سفرنوشت

سفرنامه گامبیا

سفر به گامبیا Gambia و اتفاقاتش بیش از هر چیزی متاثر از ویزای گامبیا بود. برای همین اولین موردی که بهش اشاره میکنم ویزای گامبیاست و سپس سفرنامه گامبیا. گامبیا با مساحت ۱۰ هزار کیلومتر مربع و جمعیت ۲ میلیون نفری کوچکترین کشور قاره آفریقاست. ۹۰ درصد مردم مسلمان سنی و صوفی با شاخه های مالکی، تیجانیه، قدیریه و احمدیه هستند. گامبیا مستعمره بریتانیا بوده و زبان رسمی کشور انگلیسی هست. سال ۱۹۶۵ از انگلستان مستقل شد و در یک دوره کوتاه ۷ ساله در دهه ۸۰ میلادی با سنگال یکپارچه شد و فدراسیون سنه گامبیا Senegambia رو شکل دادند. تنها همسایه گامبیا کشور سنگال هست. نقشه رو که میبینی گامبیا مثل یک زبان داخل دهن سنگال پیش رفته و یجورایی بریتانیا این زبون رو از حلقوم فرانسه بیرون کشیده. همین شکل خاص گامبیا قصه سفر ما رو شکل داد. گامبیا به موازات رودخانه بزرگ گامبیا شکل گرفته و اقتصاد کشور بر پایه کشاورزی، ماهیگیری و توریسم هست.

این نقشه سنگال و گامبیا به وضوح نشون میده چطور گامبیا توسط سنگال احاطه شده

این نقشه سنگال و گامبیا به وضوح نشون میده چطور گامبیا توسط سنگال احاطه شده

ویزای گامبیا

گامبیا توی ایران سفارت نداره و ما هم برای گرفتن ویزای گامبیا به سفارت گامبیا در داکار پایتخت سنگال مراجعه کردیم. اولین نفراتی بودیم که به سفارت رفته بودیم و جایی خونده بودم ویزای گامبیا ۱ روزه در داکار آماده میشه. فرمی که بهمون دادند رو پر کردیم و به همراه مدارکی که باید ارائه میدادیم و ۳۵۰۰۰ فرانک غرب آفریقا (۶۰ دلار)، همه رو آماده کردیم و تحویل دادیم. نیم ساعت بعد گفتند ایرانی ها بیاند. رفتیم توی اتاقی که خانم مسوول ویزا نشسته بود. بهمون گفت شما ایرانی هستید و جزو کشورهایی هستید که باید برای دریافت ویزای گامبیا کلیرنس Clearance داشته باشید. تعداد این کشورها به انگشتان دو دست هم نمیرسه ولی از شانس بد ایران جزو لیست بود.

چانه زدن با خانم هم فایده نداشت و گفت علی رغم اینکه خیلی دوست دارم کمکتون کنم ولی کاری از دستم بر نمیاد. برگشتیم به اتاق انتظار و سعی کردیم کسی رو در گامبیا پیدا کنیم که بتونه این کلیرنس که اول فکر می کردیم یک دعوتنامه عادی هست رو برامون بفرسته. بعد از کلی تلفن زدن و صحبت با افرادی که توی سفارت بودند متوجه شدیم این کلیرنس داستان ها داره. یک نفر باید توی گامبیا به اداره پلیس مراجعه کنه، تعهد بده که مسوولیت تمام کارهای شخصی که به گامبیا میاد رو میپذیره، ۶۰ دلار برای هر نفر پرداخت کنه و بعد از گرفتن کلیرنس اصلش رو برای ما ارسال کنه تا ببریم سفارت و ویزا بگیریم. این روند به قدری سخت و هزینه بر و زمانبر بود که معلوم بود شدنی نیست. دوباره رفتیم توی اتاق خانم مسوول و مشغول چانه زنی برای گرفتن ویزای ترانزیت شدیم. باز هم پس از صحبت با رئیسش یک نه محکم شنیدیم. شهرزاد که قبل از ما داخل اتاق رفته بود از بین صحبت های تلفنی خانم مسوول و رئیسش نکته بدردبخوری گیرش اومده بود. گامبیا و سنگال در مرز شمالی دوتا گذرگاه اصلی دارند. یکی گذرگاه کارانگ Karang در غرب که برنامه ما هم بود و برای رفتن به پایتخت گامبیا یعنی شهر بانجول Banjul استفاده میشه. احتمال اینکه اجازه ترانزیت از این مرز به ما داده بشه صفر هست. گذرگاه کئور آیوپ Keur Ayip در مرکز و جایی واقع شده که گامبیا لاغر شده و از این مرز ترانزیت اصلی بین شمال و جنوب سنگال انجام میشه. شانس کمی وجود داشت اجازه ترانزیت از این مرز رو بدهند و ما تصمیم گرفتیم شانسمون رو امتحان کنیم.

روز اول: عبور از سوما و انتظار

فاصله مرزبانی سنگال و گامبیا خیلی کم بود و بعد از ۳ دقیقه رسیدیم. سعی کرده بودیم لباسی بپوشیم که زیادی توریست به نظر برسیم. ماموران مرزبانی گامبیا مودب و خوش برخورد بودند و خوشبختانه به خوبی هم انگلیسی صحبت می کردند. گفتیم میخواهیم از کشور شما عبورکنیم و بریم جنوب سنگال. گفتند ویزای ترانزیت نیاز دارید، ۵۰۰۰ فرانک غرب آفریقا (کمتر از ۸ یورو). خیلی بهتر و راحت تر و ارزانتر از اون چیزی بود که انتظارش رو داشتیم. توی سفارت گامبیا در داکار ویزای ترانزیت ۳۰۰۰۰ سفا بود که تازه به ما ندادند. جسارتمون بیشتر شد و گفتیم حالا که تا اینجا اومدیم بدمون نمیاد یکی دو روزه کشور زیبای شما رو هم ببینیم، ویزای عادی بدید. سرشون رو کردند روی برگه که به دیوار زده شده بود، اسم همه کشورها بود. لعنتی اسم ایران رو بولد نوشته بود. گفتند نمیشه، کلیرنس میخواهید. گفتیم اکی همون ویزای ترانزیت رو بدید قربون دستتون. توی مدتی که داشتند مهر ورود میزدند با افسر ارشدشون گپی زدم. ایران رو دوست داشت و از ارتش قوی ایران گفت. آخر سر هم تاکید کرد سریع از مرز جنوبی گامبیا خارج بشید.

یک تاکسی گرفتیم به سمت شهر فارافنی Farafenni و اونجا کمی پول تبدیل کردیم. واحد پول گامبیا دالاسی Dalasi هست و هر ۵۰ دالاسی معادل ۱ دلار هست. البته در قسمت های مرکزی گامبیا که محل ترانزیت سنگالی هاست به راحتی فرانک غرب آفریقا را هم قبول می کنند.

دالاسی پول کشور گامبیا

دالاسی پول کشور گامبیا

از همون بدو ورود معلوم بود مردم گامبیا بازتر و خنده رو تر از دو کشور قبلی یعنی موریتانی و سنگال هستن

از همون بدو ورود معلوم بود مردم گامبیا بازتر و خنده رو تر از دو کشور قبلی یعنی موریتانی و سنگال هستن

تاکسی که باهاش تا فارافنی رفتیم

تاکسی که باهاش تا فارافنی رفتیم

دستفروش ها صبحانه میفروختند

دستفروش ها صبحانه میفروختند

از فارافنی یک تاکسی گرفتیم به سمت جنوب تا ساحل رودخانه گامبیا و اسکله. توی اسکله خیلی شلوغ بود و بین هیاهوی ماشین ها، اتوبوس ها و مردمی که سوار فری (اتوبوس دریایی) میشدند، ما هم بدون بلیط سوار شدیم. ۱۵ دقیقه روی رودخانه بودیم تا به سمت دیگه برسیم. یک پل هم برای این مسیر ساخته شده بود که قرار بود به زودی توسط رئیس جمهور افتتاح بشه.

ماشین ها در حال سوار شدن به اتوبوس دریایی (فری، لندی گراف و بارج اسم های دیگرش هست)

ماشین ها در حال سوار شدن به اتوبوس دریایی (فری، لندی گراف و بارج اسم های دیگرش هست)

این پلی هست که به زودی افتتاح میشه و دو طرف رودخانه گامبیا رو به هم متصل میکنه

این پلی هست که به زودی افتتاح میشه و دو طرف رودخانه گامبیا رو به هم متصل میکنه

اتوبوس دریایی در حال پهلو گرفتن در ساحل جنوبی رودخانه گامبیا

اتوبوس دریایی در حال پهلو گرفتن در ساحل جنوبی رودخانه گامبیا

مسافر خندان

مسافر خندان

خارج شدن از اتوبوس دریایی

خارج شدن از اتوبوس دریایی

در حال خروج از لندیگراف

در حال خروج از لندیگراف

سمت دیگر رودخانه سوار ون هایی شدیم که به شهر سوما Soma می رفتند. به سوما که رسیدیم چند کیلومتری بیشتر با مرز جنوبی فاصله نداشتیم. باید تصمیم میگرفتیم به سمت غرب بریم و بانجول رو ببینیم یا از همون سمت خارج بشیم. با توجه به تاکیدی که موقع ورود کرده بودند که سریع خارج بشید و ترانزیتی نبودن جاده ۲ ساعته به غرب و چک پوینت های احتمالی توی مسیر تصمیم گرفتیم از همین مرز خروجی خارج بشیم و سمت غرب نریم. دو ساعتی توی شهر سوما گشت زدیم، بازار روزش رو دیدیم و توی یک رستوران املت خوردیم.

رسیدن به شهر سوما

رسیدن به شهر سوما

گامبیایی های دوست داشتنی

گامبیایی های دوست داشتنی

پمپ بنزین شهر سوما

پمپ بنزین شهر سوما

بازار شهر سوما

بازار شهر سوما

میوه کولا که برای تقویت آقایان خورده میشه توی گامبیا هم خیلی طرفدار داره

میوه کولا که برای تقویت آقایان خورده میشه توی گامبیا هم خیلی طرفدار داره

بازار سوما در مرکز گامبیا

بازار سوما در مرکز گامبیا

بالا سمت چپ بادام زمینی هست که طعمشون عالی بود

بالا سمت چپ بادام زمینی هست که طعمشون عالی بود

بازار شهر سوما

بازار شهر سوما

بازار سوما

بازار سوما

شهر سوما در مرکز کشور گامبیا

شهر سوما در مرکز کشور گامبیا

راحت قبول میکردند عکس بگیرند

راحت قبول میکردند عکس بگیرند

خیابان اصلی شهر سوما

خیابان اصلی شهر سوما

صبحانه دیرهنگام

صبحانه دیرهنگام

حجاب مسلمان های غرب آفریقا جالب بود، فقط موی سر براشون مهم بود

حجاب مسلمان های غرب آفریقا جالب بود، فقط موی سر براشون مهم بود

با چندتا گاری چی که گاری هاشون با خر کشیده میشد صحبت کردیم تا باهاشون فاصله ۶ کیلومتری تا مرز رو بریم اما هیچکس قبول نمیکرد. بعدا فهمیدیم جاده شیب زیاده داره و این خرهای بیچاره زورشون نمیرسه. ما هم با تاکسی تا مرز رفتیم.

جلوی ساختمان مرزبانی دو تا خانم بداخلاق زیر سایه بون نشسته بودند. پاسپورت ها رو بهشون دادیم و پرسیدیم تا کی باز هستید؟ براشون عجیب بود سوالمون. توضیح دادیم ما میخواهیم بریم تا بانجول و برگردیم. گفتند برید داخل با رئیس صحبت کنید. مرد جوانی به اسم لامن اونجا نشسته بود و براش توضیح دادیم ما میخواهیم بانجول رو ببینیم و برگردیم همین مرز یا از همون مرز غربی خارج بشیم. گفت نمیشه توی راه کنترل پلیس هست و به شما اجازه عبور نمیده. گفتیم خوب یک نامه بنویس تا ما به پلیس نشون بدیم و عبور کنیم. گفت نمیتونم به همه چک پوینت ها زنگ بزنم و توضیح بدیم. بیست دقیقه ای ما راه حل پیشنهاد میدادیم و اون میگفت نمیشه. نهایتا گفتیم خوب تو یک راه پیشنهاد بده ما تا اینجا اومدیم بتونیم گامبیا رو ببینیم. لامن گفت یک راه داره، فردا یک نفر با شما بیاد و هرکجا رو میخواهید ببینید.

پرسیدیم خوب تا شب چکار کنیم و کجا بخوابیم؟ گفت همینجا پیش ما. قسمت سخت این بود بپرسیم هزینه این کار چقدره. طوری که ناراحت نشه این رو پرسیدیم. نفری ۱۰۰۰۰ فرانک غرب آفریقا برای هر نفرمون میگرفتند. اینکه این پول تو جیب یک نفر میرفت یا همشون یا اصلا رسمی بود یا غیر رسمی رو نمیدونم ولی قیمت خوبی داده بود. قبول کردیم.

پاسپورت هامون دست لامن موند و ما هم جلوی مرزبانی ولو شده بودیم. بعد از نیم ساعت گفتند اینجا نمیشه بمونید، یک حصیر پشت مرزبانی برامون انداختند و اونجا مشغول استراحت شدیم. ۱ ساعت بعد هم دعوتمون کردند بریم باهاشون ناهار بخوریم. غذایی شبیه چبوجن سنگالی ها داشتند. خوشمزه بود و تجربه جالبی بود با مرزبان ها غذا خوردن. خانم های مرزبان هم از وقتی فهیمه بهشون رژ لب داده بود اخمشون وا شده بود و میخندیدند.

ناهار خوردن کنار مرزبان های گامبیا

ناهار خوردن کنار مرزبان های گامبیا

اون گوشه کنار دو تا صندلی جایی بود که برای ما حصیر انداختند

اون گوشه کنار دو تا صندلی جایی بود که برای ما حصیر انداختند

خشت درست کرده بودند

خشت درست کرده بودند

فسقلی های گامبیایی دوست داشتنی

فسقلی های گامبیایی دوست داشتنی

خرهای غرب آفریقا خط جالبی پایین گردنشون داشتند

خرهای غرب آفریقا خط جالبی پایین گردنشون داشتند

گذراندن وقت در مرزبانی

گذراندن وقت در مرزبانی

ماشین ها و مسافران زیادی از جلوی مرزبانی عبور می کردند

ماشین ها و مسافران زیادی از جلوی مرزبانی عبور می کردند

تا عصر اون اطراف مرز گشت زدیم، با بچه ها بازی کردیم و خودمون رو مشغول کردیم. خوشبختانه سیم کارت سنگال سیگنال داشت. عصر به لامن گفتیم باید بریم شهر تا کمی خوراکی بخریم. یکی از پلیس ها را با ما فرستاد تا به سوما بریم. کمی خرید کردیم، توی یک کافه چایی خوردیم، پول تبدیل کردیم و برای مرزبان ها شام خریدیم.

شهر سوما در شب

شهر سوما در شب

لوح های چوبی آموزش قرآن

لوح های چوبی آموزش قرآن

فهیمه به بچه ها قرآن یاد میداد

فهیمه به بچه ها قرآن یاد میداد

گوشت قرمز پخته شده برای مرزبان ها خریدیم

گوشت قرمز پخته شده برای مرزبان ها خریدیم

موقع خواب دو تا گزینه بهمون دادند، یک اتاق داخل یا تخت جلوی مرزبانی و یا هر دو. با اینکه تخت جلوی مرزبانی کوچک بود ولی تصمیم گرفتیم برای امنیت بیشتر همه جلوی مرزبانی بخوابیم.

فهیمه با تک چراغ جلوی مرزبانی داره کتاب گل صحرا رو میخونه و نمیتونه ازش دل بکنه

فهیمه با تک چراغ جلوی مرزبانی داره کتاب گل صحرا رو میخونه و نمیتونه ازش دل بکنه

تختی که روش خوابیدیم خیلی کوچک بود و حتی پاهای من هم کامل جا نمیشد چه برسه به پاهای امید! مرزبان ها ابتکار به خرج دادن و این صندلی رو برای کمک به امید آوردند

تختی که روش خوابیدیم خیلی کوچک بود و حتی پاهای من هم کامل جا نمیشد چه برسه به پاهای امید! مرزبان ها ابتکار به خرج دادن و این صندلی رو برای کمک به امید آوردند

روز دوم: بریکاما و تنجی

با اینکه تخت بسیار قدیمی بود و فنرهاش بدنم رو سوراخ کرد ولی چون هوا خوب بود و نسیم ملایمی میومد شب رو تونستم بخوابم. صدا و نور ماشین ها که در تمام طول شب تردد داشتند کمی اذیت کننده بود. صبح کمی قبل از ۷ بیدار شدم و ساعت ۸ صبح در حالیکه ۴ تا پاسپورتمون توی جیب لامن بود، کوله ها رو برداشتیم و به همراهش سوار تاکسی شدیم تا به شهر سوما بریم. توی سوما سوار ون هایی شدیم که به سمت غرب و شهر بریکاما Brikama می رفت.

مرزبانی گامبیا. اون گوشه سمت راست تخت ما هست

مرزبانی گامبیا. اون گوشه سمت راست تخت ما هست

مرزبانی گامبیا

مرزبانی گامبیا

داخل ون به سمت بریکاما

داخل ون به سمت بریکاما

به سمت بریکاما

به سمت بریکاما

دو ساعت بعد به شهر بریکاما رسیدیم و سر یک کوچه پیاده شدیم. ده دقیقه ای پیاده رفتیم تا به خونه لامن رسیدیم. خانه بزرگی داشت که به همراه مادرش زندگی میکرد. مادرش معلم مدرسه بود و اون موقع خونه نبود. قدری استراحت کردیم و از پرتقال های خوشمزه حیاطشون خوردیم. پیاده راه افتادیم تا به خیابان اصلی برسیم و از اونجا به سمت مرکز شهر تاکسی گرفتیم.

اول رفتیم بازار شهر و گشتی اونجا زدیم. بازار سوما جالب تر از بازار بریکاما بود. ظهر شده بود و همه گرسنه بودیم، گرمای هوا هم آزار دهنده بود. ناهار خوردیم، پول تبدیل کردیم و رفتیم به سمت بازار صنایع دستی بریکاما. بازار بزرگی بود و دو ساعتی مشغول بازدید، خرید و لذت بردن بودیم.

مدرسه در بریکاما

مدرسه در بریکاما

مسجد و مدرسه مذهبی در بریکاما

مسجد و مدرسه مذهبی در بریکاما

حیاط مدرسه مذهبی

حیاط مدرسه مذهبی

بازار بریکاما

بازار بریکاما

بازار بریکاما یکی از شهرهای بزرگ گامبیا

بازار بریکاما یکی از شهرهای بزرگ گامبیا

میوه درخت بائوباب

میوه درخت بائوباب

از این چوب ها صنایع دستی زیبا درست میکنه

از این چوب ها صنایع دستی زیبا درست میکنه

بازار صنایع دستی بریکاما در گامبیا

بازار صنایع دستی بریکاما در گامبیا

صنایع دستی گامبیا

صنایع دستی گامبیا

تا غروب زمان زیادی نمانده بود و فقط یک شهر دیگه رو باید میدیدم. بین پایتخت یعنی شهر بانجول و شهر تنجی Tanji یکی از بزرگترین شهرهای ماهیگیری غرب آفریقا باید یکی رو انتخاب میکردیم. تنجی رو انتخاب کردیم و با یک تاکسی توافق کردیم ما رو ببره، منتظر بمونه و نهایتا دوباره به بریکاما برگردیم. شهر تنجی بزرگتر از بندر ماهیگیری کایار در سنگال بود ولی اصلا اون شور و هیجان کایار رو نداشت.

بندر ماهیگیری تنجی در گامبیا

بندر ماهیگیری تنجی در گامبیا

ترمیم تورهای ماهیگیری

ترمیم تورهای ماهیگیری

بازار مکاره

بازار مکاره

داف های گامبیایی در ساحل تنجی

داف های گامبیایی در ساحل تنجی

خشک کردن و دودی کردن ماهی ها

خشک کردن و دودی کردن ماهی ها

دودی کردن ماهی ها

دودی کردن ماهی ها

بندر ماهیگیری تنجی در غرب گامبیا

بندر ماهیگیری تنجی در غرب گامبیا

شهرزاد، احمد، لامن، امید، فهیمه

شهرزاد، احمد، لامن، امید، فهیمه

بعضی ها دوست دارن توی عکس باشند، بعضی ها نه

بعضی ها دوست دارن توی عکس باشند، بعضی ها نه

اکثر گامبیایی ها خوش برخورد و خنده رو بودند

اکثر گامبیایی ها خوش برخورد و خنده رو بودند

شهر-روستای تنجی

شهر-روستای تنجی

خشک کردن و دودی کردن ماهی ها

خشک کردن و دودی کردن ماهی ها

بندر تنجی گامبیا

بندر تنجی گامبیا

بندر ماهیگیری تنجی در ساحل اقیانوس اطلس

بندر ماهیگیری تنجی در ساحل اقیانوس اطلس

ماهی تازه

ماهی تازه

انداختن قایق به آب

انداختن قایق به آب

انداختن قایق به آب های اقیانوس اطلس

انداختن قایق به آب های اقیانوس اطلس

قایق های رنگی

قایق های رنگی

فضای داخلی مسجد کنار ساحل

فضای داخلی مسجد کنار ساحل

یک ساعتی در ساحل تنجی و بین ماهیگیرها و قایق هاشون قدم زدیم و برگشتیم به سمت بریکاما و خانه لامن. مادر لامن برگشته بود خانه و با روی باز ازمون استقبال کرد. دوباره کلی پرتقال خوردیم و به همراه لامن و تاکسی که خودش رانندش بود به سمت مرز جیبورو Jiboro که خیلی از بریکاما دور نبود حرکت کردیم.

وقتی لباس فرم مدرسه برای رعایت حجاب کافی نیست

وقتی لباس فرم مدرسه برای رعایت حجاب کافی نیست

دانش آموزان گامبیا

دانش آموزان گامبیا

دانش آموزان گامبیا

دانش آموزان گامبیا

شهر بریکاما

شهر بریکاما

حدود ۸ شب به مرز رسیدیم. لامن گفت این مرز رو من خیلی کنترلی روش ندارم و برای مهر خروج باید پولی در حد ۵ یورو واسه هر نفر بهشون بدید چون بهرحال کار غیرقانونی کرده بودیم. لامن به همراه پول و پاسپورت های ما پیاده شد و ده دقیقه بعد با پاسپورت مهر خروج خورده برگشت. گفت الان شبه و خطرناکه، تا سمت سنگال باهاتون میام. ماشین رو روشن کرد و حرکت کردیم به سمت مرزبانی سنگال.

از اینجا به بعد داستان رو در قسمت دوم سفرنامه سنگال بخونید.

هزینه های سفر گامبیا

سفرمون به گامبیا یک سفر عادی نبود. هزینه اسکان نداشتیم و همه هزینه شامل حمل و نقل، غذا و پول ویزا شد. کل پولی که توی سه تا مرز گامبیا دادیم برای هر نفر ۳۱ یورو شد. هزینه تاکسی، ون و خورد و خوراک هم برای هر نفر ۱۸ یورو شد.

مسیر پرواز از ایران به گامبیا

ترکیش ایرلاین پروازهایی با یک توقف از ایران به بانجول پایتخت گامبیا داره که قیمت هاش از ۱۰۰۰ دلار شروع میشه. بدلیل امنیت نسبتا خوب گامبیا توریست های زیادی از اروپا به گامبیا میرند و به همین دلیل پروازهای خوبی میشه از اروپا پیدا کرد. من پرواز ۲۰۰ یورویی رفت و برگشت پاریس-بانجول رو دیدم.

تاریخ سفر: زمستان ۹۷

احمد خانی

احمد خانی عاشق سفر و دیدن سرزمین های متفاوت

۱۱دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
آ
آرمین
۲ ماه پیش

عالی بود احمد جان. کلی کیف کردم.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

مرسی آرمین جان 🌸

پاسخ
پاسخ
ه
همایون وفامهر
۲ ماه پیش

درود
DUFF ؟
بندگان خدا اگه بفهمن بهشون گفتین داف تا خود ایران میان دنبالت. (از مجموعه کلماتی هست که به اشتباه وارد فارسی شده)

ممنون از شما که می‌نویسی و به تصویر می‌کشی.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

سلام دوست عزیز
بله ولی در فارسی دیگه جا افتاده

پاسخ
پاسخ
ع
عباس
۳ ماه پیش

سلام.خیلی جالب بودم و خیلی لذت بردم .ممنونم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام و سپاس دوست عزیز

پاسخ
پاسخ
ا
احسان ساداتیان
۳ ماه پیش

عالی... سفرنامه هات داره از شکل نوشتاری به انظمام عکس به سمت عکس نوشته میره که البته عکسها کاملا زیبا و با کپشنهاشون لذتبخشند

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام احسان جان
سفرنامه های تصویری بسیار وقتگیره اما اون سفرنامه مفصل نوشتاری و با جزییاتی که شما میخواهی وحشتناک زمان نیاز داره و میشه سالی یک دو تا سفرنامه.
عکس ها هم داستان خودشون رو دارند و خیلی وقت ها بهتر از نوشته میتونه حا لو هوای اون کشور رو نشون بده

پاسخ
پاسخ
ح
حسین
۳ ماه پیش

سلام، مثل همیشه عالی احمد جان. چرا زمانی که کشورهای آمریکای مرکزی و حوزه کارائیب رفتی، جامائیکا نرفتی؟ باید کشور خیلی خوبی باشه برای گردش و توریستها

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ ماه پیش

سلام حسین جان
محدودیت زمان

پاسخ
پاسخ
م
محمدرضا
۳ ماه پیش

دمت گرم باز هم از داف های آفریقا عکس بزار 😁

پاسخ
پاسخ
ادامه...