سفرنوشت

آبشار آنجل؛ بلندترین آبشار دنیا

ونزوئلا

آبشار آنجل (Angel falls) که به اسپانیایی سالتو آنجل (Salto Angel) گفته میشه با ارتفاع ۹۷۹ متر که ۸۰۷ مترش سقوط آزاد هست، عنوان بلندترین آبشار دنیا رو مال خودش کرده و در لیست میراث جهانی طبیعی یونسکو ثبت شده. آبشار آنجل در پارک ملی کانایما و در مقیاس کلی در منطقه گران سابانا (Gran Sabna) واقع شده.

صبح روز دوم در پارک ملی کانایما ساعت ۷:۳۰ صبح صبحانه خوردیم و با همون کامیون-اتوبوس توریستی به سمت قایق حرکت کردیم. کانائیما مسیر زمینی به جاهای دیگه ونزوئلا نداره و نمیدونم چطوری این کامیون رو آورده بودند.

اتوبوس-كامیون حمل مسافر در كانایما. دو نفر سمت راست بلیندا و پاتریك و نفر سمت چپ ایتالیایی عجیب غریب كه یك كلمه انگلیسی یا اسپانیایی بلد نبود!

اتوبوس-كامیون حمل مسافر در كانایما. دو نفر سمت راست بلیندا و پاتریك و نفر سمت چپ ایتالیایی عجیب غریب كه یك كلمه انگلیسی یا اسپانیایی بلد نبود!

قبل از سوار شدن به قایق از یک آبشار کوچک دیدن کردیم که در برابر آبشارهای روز قبل حرفی برای گفتن نداشت. سوار قایق های باریک شبیه کانو شدیم و در خلاف جریان رودخانه کارائو (Carrao river) حرکت کردیم.

سوار بر قایق به سمت آبشار آنجل

سوار بر قایق به سمت آبشار آنجل

مسیر چهار ساعته از میان جنگل های انبوه و کوه های با شکل خاص رد میشد. کوه هایی که سرشون بدلیل فرسایش بسیار صاف شده به اسم تِپویی (Tepui) و فقط در این قسمت کره زمین دیده میشند. رودخانه کارائو همیشه مثل پاییز پر آب نیست و در فصل خشکسالی توریست ها مجبورند هر از گاهی از قایق پیاده بشند و توی رودخانه قایق رو روی دوششون بزارند یا هل بدند. تنها یک بار در مسیر ما از قایق پیاده شدیم و حدود ۱ ساعتی پیاده روی کردیم و دوباره سوار قایق شدیم.

كوه هاى تپویى سر صاف در مسیر آبشار

كوه هاى تپویى سر صاف در مسیر آبشار

قسمتی كه باید پیاده می رفتیم به خونه مردم بومى برخوردیم

قسمتی كه باید پیاده می رفتیم به خونه مردم بومى برخوردیم

در مجموع مسیر حدود ۴-۵ ساعتی بود و فقط ۲۰ دقیقه برای ناهار در کنار ساحل رودخانه توقف داشتیم. بعضی جاها که عرض رودخانه کم و جریان آب زیاد میشد، ما هم حسابی خیس میشدیم. نیم ساعت آخر قایق سواری، آبشار آنجل هم خودش رو نشون داد و هیجان رو میشد توی چهره همه مسافرها دید.

توقف در ساحل رودخانه برای ناهار

توقف در ساحل رودخانه برای ناهار

اولین دیدار آبشار آنجل

اولین دیدار آبشار آنجل

نهایتا قایق توقف کرد و پیاده وارد یک جنگل بارانی انبوه شدیم. بعد از حدود ۱ ساعت پیاده روی به جایی رسیدیم که بهترین منظرگاه دیدن آبشار آنجل بود. یکی از بهترین لحظات سفر بود. از شانس خوب ما اون روز ابرهای زیادی توی آسمان نبودند و کل آبشار آنجل رو میشد دید، پدیده ای که کمتر پیش میاد.

پیاده روى برای دیدن آبشار آنجل از اینجا شروع شد

پیاده روى برای دیدن آبشار آنجل از اینجا شروع شد

مسیری كه برای رفتن به آبشار طى كردیم توسط ریشه درختان پوشانده شده بود و باید خیلی احتیاط می كردیم

مسیری كه برای رفتن به آبشار طى كردیم توسط ریشه درختان پوشانده شده بود و باید خیلی احتیاط می كردیم

آبشار آنجل، بلندترین آبشار دنیا

آبشار آنجل، بلندترین آبشار دنیا

جیمی آنجل آمریکایی ۸۰ سال قبل وقتی در حال پرواز برای کشف معادن طلا و الماس بود بطور اتفاقی آبشار آنجل رو کشف کرد. دو سال بعد دوباره با همسرش بر فراز همون منطقه پرواز کرد و سعی کرد در بالای زمین های هموار بالای آبشار فرود بیاد ولی هواپیماش در زمین های باتلاقی گیر کرد. جیمی و همسرش دو هفته توی جنگل پیاده روی کردند تا نجات یافتند. هواپیمای جیمی هنوز اون بالا کنار آبشاره.

بعد از دیدن آبشار ۲۰ دقیقه دیگه راه رفتیم تا به حوضچه پایین آبشار رسیدیم. از اینجا نمیشد آبشار رو دید و فقط صدای اون میومد. آب حوضچه خیلی سرد بود ولی دیدن آبشار آنجل آنقدر بهم انرژی داده بود که با شنا توی اون آب اصلا احساس سرما نکردم.

حوضچه پایین آبشار

حوضچه پایین آبشار

كم كم ابرها در حال احاطه آبشار بودند

كم كم ابرها در حال احاطه آبشار بودند

تارزان بازی با شاخه هاى آویزان

تارزان بازی با شاخه هاى آویزان

هوا داشت تاریک میشد و بارون هم گرفته بود که راهنما دستور برگشت داد. وقتی به قایق رسیدیم کامل شب شده بود. سوار قایق شدیم و به سمت دیگر رودخانه رفتیم. بعد از ۱۰ دقیقه پیاده روی به کمپ بسیار ابتدایی که توسط یک خانواده بومی اداره میشد رسیدیم. شام بسیار خوشمزه اون شب مرغ کباب شده روی آتیش بود.

شام خوشمزه 👌

شام خوشمزه 👌

محل خوابمون ننو (Hammock) در فضای باز بود، البته برای جلوگیری از خیس شدن توسط بارون یک سقف نازک سراسری داشت.

خوابگاه ما در نزدیكی آبشار آنجل

خوابگاه ما در نزدیكی آبشار آنجل

فرانک توصیه های لازم رو قبل از خواب کرد. اول از همه باید قبل از دراز کشیدن خوب داخل هموک و پتو رو بازرسی کنیم، احتمال بودن انواع جک و جونور اونجا وسط جنگل خیلی زیاده. راهنما توصیه کرد بصورت مورب بخوابیم چون اگر صاف بخوابیم بدنمون شبیه موز میشه و صبح کمر درد داریم.

توصیه های فرانک چندان مهم نبود چون من اون شب خوابم نبرد.خوشحالی و هیجان و لذت دیدن و آبتنی کردن در آبشار آنجل و منظره های فوق العاده زیبای توی مسیر انقدر زیاد بود که مغزم همچنان داشت پردازشش می کرد و اجازه خواب نمیداد. تاب خوردن ننو گهواره من و صدای بارون توی اون جنگل تاریک هم موسیقی شبانه من شده بود. یکی از خواب نرفتن های لذت بخشم رو تجربه کردم.

فیلم انیمیشن آپ (Up) محصول مشترک دیزنی-پیکسار رو شاید دیده باشید. اونجا آبشاری زیبا به اسم پارادایز فالز (Paradise falls) هست که پیرمرد تمام تلاشش رو میکنه اون رو ببینه. تمام اون آبشار و کوه های اطرافش از همین آبشار آنجل و منطقه کانایما الهام گرفته شده و حقیقتا هم خیلی شبیه بودند. دیدن این کارتون زیبا رو توصیه می کنم.

پارادایز فالز

پارادایز فالز

صبح خیلی زود راهنما همه رو بیدار کرد، ساعت ۵:۳۰ صبح صبحانه خوردیم و بعد از خداحافظی با آبشار آنجل ساعت ۶ به سمت روستای کانائیما حرکت کردیم. هوا کمی سرد بود و بدلیل حرکت در جهت رودخانه سرعتمون خیلی بیشتر. مجداد همون ۱ ساعت پیاده روی خارج از قایق رو داشتیم.

خداحافظى با آبشار آنجل

خداحافظى با آبشار آنجل

مسیر بازگشت به كانایما

مسیر بازگشت به كانایما

هوا سرد بود و صورتم رو پوشانده بودم. همسفرها هم نمیتونستند جلوى دوربین ژست نگیرند..

هوا سرد بود و صورتم رو پوشانده بودم. همسفرها هم نمیتونستند جلوى دوربین ژست نگیرند..

کوه هاى تپویی

کوه هاى تپویی

مسیری كه قایق باید خالى می رفت و ما پیاده

مسیری كه قایق باید خالى می رفت و ما پیاده

نهایتا ساعت ۱۰ رسیدیم فرودگاه کانایما. افراد گروه هر کدوم پروازهای مختلفی داشتند و یکی یکی رفتند. ولی ظاهرا هیچ پروازی برای بردن من و زوج استرالیایی نبود.

بعد از دو ساعت معطلی دیدم بهترین کار اینه از پروازهایی که با قیمت ۴۰۰۰ بولیوار (۱۲۰ هزار تومان) یک گشت بیست دقیقه ای بالای آبشار آنجل و محوطه اطرافش دارند استفاده کنم. کسانی که از قبل این پرواز گردشی رو رزرو کرده بودند تا ۱۰۰۰۰ بولیوار هم براش پرداخته بودند.

هواپیمای مخصوص گردش کمی بزرگتر بود و ۵ تا صندلی مسافر داشت. خلبان برای حفظ تعادل یک پسر تپل رو برای نشستن کنارش انتخاب کرد. کل مسیر روز قبل رو طی کردیم. آبشار آنجل از بالا هم با ابهت بود. کاپیتان چندتا آبشار دیگه، بعلاوه دشت بالای آبشار آنجل و هواپیمای زمین گیر شده جیمی رو هم نشونمون داد.

رودخانه اى كه روز قبل قایق سواری كردیم برای دیدن آبشار آنجل

رودخانه اى كه روز قبل قایق سواری كردیم برای دیدن آبشار آنجل

آبشار آنجل، بلندترین آبشار دنیا

آبشار آنجل، بلندترین آبشار دنیا

كاپیتان تلاش كرد از همه زوایا آبشار آنجل رو ببینیم. در فصل پر آب آبشار آنجل دو یا حتی ٤ شاخه آب داره ولى در فصل كم آبى یك شاخه هم به زور ریزش آب داره

كاپیتان تلاش كرد از همه زوایا آبشار آنجل رو ببینیم. در فصل پر آب آبشار آنجل دو یا حتی ٤ شاخه آب داره ولى در فصل كم آبى یك شاخه هم به زور ریزش آب داره

این یك آبشار بلند دیگه در نزدیكی آبشار آنجل هست كه فقط با پرواز میشه دیدش

این یك آبشار بلند دیگه در نزدیكی آبشار آنجل هست كه فقط با پرواز میشه دیدش

وقتی برگشتم فرودگاه از استرالیایی ها خبری نبود. ظاهرا پروازی برای بردن ما نیومده و اونها هم رفته بودند کمپ برای استراحت. من هم به اون ها پیوستم و فرصتی شد تا صحبت بیشتری بکنیم.

بلیندا و پاتریک عاشق سفر با موتور سیکلت بودند و همه جا رو با موتورشون می رفتند. سال ۱۳۸۸ یک ماه به ایران سفر کرده بودند و خاطرات بسیار خوبی داشتند. می گفتند تا سه ماه قبل که به برزیل سفر کرده بودند ایرانی ها مهمان نوازترین مردمی بودند که دیدند. اما حالا برزیل از ایران جلو زده بود. 😁

اینم فرودگاه كانایما كه لباس هاى من داره روى حصارش خشك میشه 🤠

اینم فرودگاه كانایما كه لباس هاى من داره روى حصارش خشك میشه 🤠

نهایتا ساعت ۴ کاپیتان کارلوس با هواپیمای کوچکش توی باند فرودگاه کانایما نشست و از اینکه ما رو فراموش کرده بودند عذرخواهی کرد.

خیلی هم عجله داشت چون سیداد بولیوار قرار بود طوفان بشه. اینبار نوبت پاتریک بود که جلو بشینه و من و بلیندا عقب نشستیم. نیم ساعت از پرواز گذشته بود که از دور ابرهای سیاه پیداشون شد.

غروب آفتاب در مسیر برگشت به سیداد بولیوار

غروب آفتاب در مسیر برگشت به سیداد بولیوار

۱۵ دقیقه آخر پرواز کاملا داخل طوفان بودیم و هواپیما مثل یک گنجشک کوچولو به اینطرف و اونطرف پرت میشد. هر چهار نفر بشدت ترسیده بودیم. از همه جا داخل کابین آب می ریخت و سرما و باد و آب داخل هم به مشکلات اضافه شده بود. کاپیتان هم نمیتونست باند رو پیدا کنه و خداخدا می کردم به دکل یا ساختمان بلندی برخورد نکنیم. نهایتا وقتی کارلوس تونست باند رو پیدا کنه و هواپیما رو بشونه هممون از خوشحالی جیغ میزدیم…

من و پاتریك خوشحال از فرود سالم در فرودگاه سیداد بولیوار

من و پاتریك خوشحال از فرود سالم در فرودگاه سیداد بولیوار

وارد سالن فرودگاه که شدم لنا اومده بود دنبالم و با هم رفتیم خونش. قرار بود ظهر اون روز از سیداد بولیوار برم ولی چون شب رسیده بودم و هیچ ماشینی نبود برای مقصد بعدی، از طرفی مشکل بدلیل اشتباه آژانس مسافرتی پیش اومده بود، لنا خودش پیشنهاد داده بود که برم منزلش.

لنا مادر سه فرزند بود و خودش اهل روستاهای سانتاالنا (Santa Elena) بود، کارش رو از دست داده بود و چون سیداد بولیوار کار پیدا کرده بود اومده بود توی این شهر و برای بچه هاش در سانتا النا پول می فرستاد. لنا با اینکه از طرفدار های چاوز بود ولی می گفت در انتخابات آینده سعی می کنم گزینه بهتری از حزب چاویزمو پیدا کنم.

صبح قبل از خداحافظی از لنا بخاطر محبتش و اینکه برای تور آبشار آنجل خیلی بهم کمک کرده بود و من رو در خانش پذیرفته بود، یک هدیه کوچک از ایران بهش دادم و خداحافظی کردم.

تاریخ سفر: آبان ۱۳۹۳

احمد خانی

احمد خانی عاشق سفر و دیدن سرزمین های متفاوت

۱۰دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
پ
پروین
۲ سال پیش

هواپیمای زمین گیر شده جیمی باز جا موند از عکسها؟!!!

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ سال پیش

نتونستم ازش عکس بگیرم

پاسخ
پاسخ
ح
حسین
۳ سال پیش

معرکه بود. جذاب ترین سفر نوشتت بود به نظر من.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ سال پیش

مرسى حسین جان
سفر ونزوئلا رو با همه سختى هاش خیلى دوستش دارم 🌞👍

پاسخ
پاسخ
ن
نرگس بختیاری
۳ سال پیش

ممنون بابت انتقال خوب این همه تجربه عالی.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ سال پیش

مرسى از همراهیتون دوست عزیز 🌹

پاسخ
پاسخ
ا
ایمان
۳ سال پیش

عالی و پر هیجان

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ سال پیش

فوق العاده بود ايمان جان

پاسخ
پاسخ
م
مهدی
۳ سال پیش

آبشار آنجلم آرزوست ، نقطه.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۳ سال پیش

اميدوارم خيلي زود از نرديك ببينيش مهدى جان

پاسخ
پاسخ
ادامه...