سفرنوشت

سفر به پارک ملی کانایما با هواپیمای تک موتوره

ونزوئلا

ساعت ۶ صبح با لِنا دختری که تور رو ازش خریده بودم توی فرودگاه سیداد بولیوار بودیم. فرودگاه نسبتا کوچک ولی خیلی تمیز و مرتب بود. اکثر افراد اون موقع صبح مسافرهای آبشار آنجل بودند. همه آژانس هایی که تور آبشار آنجل رو داشتند توی فرودگاه هم دفتر داشتند. داخل دفتر آژانسی که قرار بود باهاش برم کلیه برگه های قرارداد تور رو امضا کردم و مبلغ ۱۹۵۰۰ بولیوار به دانتس که مسوول آژانس بود دادم. میدونستم که پروازها از سیدادبولیوار به منطقه کانایما یا کانائیما (Canaima) که ورودی آبشار آنجل هست، با هواپیماهای کوچک انجام میشه. به دانتس گفتم من میخوام بغل دست خلبان بشینم. گفت سعیش رو میکنه.

تا ساعت ۷ دو بار دیگه درخواست نشستن کنار خلبان رو به لنا و دانتس گفتم و هر دو فقط گفتند سعیشون رو می کنند.

وقتی ساعت ۸ دانتس رو دیدم گفت حله، یک زوج استرالیایی همسفرت هستند که اونها پیش هم عقب میشینند و تو کنار خلبان. گفتم مگه هواپیما چند نفره هست؟ وقتی گفت ۱ خلبان و سه تا صندلی، قلبم ایستاد! برای کسی که از پرواز میترسه سوار شدن به همچین هواپیمایی … از قبل خودم رو برای سوار شدن به هواپیمای ملخی آماده کرده بودم ولی نه اینقدر کوچولو!

هواپیماى تك موتوره در مسیر كانایما. نگاه به چهره خندانم نكنید، توى دلم ...

هواپیماى تك موتوره در مسیر كانایما. نگاه به چهره خندانم نكنید، توى دلم ...

ساعت ۸:۳۰ با بلیندا و پاتریک زوج مسن استرالیایی رفتیم روی باند که سوار هواپیما بشیم. کاپیتان کارلوس یک کلمه انگلیسی بلد نبود و سنش هم از من کمتر بود. پاتریک که در جوانی خلبانی کرده بود و کمی هم اسپانیایی بلد بود خواست جلو بشینه. بهش گفتم به من قولش رو دادند و اون هم قبول کرد به شرطی که برگشت جامون عوض بشه. کارلوس که فهمید ماجرا چیه کلید رو داد به پاتریک گفت اصلا تو هواپیما رو بِرون 😆

پرواز یک ساعته بر فراز دشت های سرسبز و رودخانه های ونزوئلا خیلی بهتر از تصورم بود. حتی تکون هاش از بوئینگ و ایرباس هم کمتر بود، طوریکه من یک چرت کوچک هم زدم. هواپیما در ارتفاع ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ متری پرواز می کرد یعنی همون ارتفاعی که پرنده های شکاری پرواز می کنند و از اون بالا زمین رو می بینند.

مسیر سیداد بولیوار تا كانایما

مسیر سیداد بولیوار تا كانایما

مسير سيداد بوليوار تا كانايما

مسير سيداد بوليوار تا كانايما

منظره هاى زیبای مسیر

منظره هاى زیبای مسیر

از داخل کابین بگم که تقریبا هیچ کدام از وسایل اندازه گیری و عقربه های جلوی من و خلبان کار نمی کرد. فقط برای مسیر یابی کاپیتان کارلوس یک جی پی اس گارمین چسبوند روی داشبورد تا بتونه مسیر رو پیدا کنه. بیشتر مسیر هم کاپیتان در حال چت توی فیسبوک بود!

داشبورد هواپیما

داشبورد هواپیما

كاپیتان پرواز رو بیخیال شده بود و در حال چت توی فیسبوك بود!

كاپیتان پرواز رو بیخیال شده بود و در حال چت توی فیسبوك بود!

یک فرود عالی در فرودگاه ساده و بسیار ابتدایی کانایما داشتیم. یک عالمه هواپیمای کوچولو که شبیه هواپیماهای برادران رایت بودند اونجا بود. پاتریک باورش نمیشد هنوز این هواپیماها استفاده میشه.

در حال فرود در باند فرودگاه كانایما

در حال فرود در باند فرودگاه كانایما

شبیه هواپیماى برادران رایت بود. فرودگاه كانائیما

شبیه هواپیماى برادران رایت بود. فرودگاه كانائیما

جلوی دکه پلیس فرودگاه یک فرم پر کردیم و با یک کامیون که مخصوص حمل مسافر و بار بود رفتیم به سمت کمپ. توی روستای کانایما تقریبا همه درآمد محلی ها از توریست و ماهیگری هست. کمپ ما خیلی ابتدایی ولی تمیز و دوست داشتنی بود. وسایل رو توی اتاق گذاشتم و به سمت دریاچه کانایما حرکت کردم. آب خنک و قرمز رنگ به همراه آبشارها در پس زمینه جون میداد برای آبتنی. دو تا رودخانه از ارتفاع بالاتر به دریاچه می ریختند و آبشارهای زیبایی درست می کردند. خروجی دریاچه هم خودش آبشار شده بود.

دریاچه كانایما

دریاچه كانایما

دریاچه كانایما كه بدلیل مواد معدنی در آب قرمز رنگ بود. شنا در نزدیك آبشارها بسیار خطرناك بود و راهنما رو عصبانی كردم 🙈

دریاچه كانایما كه بدلیل مواد معدنی در آب قرمز رنگ بود. شنا در نزدیك آبشارها بسیار خطرناك بود و راهنما رو عصبانی كردم 🙈

برای ناهار توی کمپ افراد دیگه ای هم اضافه شده بودند و گروهمون حداقل ۱۵ نفری میشد. راهنما که یک پسر دوست داشتنی به اسم فرانک بود بعد از ناهار برنامه مدت اقامتمون در کانایما رو با جزییات کامل و روی نقشه توضیح داد.

فرانك در حال توضيح بر روى نقشه پارك ملي كانايما

فرانك در حال توضيح بر روى نقشه پارك ملي كانايما

یکی از نفرات جالب تور یک مرد ۵۰ ساله ایتالیایی بود که بدون دونستن حتی یک کلمه انگلیسی یا اسپانیایی، یک تور آبشار آنجل ۹ روزه خریداری کرده بود و تنهایی اومده بود اونجا. راهنمای بیچاره که از پکیج تور این ایتالیایی چیز زیادی سر در نمیاورد دست به دامن یک دختر ایتالیایی شده بود که بتونه برای این توریست عجیب توضیح بده.

آبشارهاى كانائیما

آبشارهاى كانائیما

آبشارهاى كانائیما

آبشارهاى كانائیما

آبشارهاى كانائیما

آبشارهاى كانائیما

برنامه عصر روز اول قایق سواری روی دریاچه کانایما و دیدن آبشارها از نزدیک بود. فرانک توصیه کرد موقع راه رفتن روی سنگ های لغزنده اطراف و پشت آبشار، بدون کفش و با جوراب راه بریم. نزدیک شدن به آبشارها با قایق خیلی هیجان داشت ولی بهترین قسمت رفتن پشت دو تا از آبشارها بود. شاید عکس بتونه فقط گوشه ای از اون حس خاص پشت آبشار و دیواره آب رو نشون بده. اصلا نگار فضای پشت آبشار توسط انسان سنگتراشی شده بود.

قایق ما

قایق ما

بالاى آبشارها

بالاى آبشارها

آبشار كانایما

آبشار كانایما

بعد از قدم زدن پشت آبشار اول به قدری لذت برده بودم که برای آبشار دوم موبایلم رو هم با خودم بردم و اصلا مهم نبود خیس میشه، فقط دوست داشتم از اونجا عکس داشته باشم. خداییش آیفون خیلی جون سخته و آخ هم نگفت توی اون محیط مرطوب.

فرانك به زور قبول كرد دستم رو براى چند ثانیه رها كنه. شبیه كارتون ها بود كه میشد برى پشت آبشار

فرانك به زور قبول كرد دستم رو براى چند ثانیه رها كنه. شبیه كارتون ها بود كه میشد برى پشت آبشار

اگه فرانك دستم رو رها می كرد می پریدم توى آبشار. به قدرى خوشحال بودم عقلم درست كار نمی كرد ☠️

اگه فرانك دستم رو رها می كرد می پریدم توى آبشار. به قدرى خوشحال بودم عقلم درست كار نمی كرد ☠️

مثل این بود كه صخره پشت آبشار براى تردد تراشیده شده باشه

مثل این بود كه صخره پشت آبشار براى تردد تراشیده شده باشه

منظره رویایی از پشت آبشار كانایما

منظره رویایی از پشت آبشار كانایما

فرانک از هر فرصتی برای توضیح منطقه استفاده می کرد. متاسفانه جزییات رو فراموش کردم فقط یادمه از زیر یک تکه سنگ چند تا موریانه درآورد و از همه خواست تستش کنند. ترش مزه بود، شبیه لواشک.

تماشای غروب آفتاب کنار آبشار آخرین قسمت برنامه روز اول بود.

من و غروب آفتاب

من و غروب آفتاب

غروب كانایما

غروب كانایما

برگشتیم کمپ و پس از خوردن شام با چند تا توریست جوان برزیلی و ایتالیایی توی دهکده کانائیما قدم زدیم. دانیل که با خواهرش مسافرت می کرد چند هفته بعد و در آخر سفر آمریکای جنوبی میزبانم در ریودوژانیرو شد.

همسفرهای برزیلی و ایتالیایی در روستاى کانایما

همسفرهای برزیلی و ایتالیایی در روستاى کانایما

فرانک گفته بود حرکت فردا به سمت آبشار آنجل صبح زوده و تقریبا همه توی کمپ زود خوابیدند.

تاریخ سفر: آبان ۱۳۹۳

احمد خانی

احمد خانی عاشق سفر و دیدن سرزمین های متفاوت

۱۰دیدگاه

دیدگاه را وارد کنید
نام خود را وارد کنید
  • - گزینه های دیدگاه، نام و ایمیل حتما باید وارد شوند.
  • - ایمیل شما هیچگاه منتشر نخواهد شد. فقط برای اطلاع شما از پاسخ به دیدگاهتان استفاده می شود.
م
مهرداد
۷ ماه پیش

تنها کلمه ائی که میتونم بگم،فوق العادس.

پاسخ
پاسخ
ج
جواد
۷ ماه پیش

خیلی هم عالی.
لذت بردم

پاسخ
پاسخ
پ
پروین
۱ سال پیش

بودن پشت یه آبشار خیلی باید لذت بخش باشه. از چهره تون معلومه.. مرسی از عکسهای خوبی که گرفتید. ما هم کمی تا قسمتی هیجان و لذتش رو حس کردیم.

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۱ سال پیش

اینجا‌جزو بهترین قسمت های سفر ونزوئلا بود

پاسخ
پاسخ
ش
شیما و علی
۲ سال پیش

زیبا و دوست داشتنی. فقط چجوری دلت اومد اون بالا چرت بزنی. اونم تو یه تور لوکس!
خوش بگذره

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ سال پیش

مرسی دوستان 🌹🙂
من خوابم بیاد توی تور کره ماه هم ممکنه چرت بزنم 😁

پاسخ
پاسخ
ش
شیما و علی
۲ سال پیش

سلام بر احمد عزیز
چه زیباست سفر لوکس با هواپیما .فقط چجوری دلت اومد چرت هم زدی؟مناظر فوق العاده اند. بازم حیف ونزوئلا زیبا!
شادباشی

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ سال پیش

سلام بر شیما و على عزیز. چرت غیر ارادى بود 😴 استرالیایی ها هم خندشون گرفته بود من اصرار كرده بودم جلو بشینم و چشمام هی می رفت 🤠 پیروز باشید

پاسخ
پاسخ
ح
حامد
۲ سال پیش

واقعا تو تصورات من نمیگنجه فوق العاده بود مرسیییییی

پاسخ
پاسخ
ahmad
احمد مدیر سایت
۲ سال پیش

سپاس حامد جان. واقعا رويايی بود

پاسخ
پاسخ
ادامه...