سفرنوشت

سفرنامه موریتانی؛ شروع سفر غرب آفریقا

سفر به غرب آفریقا از موریتانی شروع شد. از ۲ سال قبل که توی ذهنم اومده بود همش فکر میکردم سفر به این منطقه از مراکش شروع بشه ولی تغییر سیاست مراکش و قطع رابطه کاملش با ایران گرفتن ویزای مراکش رو غیر ممکن کرد. سفر به منطقه ای که احتمالا فقیرترین منطقه دنیاست کار راحتی نیست و حتی توریست های ماجراجوی غربی هم خیلی سمت این منطقه نمیاند. مرداد ماه ۹۷ که بلیط رو خریدم ۵ ماه فرصت داشتم تا بتونم برای این سفر همسفری پیدا کنم. خوشبختانه ۳ تا از دوستانم تونستند برنامه هاشون رو برای زمستان خالی کنند. همراهی سه هسمفر دوست داشتنی یعنی فهیمه، امید و شهرزاد از سختی های سفر کم کرد و باعث شد سفر بسیار بهتر از اون چیزی که انتظار داشتم پیش بره.

کل بار من برای سفر غرب آفریقا. ۹.۵ کیلوگرم وزنش شد که حدود نیم کیلوگرمش کاغذ و مدارک و ۲ کیلو هم خوراکی میشد.

کل بار من برای سفر غرب آفریقا. ۹.۵ کیلوگرم وزنش شد که حدود نیم کیلوگرمش کاغذ و مدارک و ۲ کیلو هم خوراکی میشد.

ویزای موریتانی

کشور جمهوری اسلامی موریتانی Mauritania در تهران سفارت داره و آدرس سفارت موریتانی خیابان شریعتی، خیابان ملک، شماره ۸ و تلفنش ۷۷۵۰۰۰۷۴ هست. وقتی به سفارت موریتانی مراجعه کنید بهتون میگه چون ویزای موریتانی بیومتریک هست ما امکانات صدور این ویزا رو در تهران نداریم و باید ویزا رو موقع ورود به موریتانی دریافت کنید. اما برای اینکه احیانا موقع سوار شدن به پرواز موریتانی دچار مشکل نشویم یک نامه بهمون میده که این شخص موقع ورود به موریتانی ویزا در بدو ورود دریافت خواهد کرد. این نامه رایگان هست ولی ممکنه چند روزی طول بکشه تا این نامه صادر بشه. ما این نامه رو گرفتیم ولی هیچ کجا از ما این نامه رو نخواستند.

روز اول؛ پرواز به نواکشات پایتخت موریتانی

برای پرواز از ایران به موریتانی و کلا غرب آفریقا مناسب ترین گزینه ها ترکیش ایرلاین و قطرایرویز هستند. من پروازم رو با هواپیمایی ترکیش، آخرین روزهایی که بلیط ها با دلار ۴۴۰۰ تومانی فروخته میشد خریدم. پرواز از ایران به موریتانی و برگشت از نیجریه به ایران، ۴،۳۰۰،۰۰۰ تومان شد. بچه ها که چندین ماه بعد از من بلیط خریدند بین ۸ تا ۹ میلیون تومان قیمت بلیطشون شد. بلیط ها به اون منطقه بین ۸۰۰ تا ۱۱۰۰ دلار هست.

همسفران منتظر پرواز استانبول به موریتانی

همسفران منتظر پرواز استانبول به موریتانی

پرواز تهران به استانبول حدود ۳ ساعت و استانبول به نواکشات Nouakchott پایتخت جمهوری اسلامی موریتانی ۷ ساعت شد. هواپیما بعد از بلند شدن از استانبول از روی بالکان پوشیده با برف، ایتالیا و دریای مدیترانه عبور کرد و سپس از تونس وارد قاره آفریقا شد. بعد از دو ساعت عبور از روی صحرای بزرگ آفریقا، کمی پس از غروب آفتاب توی فرودگاه بین المللی نواکشات یا نواکچوت به زمین نشست.

فرودگاه آتاتورک بارانی در آخرین ماه های حیاتش

فرودگاه آتاتورک بارانی در آخرین ماه های حیاتش

صحرای بزرگ آفریقا از ارتفاع ۱۰۰۰ متری که همش من رو یاد شازده کوچولو میندازه

صحرای بزرگ آفریقا از ارتفاع ۱۰۰۰ متری که همش من رو یاد شازده کوچولو میندازه

از معدود مسافرهای غیر آفریقایی پرواز بودیم و به ۲ تا اتاق صدور ویزا هدایت شدیم. عکس گرفتن و صدور ویزای بیومتریک هر نفر ۵ دقیقه طول کشید. هزینه ویزا ۵۵ یورو یا ۶۰ دلار هست که باید بصورت نقد پرداخت بشه. ویزای موریتانی که در بدو ورود صادر میشه یک ماه اعتبار داره.

توی فرودگاه شخصی که خودش رو کارمند سفارت معرفی کرد و ظاهرا توی پرواز ما بود اومد جلو کارتش رو داد و گفت اگر توی مدت زمان اقامتمون در موریتانی به کمکی احتیاج داشتیم با سفارت ایران در موریتانی تماس بگیریم.

قبل از خروجی سالن فرودگاه یک صرافی هست که با نرخ نه چندان خوبی پول رو چینج میکنه. توصیه میکنم پول کمی توی فرودگاه تبدیل کنید. واحد پول موریتانی اوگیا Ouguiya هست. زمان سفر ۱ یورو معادل ۴۱ اوگیا بود. کنار صرافی یک اتاق کوچک بود که در ازی هر پاسپورت ۱ سیم کارت میده. توی سیم کارت مقداری شارژ بود که باهاش تونستم ۱۰۰ مگابایت اینترنت بگیرم.

فرودگاه تقریبا خالی نواکشات (نواکچوت)

فرودگاه تقریبا خالی نواکشات (نواکچوت)

زبان اصلی مردم موریتانی عربی هست ولی از اونجایی که مستعمره فرانسه بودند تقریبا همه فرانسه میتونند صحبت کنند. مردم موریتانی که بیشترشون بربر هستند همگی مسلمانند و از فرقه های مختلفی مثل سنی، صوفی، غدیریه و تیجانیه هستند. جالبه با اینکه موریتانی کشور بزرگیه و با ۱ میلیون کیلومتر مربع حدود ۶۰ درصد ایران مساحت داره اما جمعیتش فقط ۴ میلیون نفره.

فرودگاه ۳۰ کیلومتر با شهر فاصله داره، بنزین گرونه و تاکسی های فرودگاه کمترین قیمتی که راضی شدند ۱۰۰۰ اوگیا بود. با یک ماشین که تاکسی فرودگاه نبود با قیمت ۸۵۰ اوگیا توافق کردیم. موریتانی به تازگی یک صفر از پولش حذف کرده و باید مراقب بود موقع قیمت پرسیدن به شما اوگیای جدید رو میگند یا اوگیای قدیم.

اسکناس های اوگیا واحد پول موریتانی

اسکناس های اوگیا واحد پول موریتانی

مقصدمون مسافرخانه سمیرا یا اوبرژ سمیرا Auberge Samiraa در مرکز نواکشات بود. بعد از کمی چونه زدن یک اتاق را با قیمت ۱۰۰۰ اوگیا گرفتیم. کوله ها رو گذاشتیم و رفتیم تا اولین شبمون رو در غرب آفریقا تجربه کنیم.

مسافرخانه سمیرا در پایتخت موریتانی

مسافرخانه سمیرا در پایتخت موریتانی

بعد از کمی قدم زدن توی خیابان ها اولین برداشت من این بود که فضای شهر بسیار شبیه قشم یا یکی از شهرهای جنوبی ایران هست. هوا کمی شرجی بود و نسیم خنکی که از روی اقیانوس اطلس میومد هوا رو تعدیل می کرد. نواکشات هوای بیابانی داره، شب هاش خنک و گاهی سرد و روزها داغ!

مشغول شام خوردن با دست بودند و به ما هم تعارف کردند. برنج و مرغ با ادویه فراوان

مشغول شام خوردن با دست بودند و به ما هم تعارف کردند. برنج و مرغ با ادویه فراوان

از کنار مغازه پارچه فروشی رد میشدیم که خانم های داخل مغازه دعوتمان کردند به نوشیدن چای موریتانیایی. تاکیید داشتند این چایی با سبک موریتانی هست و با چای مراکشی فرق داره. از اینکه چایی مراکشی توی دنیا معروفتره اصلا راضی نبودند. چایی موریتانیایی ترکیبی از چای سبز و نعنا (به مقدار خیلیی زیاد) و شکر هست که همونجا کف مغازه داشتند درست می کردند. حتی استکان ها رو هم همونجا با کمی آب میشستند. نکته جالب چای موریتانی این بود که به دفعات بین استکان های کوچک چایی رو جابجا میکردند تا کلی کف روی چایی جمع بشه، تا جایی که ۷۰ درصد حجم استکان کف بود. طعمش رو دوست داشتم. خانم ها همه لباس های رنگی و شاد و پوشش نه چندان بسته داشتند، آرایش کرده بودند، سیگار میکشیدند، یکیشون سوییچ ماشین دستش بود ولی خیلی تمایلی به عکس گرفتن با ما نداشتند. یکی از خانم ها گفت تا چند سال پیش کالای ایرانی توی بازار زیاد بود اما دیگه وارد نمیشه و الان بیشتر کالاها از چین و گاهی هم ترکیه هست.

در حال آماده کردن چایی موریتانیایی. گفت هر وقت خواستید عکس بگیرید قبلش بگید تا صورتم رو بپوشانم.

در حال آماده کردن چایی موریتانیایی. گفت هر وقت خواستید عکس بگیرید قبلش بگید تا صورتم رو بپوشانم.

روز دوم؛ شهر گردی، سفارت مالی و بندر ماهیگیری

حدود ۴ صبح بود که با صدای قرآن و اذان از مسجد کنار اوبرژ از خواب بیدار شدیم. حداقل یک ساعتی ادامه داشت و نمیدونم چرا اینقدر طولانی و بلند بود. قبل از اینکه بریم توی شهر توی آشپزخانه مسافرخانه املت درست کردیم و از اینترنت داغون اونجا استفاده کردیم.

این ماشین ها مخصوص سفر چند هفته ای به صحرای آفریقاست. شبیه ماشین جنگی میمونه

این ماشین ها مخصوص سفر چند هفته ای به صحرای آفریقاست. شبیه ماشین جنگی میمونه

وسیله حمل و نقل اصلی توی نواکشاط تاکسی های اشتراکی هستند که شبیه تاکسی خطی های خودمون کار میکنه. جلو ۲ تا مسافر و عقب هم ۴ نفر سوار میشند.کرایه هر نفر ۱۰ اوگیا میشه. اولین مقصدمون سفارت کشور مالی بود. سفارت شلوغ نبود و حیاط زیبایی داشت. وارد اتاق کارمند ویزا که شدیم تا پاسپورت هامون با اسم ایران رو دید لبخند زیبایی روی لب هاش نشست و کلمه ایران روی پاسپورت رو بوسید. گفت من ۲۳ ساله اینجا کار میکنم، عاشق ایران هستم و شما اولین ایرانی هایی هستید که میبینم. کم پیش اومده توی یک سفارت اینقدر با روی باز ازم استقبال بشه. کمک کرد فرم ویزا که به زبان فرانسه بود رو پر کنیم و بعد از دادن ۲ قطعه عکس، کپی صفحه اول پاسپورت و مبلغ ۶۵۰ اوگیا (حدود ۱۶ یورو) گفت ۲ ساعت دیگه ویزاتون آمادست.

خانم اهل مالی توی حیاط سفارت مالی در نواکشات

خانم اهل مالی توی حیاط سفارت مالی در نواکشات

یک ماشین به سمت مرکز شهر گرفتیم تا زمان آماده شدن پاسپورت گشتی در شهر زده باشیم. بازار مرکزی نواکشاط زنده بود و همه چی برای خرید پیدا میشد. اهالی بازار اصلا میانه خوبی با عکس گرفتن نداشتند و توی بازار قصاب ها با چاقو تهدیدمون کردند.

درخت های نخل رو همه جا رنگ پرچم موریتانی زده بودند.

درخت های نخل رو همه جا رنگ پرچم موریتانی زده بودند.

نواکشات پایتخت موریتانی

نواکشات پایتخت موریتانی

مسجد سعودی که بزرگترین مسجد شهره

مسجد سعودی که بزرگترین مسجد شهره

بازار موبایل

بازار موبایل

بازار نواکشات

بازار نواکشات

قصاب عصبانی

قصاب عصبانی

بازار نواکشات (نواکچوت) پایتخت موریتانی

بازار نواکشات (نواکچوت) پایتخت موریتانی

ترافیک فقط در مرکز شهر نواکشات دیدم

ترافیک فقط در مرکز شهر نواکشات دیدم

بعد از دیدن بازار برگشتیم سفارت تا پاسپورت و ویزاها رو بگیریم. از کارمند دوست داشتنی درخواست کردیم با هم عکس بگیریم. گفت بریم اتاق سفیر که اون هم باشه. بعد از دادن یک اسکناس ۵۰۰ تومانی تانخورده به کارمند و سفیر و ذوق کردن اونها از دیدن تصویر آیت الله خمینی، سفارت دوست داشتنی مالی رو ترک کردیم و رفتیم به اوبرژ سمیرا تا کمی استراحت کنیم و همینطور سعی کنیم وسیله ای برای مسیر فردا به سمت مرز موریتانی و سنگال پیدا کنیم.

سمت چپ سفیر و سمت راست کارمند سفارت مالی در موریتانی

سمت چپ سفیر و سمت راست کارمند سفارت مالی در موریتانی

سفیر کشور مالی

سفیر کشور مالی

دو گذرگاه اصلی در جنوب موریتانی برای عبور به سنگال وجود داره. اولی روسو Ross که حمل و نقل عمومی بهش زیاده ولی بسیار پر دردسره و پر از افراد باجگیر، حتی مامورای مرزی موریتانی هم اونجا باجگیر هستند. مرز بعدی که دورتره و حمل و نقل عمومی بهش به سختی پیدا میشه ولی آرومتره و دردسر کمتری داره اسمش جاما (دیاما) Diama هست.سعی کردیم اتوبوسی برای دیاما پیدا کنیم اما ظاهرا خبری از اتوبوس برای روزهای آینده نبود. بعد از کمی استراحت به سمت بازار صنایع دستی که میگفتند کنار سفارت فرانسه هست رفتیم. فرانسه قصر بسیار بزرگ و مجللی برای خودش در نواکشات ساخته بود. بازار صنایع دستی و قیمت هاش چنگی به دل نمیزد.

صنایع دستی موریتانی – صندوق های فلزی و شن های رنگی (شبیه جزیره هرمز)

صنایع دستی موریتانی – صندوق های فلزی و شن های رنگی (شبیه جزیره هرمز)

یکی از وسایل حمل و نقل در موریتانی

یکی از وسایل حمل و نقل در موریتانی

یک ماشین گرفتیم تا به سمت بازار ماهی فروش ها که در حقیقت یک بندر ماهیگیری در شمال شهر بود بریم. بازار ماهی پر از هیاهو بود و خیلی زود رفتیم به ساحل آرامی در شمالش تا یک غروب زیبا ببینیم. این اولین باری بود که اقیانوس اطلس رو در سمت آفریقا میدیدم.

پمپ بنزین نزدیک بندر

پمپ بنزین نزدیک بندر

بندر پر از قایق های ماهیگیری رنگی رنگی بود

بندر پر از قایق های ماهیگیری رنگی رنگی بود

غروب آفتاب روی اقیانوس اطلس

غروب آفتاب روی اقیانوس اطلس

قایق های ماهیگیری پس از غروب

قایق های ماهیگیری پس از غروب

شب مهمان سارا بودیم. یک دختر جوان سوئیسی که وقتی ۱۸ سالش بوده برای یک کار داوطلبانه ۱ ساله به کشور مالی اومده بود و عاشق آفریقا شده بود. سارا میگفت پدرم روزی که داشتم میرفتم مالی برخلاف بقیه خانواده اصلا نگران نبود چون میگفت میدونم یک هفته بعد برمیگردی! سارا الان توی حسابداری یک قصابی بزرگ کار میکنه و از زندگی بین مردم صحرا لذت میبره.

سارا در حال درست کردن چای موریتانیایی

سارا در حال درست کردن چای موریتانیایی

روز سوم: به سمت مرز موریتانی و سنگال

شب قبل با یک ماشین صحبت کرده بودیم که ساعت ۶:۳۰ صبح بیاد و ما رو تا مرز موریتانی و سنگال ببره. ساعت ۵:۳۰ بود که احمد رانندمون از خواب بیدارمون کرد و گفت عجله کنید زودتر باید بریم، رئییس جمهور موریتانی قرار از همین جاده عبور کنه و جاده بسته میشه! نهایتا ساعت ۶ بود که توی تاریکی هوا راه افتادیم. مبلغی که با راننده طی کرده بودیم ۲۵۰۰ اوگیا (حدود ۶۰ یورو) بود. اولین کاری که راننده (مثل بقیه راننده های آفریقایی) کرد این بود که با پولی که بهش داده بودیم رفت پمپ بنزین و باکش رو پر کرد.

احمد رانندمون در حال جویدن چوب مسواک

احمد رانندمون در حال جویدن چوب مسواک

توی مسیر چندین بار چک پوینت و کنترل پلیس داشتیم که هیچکدام گیری ندادند. نواکشات و جاده ای که به سمت جنوب موریتانی می رفت غربی ترین قسمت صحرای بزرگ آفریقاست و طبیعتا قسمت های زیادی از جاده با ماسه بادی پوشیده شده بود. حفره هایی که توی جاده درست شده بود هم باعث میشد خیلی وقت ها راننده ترجیح بده از کنار جاده بره تا خود جاده. توی مسیر روستاهای زیادی دیدیم که به نظر زندگی بسیار ابتدایی داشتند اما همگی صاحب یک مسجد تمیز هم بودند.

پوشش گیاهی مسیرمون به سمت جنوب موریتانی

پوشش گیاهی مسیرمون به سمت جنوب موریتانی

جاده رو بسته بودند

جاده رو بسته بودند

شتر همه جا بود

شتر همه جا بود

مسجد

مسجد

صحرای آفریقا

صحرای آفریقا

روستاهای مسیر

روستاهای مسیر

یک ساعت و نیم آخر مسیر جاده کاملا خاکی و صعب العبور شد ولی در عوض از بین پارک ملی زیبای دیالینگ Diawling عبور میکرد. این پارک ملی پر بود از تالاب ها و دریاچه های کوچک که باعث جذب فلامینگوهای رنگی و سایر پرنده ها شده بود.

زندگی بسیار ابتدایی

زندگی بسیار ابتدایی

گرازها در پارک ملی

گرازها در پارک ملی

ماشین و احمد رانندمون

ماشین و احمد رانندمون

فلامینگوهای رنگی و تعداد زیادی پرنده مشکی

فلامینگوهای رنگی و تعداد زیادی پرنده مشکی

احمد برای کمک به ماشینی که خراب شده بود توقف کرد

احمد برای کمک به ماشینی که خراب شده بود توقف کرد

چند کیلومتری قبل از مرز یک ایستگاه محیط بانی و ژاندارمری بود که گفتند برای اینکه از پارک ملی عبور کردید نفری ۲۰۰ اوگیا باید بدید. بحث و جدل که پول رو نمیدیدم و تخفیف بدید فایده نداشت و نهایتا با عکسی که شهرزاد از ماجرای پول دادن گرفت و عصبانیت ژاندارم، موبایل شهرزاد ضبط شد. نیم ساعتی طول کشید تا ژاندارم قانع بشه عکس رو کامل پاک کردیم و عکسی ازش توی اینترنت منتشر نمیشه و کارش رو‌ از دست نمیده (به گفته خودش).

این هم همون عکس جنجالی با محیط بان و ژاندارم

این هم همون عکس جنجالی با محیط بان و ژاندارم

ساعت ۱۲ ظهر به گذرگاه مرزی موریتانی-سنگال در جاما رسیدیم. مرزی بسیار محقر و اتاقک های فرسوده و رنگ و رو رفته. مرزبانان موریتانی پس از کنترل چندباره پاسپورت ها و زنگ زدن به مرزبانی سنگال(پرسیدند ۴ تا توریست ایرانی رو راه میدید یا نه) نهایتا مهر خروج رو توی پاسپورت ها زدند و پیاده به سمت رودخانه سنگال و پل مرزی روی اون حرکت کردیم.

به نظرم در حق موریتانی ظلم کردیم، دلیلش هم این بود که اول سفر بود و من نگران کم بودن زمان برای ادامه سفر بودم. از طرفی امیدوار بودم صحرای آفریقا و جایی که داستان شازده کوچولو توش اتفاق افتاده رو خیلی بهتر توی سایر کشور ها ببینیم. میشد ۳ روز بیشتر موند و به سمت شهر عطار در قلب صحرا رفت. قسمت بزرگی از موریتانی صحرا هست و این برای توریست های غربی جاذبه زیادی ایجاد میکنه.

موریتانی علاوه بر سنگال با کشورهای صحرای غربی، الجزایر و مالی هم مرز زمینی داره. بخشی از مسیر تا شرق موریتانی رو میشه با قطاری بسیار قدیمی که برای حمل سنگ معدن آهن استفاده میشه و بهش Iron Train میگند طی کرد. این قطار که با ۲.۵ کیلومتر طول جزو طولانی ترین قطارها در آفریقاست هم بین توریست های غربی محبوبه اما برای من جذابیتی نداشت.

هزینه هر نفر برای موریتانی (بجز هزینه ویزا) حدود ۵۰ یورو شد.

تاریخ سفر: دیماه ۱۳۹۷

احمد خانی

احمد خانی عاشق سفر و دیدن سرزمین های متفاوت

۳۰دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
ل
لیلا
۸ روز پیش

سلام خیلی سفرنامه تون جالب بود ممنون. من ممکنه برای مدتی جهت کار ساکن نواکشوت باشم . سوالم در مورد بیماری های احتمالی و همچنین امنیت اونجا هست که خیلی نگرانم کرده . اینکه ایا شما واکسن زده بودید؟ و از نظر امنیت هم برای خانمهایی که به تنهایی قصد اقامت دارن چطور هست؟ و سوال دیگه اینکه برای اقامت بیشتر از یک ماه مثلا حدود یک سال ویزا رو باید در ایران گرفت؟ مرسی از راهنماییتون.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۸ روز پیش

سلام دوست عزیز
امنیت شهر قابل قبوله. واکسن تب زرد. برای اقامت طولانی با سفارت تماس بگیرید.

پاسخ
پاسخ
h
hamed
۲۴ روز پیش

سلام
اون کوله قرمزه حجمش چقدر هست؟ داخل کابین تونستی ببریش؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲۳ روز پیش

سلام
50 لیتر
بله

پاسخ
پاسخ
ر
رضا
۱ ماه پیش

سلام.
مدتهاست نوشته های شما رو دنبال میکینم و به نوعی با روحیات شما آشنا هستم. با این وجود یه سوالی برام پیش اومده که راجع به خیلی از قسمتهای سفر شما میشه.
هدف از سفر دو روزه شما به کشور موریتانی چی بود؟ باور نمی کنم که یه نفر بتونه با دو روز گذر کردن از جاده های یه کشوری!!! اون کشور رو ببینه. آیا هدف شما هم ثبت رکورد یک کشور بیشتره؟
موفق باشید.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سلام رضاجان
این یک تصمیم شخصیه و سلیقه من هست که چرا کانادا به اون بزرگی رو ۴-۵ روز میمونم (و تمایل چندانی به بیشتر موندن ندارم) اما اکوادور کوچولو رو ۱ ماه میمونم و ناراحتم که چرا بیشتر وقت ندارم ببینمش.
در مورد موریتانی هم ترجیح میدادم بیشتر بمونم ولی توضیح دادم چرا سفرم کوتاه شد.

پاسخ
پاسخ
و
وحيد
۱ ماه پیش

خيلي جالب بود 👍👍👍، مرسي كه هستي

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سپاس وحیدجان

پاسخ
پاسخ
م
مرتضی
۱ ماه پیش

درود احمد جان
مثل همیشه عالی
منتظر ادامه داستان هستیم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سلام و سپاس مرتضی جان
حتما

پاسخ
پاسخ
م
محمد
۱ ماه پیش

بسیار از خواندن سفرنامه لذت بردم اگر روزی تصمیم گرفتید برای این مسیر تور بگذارید خیلی دوست دارم با شما بیایم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

مرسی دوست عزیز
حتما اگر تور موریتانی گذاشتم اینجا اعلام میکنم

پاسخ
پاسخ
m
mohammad
۱ ماه پیش

عالی بود .بقیه سفرنامه هام سریع بزار :)

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

چشم محمدجان

پاسخ
پاسخ
ش
شهرزاد
۱ ماه پیش

ممنونم از اینکه اینقدر دقیق و با جزئیات سفرنامه رو تعریف کردین. منتظر بقیه سفرنامه های غرب آفریقا هستم.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

مرسی شهرزادجان
ایشالا به زودی

پاسخ
پاسخ
ش
شهرزاد
۱ ماه پیش

🌷🌺🌷

پاسخ
پاسخ
ر
رضا
۱ ماه پیش

سلام احمد عزیز
سفرنامه های آفریقاتو از اینستا دنبال میکردم و خوشحالم که با هیجان زیاد شرح ماوقع رو در اینجا هم بیان کردی
موفق و پیروز باشی

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سلام و سپاس رضاجان

پاسخ
پاسخ
ع
عباس
۱ ماه پیش

سلام. خیلی جالب بود . امیدوارم من هم بتوانم یک روزی مثل شما باشم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سلام و سپاس عباس عزیز

پاسخ
پاسخ
ح
حسین
۱ ماه پیش

بسیار عالی دوست عزیز
فقط یک سوال : چند تا دیگه بلیط برای مقصدهای دیگه با
دلار 4200 تومنی تونستی بگیری ؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

تمام شد 😊

پاسخ
پاسخ
ح
حسین
۱ ماه پیش

سلام احمد جان. خیلی دوستت دارم. هر وقت یه سفرنامه جدید ازت میبینم کلی با شور و شوق و ذوق میخونمش، چون تو کارت و نوشتن بی نظیری. سفرنامه آلمان رو هم لطفا زودتر بنویس. ممنون.میبوسمت از آلمان.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سلام حسین جان
مرسی از همراهیت

پاسخ
پاسخ
م
محمد-کاشان
۱ ماه پیش

سلام احمد جان. هنوز نخوندمش بزار بخونمش نظرم را می دم

پاسخ
پاسخ
م
مهدی
۱ ماه پیش

سلام سلام
یکسری خاطرات بیشتر تو ذهن میمونن چون خاص تر هستند مثل همین داستان عکس جنجالی از مامور.
بعدا بهش فکر میکنی یه جورایی خنده دار هم هستش
لطفا در صورت امکان بیشتر بنویس
ممنون

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سلام
چشم مهدی جان

پاسخ
پاسخ
ع
علیرضا
۱ ماه پیش

سلام، خیلی لذت بردم، یه سوال برام پیش اومد خواستم بپرسم ریسک حمل تجهیزات تصویر برداری نسبتا گرون چقدره؟ آیا کلا میشه بدون ترس لحظات رو ثبت کرد؟ این سوال رو به همه‌ی کشور های نسبتا فقیری که سفر کردید تعمیم میدم.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ ماه پیش

سلام
ریسک زیادی داره

پاسخ
پاسخ
ادامه...