۴۰ پزو (کمتر از ۲ دلار)

برنج و مرغ و سبزیجات ۴۰ پزو (کمتر از ۲ دلار)

شب های ترینیداد کوبا

شب های ترینیداد کوبا

روز چهارم؛ ترینیداد و پلایا انکون

تخت اتاق اینقدر راحت بود که تا ۹ صبح خوابیدم و کمبود خواب دو شب قبل روی تخت های ناراحت هاوانا رو جبران کردم. از مغازه کنار خونه یک پیتزا کوبایی که من بهش میگم پیتزا کف دستی خریدم و راه افتادم به سمت میدونی که قرار بود تاکسی کالکتیوو برای پلایا انکون Playa Ancon داشته باشه رفتم. اونجا فهمیدم هیچ تاکسی این مسیر رو نمیره. رفتم دفتر توریستی شهر و اونجا بهم گفت یک تاکسی بزرگ کالکتیوو ساعت ۱۴ از نزدیک همون دفتر حرکت میکنه. ۲-۳ ساعتی که فرصت داشتم توی شهر قدم زدم، کمی اینترنت بازی کردم و نهایتا ساعت ۱۴:۰۳ یک خودرو که شبیه کامیون بود با اسم تاکسی رسید. من تنها مسافرش بودم و برای مسیر نیم ساعتی تا پلایا انکون ۲ کوک پرداخت کردم. پلایا انکون به عنوان زیباترین ساحل جنوب کوبا شناخته میشه و با ماسه های سفید و آب های فیروزه ای محل خوبی برای استراحت هست. تورهای اسنورکلینگ و غواصی هم از این ساحل اجرا میشه. هوا ابری بود و متاسفانه این ساحل زیبا خودش رو زیر نور آفتاب نشون میده.

با همون راننده برگشتم ترینیداد. وقتی رسیدم کاسا آنابل بهم گفت اتاق رو اجاره داده و من باید به اتاق بغلی که دو تخته هست و یک پسر اونجا هست برم. واسه این اتفاق کلی عذرخواهی کرد. هم اتاقیم که اسمش کوین و اهل هلند بود شب دیر وقت رسید و باهاش آشنا شدم. کوین اون روز با یک دختر آلمانی رفته بودن شهر کاماگوئِی Camaguey و برگشته بودند. این شهر و همینطور شهر سانتیاگو دِ کوبا Santiago de Cuba هم اول توی برنامه من بودند ولی بدلیل دور بودن حذف شدند. دوست آلمانی کوین ۶ بار به کوبا سفر کرده بود و اسپانیایی رو به خوبی صحبت می کرد. همون هم بود که متقاعدم کرد وینیالس رو توی برنامم بزارم. آنابل از راه رسید و همه مطالبی که دیروز تا حالا به من گفته بود رو یکبار دیگه واسه دوست کوین تعریف کرد و ازش خواست واسه من ترجمه کنه تا مطمئن بشه فهمیدم .

پیتزای کف دستی

پیتزای کف دستی

تمام دانش آموزان و دانشجویان در کوبا لباس فرم دارند

تمام دانش آموزان و دانشجویان در کوبا لباس فرم دارند

کتابخانه عمومی در ترینیداد کوبا

کتابخانه عمومی در ترینیداد کوبا

درشکه تاکسی کوبایی

درشکه تاکسی کوبایی

دوچرخه تاکسی

دوچرخه تاکسی

به نظر کمی بزرگ بودند برای این دوچرخه

به نظر کمی بزرگ بودند برای این دوچرخه

ورودی یک مدرسه

ورودی یک مدرسه

ماشین فسقلی باحال

ماشین فسقلی باحال

آمبولانس کوبایی

آمبولانس کوبایی

راهپیمایی دولتی بود

راهپیمایی دولتی بود

پلایا انکون و سواحل دریای کارائیب در یک روز ابری

پلایا انکون و سواحل دریای کارائیب در یک روز ابری

پلایا انکون کوبا

پلایا انکون کوبا

تاکسی کامیونی که تا پلایا انکون باهاش رفتم

تاکسی کامیونی که تا پلایا انکون باهاش رفتم

در حال تعمیر اتو

در حال تعمیر اتو

رعایت حق تقدم

رعایت حق تقدم

بقالی با اجناس بسیار محدود در ترینیداد کوبا

بقالی با اجناس بسیار محدود در ترینیداد کوبا

بستنی به قیمت ۳ پزو. ۸ تا بستنی میشه ۱ دلار

بستنی به قیمت ۳ پزو. ۸ تا بستنی میشه ۱ دلار

من و خانم آنابل

من و خانم آنابل

روز پنجم؛ شهر سانتاکلارا

ساعت ۸:۵۰ تاکسی کالکتیوو که آنابل سفارش داده بود درب منزل بود. یک ماشین قدیمی که سواری توی جاده رو باحال می کرد. اتوبوس برای مسیر ترینیداد به سانتا کلارا Santa Clara هشت کوک بود ولی اتوبوس صبح پر شده بود و من تاکسی ۱۵ کوکی رو انتخاب کرده بودم. این مسیر زیباترین جاده ای بود که توی کوبا دیدم. پیچ و خم جاده، مزارع تنباکو و نیشکر و روستاهای مسیر سفر رو لذت بخش کرد.

به راننده گفتم من رو جلوی ترمینال اتوبوس رانی پیاده کنه. می خواستم بلیط اتوبوس به هاوانا برای فردا رو بخرم ولی اینبار هم اتوبوس پر شده بود. اسمم رو توی لیست انتظار نوشتم و از ترمینال خارج شدم. پسر جوانی بهم نزدیک شد و با انگلیسی دست و پا شکسته پرسید کاسا میخوای؟ گفتم باید ببینم. قرار شد با درشکه بریم مرکز شهر که حدود ۲-۳ کیلومتری فاصله داشت. درشکه چی اول گفت ۳ کوک ولی خیلی زود با ۱ کوک هم راضی شد. اولین تجربه درشکه سواری من در کوبا بود. سر چهار راه ها اسب زودتر به تقاطع میرسید و توقف می کرد ولی درشکه چی نمیتونست ببینه از اون خیابان ماشین یا موتور میاد یا نه، مجبور بود از یک رهگذر بپرسه که میتونه حرکت کنه یا نه. به این مشکلات درشکه چی ها فکر نکرده بودم.

رسیدیم به کاسا پارتیکولار و با دیدن اتاق و قیمت ۱۵ کوک فوری قبول کردم. کمی استراحت کردم و رفتم بیرون تا از فرصت محدودم استفاده کنم.

تاکسی کالکتیوو مسیر ترینیداد به سانتاکلارا

تاکسی کالکتیوو مسیر ترینیداد به سانتاکلارا

جاده های مسیر

جاده های مسیر

درشکه چی و دلال کاسا در سانتاکلارا

درشکه چی و دلال کاسا در سانتاکلارا

رفته گر کوبایی

رفته گر کوبایی

اتاق من

اتاق من

بعد از خوردن دو تا ساندویچ برای ناهار رفتم به مکانی که اتفاق مهمی توش افتاده بود. انقلاب کوبا از سال ۱۹۵۳ شروع شد. تا اواخر سال ۱۹۵۸ دولت دیکتاتور و دست نشانده آمریکا به رهبری ژنرال باتیستا خیلی خوب در برابر انقلابیون به رهبری فیدل کاسترو و ارنستو چه گوارا ایستادگی کرد. در ۲۸ دسامبر ۱۹۵۸ چه گوارا به همراه یک گروه ۳۰۰ نفری از انقلابیون به سانتاکلارا نزدیک شده بود. ژنرال باتیستا یک قطار تا دندان مسلح به همراه سربازان زیادی رو برای کمک به نظامیان مستقر در سانتا کلارا اعزام می کنه. چه گوار و نفراتش موفق میشند با بولدوزر ریل های راه آهن رو جابجا کنند و قطار از ریل خارج میشه. با سلاح هایی که انقلابیون بدست میارند خیلی زود سانتا کلارا رو تصرف می کنند. این پیروزی به قدری بزرگ بوده که روز بعد ژنرال باتیستا از کوبا فرار می کنه و فیدل کاسترو اول ژانویه ۱۹۵۹ اعلام میکنه انقلاب پیروز شد.

محلی که این اتفاق افتاده تعدادی از واگن ها همچنان نگهداری میشه و تبدیل به موزه شده.

واگن هایی که اسلحه و سرباز برای سرکوب انقلابیون حمل می کردند

واگن هایی که اسلحه و سرباز برای سرکوب انقلابیون حمل می کردند

بولدوزی که انقلابیون با اون ریل رو جابجا کردند

بولدوزی که انقلابیون با اون ریل رو جابجا کردند

شهر سانتا کلارا بافت نسبتا تاریخی داشت و دیدن شهر به همراه زندگی مردم خالی از لطف نبود.

دانش آموزان کوبایی

دانش آموزان کوبایی

ساختمان های دولتی در سانتاکلارا

ساختمان های دولتی در سانتاکلارا

پارک ویدال در مرکز سانتا کلارا

پارک ویدال در مرکز سانتا کلارا

انواع وسایل حمل و نقل در کوبا

انواع وسایل حمل و نقل در کوبا

بچه های کودکستان رو توی ظهر خوابانده بودند

بچه های کودکستان رو توی ظهر خوابانده بودند

ارنستو چه گوار متولد ۱۹۲۸ و یک پزشک، انقلابی، چریک، سیاستمدار و نظریه پرداز جنگی متولد آرژانتین بود. در کل زندگیش روحیات سرکش و استعمار ستیزانه داشت و بزرگترین موفقیتش انقلاب کوبا به همراه فیدل و رائول کاسترو بود. سال ۱۹۶۵ یعنی ۶ سال پس از انقلاب کوبا رو به قصد صدور انقلاب ترک کرد. تلاش هاش در آفریقا و بولیوی نتیجه خاصی در بر نداشت و در سال ۱۹۶۷ بدست نظامیان بولیوی (و با کمک سیا) دستگیر و اعدام شد. هیچکس از محل دفنش اطلاعی نداشت تا اینکه در سال ۱۹۹۵ یک ژنرال بولیویایی که در دستگیری چه نقش داشت محل دفنش رو فاش کرد. سال ۱۹۹۷ بقایای جسد چه و همرزمانش به کوبا منتقل میشه و در شهر سانتاکلارا دفن میشند.

توی مسیرم به آرامگاه چه و همرزمانش دختر مکزیکی که دو روز پیش دیده بودم رو دوباره دیدم و همراه شدیم. داخل آرامگاه اجازه عکسبرداری نبود. خوشبختانه فقط ما ۲ نفر اونجا بودیم و آرامش داشت. مقبره چه و همرزمانش هر کدوم بصورت جعبه ای کوچک توی دیوار قرار داده شده. یک آتش همیشه روشن هم اونجا هست. حس و حالم وقتی اونجا بودم قابل بیان کردن نیست.

بنای یاد بود چه گوارا. آرامگاه چه زیر این بناست

بنای یاد بود چه گوارا. آرامگاه چه زیر این بناست

تابلوهای مثل این توی کوبا زیاد دیده میشه. بالا نوشته شده انقلاب یعنی: و زیرش جملاتی از رهبران انقلاب آورده شده.

تابلوهای مثل این توی کوبا زیاد دیده میشه. بالا نوشته شده انقلاب یعنی: و زیرش جملاتی از رهبران انقلاب آورده شده.

غروب سانتاکلارا از پشت بام کاسا

غروب سانتاکلارا از پشت بام کاسا

سانتاکلارا در شب

سانتاکلارا در شب

ماریتزا صاحبخانه و دوستش. زبان هم رو بلد نبودیم ولی یک ساعتی با هم صحبت کردیم

ماریتزا صاحبخانه و دوستش. زبان هم رو بلد نبودیم ولی یک ساعتی با هم صحبت کردیم

روز ششم؛ در مسیر وینیالس

خیلی زود از خونه بیرون زدم تا شاید بلیط اتوبوس گیرم بیاد. مسیر تا ترمینال رو پیاده رفتم تا زندگی مردمی که آماده رفتن به سر کار میشدند رو ببینم.

تاکسی درشکه های خطی در سانتاکلارا

تاکسی درشکه های خطی در سانتاکلارا

ساعت ۷:۳۰ ترمینال رسیدم و نفر دوم درب اتاق بلیط فروشی بودم. ساعت ۸ تازه نوبت من شد! این کوبایی ها واقعا کند هستند. خوشبختانه اتوبوس جا داشت و یک بلیط برای ساعت ۸:۵۰ به قیمت ۱۸ کوک خریدم. ۱ کوک هم برای تحویل بار باید میدادم. اتوبوس نمور و کثیف به موقع حرکت کرد و ساعت ۱ به هاوانا رسیدم. اولین تجربه با اتوبوس های ویازول خیلی هم بد نبود.

اتوبوس ویازول. داخل اتوبوس اصلا شبیه بیرونش نبود.

اتوبوس ویازول. داخل اتوبوس اصلا شبیه بیرونش نبود.

ویازول یک اتوبوس از هاوانا به وینیالس Vinales ساعت ۱۴ داشت ولی کسی جوابی نمیداد که جا داره یا نه. ترمینال به قدری بی نظم بود که احتمال کمی میدادم بتونم بلیط بخرم. رفتم بیرون ترمینال و از تاکسی کالکتیوو ها قیمت گرفتم. ۱۵ کوک قیمت دادند ولی به شرطی که ۴ نفر تکمیل بشه. برگشتم توی ترمینال و به یک دختر پسر آلمانی گفتم اگه میرید وینیالس با اتوبوس امید زیادی نیست، بیایید با تاکسی بریم. گفتند تاکسی خیلی گرون میشه و ما میخواهیم با اتوبوس ۱۲ کوک بریم. گفتم اون رو بسپرید به من. برگشتم بیرون و به راننده ها گفتم ما ۳ نفر هستیم، همین الان میخواهیم بریم وینیالس، قیمت اتوبوس هم کرایه میدیم. بعد از کمی و غر و لند نهایتا یک راننده قبول کرد و ما سه نفر با ۳۶ کوک سوار یک پژو ۴۰۵ شدیم و راهی وینیالس شدیم.

راننده خیلی تند میرفت و فاصله ۱۸۰ کیلومتری رو ۲ ساعته رفتیم.

جاده منتهی به روستای وینالس

جاده منتهی به روستای وینالس

راننده ما رو در مرکز شهر وینالس یا بهتر بگم روستای وینالس پیاده کرد. بلافاصله خانمی اومد جلو و گفت کاسا به قیمت شبی ۱۲ کوک داره. اومدم برم خونش رو ببینم که یهو کوین رو دیدم، همون پسر هلندی که توی ترینیداد یک شب هم اتاقم بود. کوین گفت یک کاسا داره که مرکز شهره و چون نزدیک آنتن وای فای وینالس هست توی اتاق هم میتونه به اینترنت وصل بشه!

رفتم اتاقی که کوین گرفته بود رو دیدم. توی وینالس بهتره اتاق بیرون مرکز شهر گرفته بشه ولی این خونه امتیازاتی داشت که متقاعد شدم همینجا بمونم. با صاحبخانه صحبت کردیم و اون هم گفت نیازی به پول اضافه نیست اگر هر دو توی یک اتاق میمونید. کِوین ۱۵ کوک واسه هر شب توافق کرده بود که میشد نفری ۷.۵ کوک.

عصر با کوین کمی توی روستا قدم زدیم و دیدن اصلی رو گذاشتیم برای فردا.

روستای وینالس

روستای وینالس

شام یک پاستای خوشمزه به قیمت ۴ کوک خوردم

شام یک پاستای خوشمزه به قیمت ۴ کوک خوردم

میدان مرکزی وینیالس

میدان مرکزی وینیالس

کاسا د موزیکا یا کاسا د کولتورا (خانه فرهنگ و موسیقی) هر شب برنامه موسیقی و رقص زنده داره. ورودی ۱ کوک

کاسا د موزیکا یا کاسا د کولتورا (خانه فرهنگ و موسیقی) هر شب برنامه موسیقی و رقص زنده داره. ورودی ۱ کوک

روستای ویناس در دره پینار دل ریو Pinar del Rio قرار گرفته و روستا به همراه چشم انداز دره و پارک ملی همگی در لیست جهانی یونسکو ثبت شده. به نظر من زیبایی اصلی این منطقه تپه و کوه های گنبدی آهکی هست که وسط دشت سبز شدند. محلی ها به این تپه ها موگوته Mogote میگند. خاک قرمز رنگ دره پینار دل ریو ویژگی های خاصی داره که این منطقه رو مناسب ترین نقطه دنیا برای کشت تنباکو کرده و کوبایی ها به سیگار برگی که از تنباکوی این منطقه درست میشه افتخار می کنند. آرامش روستای وینالس با خونه های کوچکی که دو تا صندلی گهواره ای توی تراسشون دارند دلیل دیگری هست که توریست ها به این روستا جذب میشند.

روز هفتم؛ روستای وینالس و دره پینار دل ریو

کوین تصمیم داشت بره یکی از غارهایی که اطراف روستا هست رو ببینه. موفق شدم نظرش رو عوض کنم و با هم بریم اسب سواری. تورهای زیادی با عنوان اسب سواری برای دیدن طبیعت اطراف روستا برگزار میشه. شب قبل با یک مغازه دار صحبت های اولیه رو کرده بودم و امروز صبح رفتیم سراغش. نفری ۱۵ کوک برای ۴ ساعت گرفت و گفت تا ۱ ساعت دیگه یک نفر میاد دنبالتون.

با کمی تاخیر یک پسر که لباس کابوی پوشید بود اومد دنبالمون. با هم رفتیم به جایی که اسب ها رو بسته بود. کابوی که اسمش فرانک بود مثل خیلی از کوبایی ها یک کلمه انگلیسی بلد نبود. ازش پرسیدیم نیازی به مهارت اسب سواری نداریم؟ گفت خیالتون راحت اسب ها فول اتومات هستند.

مدت ها بود سوار اسب نشده بودم و اولش کمی اذیت شدم. بعد از ۲۰ دقیقه مچ پام که به رکاب کشیده میشد دچار سوزش شد و دیدم پوستش رفته. از فرانک خواستم اسبش رو با من عوض کنه و مشکلم حل شد.

کوین و فرانک

کوین و فرانک

یکی از برکه های مسیر

یکی از برکه های مسیر

تور قرار بود توی پارک ملی باشه ولی من بیشتر مزرعه و برکه و گاو دیدم 😃 مسیر پر از گل و لای بود و دلم به حال اسب های بیچاره سوخت.

توی یک مزرعه تنباکو توقف کردیم. الان فصل برداشت محصول نبود و در حال شخم زدن زمین بودند. یک مزرعه دار مراحل برداشت تنباکو و خشک کردن و نهایتا درست کردن سیگار برگ رو به اسپانیایی برامون توضیح داد. در آخر دو تا سیگار همون موقع پیچید و بهمون داد تستش کنیم. به گفته مزرعه دار ۹۰ درصد محصول رو باید به دولت بفروشند و فقط ۱۰ درصد رو میتونند برای خانواده و یا فروش به توریست ها تبدیل به سیگار کنند.

مزرعه دار در حال درست کردن سیگار برگ

مزرعه دار در حال درست کردن سیگار برگ

شخم زدن مزرعه برای کاشت تنباکو در وینالس کوبا

شخم زدن مزرعه برای کاشت تنباکو در وینالس کوبا

کلبه هایی که تنباکو رو داخلش آویزان می کنند تا خشک بشه – وینالس کوبا

کلبه هایی که تنباکو رو داخلش آویزان می کنند تا خشک بشه – وینالس کوبا

پیش یک خانواده روستایی دیگه که توی کار کشت قهوه و نیشکر بودند هم توقف کردیم و از نحوه کشت محصولاتشون برامون توضیح دادند.

کلبه وسط مزارع نیشکر و قهوه کوبایی

کلبه وسط مزارع نیشکر و قهوه کوبایی

دانه های قهوه کوبایی

دانه های قهوه کوبایی

وقتی تور تمام شد هم من هم کوین حسابی خسته شده بودیم و سریع خودمون رو رسوندیم به کاسا برای استراحت. سوزش مچ پام که پوستش ازبین رفته بود زیاد شده بود و تا چندین هفته دستم بهش بند بود! شب فهمیدم کوین هم دچار مشکل شده و بدلیل بد بودن زین اسبش پشتش زخم شده.

عصر توی روستا قدم زدم و با چندتا از مغازه دارها صحبت کردم. فهمیدم هیچ کدوم صاحب مغازه نیستند. توی کوبا دولت مالک تمام مغازه هاست و فقط مغازه های بسیار کوچک و خانگی میتونند مالکیت شخصی داشته باشند. قیمت پژو ۴۰۵ دست دوم هم پرسیدم که رقم نجومی ۴۰۰۰۰ کوک جواب گرفتم! مردم کوبا از ترامپ هم بشدت متنفر بودند، تعداد توریست های آمریکایی بشدت کم شده و در نتیجه درامد مردم هم کاهش پیدا کرده.

روستای وینیالس کوبا

روستای وینیالس کوبا

روستای وینیالس کوبا

روستای وینیالس کوبا

مغازه درست کردن سیگار برگ کوبایی

مغازه درست کردن سیگار برگ کوبایی

روز هشتم؛ بازگشت به هاوانا

صبح قبل از ترک کاسا به صاحبخانه گفتیم میشه اتاق رو ساعت ۲ تخلیه کنیم، اون هم موافقت کرد. توی یکی از کافه های وینیالس صبحانه خوردیم و بعدش با چندتا راننده تاکسی صحبت کردیم تا قبول کنن ساعتی که ما میخواهیم بریم به هاوانا. نهایتا یک نفر قبول کرد نفری ۱۵ کوک ساعت ۳ عصر ما رو ببره هاوانا. از تاکسی که خیالمون راحت شد راه افتادیم به سمت هتل لوس جاسمینِس Los Jazmines hotel که روی تپه های اطراف روستا بود. از جاده اصلی و آسفالت نرفتیم و راه میانبر از میان جنگل و مزرعه ها رو انتخاب کردیم. با اینکه مسیر ۴ کیلومتر بیشتر نبود ولی خیلی طول کشید چون پیدا کردن مسیر راحت نبود و خیلی قسمت ها هم گل و لای بود که حرکت رو سخت و کند می کرد. با همه سختی ولی ارزشش رو داشت چون خیلی زیبا بود.

فیدل کاسترو به منطقه پینار دل ریو و وینالس خیلی علاقه داشته و مرتب اینجا میومده. یک بار که بالای این تپه بوده به ذهنش میرسه که منظره به این زیبایی نیاز به هتل هم داره. اینطوری میشه که هتل جاسمینس ساخته میشه.

خاک سرخ و حاصلخیز وینالس کوبا

خاک سرخ و حاصلخیز وینالس کوبا

یکی از اون تپه های آهکی به اسم موگوته Mogote که وسط دشت سبز شده. این یکی خیلی کوچک بود

یکی از اون تپه های آهکی به اسم موگوته Mogote که وسط دشت سبز شده. این یکی خیلی کوچک بود

بعضی جاها پیشروی خیلی سخت میشد

بعضی جاها پیشروی خیلی سخت میشد

بالاخره به هتل جاسمینس رسیدیم

بالاخره به هتل جاسمینس رسیدیم

گروه موسیقی و رقص

گروه موسیقی و رقص

منظره روبرو فوق العاده بود. من و کوین از وسط همین دشت و جنگل اومدیم هتل

منظره روبرو فوق العاده بود. من و کوین از وسط همین دشت و جنگل اومدیم هتل

مسیر برگشت از جاده رفتیم که بسیار ساده و راحت بود

مسیر برگشت از جاده رفتیم که بسیار ساده و راحت بود

تصمیم داشتیم بریم نقاشی مورال Mural که به دستور فیدل روی یک صخره نسبتا صاف بزرگ کشیده شده رو هم ببینیم ولی بدلیل کمبود وقت از برناممون حذف شد. موقع ورود به روستا پیتزای کوبایی خوردیم و رفتیم کاسا تا دوش بگیریم و آماده رفتن به هاوانا بشیم. تاکسی ۱۴:۵۰ درب کاسا بود. یک لادا کوچولو با راننده باحال و دو تا دختر آلمانی که همسفرمون بودند. راننده با این لادا فسقلی ۱۱۵ کیلومتر میرفت و حدود دو ساعته ما رو رسوند به هاوانا.

با این لادا ۱۱۵ کیلومتر بر ساعت می رفت!

با این لادا ۱۱۵ کیلومتر بر ساعت می رفت!

محل اقامتم توی هاوانا هاستلی بود که کوین ۱۰ روز پیش اونجا بوده و خیلی از محیطش راضی بود. شب قبل کوین به صاحب هاستل پیام داده بود که امروز داره میاد و برای دو نفر جا داره؟ اون هم جواب داد که برای خود کوین تخت داره به همون قیمت ۱۰ کوک نرمال هاستل و برای من یک تشک روی زمین به قیمت ۹ کوک.

هاستل کاسا دِ هاتوی Casa de Hatuey با مرکز شهر فاصله داشت و خیلی خیلی ابتدایی بود. یک اتاق ۶ تخته داشت فقط، اتاق دومش رو هم یک پسر دانشجوی آلمانی کلا اجاره کرده بود. یوری صاحب هاستل اتاق خودش و تک تختش رو داد به کوین و همونجا یک تشک هم به من داد. نکته بسیار مثبت هاستل هاتوی فضای بسیار صمیمی و دوستانش بود که مثل یک خونه همه با هم فوری آشنا و هم صحبت می شدند. یکی دیگه از خوبی های هاستل آشپزی یوری بود که شام گیاهی بسیار خوشمزه و صبحانه رایگان داشت. نکات مثبتش باعث میشد کثیفی هاستل و فاصلش از بافت قدیمی هاوانا خیلی به چشم نیاد.

محله اطراف هاستل

محله اطراف هاستل

نفر سمت چپ یوری صاحب هاستل

نفر سمت چپ یوری صاحب هاستل

بعد از خوردن شام همه اهالی هاستل تصمیم گرفتند برند به یک کلاب و بار شبانه به اسم فابریکا. فابریکا قبلا یک کارخانه بوده که الان چند سالی هست محل برگزای نمایشگاه های هنری و تجمع آرتیست ها شده و شب ها هم رقص و پایکوبی برپاست. با اتوبوس و تاکسی خودمون رو به فابریکا رسوندیم. تجربه اتوبوس سواری شبانه در هاوانا هم جالب بود. جوان ها شب ها سیستم صوتی داخل اتوبوس میارند و اتوبوس تبدیل به کلاب میشه!

فابریکا از معدود جاهایی در هاوانا هست که ورودیش برای کوبایی و غیر کوبایی یکیه، ۲ کوک. من خیلی تحمل سر و صدای زیاد رو ندارم و دوست داشتم بعد از نیم ساعت برگردم هاستل بخوابم ولی باید ۲ ساعت دیگه صبر می کردم تا همه با هم برگردیم. از نیمه شب تا ۲:۳۰ صبح اونجا بودیم.

فابریکا، هاوانا، کوبا

فابریکا، هاوانا، کوبا

فابریکا، هاوانا، کوبا

فابریکا، هاوانا، کوبا

فابریکا، هاوانا، کوبا

فابریکا، هاوانا، کوبا

روز نهم؛ آخرین روز در کوبا

تا ساعت ۹ هیچ کدوم از اهالی هاستل از خواب بیدار نشده بودند. یوری که کوین دَدی صداش میکرد بیدار شد و مشغول آماده کردن صبحانه شد. موقع خوردن صبحانه ۳ تا از مسافرهای هاستل که فرانسوی بودند گفتند میخواند برند سوار ماشین های کلاسیک بشند و ۱ نفر میتونه باهاشون بره. هزینه ۱ ساعت سواری با این ماشین ها ۲۵-۳۰ کوک میشد. با تقسیم اون بر ۴ مبلغش زیاد نمیشد و ارزشش رو داشت.

کوین علاقه داشت شغل افراد رو بپرسه. دختر فرانسوی گفت من توی دفتر مرکزی شنل در پاریس کار می کنم. چشمای کوین گرد شد، پرسید پس چطور محل اقامت اینقدر ابتدایی رو برای سفرت انتخاب کردی؟! دختر فرانسوی هم پاسخ داد چون این سبک سفر رو دوست دارم و ربطی به محل کار و درآمد و سبک زندگیم در پاریس نداره.

ساعت ۱۱ -۱۲ بود که با ۳ تا فرانسوی رفتیم بیرون، پیاده تا کاپیتالیو رفتیم. اونجا ماشین های مخصوص اینکار بودند. بعد از صحبت با چندتا از راننده ها نهایتا یک ماشین صورتی رو انتخاب کردند. راننده جاهایی از شهر رو رفت که تقریبا همش رو خودم رفته بودم اما سوار این فورد ۶۰ ساله حس و حال دیگه ای داشت.

فکر کنم غذای نذری میدادند

فکر کنم غذای نذری میدادند

من و فورد قدیمی و دوستان فرانسوی در میدان انقلاب هاوانا

من و فورد قدیمی و دوستان فرانسوی در میدان انقلاب هاوانا

شوفر خوش خنده

شوفر خوش خنده

تندیس جان لنون خواننده راک و آهنگساز بریتانیایی و از موسسان گروه بیتلز. عینک این مجسمه بارها دزدیده شده و حتی مدتی نگهبان برای محافظت از عینک گِردش گذاشته شد. ولی ظاهرا نگهبان هم نتونسته ازش محافظت کنه.

تندیس جان لنون خواننده راک و آهنگساز بریتانیایی و از موسسان گروه بیتلز. عینک این مجسمه بارها دزدیده شده و حتی مدتی نگهبان برای محافظت از عینک گِردش گذاشته شد. ولی ظاهرا نگهبان هم نتونسته ازش محافظت کنه.

بعد از ماشین سواری از فرانسوی ها خداحافظی کردم و آخرین گشت و گذار رو توی کوچه پسکوچه های هاوانا داشتم.

نوازنده های کوبایی

نوازنده های کوبایی

خیابان های هاوانا

خیابان های هاوانا

بقالی

بقالی

شب هم توی هاستل بعد از شام خوشمزه بساط رقص و پایکوبی به راه بود.

شام آخر در کوبا

شام آخر در کوبا

کوین پسر باحال هلندی که چند روزی با هم سفر کردیم

کوین پسر باحال هلندی که چند روزی با هم سفر کردیم

صبح روز بعد ساعت ۶:۴۰ صبح از هاستل زدم بیرون و با اتوبوس خودم رو رسوندم به ترمینال ۲ فرودگاه خوزه مارتی و از اونجا هم با تاکسی رفتم تا ترمینال ۳ که ترمینال بین المللی بود. یک صف طولانی برای چینج کردن کوک هایی که داشتم ایستادم. بعدش یک صف طولانی برای گرفتن کارت پرواز و صف طولانیتر برای خوردن مهر خروج توی پاسپورتم داشتم. صف بعدی برای بازرسی بدنی بود. همه چیز توی فرودگاه کند پیش میره. نهایتا به سختی به پروازم رسیدم. پرواز ۱ ساعته تا کنکون مکزیک به صحبت کردن با دختر کنار دستم گذشت. بیتا متولد آلمان و از یک خانواده ایرانی بود که در کمال تعجب فارسی رو خوب صحبت میکرد و خودش رو ایرانی میدونست نه آلمانی. یاد هموطنایی افتادم که بعد از چند هفته زندگی کردن در یک کشور خارجی، دیگه خودشون رو ایرانی نمیدونند.

هزینه های سفر به کوبا

کوبا میتونه یک مقصد بسیار گرون یا یک مقصد متوسط باشه. اگر بیشتر وقتتون رو به شهر ساحلی وارادرو Varadero برید، از شن های سفید اونجا لذت ببرید و توی هتل های گرون قیمتش اقامت کنید مسلما هزینه هاتون خیلی زیاد میشه. اگر سعی کنید به سبک خود کوبایی ها غذا بخورید و رفت و آمد کنید (تا جایی که دولت اجازه میده)، میشه هزینه ها رو خیلی کاهش داد.

اول سفرنامه بطور مفصل از پول کوبا و هر دو نوعش گفتم. بخشی از هزینه های من به پزو ملی کوبا Cup بود و بخش زیادتریش به کوک Cuc . برای راحتی تمام هزینه هام رو به کوک تبدیل کردم. کلیه هزینه های من در سفر ۹ روزه کوبا شامل موارد زیر میشه:

  • غذا و نوشیدنی و میوه: ۷۱ کوک
  • حمل و نقل داخل شهری و بین شهری: ۹۹ کوک
  • ۹ شب اقامت در هاستل و کاسا پارتیکولار: ۸۸ کوک
  • ورودیه ها و تورها: ۲۹ کوک
  • اینترنت: ۷ کوک

کلیه هزینه های سفرم به کوبا ۲۹۴ کوک شد. هر کوک معادل ۱ دلار هست و در زمان سفر هر دلار ۴۱۵۰ تومان بود که با این حساب هزینه های سفرم به کوبا میشه ۱،۲۲۰،۱۰۰ تومان.

البته این بجز هزینه رفت و و برگشت به کوبا و ویزای کوباست.

قیمت بلیط پرواز به کوبا

کاملا طبیعیه که از ایران هیچ پرواز مستقیمی به کوبا وجود نداشته باشه. من از شهر کنکون مکزیک یک بلیط رفت و برگشت به کوبا با ایرمکزیکو خریدم که ۲۲۰ دلار شد.

بهترین بلیط از ایران به کوبا رو میتونید با هواپیمایی ایرفلوت روسیه داشته باشید. اگر زود پروازتون رو رزرو بکنید با ۹۰۰ دلار هم میشه بلیط رفت و برگشت ایران به کوبا رو خرید. این پرواز از تهران تا مسکو ۴ ساعت هست و بعد از یک توقف یکی دو ساعته در فرودگاه مسکو که هیچ نیازی به ویزای ترانزیت هم نداره (تا ۲۴ ساعت) با پرواز مسکو-هاوانا که کمی بیش از ۱۲ ساعت هست راهی کوبا میشید.توی پرواز برگشت معمولا توقف طولانیتر هست ولی در شرایط عادی زیر ۲۴ ساعت در مسکو توقف دارید.

در آخر اینکه برای پیدا کردن همه بلیط های ارزان به کوبا می تونید به راهنمای خرید بلیط ارزان مراجعه کنید.

تاریخ سفر: پاییز ۱۳۹۶

۴۶دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
م
محمد
۲ ماه پیش

سلام
سفرنامه هاتون میخونم و خیلی لذت میبرم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

سلام و سپاس محمد عزیز

پاسخ
پاسخ
ا
امیر
۲ ماه پیش

درودخفقان دراین کشوربیدادمیکنه چگونگی وصل شدن اینترنت هم خودش داستانی داره کلابدردزندگی نمی خوره امامردمان شادوسرزنده ای داره وبی خودنیست که خیلی هاازاین کشورمهاجرت میکنندوبه کشورهای دیگه میرن

پاسخ
پاسخ
ح
حسین
۲ ماه پیش

سلام
مرسی از مطالبی که میزاری خیلی خوبه .من قصد سفر به آمریکای مرکزی رو دارم واسه چند ماه دیگه و بیلیط تا کوبا رو تهیه کردم ،دو تا سوال دارم یکی این که اینستاگرام نداری ؟ دوم این که از کوبا به مکزیک ایرلاین ایرمکزیکو محدودیت بارت چقدر بود ،میشد زیادش کرد یا نه؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

سلام حسین جان
من کوله پشتی رو بردم داخل کابین و اصلا باری نداشتم، برای همین یادم نیست بار مجاز چقدر بود. اکثر ایرلاین ها با پرداخت مبلغی میشه بار اضافه برد، باید به وبسایتشون برید و قوانینش رو مطالعه کنید.
لینک اینستاگرام پایین تمام صفحات هست.

پاسخ
پاسخ
پ
پروین
۲ ماه پیش

سلام احمد آقا. مثل همیشه عالی نوشتید و ما رو شریک لحظه هاتون کردید.
توی خیابونهای کوبا خط کشی درست درموونی به چشمم نخورد! اونجا ها خبری از ترافیک مثل تهران نبود؟ با اون ماشینهای فانتزیشون بعید می دونم اون حجم راننده و ماشین تک سرنشین توی خیابونهاشون باشه!

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

سلام دوست عزیز
بله توی کوبا خبری از ترافیک نیست

پاسخ
پاسخ
ا
الناز
۲ ماه پیش

سلام
تو سفرنامه خونده بودم که اگر ویزای کانادا داشته باشیم می تونیم بدون نیاز به ویزا و تنها با خرید یک کارت گردشگری به کوبا سفر کنیم. چون گفته بودید چک کنیم حتماً من تماس گرفتم سفارت؛ ظاهراً از سال 2018 این قانون برای پاسپورت های ایرانی لغو شده. :(

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

سلام
این قانون جدیده، بعید میدونم هنوز نیومده حذف بشه. متاسفانه سفارت کوبا در تهران جزو سفارت های کلاه بردار حساب میشه و نمیشه به حرف هاشون اعتماد کرد.

پاسخ
پاسخ
ا
الناز
۲ ماه پیش

مرسی گه گفتین. پس ما سعی می کنیم بریم یکی از کشورهای اطرافش و از اونجا واسه کوبا اقدام کنیم.

پاسخ
پاسخ
س
سید مجتبی
۳ ماه پیش

سلام جناب خانی.
از خواندن سفرنامه شما مثل همیشه لذت بردم. مدتیه سایتی درست کردم و سفرنامه هامو توش می نویسم. مشخصه که برای ویرایش عکسها و تنظیم متن ساعتها وقت گذاشتی.
اگر توصیه خاصی در مورد تهیه مطالبت برای درج در سایت داری خوشحال میشم با من هم در میون بذاری.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام دوست عزیز
بله کار زمان بریه و باید آمادگیش رو داشته باشی. توصیه ای که دوستم به من کرد و به نظر خیلی خوب بود این هست: مثل خودت بنویس نه کس دیگه

پاسخ
پاسخ
ا
امیر امجدیان
۳ ماه پیش

سلام و متشکر بابت اینهمه زحمت ک برای نوشتن سفرنامه می کشی...منتظر مکزیکم احمد آقا

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام امیرجان
چشم

پاسخ
پاسخ
u
underskyofnorway
۳ ماه پیش

سلام احمد جان.باز هم یک سفرنامه خوب و جذاب دیگه! گل کاشتی مارکوپولو جان :-) خوشم میاد که هر جایی سفر میکنی،میری داخل فضای خود مردمش که بهترین راه برای دیدن یک کشور و آشنایی با آداب و رسومش همین راهه.خسته نباشی

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام دوست عزیز
آره به نظرم سفر غیر از این نیست. البته من سفرهام کوتاهه و اونطور که دلم میخواد فرصت دیدن زندگی مردم رو ندارم

پاسخ
پاسخ
د
داور
۳ ماه پیش

سلام
مثل همیشه خیلی جالب و جذاب بود
کاساها یا خانه ها اونقدر امن هستند که کوله پشتی رو بزاری و بری بیرون؟
توی مزرعه تولید سیگا ر برگ و قهوه ازتون پول گرفتن یا انتظار انعام داشتند؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام دوست عزیز
بله کوبا فوق العاده امن، کاسا هتل هاستل همه امنه.
ما پول تور دادیم و اون خودش با مزرعه ها هماهنگ کرد، پول اضافه تر ندادیم.

پاسخ
پاسخ
ف
فاطمه
۳ ماه پیش

سلام روزتون بخیر
واقعا بتون تبریک میگم بخاطر قلم خوبتون و سفرنامه های جذابتون. من که به شخصه هر روز وبسایتتون رو به امید سفرنامه جدید چک می کنم و همه سفرنامه ها رو خوندم. راستش رو بخوام بگم کلی هم به شیوه زندگی پر از هیجانتون غبطه می خورم.
سفرنامه کوبا برام خیلی جالب بود و به قول خودتون نمیشه کوبا رو دید و قضاوت نکرد و یاد چیزهایی نیوفتاد.
من قبلا کتاب سفرنامه کوبا از منصور ضابطیان رو خونده بودم و همینقدر برام جالب بود و زمانی که فهمیدم شما هم قراره سفرنامه کوبا بنویسید کلی ذوق زده شدم که دوباره می تونم به کوبا سفر کنم البته سفری خیالی.
بتون پیشنهاد میدم کتاب آقای ضابطیان رو هم بخونید حتما برای شما هم جالبه.
همیشه به سفر باشید و خوش حالی

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام فاطمه جان
ممنون از پیشنهادت، فرصت کنم حتما میخونم

پاسخ
پاسخ
م
مهدی فراشی
۳ ماه پیش

سلام، جناب خانی عزیز...مثل همیشه سفرنامه عالی و جذاب بود
سئوال اینکه آیا اطلاعات بیشتری در مورد کارت توریستی برای دارندگان ویزای امریکا، کانادا و اتحادیه اروپا که گفتین، دارین؟ یعنی این کارت پای پرواز کوبا داده میشه؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام مهدی جان
شهروندان اکثر کشورهای غربی همین کارت توریستی کوبا رو توی فرودگاه و قبل از پرواز میگیرند و به کوبا سفر می کنند. توی قوانینشون برای ایرانی ها با این ویزاها هم باید بشه ولی هنوز ایرانی که با این کارت توریستی به کوبا رفته ندیدم. شما اگر تجربه کردید به بقیه مخاطبان هم اطلاع بدید.

پاسخ
پاسخ
م
مهرداد سنایی
۳ ماه پیش

سلام ایام تان به کام من مهرداد سنایی هستم ساکن گرجستان شهر باتومی آیا شما همیشه تنها سفر میکنید من مایل هستم در بعضی سفرها با شما همراه شوم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام دوست عزیز
بله من معمولا تنهایی سفر می کنم

پاسخ
پاسخ
م
میثم
۳ ماه پیش

سلام و خسته نباشید حسابی
واقعا از این سبک سفر خوشم می اد و خودم هم چند وقتی هست شروع به این نوع سفر کردم.
یه سوال من می خواستم پروازی و برای ورشو رزرو کنم. ارزون ترین پرواز ، پرواز مسکو بود ولی زنگ زدم به آژانس گفت باید 100 یورو ویزا ترانزیت هم پرداخت کنی!
شما تو سفرنامت گقتی تا 24 ساعت نیاز به ویزا نیست. مطمئن هستین؟! برای بنده هم صدق می کنه؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام میثم جان
اگر پرواز ورود و خروج به روسیه در یک فرودگاه و یک ایرلاین باشه و سالن ترانزیت رو ترک نکنی، نیازی به ویزای ترانزیت روسیه نداری

پاسخ
پاسخ
ب
بهناز
۳ ماه پیش

سلام من تقریبا هرروز به صفحه شما سر میزنم خیلی عالی می نویسید.
من یک دخترم میترسم شروع کنم به گردشگری .خوشبحالتون...امیدوارم همیشه شاد باشید

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام بهنازجان
مقاله شروع جهانگردی رو مطالعه کنید، شاید بهتون کمک کنه

پاسخ
پاسخ
آ
آریا
۳ ماه پیش

خیلی خوب بود احمد آقا جان!خیلی دوست دارم به این کشور سفر کنم.همیشه خوش باشید.به امید همسفر شدن با شما دوست خوبم!❤😙😚

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام آریا جان
ممنونم. امیدوارم از نزدیک کوبا و مردمانش رو ببینی

پاسخ
پاسخ
ق
قاسم
۳ ماه پیش

احمد اقا درود
یه سوال فنی... منتظر بودیم برویم مکزیک سر از کوبا در اوردیم؟؟ فدات

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام قاسم جان
از بلیز رفتم مکزیک، از مکزیک به کوبا، بعد از کوبا دوباره برگشتم به مکزیک و مرکز کشور رو دیدم. چون سفر کوبا زودتر از مکزیک تمام شده اول اومد. سفرنامه مکزیک رو هم دارم مینویسم.

پاسخ
پاسخ
H
Hamid Sohrabi
۳ ماه پیش

عالی مثل همیشه

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

مرسی حمید جان

پاسخ
پاسخ
م
مهدی
۳ ماه پیش

سلام سلام
من همچنان آبشار آنجلم آرزوست :-)
تند تند سفرنامه جدید بزار لطفا
تنکیو

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام مهدی جان
آبشار آنجل سفرنامش در وبسایت هست، خیلی خوب بود

پاسخ
پاسخ
م
منصوره
۳ ماه پیش

سلام احمد آقا.باز هم مارو مست سفرنامتون کردید.انقدر قشنگ مینویسی که من به شخصه احساس میکنم اونجا بودم و تا چند ساعت خواندن سفرنامه شما به من لذت بسیار خوبی میده.همیشه به سفر باشی و تجربه های خوبت رو برای ما بنویسی برادرررررررر

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام منصوره جان
خوشحالم که نوشته هام این حس خوب رو به شما منتقل کرده

پاسخ
پاسخ
ح
حسین
۳ ماه پیش

سلام اقای خانی عزیز واقعا خسته نباشید ،خیلی با نوشته هات حال میکنم ،میتونم بگم سفر نوشت شما شده مثل یه سریالی زیبا که درونش پر است از حس ،احساس،واقعیت و... است که مرتب پیگیری میکنم و منتظر هستم که نوشته هاتون تو این سریال (سفر نوشت)به روز شود و بخونیم و حال کنیم و تجربه کسب کنیم ،و من منتظر سفر نوشت هاتون تو افریقا هستم ،انشالله همچنان سَر زنده و سر حال باشی برا سفرهای اینده

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام حسین جان
امیدوارم به این خوبی که شما توصیف کردی باشه.
آفریقا رو توی فکرش هستم و امیدوارم یک فرصت آزاد برای نوشتنش پیدا کنم.

پاسخ
پاسخ
ادامه...