سفرنوشت

ساموا، روز هشتم

ساموا

از اونجايى كه به ساحل شرقى نزديك بودم تصميم گرفتم بجاى خوابيدن يكبار ديگه صبح زود بيدار بشم و اون طلوع خاص رو ببينم. بعد از صبحانه يك ساعت و نيم رانندگى كردم تا به شهر آپيا و رابين برسم. رفتيم مركز فرهنگى ساموا و رقص محلى كه روز اول رابين نديده بود اينبار با هم ديديم. كار خاصى بجز ديدن اين رقص نشد انجام بديم.

رقصنده هاى ساموا

رقصنده هاى ساموا

هوا اينقدر گرم بود كه نميشد از ماشين خارج شد. دادن لباس ها براى شستشو و تميز كردن ماشين و نهايتا رفتن به فرودگاه براى پرواز امشب به نيوزلند، توقف پنج ساعته در اوكلند و سپس پرواز به ملبورن استراليا.

ساموا هم خودش زيبا بود هم مردم دوست داشتنى و جالبى داشت. تقريبا همه توى جاده ها برامون دست تكون ميدادند و ابراز محبت ميكردند. شيوه سلام دادن ساموايى ها به اين صورته كه دست رو بالا ميارند و رو به جلو حالتى مثل بستن شير آب دو يا سه بار تكون ميدند 😊 كلا اين كشور اينقدر كوچيكه همه همديگر رو ميشناسند 😅

خداحافظ ساموا

تاریخ سفر: پاییز ۱۳۹۵

احمد خانی

احمد خانی عاشق سفر و دیدن سرزمین های متفاوت

۴دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
ح
حمزه
۱۲ روز پیش

سلام
جالب بود
سفرهات همیشه به خوشی

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱۲ روز پیش

سلام و سپاس دوست عزیز 🌸

پاسخ
پاسخ
ح
حامد
۲ ماه پیش

عجب سايت خوبى
با خوندن سفرنامه احساس كردم خودم به ساموآ سفر كردم

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ ماه پیش

خوش اومدی حامدجان

پاسخ
پاسخ
ادامه...