سفرنوشت

در امتداد جاده پان امریکن به سوی شهر تروخیو

پرو

حدود ساعت ده شب بود که اتوبوس کمپانی کروز دل سور از لیما به مقصد تروخیو (Trujillo) حرکت کرد. دو تا “ال” در زبان اسپانیایی “ی” خونده میشه. بنابراین اسم صحیح این شهر در نگارش فارسی تروخیو هست و واژه تروخیلو صحیح نیست. تروخیو حدود پانصد سال پیش توسط اسپانیایی ها به عنوان یک پایگاه برای حمله به اینکاها، ساخته شده و این شهر معماری مستعمراتی داره. به جز یکی دو آثار تاریخی که در اطراف شهر قرار داره، جاذبه دیدنی خاصی در این شهر وجود نداره، حتی سواحل شمال پرو به سواحل تروخیو ترجیح داده میشن و این شهر بیشتر یک شهر اقتصادی محسوب میشه.

 کلیسا در تروخیو پرو

کلیسا در تروخیو پرو

اندی، دوست جدید ویتنامی من، جلوی اتوبوس بود و من تقریبا وسطای اتوبوس. نفر کناری من یک پسر اهل تروخیو به اسم آلدو بود که توی تروخیو یک کارخونه کوچیک بستنی سازی داشت و مدام از بستنی و انواعش برای من حرف میزد و ظاهرا می خواست قبل از خواب، تصویر زیبایی از بستنی برای من بسازه.

اتوبوس راحت و تمیز بود، سیستم تهویه خیلی خوبی داشت و مهماندارش خیلی تمیزتر و شیک تر از مهمانداران هواپیمایی پرووین ایر لاین لباس پوشیده بود. ولی صندلی هاش به راحتی صندلی های اتوبوس های وی آی پی ایران نبود و سیستم وای فای اتوبوس هم کار نمی کرد.

ساعت شش صبح که از خواب بیدار شدم، هوا روشن شده بود و اتوبوس همچنان در حال حرکت بود. ظاهرا شب قبل اتوبوس خراب شده بود و با تاخیر به شهر تروخیو میرسیدیم. جاده ای که در اون حرکت میکردیم دو طرفش کاملا بیابانی بود و گاهی در دوردست ها اقیانوس پیدا بود. این بخشی از جاده معروف پان امریکن (Pan American) بود که برای اولین بار در اون حرکت میکردم. پان امریکن که مجموعه ای از اتوبان هاست، با طول سی هزار کیلومتر طولانی ترین اتوبان دنیاست. این اتوبان شمالی ترین نقاط آمریکای شمالی را به جنوبی ترین نقاط آمریکای جنوبی وصل میکنه و از حداقل هفده کشور عبور میکنه. شرایط اقلیمی بسیار متنوعی را در طول این اتوبان میشه دید. این جاده فقط در یک نقطه، بین کشور کلمبیا و پاناما قطع میشه، فاصله ای صد کیلومتری که جنگل های بسیار متراکم بارانی قرار داره و درون اون هیچ جاده ای نیست.

حدود ساعت نه بود که به ترمینال کروز دل سور تروخیو رسیدیم. من و اندی قصد موندن توی تروخیو را نداشتیم و میخواستیم به شمال پرو و در ادامه کشور اکوادور بریم. کمپانی کروز دل سور، هیچ بلیطی برای مقصد بعدی ما که شهر پیورا (Piura)، نزدیک مرز اکوادور بود، نداشت. بنابراین، تصمیم گرفتیم به کمپانی دیگه ای بریم و آلدو هم به کمک ما اومد. به دومین کمپانی که مراجعه کردیم برای ساعت یازده شب بلیط داشت و بقیه بلیط ها پر شده بود. چاره ای نداشتیم بلیط را خریدیم و تصمیم گرفتیم توی شهر گشتی بزنیم. با اندی سوار تاکسی شدیم. حالا بعد از مدتی که توی آمریکای جنوبی بودیم، میدونستیم که باید به پلازا د آرموس یا میدان جنگ بریم. میدونستیم توی هر کشوری از آمریکای جنوبی، به میدون مرکزی شهر، پلازا د آرموس گفته میشه.

 تروخیو - پلازا د آرمور

تروخیو - پلازا د آرمور

 پلازا د آرمور

پلازا د آرمور

 کلیسای جامع تروخیو

کلیسای جامع تروخیو

گشتی توی کوچه پس کوچه های شهر زدیم. مرکز تروخیو هم مستعمراتی بود و از شانس خوب ما مراسمی به نام “ویرجین اوتوزکو” (Virgin de Otuzco) توی پلازا د آرموس در حال برگزاری بود. حدود سیصد سال پیش که دزدان دریایی به شهرها حمله میکردند قبل از ورود به شهر تروخیو در یکی از روستاهای اطرافش کلیسایی را وقف مریم مقدس کرده بودند و دزدان دریایی به شهر تروخیو حمله نکردند. هر سال توی یک روز خاص، این مراسم برگزار میشه. مراسم بیشتر غمگین بود و البته با رقص چون توی آمریکای جنوبی هیچ مراسمی حتی عزاداری بدون رقص معنی پیدا نمیکنه.

 مراسم مذهبی ویرجین د آتوزکو برای مریم مقدس در میدان مرکزی شهر تروخیو

مراسم مذهبی ویرجین د آتوزکو برای مریم مقدس در میدان مرکزی شهر تروخیو

 مراسم مذهبی ویرجین د آتوزکو برای مریم مقدس در میدان مرکزی شهر تروخیو

مراسم مذهبی ویرجین د آتوزکو برای مریم مقدس در میدان مرکزی شهر تروخیو

 مراسم مذهبی ویرجین د آتوزکو برای مریم مقدس در میدان مرکزی شهر تروخیو

مراسم مذهبی ویرجین د آتوزکو برای مریم مقدس در میدان مرکزی شهر تروخیو

بعد از دیدن مراسم هنوز فرصت داشتیم. یک تور به قیمت ۲۵ سول (حدود ۸ دلار) برای بازدید از آثار تاریخی شهر پیدا کردیم. بعد هم برای ناهار به یک رستوران رفتیم. غذایی که من با قیمت ۷ سول ( ۷ هزار تومان) سفارش دادم، شامل ماهی، برنج و سوپ ماش میشد و سالادی که چند تکه پیاز و گوجه بود و همه این ها توی یک بشقاب بود.

 ناهار من شامل ماهی، برنج و سوپ ماش میشد و سالاد

ناهار من شامل ماهی، برنج و سوپ ماش میشد و سالاد

بعد از ناهار هنوز کمی فرصت داشتیم تا توری که ثبت نام کرده بودیم، شروع بشه. یکی از اتوبوس های توریستی،که به پانارومیک باس معروفه، توی مرکز شهر ایستاده بود. اتوبوس های دو طبقه ای که توی شهر گشت میزنند و راهنما توضیح میده. قیمت این گشت شهری ۵ سول بود، بنابراین ارزشش رو داشت که یک ساعت و نیم از وقتمون رو به این شکل بگذرونیم. البته راهنما به زبان اسپانیایی صحبت میکرد. جالبترین قسمت تور زمانی بود که اتوبوس نزدیک بود با یک خودرو تصادف کنه. راننده خودرو و راننده اتوبوس پیاده شدند، دو طرف یک جوی آب ایستادند و فقط با فحش دادن برای هم شاخ و شونه می کشیدند.

 دوست ویتنامی من در اتوبوس گردشگری یا پانارومیک باس

دوست ویتنامی من در اتوبوس گردشگری یا پانارومیک باس

بعد از گشت شهری دوباره به مرکز شهر پلازا د آمورس برگشتیم. وسیله تور آثار تاریخی، یک ون بود. یک راهنمای مهربون داشتیم که به سختی میتونست انگلیسی صحبت کنه و از این بابت عذرخواهی کرد. در هر مکانی، راهنما ده دقیقه به زبان اسپانیایی توضیح میداد و بعد در حد یکی دو دقیقه برای من و اندی، انگلیسی توضیح میداد.

ابتدا مکانی به نام “هوآکا د آرگون” (Huaca de Argon) رو که یک بنای مذهبی بود، دیدیم. این بنا که بیش از هزار سال قدمت داشت، یک بنای خشتی زیگورات مانند در دو طبقه هست که برای ستایش خدایان ساخته شده. از طریق دو تا سطح شیب دار به طبقه اول و دوم میرفتیم. روی دیوار های سفالی نقش هایی از انسان های عجیب، اژدها و رنگین کمان و ماهی حک شده بود.

 زیگورات هوآکا د آرگون

زیگورات هوآکا د آرگون

مکان بعدی شهر تاریخی “چان چان” (Chan Chan) بود. قبل از اینکه تروخیو توسط اسپانیایی ها ایجاد بشه این منطقه شهر خشتی چان چان بوده که وسعت نسبتا زیادی هم داشته، پایتخت یک امپراتوری قبل از اینکاها، در هزار سال پیش بوده و الان فقط خرابه هایی ازش باقی مونده. چان چان از نظر من خاص نبود، شاید به این دلیل که راهنما نمیتونست به خوبی توضیح بده. چان چان توی لیست میراث جهانی یونسکو ثبت شده.

 شهر تاریخی چان چان در نزدیکی تروخیو

شهر تاریخی چان چان در نزدیکی تروخیو

 شهر تاریخی چان چان در نزدیکی تروخیو

شهر تاریخی چان چان در نزدیکی تروخیو

بعد از چان چان به سمت “هوان چاکو بیچ” (Huanchaco beach) رفتیم. ساحلی که مردم تروخیو برای تفریح به اونجا میرن. تروخیو با اینکه کنار اقیانوسه ولی ساحل خوبی نداره. هوان چاکو ساحل قشنگی داشت با تعداد زیادی پلیکان که آزادانه پرواز میکرند و حتی گاهی برای آدم ها مزاحمت ایجاد میکردند. تعداد زیادی دستفروش کنار ساحل بودند که صنایع دستی مردم اون منطقه را میفروختند.

 پلیکان های تنبل و خوشحالی که از یک روز بهاری مهرماه ساحل اقیانوس آرام لذت می برند

پلیکان های تنبل و خوشحالی که از یک روز بهاری مهرماه ساحل اقیانوس آرام لذت می برند

 صنایع دستی محلی و کالاهای چینی در ساحل هوان چاکو

صنایع دستی محلی و کالاهای چینی در ساحل هوان چاکو

در ساحل هوان چاکو قایق های خاصی وجود داشت که برای ماهیگیری استفاده میشدند. کشور پرو از نظر صنعت ماهیگیری پیشرفته است. به دلیل جریان های اقیانوسی در سواحل پرو آب قدری سرده و باعث میشه آب غنی از فیتوپلانکتون باشه ها و به همین دلیل ماهی های خیلی زیادی در سواحل این کشور وجود داره. بعد از کشور چین که حدود بیست درصد ماهیگیری دنیا را در اختیار داره، کشور پرو در رتبه دوم قرار داره و به کشورهای زیادی در جنوب شرق آسیا و آمریکا، ماهی و محصولات دریایی صادر میکنه.

 قایق های جالب ماهیگیری در ساحل هوان چاکو

قایق های جالب ماهیگیری در ساحل هوان چاکو

 ستاره دریایی

ستاره دریایی

بعد از اتمام تور، چند ساعتی وقت داشتیم. در مدت زمان باقی مونده با اندی چرخی توی شهر زدیم و شب زیبای تورخیو رو هم دیدیم. به رستوران مک دونالد رفتیم و برای برنامه ریزی ادامه سفر، توی اینترنت مشغول سرچ شدیم.

سرمای شب باعث شد یاد کاپشنم بیافتم و بعد از کلی فکر کردن یادم افتاد توی تاکسی که صبح گرفته بودیم جا گذاشتمش!

 میدان جنگ تروخیو یا پلازا د آرمور در شب

میدان جنگ تروخیو یا پلازا د آرمور در شب

 پانارومیک باس و کلیسای جامع تروخیو

پانارومیک باس و کلیسای جامع تروخیو

تاریخ سفر: مهرماه ۱۳۹۳

۲ دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
ع
علی
۴ ماه پیش

اقا احمد سلام
خسته نباشین و تشکر از اشتراک گذاری تجربیات سفرهاتون
یه سوال اینکه ایا شما وقتی به یه هاستل با چند نفر ادم بیگانه هم اتاق هستین نمیترسین از اینکه نیمه شب ازتون سرقت بشه یا اینکه بین اونا یه ادم کش یا معتاد و یا دزد باشه یا اینکه توسط سرنگهای الوده مریض بشین؟!؟

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۴ ماه پیش

سلام دوست عزیز
نه من این نگرانی ها رو ندارم، وگرنه نمیتونستم سفر برم

پاسخ
پاسخ